صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۲۶۸۸۷۰

دشمن اصلی؟!


جواد رضایی

یکی از مهم‌ترین برکات برگزاری آیین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) حضور امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این آیین و در جمع میلیونی دلباختگان امام راحل(ره) در مرقد ایشان و ارائه بیاناتی درباره مهم‌ترین مسائل کشور است. امسال نیز این آیین باشکوه همچون سال‌های گذشته برگزار شد و امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در بیانات‌شان که متشکل از سه محور اصلی بود در ذیل مبحث چالش درونی نظام، به موضوع بسیار مهم «دشمن اصلی» پرداختند که بحث نوشتار حاضر است.

امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این‌باره اظهار داشتند: «چالش درونی برای ملت ما عبارت است از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم و آن را از دست بدهیم؛ این بزرگ‌ترین خطر است. در شناخت دشمن‌مان اشتباه کنیم؛ در شناخت دوست‌مان اشتباه کنیم؛ جبهه دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست؛ دوست کیست؛ یا در شناخت دشمن اصلی و فرعی اشتباه بکنیم، این هم خطر است... گاهی یکی با شما دشمنی می‌کند، اما اگر دقت کنید، دشمنی او دشمنی اصلی نیست. تابعی است از یک عامل دیگر. از یک کس دیگر؛ دشمن اصلی را پیدا کنید و الا[اگر] انسان با دشمن فرعی سینه‌به‌سینه بشود، هم قوای او تحلیل می‌رود، هم نتیجه کار، نتیجه مطلوبی نخواهد شد.»

مبحث توجه به «دشمن اصلی» از مباحث اساسی دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی و پیروزی انقلاب و از روش‌های خاص امام خمینی(ره) در طول حیات مبارک‌شان بود که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) نیز طی سال‌های گذشته بر آن تأکید داشتند و بر آن اساس، به مردم و مسئولان توصیه می‌کردند که از دشمن اصلی غافل نشوند و از بررسی بیانات و مواضع‌شان در سال‌های گذشته نیز برمی‌آید که معظم‌له خود، لحظه‌ای از دشمن و تحرکات و ترفندهایش غافل نبود و پیوسته در این‌باره موضع‌گیری تبیینی و روشنگرانه داشته‌اند. با این وجود، به نظر می‌رسد برای پی بردن به چرایی این تأکید جدید که بسیار هم برجسته است، باید به‌دنبال دلایل دیگر بود. منطقی است که این دلایل در تحولات جدید دنبال شود. به عبارت دیگر بازخوانی ایشان از مبحث «دشمن اصلی» معلول تحولات جدید در محیط مشترک ایران با دشمنانش است. به نظر می‌رسد برخی تحولات جدید این فرصت را برای «دشمن اصلی» ایجاد کرده تا دشمنان جعلی را در قالب «دشمن اصلی» در برابر مردم و مسئولان ایران قرار دهد. این اقدام دو علت اساسی دارد: ۱ـ «دشمن اصلی» ایران که همانا شیطان بزرگ و وابستگان راهبردی آن هستند، در پی سی‌وپنج سال دشمنی مستمر پیدا و پنهان به این نتیجه رسیدند که چنین رویارویی نمی‌تواند به موفقیت ختم شود؛ چراکه شناخت صحیح و عمیق مردم ایران از «دشمن اصلی» که به یمن برخورداری از رهبران بصیر و تیزبین حاصل شده، انگیزه مقابله آنها با «دشمن اصلی» را به بی‌نهایت رسانده و این ملت به هیچ‌وجه حاضر نیستند در رویارویی با «دشمن اصلی» کوتاه بیایند. راه‌های متعدد شکست‌خورده‌ای که «دشمن اصلی» برای غلبه بر این مردم برگزید؛ سند این ادعای اثبات شده است. طبیعی است که «دشمن اصلی» با وجود ادامه دشمنی که در این وضعیت به معنای گریز از اعلام شکست و ناتوانی است، درصدد یافتن روش جدیدی باشد که ضمن تفاوت با روش‌های گذشته، حداقل در محاسبات نظری دارای ضریب موفقیت راضی‌کننده‌ای باشد.

۲ـ بیداری اسلامی که براساس عملکرد تهدید جدی برای حاکمان مسلمانی بود که مردم‌سالاری را بر نمی‌تابیدند و در خفا آن را از آثار و برگرفته از انقلاب اسلامی می‌دانستند در بطن خود این قابلیت را داشت که با وارونه شدن به عامل جدی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام و عاملی برای راه انداختن جنگ فرقه‌ای و مذهبی تبدیل شود. «دشمن اصلی» در میانه راه با ترفندی شیطانی به حرکت بیداری اسلامی شبیخون زد و بخشی از آن را وارونه و به مسیری که هدفش را تأمین می‌نمود، هدایت کرد.

همین مقدار دشمن را راضی نمی‌کرد و به خواسته‌اش نمی‌رساند. برای اینکه نشستن دشمن جعلی و فرعی درجای «دشمن اصلی» باورپذیر شود، باید اقدامات دیگری انجام می‌گرفت که در رأس آن، تحریک به افزایش خشونت و جنایت تا حد امکان بود. چنین اقداماتی فراهم‌کننده اصلی‌ترین نیاز شعله‌ور شدن جنگ فرقه‌ای مذهبی یعنی جریحه‌دار شدن احساسات و عواطف بود که «دشمن اصلی» در مواردی از آن کاملاً موفق شد که نمونه‌های متعددی از آن، جنایات هولناکی است که کم‌وبیش در فضاهای مجازی مشاهده می‌شود. چه بسا اگر هوشمندی و خویشتنداری و مواجهه فکورانه و عقلانی طرف مقابل جنایتکارانی که با تحریک و حمایت «دشمن اصلی» دست به جنایات رعب‌آور می‌زدند، نبود، شعله‌های خانمانسوز این فتنه فرقه‌ای ـ مذهبی، بخش بزرگی از جهان اسلام را فرا گرفته بود. در این میان تمام تلاش «دشمن اصلی» این بود که این جاهلان سبک‌مغز بازی‌خورده را به جای خود جا زند و خود در پشت آن پنهان شود و در امنیت و سلامت کامل، اصلی‌ترین قوای اسلام ناب و راستین یعنی انقلاب اسلامی را دچار فرسایش کند. اینجا بود که کلام و بیان نورانی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در مرقد امام خمینی(ره) این صحنه پر شده از ظلمت‌های در هم‌تابیده را روشن ساخت تا از پس آن، چهره «دشمن اصلی» را عیان سازد، آنجا که افشاگرانه فرمود: «امروز یک عده‌ای در بخش‌های مختلف دنیای اسلام به نام گروه‌های تکفیری و وهابی و سلفی، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع دارند تلاش می‌کنند، کارهای بدی می‌کنند، کارهای زشتی می‌کنند، اما اینها دشمن‌های اصلی نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنی می‌کنند، حماقت می‌کنند، اما دشمن اصلی آن کسی است که اینها را تحریک می‌کند. آن کسی است که پول در اختیارشان می‌گذارد، آن کسی است که وقتی انگیزه آنها اندکی ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزه‌دار می‌کند. دشمن اصلی آن کسی است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل و ملت مظلوم ایران می‌افشاند؛ اینها آن دست پنهان سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی است... دشمن اصلی آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه چندان پنهانی است که از آستین سرویس‌های امنیتی بیرون می‌آید و گریبان مسلمانان را می‌گیرد و آنها را به جان هم می‌اندازد.»

شناخت درست و دقیق «دشمن اصلی» در زمانی که وی قصد دارد در پشت دشمن فرعی پنهان شود، دو فایده اساسی دارد:

۱ـ با اعلام علنی اینکه «دشمن اصلی» شناسایی و دستش رو شده، «دشمن اصلی» متوجه می‌شود که نقشه‌اش خنثی گردیده و پنهان‌کاری دیگر تأثیری ندارد؛ از این‌رو ناچار می‌شود وضع موجود را تغییر دهد که این مسئله موجب آسیب‌های جدی به جبهه «دشمن اصلی» می‌شود.

۲ـ برخورد با دشمن فرعی براساس محاسبات ویژه خود برای برخورد با دشمن فرعی انجام می‌شود و به عبارت دیگر، صحنه به وضعیت گذشته، یعنی زمانی که «دشمن اصلی» بی‌نقاب و آشکار در میدان بود باز می‌گردد که البته باید خسارات و‌ آسیب جدی که به موقعیتش وارد شده و نیز شکست دیگری که به زنجیره شکست‌هایش اضافه شده نیز مدنظر قرار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات