رضا گرمابدري
جنگ جاری در غزهدارای سه واقعیت قطعی آشکار و نیمه آشکار است که بررسی دقیق آن میتواند دستاورد و پیروزی فلسطینیان را به دور از معیارهای مادی که در روند منازعه فلسطین با رژیم صهیونیستی لحاظ میشود، مشخص سازد. این سه واقعیت عبارتند از:
۱ـ کشتار و قتلعام در اوج دنائت و وحشیگری؛ در معرکه حدوداً سههفتهای غزه (تا زمان نگارش این نوشته) آنچه که بیش از هر چیز دیگر مشاهدهکنندگان این معرکه نابرابر را میآزارد. کودکان، زنان و بیپناهانی هستند که با هر حمله وحشیانه صهیونیستها به خاک و خون کشیده میشوند. در کنار این جنایتهای تکراری آنچه که بر عمق این آزردگی میآفزاید زیر پاگذاشتن سایر قوانین و هنجارهای بینالمللی و اصول و قواعد زیست و رفتار انسانی است که اگر محترم شمرده میشدند، تعداد کشتهشدگان غیرنظامی به این سرعت حدود هزار نفر (تا زمان نگارش این نوشته) افزایش پیدا نمیکرد. نتیجه این رفتار وحشی و عنانگسیخته، حمله به آمبولانسها، نیروهای امدادی، مدارس، مساجد، بیمارستانها و ... بوده که سهمزیادی در روند افزایش کشتهشدگان دارد.
۲ ـ هدف صهیونیستها از افزایش کشتار عامدانه و آگاهانه؛ صهیونیستها از سیاست افزایش کشتار دو هدف مرتبط با یکدیگر را دنبال میکنند، هدف اول تضعیف پایگاه اجتماعی مقاومت با این گمانه که با افزایش تعداد کشتهشدگان از تحمل و شکیبایی مردم کاسته میشود و آنها با از دست دادن عزیزان و ارکان و اسباب زندگیشان دچار بحران روحی و روانی میشوند و مقاومت را مسبب آن میدانند و در نهایت با دست برداشتن از حمایت مقاومت، علیه آن قیام میکنند و هدف دوم هم اینکه نیروهای مقاومت با احساس از دست دادن پایگاه مردمی به سبب شدت خسارات مادی و معنوی که به آنها وارد شده از بیم رویایی مردم با آنها در تنگنا قرار میگیرند و ناچارند با تسلیم در برابر صهیونیستها به خواستههای آنها تن دهند.
۳ ـ پررنگتر و امیدبخشتر شدن راه مقابله با صهیونیستها؛ این واقعیت برخلاف دو واقعیت پیش، از اهمیت و تعیینکنندگی بیشتر و وضوح کمتری برخوردار است که باید در آينده بیشتر به آن پرداخته شود. در این واقعیت که از متن فراز و فرود طولانی مواجهه فلسطینیان با صهیونیستها برآمده و صهیونیستها از آشکار شدن ارزش راهبردی آن وحشت دارند، یک نکته اثباتی و ترغیبکننده وجود دارد، اینکه روی آوردن فلسطینیان به مقاومت جدی و رویارویی حساب شده مسلحانه با صهیونیستها به واقع کیان صهیونیستها را تهدید کرده و همانگونه که جنگهای ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و ۸ روزه اثبات کرد که رژیم صهیونیستی در برابر جنگهای دقیق و با برنامهای که آمادگیهای پیشین آن فراهم شده باشد بسیار آسیبپذیر است، این حقیقت ارزنده و حیاتی در جنگ جاری نیز به عینه مشاهده میشود و ذلت سران صهیونیسم در التماس برای آتشبس موید آن است. نتیجه این بررسی واقعی این است که رژیم صهیونیستی برخلاف آنچه که وانمود میکند در یک دهه اخیر از جنگ با حزبالله و نیروهای مقاومت فلسطین بسیار وحشت دارد؛ زیرا برخلاف جنگهای گذشته با ارتشهای کشورهای عربی، این جنگها را نزدیکترین محل به شیشه عمرش میبیند و بهشدت نگران آن است که هر آن یکی از این جنگها به موجودیت کثیفش خاتمه دهد. از این رو منطق عقلانی و هوشمند و موقعیتشناس حکم میکند که نیروهای مقاومت باید بر روی مباحث نظامی بیشتر سرمایهگذاری کنند و همانطور که امام خامنهای(مدظلهالعالی) کاوشگرانه و آیندهنگرانه توصیه کردند با تسلیح داوطلبان در کرانه باختری شیشه عمر رژیم سفاک و خونخوار صهیونیستی را بر بالای دست گیرند تا در زمان مقتضی آن را بر صخره سختی بکوبند که صهیونیستها آن را با کشتن زنان و کودکان معنا کردند و مقاومت باید آن را با نابود کردن رژیم پلید صهیونیستی معنا کند. آن روز دیر نیست. انشاءالله