علی تتماج
«جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا و پس از آن «ویلیام هیگ» همتای انگلیسی وی در سفری ناگهانی وارد عراق شدند. سفرهایی که غیرمنتظره بودن آنها نشانگر استمرار هراس آمریکاییها و انگلیسیها از واکنشهای مردمی به حضورشان در عراق است. روندی که مشابه آن را در افغانستان نیز میتوان مشاهده کرد. امری که آن را باید شکست دیپلماسی عمومی آمریکا و انگلیس و نداشتن پایگاه مردمی برای آنها دانست. همزمان با این سفرها، وزیر خارجه آمریکا در سفری دورهای با مقامات مصر، اردن، عربستان، امارات و قطر نیز درباره تحولات عراق و منطقه گفتوگو کرد.
در باب اهداف و دلایل سفر کری و هیگ به عراق، دیدگاههای متعددی مطرح شده، در حالی که مقامات این کشورها تلاش کردند آن را اقدامی در جهت تقویت وحدت عراقیها و حل مسائل امنیتی عنوان کنند!
این ادعاها در حالی مطرح شده که بررسی کارنامه رفتاری هیگ و کری در عراق و منطقه، نشانگر نکاتی تأملبرانگیز است که بیداری عراقیها و منطقه در قبال آن، امری ضروری مینماید.
مهمترین مسئله آن است که با وحدت و یکپارچگی موجود میان عراقیها، پیروز نهایی تحولات کنونی این کشور، مسلماً تروریستها نخواهند بود و آمریکا و انگلیس نیز به خوبی این امر را میدانند. مجموع مواضع آمریکاییها و انگلیسیها از جمله رویکرد آنها در به کارگیری واژگانی نظیر لزوم وحدت عراقیها و اقدامات واحد آنها در برابر داعش، در حالی مطرح میشود که عراقیها از ابتدا رویکرد وحدتی داشتهاند و گفتههای آمریکاییها تأثیری در این روند ندارد و ان را میتوان اقدامی تبلیغاتی برای ریختن دستاوردهای مردم عراق در سبد دستاوردهای این کشورها دانست. به عبارتی، آنها برآنند تا بازی برده را که هزینهای هم برای آن نپرداختهاند، برای خود ثبت کنند، در حالی که این مردم عراق هستند که هزینههای مالی و انسانی این مبارزه را پرداخت کردهاند.
نکته قابلتوجه نوع رفتار هیگ و کری در باب ساختار سیاسی عراق است. آنها با برجستهسازی لزوم تشکیل دولت ملی و فراگیر در عراق، در ظاهر برای وحدت عراق گام برداشتند، حال آنکه، رفتار آنها عملاً مغایر با وحدت و نظر عراقیها و حتی قوانین این کشور بوده است.
مقامات آمریکایی هنگام سفر کری به عراق اعلام کردند کری تلاش خواهد کرد تا دولت عراق را به تشکیل دولتی متشکل از تمام گروهها متقاعد سازد. این ادعا در حالی مطرح شده که بر اساس قانون اساسی عراق، جریانی که بیشترین کرسی انتخابات را کسب کرده، مسئول تشکیل دولت خواهد بود. از همینرو و بر اساس نتایج انتخابات اخیر عراق، مالکی، نخستوزیر کنونی عراق با اکثریت 95 کرسی در صدر قرار دارد، پس وی مسئول رایزنی برای تشکیل دولت است. جالب توجه آنکه، جریانهایی مانند علاوی و النجیفی که آمریکا بر لزوم حضورشان در ساختار سیاسی عراق تأکید دارد، جمعاً 50 کرسی به دست نیاوردهاند!
مواضع آمریکا و انگلیس نشان میدهد که دولت مدنظر آنها در مرحله نخست شامل حذف مالکی میشود و در مرحله دوم، تشکیل دولتی با حضور افراد غربگرا و حتی بعثیها را در بر میگیرد. آمریکا که در حوزه نظامی با وارد کردن بعثیها به ارتش، زمینهساز چالشهای امنیتی نظیر بحران کنونی برای عراق شده، اکنون تلاش دارد افرادی با سابقه بعثی و غربی را در دولت عراق جا دهد، تا این کشور را با چالشها و شکافهای درونی مواجه سازد. میتوان گفت شعار وحدتی که آمریکا سر میدهد در اصل، راهی برای تفرقهافکنی است که در لوای دولت وحدت ملی صورت میگیرد.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، آن است که بخشی از بحران کنونی عراق برگرفته از سهمخواهیهای بعثیها و جریانهای غربگرا است که امنیت ملی عراق را قربانی منافع خود ساختهاند و کری نیز با سفر به بغداد سعی دارد تا به صورت غیرمستقیم، حمایت آمریکا از این جریانها را اعلام و آنها را به ادامه بحرانسازی تشویق کند. گفتنی است؛ محور اصلی تحرکات تفرقهافکنانه آمریکا و انگلیس را در اقلیم کردستان میتوان مشاهده کرد. مواضع سران اربیل به ریاست بارزانی مبنی بر رویکردهای تجزیهطلبانه همزمان با سفر کری و هیگ به این مناطق، نشانگر تحریک اقلیم کردستان از سوی این کشورها برای تحمیل خواستههای سیاسی غرب به دولت مرکزی عراق و جلوگیری از پایان بحران این کشور است. این مسئله زمانی آشکارتر میشود که از یک سو اوباما از کنگره درخواست 500 میلیون دلار برای حمایت از معارضان سوری (بخوانید تروریستها و عاملان بحران سوریه و عراق) را مطرح کرده و از سوی دیگر، کنگره آمریکا تحریمهای جدید علیه حزبالله را که بیشترین نقش را در مبارزه با تروریسم دارد، وضع کرده است که بهصراحت میتوان آن را خدمترسانی به تروریستها از جمله تروریستهای حاضر در عراق دانست.
در نهایت باید گفت سفر کری و هیگ به عراق نه برای حمایت از این کشور، بلکه اقدامی تحریکآمیز برای استفاده از ابزارهای سیاسی برای تحمیل خواستههایشان به عراق بوده است. آنها سیاست فشار از پایین و چانهزنی از بالا را با محوریت تقویت تروریستها و مذاکره با عراقیها اجرا میکنند تا آنچه را که در طول هشت سال اشغال عراق به دست نیاوردند، در قالب حملات تروریستها و اعمال فشارهای سیاسی کسب کنند.