تهیه و تنظیم: سیدمهدی حسینی
اسناد گویا
تجربه تاریخ معاصر ایران و روند جریان انقلاب اسلامی حداقل در یکصد سال اخیر نشان داده که هیچگاه از نقشهها و توطئههای کشورهای استعمارگر و برنامههای تنظیمشده از جانب آنها مصون نبودهایم. با مرور سالهای اخیر حجم بسیار بالایی از خیانتها، توطئهها، شرارتها، جنایتها، فتنهها، ناآرامیها، غارت، فساد از انواع و اقسام فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را مشاهده کردیم که در تمام این اتفاقات هر کدام به نوعی دست عوامل کشورهای استعمارگر در کار بوده است. هر کدام به اقتضای منافع سیاسی و اقتصادی با انواع و اقسام ترفندها، فریبکاریها، وعدههای دروغین، زورگویی و تجاوز به سرزمین، تحریم و محاصره، باجخواهی، لبخندهای دیپلماسی و... اهداف شومشان را دنبال کردهاند. برخی به اسم حفظ و ایجاد امنیت منطقه، برخی به نام عمران و آبادانی، جماعتی با ژست خدمت به بشریت و...
فقط اسمها و نامها تغییر کرده، اما در واقع برنامه، نقشه تعیین شده از پیش، بعضاً با توافق دولتهای استعمارگر عمدتاً کشورهای اروپایی دنبال میشده و به روشها و شیوههای فریبنده، با استفاده از جاسوسان، خودفروختگان، سالوسها و چاپلوسها، خریدن افراد ضعیف و بهکارگیری افراد منفعل، اهداف شوم استعماری خود را دنبال کردهاند. تاریخ ایران جملگی این واقعیتها را با اسناد و مدارک با خود دارد. هنگامی این واقعیت آشکارتر میشود که اسناد و مدارک منتشر نشده و یا انتشار داده شده وزارتخانهها و سفارتخانههای آمریکا و انگلیس، شوروی سابق، روسیه، آلمان، فرانسه، هلند و چین و علاوه بر آن کتابهای پرحجم خاطرات سران آنها تورق شود و یا از زیر چشمان تیزبین پژوهشگران تاریخ معاصر بگذرد؛ آن موقع است که واقعیتها برملا میشود.
تجربه تلخ
در سالهای اخیر تا سخن از توطئه و نقشه و نفوذ و دست داشتن عوامل اجنبی و بیگانه در بلواها و آشوبها به میان میآید، فوراً پاسخ داده میشود این توهم توطئه! است. توطئهای در کار نیست، اینها توهم است. بعید به نظر نمیآید همین نظریهسازی «توهم توطئه» ناشی از مغز اندیشمندان کشورهای استعمارگر باشد.
در حالی که ملت ایران تجربه تلخ دوران مشروطه را در پیش روی خود دارد که با نیرنگ انگلیسیها و توافق روسها با استفاده از عواملشان در کمترین فرصت، مطالبات مردم از مسیر اصلیاش خارج شده و رهبرانشان یکی پس از دیگری ترور و تبعید شدند و اخیراً هم مقامات بلندپایه آمریکایی و انگلیسیها به دخالت در نهضت ملی نفت اعتراف کردهاند و بسیاری از اسناد آن منتشر شد. در حال حاضر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دشمنان انقلاب، به هر گونه امکاناتی توسل جستند تا این انقلاب به پیروزی نرسد. در همین زمینه، اسناد بسیاری از توطئهها در سفارت آمریکا به دست مردم افتاد و فاش شد، نمونههای بسیار دیگری از این قبیل عیان است. علاوه بر آن عوامل نفوذی کشورهای استعمارگر در اسفندماه سال ۱۳۵۷ و بهار سال ۱۳۵۸ در استانهای مرزی هزار توطئه و نقشه با برنامههای هدفمند در دست اقدام داشتند. آیا این واقعیتها را هم میتوان توهم نامید؟ این همه تجربه تلخ دخالتهای کشورهای سلطهگر پیش روی نسل حاضر قرار دارد، اما چه حکمتی دارد که از کنار آن کمتوجه، بیتوجه، بیتفاوت، ساده، بیخیال و با غفلت عبور میکنیم. هیچ شک و شبههای نیست که از همین طریق ضربه خوردهایم و باز هم آسیبپذیریمان از همین ناحیه خواهد بود و در حال وقوع است. جای تأسف دارد که تلخی این تجربهها بار دیگر چشیده شود.
اهداف استعماری
در کتب تاریخی و اسناد و مدارک فراوانی که منتشر شده، شاهد رشد فوقالعادهای در تحقیقات درباره سرزمینهای مردم مشرقزمین در کشورهای اروپایی و آمریکایی با عنوان دانشهای «اسلامشناسی»، «شرقشناسی»، «ایرانشناسی» «هندشناسی» و... هستیم اینها با چه هدفی دنبال میشود؟ آیا در جستوجوی شناخت حقیقت هستند که ایمان بیاورند و اسلام را بپذیرند، یا دنبال چیز دیگری هستند؟ در این هیچ شکی نیست که همه این مطالعات و دانشهایی که تعریف کردهاند معطوف به اهداف و کارکردهای کاملاً مشخص سیاسی ـ اقتصادیشان بوده، برای نمونه وقتی که در اوایل انقلاب رشد اسلامشناسی و بررسی جریان انقلاب اسلامی در انگلستان و لندن جریان پیدا میکند و دهها و یا صدها انجمن اسلامشناسی ایجاد میشود با پشتوانه دولت و حاکمیت آیا میشود به حساب علاقهمندی به اسلام، یا انقلاب اسلامی گذاشت؟ یا اینکه دانشی به نام اسلامشناسی شکل دادند تا این ابزار کار روزمرهشان باشد تا برنامه و اهداف استعماریشان را به پیش ببرند. هزینه میکنند، مکتب بسیار مهم اسلامشناسی ایجاد میکنند. شاگردان این مکتب اثر مهمی چون دایرهالمعارف اسلام را تهیه میکنند و به خود کشورهای اسلامی هم میفروشند و عجیب اینکه بسیاری از اهل فرهنگ و اندیشه در داخل کشور از آنها به عنوان سند استفاده میکنند. در واقع در انگلیس، فرانسه حتی کشورهایی چون سوئد، دانمارک که همین راه و روش را دارند، رشد دانش اسلامی و شرقشناسی در دانشگاههای آکسفورد و کمبریج لندن و... ناشی از عشق به دانش نبوده، بلکه اینها مراکز تربیت کارگزاران مستعمراتی بوده و است. در این رابطه جای بحث بسیار است. اما لازم است بدانیم که اینها با اهداف استعماری دنبال شده و هنوز هم این اهداف را در دست اقدام دارند که بحق حضرت امام خمینی(ره) از آن به انواع اسلامها نام بردند؛ اسلام آمریکایی، اسلام مرفهین بیدرد و... چون حضرت امام به این واقعیت تاریخی کاملاً مشرف بودند. در روند مباحث آینده از دیدگاههای ایشان در اینباره استفاده خواهیم کرد.
یک نیاز جدی
بیان وقایع و نقشهها و توطئههایی که در پنجاه سال اخیر واقع شد از نیازمندیهای جدی و حیاتی جامعه اسلامی و انقلابی است.
به نظر میآید اگر حوزه تاریخ انقلاب اسلامی و آنچه که واقع شده؛ توطئهها و نقشههایی که علیه رهبری امام خمینی(ره) و ولایتفقیه تدارک دیده شده به درستی دنبال نشود و تدوین نگردد، بقیه مجموعههای فرهنگی یا غیرفعال میشوند و یا به انحراف کشیده خواهند شد. این واقعیت را باید پذیرفت که پژوهش تاریخی انقلاب اسلامی درباره توطئهها و نقشههای کشورهای استعمارگر در واقع مولد پژوهش و کارهای هنری دیگر خواهد بود. قطعاً اگر در این زمینه دچار ضعف و فقر شویم، حتماً رمانها و داستانهای خوب و خاطرات کارآمد هم نخواهیم داشت و به تبع آن فیلم، تئاتر و سینما و... هم خالی از محتوا خواهد بود. فیلم، داستان، فرهنگ و اندیشه و تربیت نسل فرهنگی در خلأ تحقیقات تاریخی ممکن نیست و نمیتوان آنها را به نتیجه رساند. یعنی تاریخ توطئهها و فتنهها در طول مسیر تحولات انقلاب اسلامی دغدغه علمی و ذوقی و سلیقهای نیست. در واقع یک نیاز جدی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی است. چون بدون این قطعاً نمیتوان از هویت فرهنگی و تاریخی خود دفاع کنیم. باید تاریخ را درست شناخت و برای این کار نیاز مبرم به پشتوانه امکانات دولتی است. بدون سیاستگذاری و حمایتگری در این عرصه، انتظار «درخشش» انقلاب و بیداری اسلامی در جهان معاصر کاری بیهوده است. این موضوعی است که مطالبات رهبر معظم انقلاب در سالهای گذشته تاکنون بوده و هست و با این اصل بصیرت حاصل میشود.
استفاده دشمن از بیبصیرتی
به این منظور مقام معظم رهبری حضرت امام خامنهای بر ضرورت تقویت بصیرت رهنمود جامع و سازنده داده و در اینباره فرمودهاند: «ملتی که بصیرت دارد [و] مجموعه جوانان کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت میکنند و قدم برمیدارند... بصیرت وقتی بود، غبارآلودگی فتنه نمیتواند آنها را گم کند... [و] به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان، ولو با نیت خوب، گاهی در راه بد قدم میگذارد. شما در جبهه جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشهخوانی بلد نباشید، اگر قطبنما در اختیار نداشته باشید یک وقت نگاه میکنید [و] میفهمید در محاصره دشمن قرار گرفتهاید، راه را عوضی آمدهاید، دشمن [دارد] بر شما مسلط میشود. این قطبنما همان بصیرت است.
در زندگی پیچیده اجتماعی امروز، بدون بصیرت نمیشود حرکت کرد. جوانها باید فکر کنند، بیندیشند [و] بصیرت خودشان را افزایش بدهند... متعهدان موجود در جامعه ما... از دانشگاهی و حوزوی باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند. بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت راههای جلوگیری از این موانع و... بصیرت یعنی اینکه بدانید چه میخواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید...
جوانان عزیز! هر چه میتوانید در افزایش بصیرت خود [و] در عمق بخشیدن به بصیرت خود تلاش کنید و نگذارید دشمنان از بیبصیرتی ما استفاده کنند.»
راههای خطرناکی را طی کردیم
رهبر معظم انقلاب برای حفظ دستاوردها و مبارزه با اهداف استعماری دشمن به بررسی توطئهها و فتنهها و جنایتها و خیانتها که در روند تاریخ انقلاب اسلامی رخ داده است، رهنمود داد و فرمودهاند: «اگر به عقب برگردیم و راههای خطرناکی را که طی کردهایم، نگاه کنیم، وحشت میکنیم. گاهی انسان در میان پیچوخمهای یک جاده کوهستانی و صعبالعبور، با احتیاط و دقت قدم برمیدارد؛ بعد که به قله کوه رسید، پشت سر خود را نگاه میکند و با تعجب میبیند که از چه جاهای خطرناکی عبور کرده است. ده سال گذشته ما، این وضعیت را جنگ، محاصره اقتصادی، همدستی قدرتهای بزرگ علیه جمهوری اسلامی، تبانی نیروهای نظامی اروپا و آمریکا و ارتجاع علیه ما، توطئههای داخلی، نفوذیهای دشمن، طراحی کودتا، نفوذ لیبرالها و ملیگراها و بیاعتقادان به اسلام و مردم، مسیرهای صعبالعبوری بودهاند که ما آنها را با سلامت پشت سر گذاشتهایم.
کسب این موفقیت در درجه اول به خاطر لطف و فضل و دست قدرت و حمایت پروردگار و در درجه بعد، پیوند مستحکم شما مردم با امام و رهبر بزرگ خود بوده است...»
مروری بر توطئهها
با استفاده از رهنمودهای معظمله با نگاهی به گذشته جریان انقلاب با مروری بر توطئهها و آشوبها و بلواها از آغاز نهضت امام خمینی همه کشورهای استعمارگر و به همراه عواملشان مصمم شدند که حرکت و جنبش نهضت امام خمینی از سال ۱۳۴۲ به بعد را خاموش کنند و هر چند گاه یک بار از طرف یکی از کشورهای استعمارگر یا دستهجمعی یا از طریق عوامل داخلیشان یا با جاسوسی و فرقهسازی و یا استفاده از بیبصیرتیهای مردم یا به عنوان روشنفکران و اندیشمندان اسلامشناس و شرقشناس، یا از طریق گروهکهای مسلح در استانهای مرزی ایران یا به میدان آوردن عناصر سادهاندیش و دهها مورد دیگر یا از طریق حمایتهای مالی و تأمین بودجه، یا در اختیار گذاشتن پایگاه، به انواع و اقسام توطئهها متوسل شدند. بعضی از زوایای فرهنگی، ادبی، سینمایی، گروهی یا به شکل احزاب، سازمانهای سیاسی، جمعی از طریق اقتصادی و صنعت و تجارت، جمعیتهایی به شکل مسلحانه و توسل به زور کودتا، ترور شخصیتها و... همه اینها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی به کار گرفته شدند و متأسفانه تاکنون نسبت به جمعآوری آنان اقدام شایسته و درخوری صورت نگرفته است. این ستون تصمیم دارد براساس ضرورت آنچه که اشاره شد به اختصار به توطئهها، فتنهها، جنایتها در پنجاه سال اخیر یعنی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۹۲ بپردازد و در این اقدام، کمک و همراهی همهخوانندگان را میطلبد.