قاسم غفوری
شاید کمتر کسی گمان میکرد که مناقشات میان روسیه و غرب بر سر اوکراین به تقابلی گسترده در صحنه جهانی مبدل شود. طرفین در موضوعاتی همچون سوریه در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند، اما تحولات اوکراین دامنه آن را به عرصههای گستردهتری سوق داد که تأثیر آن را در بسیاری از معادلات جهانی میتوان مشاهده کرد.
در کنار تقابلهای نظامی و سیاسی و تحرکات هر کدام از طرفین در عرصه اوکراین، رفتارهای منطقهای و فرامنطقهای روسیه و غرب برای تقویت مواضع، امری قابل توجه است بهگونهای که میتوان گفت جهان در مناقشه اوکراین درگیر تقابل میان روسیه و غرب است.
در یک طرف این جریان، آمریکا و اروپا قرار دارند؛ کشورهایی که به دلیل برابری توان نظامی با روسیه، توان اقدام نظامی علیه آن را ندارند و در حوزه اقتصاد نیز باوجود ادعای تحریم، عملاً نمیتوانند اقدامی صورت دهند، چنانکه بسیاری از سران اروپا از جمله «اشتاین مایر» وزیر امور خارجه آلمان به صراحت بر پیامدهای منفی تحریم روسیه اذعان کردهاند.
با این شرایط، اروپا و آمریکا به دنبال تنگتر کردن حلقه محاصره روسیه با هدف عقبگرد آن از اوکراین و حتی سوریه هستند. ناتو با رویکرد به توسعه مناطق نفوذ در اروپای شرقی از جمله در بلغارستان، لهستان، رومانی، لیتوانی و... مأموریت محاصره نظامی روسیه را اجرا میکند. ناتو حتی توافقاتی نیز با ژاپن صورت داده است. آمریکاییها نیز با بهانه خروج نیروهایشان از افغانستان، حوزه آسیای مرکزی و قفقاز را برای تقویت نظامیگری در نظر گرفتهاند.
به بازی گرفتن کشورهای عربی، بخش دیگر این تحرکات است. در کنار گسترش همکاریهای سیاسی و امنیتی ـ برگزاری نشست ریاض با حضور چاک هاگل، وزیر دفاع آمریکا و اعضای شورای همکاری خلیجفارس ـ سوق دادن کشورهای عربی به سمت آسیای مرکزی و قفقاز از دیگر تحرکات غرب است. برگزاری نشست مشترک شورای همکاری خلیجفارس و آسیای مرکزی و قفقاز را میتوان در این چارچوب ارزیابی کرد. در همین حال، بخشی از این رویکردها شامل متحدان کشورهای غربی نظیر ژاپن و کرهجنوبی است. آمریکا و اروپا و ناتو در حالی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که کشورهای شرق آسیا یعنی کرهجنوبی و ژاپن نیز به دلیل هراس از اوضاع نابسامان و بحرانی در منطقه و احتمال تهدید منافعشان سعی دارند تا موضعی غربگرایانه اتخاذ کنند. کرهجنوبی تحرکات اخیر ناتو، آمریکا و اروپا را بهانهای برای تقویت توان دفاعی خود میداند و سعی دارد تا از وضعیت موجود برای رسیدن به منافع نظامی و سیاسی بهره گیرد که برگزاری بزرگترین رزمایش کرهجنوبی و آمریکا را میتوان در این چارچوب ارزیابی کرد.
ژاپن به عنوان متحد غرب، بر سر جزایر مورد مناقشه با چین و روسیه سعی دارد تا از شرایط اوکراین برای جلوگیری از فعالتر شدن چین و روسیه در مناطق مورد مناقشه با توکیو بهره گیرد. شکست غرب در مسئله اوکراین برابر با تثبیت موقعیت روسیه در مناطق مورد مناقشه با ژاپن و به تبع آن، برتری پکن در مناقشات با توکیو خواهد بود.
بر این اساس، ژاپن آشکارا به محکومسازی رفتارهای روسیه در اوکراین پرداخته و عملاً در کنار آمریکا قرار گرفته است تا شاید بتواند گامی برای تضعیف روسیه بردارد. البته نباید فراموش کرد که توکیو از درگیر بودن غرب و روسیه در اوکراین خرسند است، چراکه از یکسو، به دنبال تضعیف توان مسکو است و از سوی دیگر، به بهانه شرایط اوکراین، امتیازات نظامی از غرب دریافت میکند.
در نقطه مقابل، روسیه نیز در حال چینش معادلات جدید است که برگرفته از همگرایی منطقهای و فرامنطقهای است. بخشی از این رویکرد شامل گرایش بیشتر به اعضای پیمان شانگهای است. روسیه در حالی با اعضای بزرگ شانگهای نظیر چین، هند و ایران، روابط گستردهای را در پیش گرفته که تلاش دارد تا از ظرفیتهای شانگهای برای مقابله با تحرکات اقتصادی غرب برخوردار شود. نشست سران شانگهای با حضور مقامات ارشد چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، مغولستان، ایران، پاکستان، هند و افغانستان در حالی هفته گذشته برگزار شد که محور سخنان پوتین، رئیسجمهور روسیه در این اجلاس و رایزنیهای حاشیهای آن، لزوم همگرایی در برابر تحرکات غرب بود. همزمان لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه از طرح حذف دلار از معادلات تجاری روسیه و متحدانش خبر داد.
مسکو در کنار نگاه ویژه به شانگهای، نیمنگاهی نیز به متحدان خود در آمریکای لاتین دارد. سفر لاوروف وزیر خارجه روسیه به کوبا، بولیوی، ونزوئلا و... نمودی از این رویکرد است. مسکو تلاش دارد تا ائتلافی سراسری از متحدان را در برابر غرب ایجاد کند که بخش عمدهای از آن را اعمال فشار بر غرب در حوزه انرژی و مقابله با تهدیدات اقتصادی غرب تشکیل میدهد.
با توجه به آنچه ذکر شد، میتوان گفت مناقشه میان مسکو ـ واشنگتن در حال گسترش به سراسر عرصه جهانی است، بهگونهای که هر کدام در تلاشند تا ساختاری جدید از ائتلافهای جهانی را برای مقابله با دیگری ایجاد کنند. هر چند که ایجاد نظام دو قطبی در جهان امروز به دلیل نگاه استقلالطلبانه کشورها دور از ذهن است، اما روسیه و آمریکا برآنند تا متحدانی را برای خویش بیابند تا حداقل در مقطع کنونی، بتوانند توان رویارویی با طرف مقابل را تقویت کنند. ائتلافهایی که شاید بلندمدت نباشد، اما در مقطع کنونی برای روسیه و آمریکا اهمیت بسیاری دارد و هر کدام به دنبال یافتن متحدان بیشتر در سراسر جهان هستند.