فتحالله پریشان
منابع اندیشه سیاسی صدرالمتألهین
بحث از منابع اندیشه سیاسی صدرالمتألهین اهمیت بسیاری دارد، زیرا علاوه بر اینکه جایگاه سیاست و مباحث سیاسی را در حکمت متعالیه روشن میسازد، پندار برخی از نظریهپردازان عرصه اندیشه سیاسی را نیز در ایران و اسلام اصلاح میکند، برای نمونه دکتر سیدجواد طباطبایی در کتابی با نام «زوال اندیشه سیاسی در ایران» مدعی شده است که ملاصدرا به سیاست توجه جدی و اساسی نداشته و تنها در پایان یکی از آثار خویش خلاصهای از مطالب ابنسینا را آورده است: «صدرالدین شیرازی تنها یک بار در بخش پایانی کتاب مبدأ و معاد، خلاصهای درباره سیاست آوردهاست و در این امر، راهنمای او بخش پایانی کتاب الهیات شفای ابنسینا است که در آن، سیاست و نبوات با نظری به تفسیر نو افلاطونی جمهوری افلاطون آورده شده، اما جالب توجه است که با وجود همسانی بحث صدرالدین شیرازی با سخن ابنسینا و جایگاه واحدی که این دو بحث در منظومه فلسفی آن دو فیلسوف دارد، صدرالدین شیرازی در بحث مربوط به ماهیت و اقسام مدینه و در بحث مربوط به ریاست آن، مباحث فارابی را در آرای اهل مدینه فاضله و بهویژه الفصول المدنی به اجمال میآورد، بی آنکه سخنی نو در اینباره گفته باشد. آنچه صدرالدین شیرازی به اختصار درباره سیاست آورده، فاقد کمترین اهمیت است.»(۱)
آقای دکتر نجف لکزایی در کتابی که درخصوص اندیشه سیاسی صدرالمتألهین نگاشته، به این شبهه پرداخته است. وی با جستوجو در منابع معرفی شده در این نوشته، قضاوت سیدجواد طباطبایی را ناشی از عدم فحص در مجموعه آثار ملاصدرا میداند. قضاوتهای پراهمیت و قاطعی چون «آنچه صدرالدین شیرازی به اختصار درباره سیاست آورده، فاقد کمترین اهمیت است.» با فحص اندک از سوی کسی که خود مدرس تاریخ اندیشه سیاسی است، تعجبآور و غیرمنصفانه است. درست است که ملاصدرا از ابنسینا و فارابی بهره برده، اما این دلیل فقدان اهمیت یافتههای علمی او نیست. صدرالمتألهین در عرصه معرفت سیاسی از غزالی، خواجه نصیر، ارسطو، ابنمسکویه، ابن عربی و... نیز بهره برده است، اما نه اینکه تنها آرای این متفکران را نقل کند و از خود هیچ اثری بر جای نگذارد.(۲) مسلماً در این سلسله مقالات به تفصیل به این بحث خواهیم پرداخت.
گفتنی است صدرالمتألهین همانطور که توانست با استفاده از مواد و مصالح فلسفه مشائی، اشراقی و عرفانی، حکمت متعالیه را تأسیس کند، به همین شکل نیز موفق به تأسیس «حکمت سیاسی متعالیه» شده است. دقیقاً همین حکمت سبب شد که بعدها، بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) یکی از بزرگترین دستپروردگان حکمت متعالیه، نظام جمهوری اسلامی را تأسیس کند. ناگفته نماند اکثر فعالان سیاسی که از صنف علمای دینی بودند، از سیدجمالالدین اسدآبادی تا مرتضی مطهری و از علامه محمدحسین طباطبایی تا امام خمینی، شاگرد مکتب حکمت متعالیه و ترویجدهنده آن بودند.
با توجه به اینکه برای «سیاست» و «اندیشه سیاسی» چه محتوایی را قائل باشیم و مدلول آنها را چه بدانیم. نوعی قبض و بسط در منابع مربوط به آنها پیدا خواهد شد. در اینجا مراد ما از «سیاست» دانشی است که موضوع آن بررسی و تحقیق درباره حکومت و انواع آن و پدیدهها، تأسیسات و غایات سیاسی است. سیاست به این معنا شاخهای از حکمت عملی است که به آن «تدبیر مدن» و «علم مدنی» نیز گفته میشود.(۳) خواجه نصیرالدین طوسی در اینباره میگوید: «حکمت مدنی... نظر بود در قوانین کلی که مقتضی مصلحت عموم بود از آن جهت که به تعاون متوجه باشند به کمال حقیقی و موضوع این علم هیئتی بود جماعت را که از جهت اجتماع حاصل آید و مصدر افاعیل ایشان شود به وجه اکمل...»(۴)
کانون توجه اندیشههای سیاسی، مسائل مربوط به زندگی سیاسی است. زندگی سیاسی در میان هر جماعتی ویژگیهای خاص خود را دارد، اما میتوان ساختاری کلی نیز برای آن در نظر گرفت. از نظر کلی، جوامع غایاتی را برای خود تصویر کرده و بهدنبال آن هستند که با تلاش و برنامهریزی به آن غایات برسند. در واقع غایات و اهداف سیاسی علت رفتارهای سیاسی انسان است. اهم منابع اندیشه سیاسی ملاصدرا؛ کتابهایی نظیر مبدأ و معاد، الشواهد الربوبیه، رساله سه اصل، کسر اصنام الجاهلیه و سایر آثار شده است.