دکتر یدالله جوانی
زندگی پس از مرگ، حقیقتی است که امروز اکثر مردم جهان به آن اعتقاد دارند و منکران آن در اقلیت هستند. بهشت و جهنم دو جایگاه با ویژگیهای کاملاً متفاوت، برای زندگی انسانها در سرای آخرت است. موحدان و مومنان و کسانی که خداوند را عبادت و اطاعت کرده به بهشت میروند و کسانی که شرک ورزیده و یا کافر شدند و نافرمانی خدا کرده و بنده شهوات شدند، به جهنم رفته و برای همیشه گرفتار عذابهای خودساخته میگردند. انسانها با سبک زندگی خود در این دنیا براساس روایت «الدنیا مزرعه الاخره» آخرت خود را (بهشت یا جهنم) میسازند. سوال این است که آیا حکومت دینی در قبال آخرت مردم وظیفه و مسئولیتی دارد؟ این پرسش و پاسخ صحیح به آن از این جهت اهمیت بسیار بالایی دارد که حکومت در ایران دینی و اسلامی است. لکن کارگزاران نظام اسلامی، نگاه واحدی نسبت به وظیفه حکومت در قبال آخرت مردم ندارند. دیدگاههای متفاوت نسبت به مسائل فرهنگی و نقشی که دولت باید در حوزه فرهنگ ایفا کند، ارتباط مستقیم با این موضوع دارد. براساس یک دیدگاه، حکومت همانطور که در قبال دنیای مردم مسئولیت دارد، در قبال آخرت مردم نیز مسئولیت دارد و براساس دیدگاه دیگر، مردم را باید به حال خود رها کرد تا خود راه بهشت و جهنم را انتخاب کنند و حکومت باید تأمینکننده نیازهای اساسی دنیای مردم باشد. براساس این دیدگاه، حکومت نباید در حوزه مسائل فرهنگی دخالت آنچنانی داشته باشد و نسبت به برخی از امور سختگیری کند. صاحبان این دیدگاه ایجاد محدودیت در استفاده از شبکههای ماهوارهای، فیلتر کردن برخی از سایتهای اینترنتی، ممیزی کتاب پیش از انتشار و نظارت کامل بر محصولات فرهنگی از سوی دولت را نه تنها برنمیتابند، بلکه معتقدند دولت موظف است برای تأمین حقوق شهروندی مردم محدودیتها در عرصه فرهنگی را بردارد.
براساس این دیدگاه، اهالی هنر نه تنها نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند، بلکه اساساً هنر و هنرمند را نباید به ارزشی و غیرارزشی تقسیمبندی کرد.
اما براساس دیدگاهی که معتقد است حکومت نسبت به آخرت مردم وظیفه دارد، دولت باید تلاش کند تا مسیر رفتن مردم به بهشت را هموار سازد و بر سر راهی که منتهی به جهنم میشود، در حد توان و ممکن، مانعگذاری کند. در این دیدگاه حکومت نمیتواند نسبت به مسائل فرهنگی جامعه بیتفاوت باشد و فرهنگ جامعه و تغییر و تحولات فرهنگی را به حال خود رها سازد. طبق این دیدگاه دولت و تمامی دستگاهها و نهادهای حکومتی، باید زمینههای رشد و تعالی فرهنگی آحاد مردم را فراهم ساخته و موانع رشد و کمال را از سر راه مردم بردارند.
پرسش آن است که کدام یک از این دو دیدگاه، در حکومت دینی قابل قبول است؟ برای پاسخ این پرسش باید دین و حکومت دینی را تعریف کرد. تعریف دین چیست و کارکرد آن چیست؟ مرحوم آیتالله طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، در تعریف دین میگوید: «دین روش ویژهای در زندگی دنیوی است که سعادت و صلاح دنیوی انسان را هماهنگ با کمال اخروی و حیات حقیقی جاودانی تأمین میکند. از اینرو لازم است شریعت در برگیرنده قوانینی باشد که به نیازهای دنیوی انسان نیز پاسخ گوید.»
بنابراین تعریف، دین و خصوصاً دین اسلام، از جامعیتی برخوردار است که تأمینکننده دنیا و آخرت انسان است. براساس این تعریف از دین، حکومت دینی حکومتی است که در قبال دنیا و آخرت مردم، به صورت توأمان مسئولیت دارد. دولت اسلامی، همانطور که موظف است برای مردم امنیت، رفاه و آسایش را فراهم سازد، وظیفه دارد تا زمینه کمال، قرب الیالله و رفتن مردم به بهشت را نیز فراهم سازد. دولت اسلامی همانطور که وظیفه دارد با عوامل بر هم زننده امنیت جامعه برخورد کند و با مفسدان اقتصادی مبارزه کند تا مردم در امنیت و رفاه باشند، وظیفه دارد با عوامل منحرف فرهنگی و مفسدان فرهنگی نیز مبارزه کند.
دیدگاهی که معتقد است حکومت نباید به بهشت و جهنم مردم کاری داشته باشد، دیدگاه دینی نیست و ریشه در تفکر سکولاریسم دارد، فلذا کارگزاران در نظام اسلامی باید بدانند کارگزار یک نظام دینی هستند، نه کارگزار در یک نظام سکولار.