اصلاحطلبان و انتخابات ریاست جمهوری نهم
در نهایت اصلاحطلبان اعم از مجمع روحانیون و دیگران به سه دسته تقسیم شدند، بسیاری از دکتر معین کاندیدای «اصلاحطلبان پیشرو»، برخی از هاشمی رفسنجانی و برخی دیگر هم از کروبی حمایت کردند. این وضعیت موجب شد سمت و سوی انتقادات کروبی شامل این طیف از اصلاحطلبان نیز بشود. کروبی در مقابل طیف تندرو، خود را آغازگر اصلاحات میدانست و بر اصلاحات در چارچوب قانون و حفظ ارزشهای دینی تأکید میکرد.(۱)
انتخابات نهم ریاست جمهوری برگزار شد و برخلاف برآوردها و گمانهزنیهای معمول و حتی نظرسنجیهایی که جبهه اصلاحطلبان منتشر میکردند، کروبی با اندکی اختلاف پس از محمود احمدینژاد و بالاتر از دکتر معین و قالیباف در رده سوم قرار گرفت. هرچند این رأی قابل توجه، بیشتر به وعدههای اقتصادی وی از جمله دادن 50 هزار تومان پول به هر ایرانی بر میگشت، اما از سوی دیگر، بر برآورد غلط جبهه اصلاحات و مجمع روحانیون از میزان رأی کروبی نیز صحه گذاشت. اگر این تحلیل غلط نبود و حمایت بیشتری از وی میشد، چه بسا که کروبی به دور دوم راه می یافت.
هرچند کروبی به نتایج انتخابات معترض بود، اما میزان رأی او در این انتخابات به وی انگیزه و دلگرمی فراوانی میداد که اگر با یک تشکل منسجم وارد صحنه رقابت سیاسی شود، امکان پیروزیاش در انتخاباتهای آتی بیشتر خواهد بود.
تحلیل دلایل شکست اصلاحات
از دید کروبی، یکی دیگر از دلایل عمده شکستهای پی در پی جبهه اصلاحات پس از انتخابات شورای شهر دوم، عدم انسجام و تفرق بود که یک حزب منسجم و مستقل میتوانست این نقیصه را جبران کند.(۲) از سوی دیگر وی به تجربه دریافته بود که در چارچوب محدود یک تشکل روحانی نمیتوان کار حزبی کرد، چرا که تشکلهای اصلی روحانی چون جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، هیچگاه خود را در جایگاه حزبی ندانسته و همواره در جایگاه رهبری و پدر تشکلها و احزاب سیاسی نقش ایفا کردهاند و بسیاری از آنان با کار حزبی حرفهای از سوی روحانیون مخالفند.
عملکرد این تشکلها که عمدتاً به ایام انتخابات برمیگردد، موسمی، مناسبتی و غالباً از ویژگیهای گروههای ذینفوذ است، تا احزاب رسمی دارای کنگره، دفاتر استانی و عضوگیری. عمدتاً حلقهای از روحانیون را در بر میگیرد که از ابتدای تشکیل تاکنون، رویش و زایشی در جغرافیای سیاسی کشور نداشتهاند.(۳)
از این رو کروبی پس از اتمام انتخابات با قطع امید از اصلاحطلبان و همچنین تشکیلات مجمع روحانیون مبارز، عزمش را برای تأسیس حزبی فراگیر که پشتیبان برنامههای او باشد، جزم کرد.
او تنها چند روز پس از دور اول انتخابات، از عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و بعد از 18 سال از دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز استعفا داد. وی دلیل استعفای خود از مجمع روحانیون را برخورد برخی اعضا و تلاش آنها برای متلاشی کردن این تشکل و عدم همراهی آنها با کاندیداتوریاش اعلام کرد.(۴)
کروبی اصلاح نشدن اصلاحطلبان را دلیل اصلی شکست در انتخابات میدانست و به همین جهت از سران و مؤثرین اصلاحات آزردهخاطر بود و به شدت از آنها انتقاد میکرد و از آنها میخواست ضمن شناخت عوامل شکست، به فکر اصلاح خود و انسجام جبهه اصلاحات باشند.(۵) او ضمن نقد اصلاحات سعی داشت مرزهای هویتی تشکیلات جدیدش را با جناحها و جریانات سیاسی اعم از اصولگرایان و اصلاحطلبان شناسایی کند. گرچه از آمادگی همکاری حزب تازه تأسیسش با دیگر گروهها سخن میراند، اما به تجربه دریافته بود که دیگر موضوعی برای ائتلاف میان اصلاحطلبان باقی نمانده است.(۶)
تأسیس حزب با استانداردهای جدید
کروبی با قرار دادن افرادی همچون «محمدجواد اطاعت»، «الیاس حضرتى »، «محمدجواد حقشناس»، «رضا حجتى»، «اسماعیل گرامىمقدم»، «ابراهیم امینی» و... در فهرست هیئت مؤسس، اقدام به تأسیس حزب اعتماد ملی کرد؛ کسانی که علاوه بر فعالیت در ستادهای انتخاباتیاش در سراسر کشور، در سمت نمایندگی مجلس ششم نیز با وی همکاری تنگاتنگی داشتند.(۷) چنین چینشی از افراد، حکایت از قطع امید کروبی از یاران قدیمش در مجمع روحانیون و استمرار فعالیت سیاسی با اعضای وفادار ستاد انتخاباتیاش داشت.
مؤسسان این تشکل نوظهور ادعا داشتند که قصد دارند حزبی را با استانداردهای پذیرفته شده بنا کنند که در آن بر خلاف رفتار برخی از احزاب که در پی حذف حریف هستند، ضمن رقابت جدی حرمت دیگران نیز حفظ شود.(۸)
عدم حضور اعضای شورای مرکزی حزب در قدرت و ترکیب این شورا که افرادی از روحانیون، نمایندگان اهل تسنن و قومیتهای مختلف را تشکیل میداد، وجه ممیزه حزب اعتماد ملی از احزاب دولت ساختهای مانند مشارکت و کارگزاران بود که نشان از توجه مؤسسان این حزب به فراگیر بودن آن و نفوذ در بین اقشار مختلف مردم داشت.(۹)
کروبی و یارانش راه سختی را برای ساختن حزب استاندارد مورد ادعایشان در پیش داشتند، بیگمان آنها در دایره بسته و ناکام گروهها و احزاب ریز و درشت به خصوص گروههای اصلاحطلبی که به سختی مورد انتقاد آنها قرار داشت، نمیتوانستند گام بردارند. اگر آنها میخواستند تأثیرگذاری مطلوبی داشته باشند، میبایست به صورت مبنایی تعریفی معلوم و منسجم از حزب به معنای عام با توجه به مقتضیات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران ارائه دهند. به عبارتی دیگر با توجه به مقتضیات فوق، تحزب را بومیسازی کنند، اما این نقص عمدهای بود که سالهای متمادی احزاب وطنی با آن دست و پنجه نرم میکردند و موضوعی نبود که با چند نشست و برخاست حزبی حل شود، بلکه تلاش عمیق نظری معطوف به تجربیات عملی نیاز داشت که اعضای حزب اعتماد ملی فاقد آن بودند. در سطوح عملی نیز «تعیین خاستگاه طبقاتی و مخاطبسنجی، پرهیز از کادرگرایی و لحاظ واقعیتهای جامعه امروز ایران و جهان، ارائه رهنمودها و راهحلهای استراتژیک و گم نشدن در دیوانسالاری حزبی»(۱۰)، الزامهایی بود که میتوانست حزب اعتماد ملی را به استانداردهای لازم نزدیک کند، اما دیری نپایید که آرزوی بلندپروازانه کروبی و یارانش به یأس گرایید و در بزنگاه انتخابات ۱۳۸۸ با چند حرکت انفرادی دبیرکل حزب و برخی از اعضای آن، این تشکل به سمت فروپاشی رفت.
در نهایت، تنها دو ماه پس از اتمام انتخابات ریاست جمهوری نهم، اوایل شهریور ماه ۱۳۸۴ پیش کنگره حزب اعتماد ملی با حضور اعضای ستاد انتخاباتی کروبی برگزار شد.
*پینوشتها در دفتر نشریه موجود است