
پایگاه بصیرت،گروه بین الملل؛ چه اتفاقی میتواند بالاترین مقام اجرایی یک کشور غربی را وادارد تعطیلات تابستانیاش را نیمهکاره رها کند و به پشت میز کارش بازگردد؟ جنگ جهانی؛ حمله نظامی ناگهانی و گسترده به کشورش؛ وقوع زلزله ویرانگر سراسری؛ یا به ادعای فیلمهای هالیوودی، حمله ساکنان کرات دیگر به زمین و...؟
اوباما و کامرون، رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر انگلیس، بدون وقوع اتفاقات فوق ناگاه تعطیلاتشان را رها کردند و به محل کارشان بازگشتند تا درباره کشتهشدن «جیمز فولی» خبرنگار آمریکایی که داعشیها سرش را بریدند و فیلم ویدئویی آن را پخش کردند، موضعگیری کنند. پس از اوباما سایر مقامات آمریکا نیز وظیفه خود دیدند با پیوستن به اوباما، زنجیرهای از محکومیت این عمل تشکیل دهند. دادستان کل آمریکا، رئیس ستاد ارتش و... به این زنجیره پیوستند و شورای امنیت هم فوریفوتی تشکیل جلسه داد و این جنایت را محکوم کرد. کار داعش، جنایت و محکوم است؛ اما اقدام کسانی که اینگونه هراسان احساس وظیفه کردند تا با بر هم زدن زمان و مکان، این اقدام را محکوم کنند، هزاران بار از عمل داعش جنایتبارتر است. البته نه به سبب محکوم کردن این جنایت، که به سبب چشم بستن بر جنایتهای هولناک داعش در سوریه و عراق و رژیم صهیونیستی در غزه. آنها بر چه مبنایی یک نفر را برتر از هزاران نفر دیدند؟!
ای کاش نمایش دلسوزی برای «جیمز فولی» هم مبنای انسانی داشت؛ اما با مراجعه به داستان مرگ جیمز فولی (به پایگاه بصیرت، عنوان «گروگانگیری جیمز فولی؛ از روایت تا واقعیت» مراجعه شود) معلوم میشود از وی چگونه استفاده ابزاری کردهاند. این رفتار در زمره مضحکترین نمایشهایی است که خنده به آن، بهزودی به گریه تبدیل میشود؛ زیرا در نگاه آنها، انسانها پستتر و بیارزشتر از حیوانات هستند. پس گریه پس از خنده در نمایش آنها طبیعی است!