کروبی و حزب اعتماد ملی
حجتالاسلام مهدی کروبی، موسس و دبیرکل حزب اعتماد ملی فعالیتهای سیاسی خود را همزمان با شروع نهضت امام خمینی(ره) آغاز کرد و به جمع مبارزان و همراهان امام پیوست و از همان زمان دستگیریها، زندان و تبعید ایشان آغاز شد.
تجربه کروبی در توزیع کمک بین خانواده زندانیان سبب شد که پس از پیروزی انقلاب و در اسفند ماه سال ۱۳57 از سوی امام خمینی(ره) حکم مسئولیت کمیته امداد برای ایشان به همراه آقایان عسگراولادی و شفیق صادر شود.
کروبی در اولین دوره مجلس شورای اسلامی از سوی مردم الیگودرز به نمایندگی انتخاب شد. در همین هنگام دستور تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی را نیز از امام خمینی(ره) دریافت کرد. در سال 1362 به عنوان نماینده دوم مردم تهران به مجلس راه یافت. از این دوره مجلس تا سال ۱۳۶۸ معاون رئیس مجلس بود و از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۰ ریاست مجلس را بر عهده گرفت.
در کنار دیگر مسئولیتها، امام(ره) نمایندگی خود در امور حج را در سال ۱۳۶۴ به او محول کرد که تا سال ۱۳۶۹ مسئولیت او ادامه داشت. فاجعه کشته شدن زائران ایرانی در مکه در سال ۱۳۶۶ در دوره مسئولیت کروبی اتفاق افتاد.
در سال 1367 با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز تهران، کروبی به همراه آقایان موسوی خوئینیها، خاتمی و برخی دیگر مجمع روحانیون مبارز را تأسیس کردند و در همین سال دوباره به عنوان دومین نماینده مردم تهران به مجلس سوم راه یافت.
آخرین مسئولیتی که از سوی امام خمینی(رحمهالله علیه) در سال 1368 به کروبی محول شد، سرپرستی برخی از اموال به وکالت از طرف ایشان بود و تقریباً همزمان با این حکم در یک حکم جمعی به همراه تعداد دیگری از مسئولان کشوری به عضویت مجلس بازنگری قانون اساسی نیز درآمد.
پس از شکست مجمع روحانیون و همسویانش، کروبی نیز به همراه آنها چند سالی از حضور مستقیم در صحنه سیاسی کنار کشید. وی همچنین از مسئولیت خود در بنیاد شهید استعفا داد.
پس از خرداد 1376 و انتخاب خاتمی به عنوان رئیسجمهور، کروبی در انتخابات مجلس ششم شرکت کرد و به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت و در همین دوره ریاست مجلس را برعهده داشت و همزمان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بود.(۱)
با ادامه و افزایش تحرکات ساختارشکنانه گروهها و افراد شاخص اصلاحطلب در مجلس ششم و در خارج از آن، کروبی نیز از آنان فاصله میگرفت و حتی در مواردی در مقابل آنها ایستادگی میکرد. حاصل چنین روندی نامزد شدن کروبی در انتخابات نهم ریاست جمهوری در سال 1384 بود که مورد مخالفت بسیاری از اصلاحطلبان و حتی مجمع روحانیون که او دبیرش بود، قرار گرفت. همین بیمهری موجب شد که کروبی از دبیری مجمع استعفا دهد و حزب اعتماد ملی را پایهگذاری کند.
فعالیت و عملکرد سیاسی
در خلال زندگینامه شیخ مهدی کروبی به برخی فعالیتهای سیاسی وی اشاره شد. در ادامه مشروحتر به عملکرد سیاسی وی پس از انقلاب و بهخصوص سالهای اخیر در مسئولیتهای فوق و خارج از آن، پرداخته خواهد شد.
۱ـ تأسیس مجمع روحانیون
حجتالاسلام کروبی به همراه چند نفر از روحانیون از جمله تعدادی از اعضای دفتر امام(ره) از اصلیترین بنیانگذاران «مجمع روحانیون» در دهه اول انقلاب اسلامی محسوب میشوند که از جامعه روحانیت مبارز آن روز منشعب شدند. کروبی از ابتدای تأسیس این تشکل در مسند دبیری آن قرار گرفت و تا سال 1384 و راهاندازی حزب اعتماد ملی ادامه داشت. وی چه در مقام دبیرکلی و چه در مرام شخصی خویش پیشتاز مخالفت، رقابت و انتقاد با جناح مقابل و رقیب بود.
پس از توقف فعالیتهاى حزب جمهورى اسلامى(در سال 1366)، محورىترین و اصلىترین تشکل انقلابیون مذهبى که با تحرک و جنبوجوش چشمگیرى در صحنه سیاسى به چشم میآمد، جامعه روحانیت مبارز بود، اما دامنه اختلافاتى که در نهایت سبب توقف فعالیتهاى حزب شد، در درون جامعه روحانیت مبارز نیز جریان یافت.
با تشدید اختلافات، آقای کروبی به همراه سیدمحمود دعایی و حیدرعلی جلالی خمینی دو عضو دیگر جامعه روحانیت، تقریباًً در طول سال1366 از شرکت در جلسات شوراى مرکزى امتناع و مستقل از جامعه، با تعداد دیگر، طى نشستهاى متعدد، مقدمات تأسیس «روحانیون مبارز» را فراهم کردند. آنها احساس میکردند که امکان همکاری و فعالیت با دیگر اعضا در تشکلى واحد از بین رفته است. بر این اساس در 29 اسفندماه سال 1366 در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس، آنها با نظر موافق رهبر کبیر انقلاب اسلامى، این تشکل را به همراه تعداد دیگرى از روحانیون از جمله برخى اعضاى دفتر امام(ره)، تأسیس کردند. حضرت امام به صورت مشروط با انشعاب موافقت کردند؛ شرط امام(ره) آن بود که این انشعاب مایه اختلاف و پرخاش نشود، در حالى که از همان روزهاى نخست تأسیس، این گروه جدید طرف مقابل را مصداق اسلام آمریکایى خوانده و متهم به دفاع از اقتصاد سرمایهدارى کردند، این امر رنجش جامعه روحانیت مبارز را برانگیخت که در پى آن آیتالله مهدوىکنى خدمت امام رسید و از ایشان، رفع این اتهامات را درخواست کرد. امام نیز در پاسخ به این درخواست پیام و منشور برادرى را صادر کرد که در آن، دو طرف را از اختلاف زیربنایى برحذر داشت.
در مجموع اختلافاتی همچون، اختلافنظر پیرامون اصلاحات ارضى و قانون کار، اختلافنظر درباره حدود تبعیت از حضرت امام خمینى(ره)، اختلاف دیدگاه اقتصادى و در نهایت اختلاف درباره فهرست نامزدهاى دوره سوم مجلس شوراى اسلامى، موجب شد مهدی کروبی و یارانش اقدام به انشعاب از جامعه روحانیت کنند.
اختلاف در لیست نامزدها و رأی نیاوردن برخی کاندیداهای نزدیک به کروبی و همفکرانش در جلسه شورای مرکزی روحانیت مبارز، در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شوراى اسلامى، سبب شد بهانه لازم برای انشعاب حاصل شود. البته این اختلاف بر سر لیست نامزدها در آستانه انتخابات مجلس دوم نیز وجود داشت.(۲)
انشعاب و تشکیل مجمع روحانیون با موافقت حضرت امام صورت گرفت، حال تا چه حد کروبی و یارانش توانستند از این اعتماد و این ظرفیت بزرگی که در اختیار آنها گذاشته شد، بهره ببرند جای تحلیل و بررسی دارد. با این توضیح که از همان ابتدا برخی سخنان و رهنمودهای حضرت امام(ره) خودآگاه و یا ناخودآگاه نادیده گرفته شد. برای نمونه تأکید امام خمینى مبنى بر اسلام ناب محمدى (صلىاللهعلیهوآله) و اسلام آمریکایى با نوعى سطحىنگرى و شتابزدگى و برخورد شعارى از سوى آنها مواجه شد. در این میان، اعضاى جامعه روحانیت مبارز که سابقهای روشن در مبارزه با استکبار و پیروی از امام خمینی داشتند، متهم به طرفدارى از اسلام آمریکایى شدند. این نوع برخورد در آستانه انتخابات مجلس سوم شوراى اسلامى برجامعه تأثیر فراوانی گذاشت. این موضوع مورد گله و انتقاد جامعه روحانیت قرار گرفت، در دیداری این موضوع از سوی آقای مهدویکنی به اطلاع امام(ره) رسید(۳) و ایشان نیز در انتقاد از این برخورد مجمع روحانیون، در مقاطع مختلف سخنانی را ایراد کردند و در این باره فرمودند:
«همچنین کسانى دیگر [که] بدون استثنا به هر چه روحانى و عالم است، حمله مىکنند و اسلام آنها را اسلام آمریکایى معرفى مىکنند، راهى بس خطرناک است را مىپویند که خداى ناکرده به شکست اسلام ناب محمدى منتهى مىشود.»(۴)
مجمع روحانیون در زمان دبیری کروبی، فراز و نشیبهای قابل توجهی داشت، از پیروزی قاطع در مجلس سوم و انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال 1376 گرفته تا شکست سنگین در انتخاباتهای مجلس چهارم، پنجم، هفتم و هشتم.
در دوران پس از خرداد ماه سال ۱۳۷۶ با روی کار آمدن احزاب جدیدی همچون مشارکت و مجاهدین نقش مجمع بهعنوان رهبر جناح به اصطلاح چپ رو به ضعف نهاد و به همان نسبت نیز نقش کروبی در چانهزنی و تأثیرگذاری درون جبهه اصلاحات و حاکمیت نیز تضعیف شد.
در آستانه انتخابات نهم ریاست جمهوری پس از اینکه کروبی نامزدی خود را برای انتخابات اعلام کرد، مورد مخالفت گروههای رادیکال و همچنین یاران مجمعی خود همچون خاتمی و خوئینیها قرار گرفت و آنها دبیرکل خود را در این مسیر تنها گذاشتند. این وضعیت بار دیگر تاریخ را برای کروبی تکرار کرد و این بار مواضع غیرمنتظره همراهان خود در مجمع موجب دلخوری شدید وی شد و انشعابی دیگر با جدایی از مجمع و تأسیس حزب اعتماد ملی، توسط شیخ اصلاحات رقم خورد که شاید لقب «شیخ انشعاب» برای وی با مسماتر مینمود.
*پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.