صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۶۹۳۲۰
مبانی فکری حزب اعتماد ملی

احزاب سیاسی ایران (بخش دویست و شصت و یکم)


تألیف: عبدالله شمسی

حزب اعتماد ملی جزو احزاب اصلاح‌طلب محسوب می‌شود، اما به لحاظ گفتمانی با بسیاری از آنها متفاوت است و همراه با تشکل‌های اصلاح‌طلبی مانند مجمع روحانیون مبارز ذیل گفتمان اسلامی تعریف می‌شود. تأکید بر بینش توحیدی، نبوت انبیای الهی به‌ویژه پیامبر بزرگ اسلام(ص)، اوصیای پیامبر، تشکیل «امت وسط»، به پا داشتن نظام عدل و قسط و... مولفه‌هایی است که آنها را در زمره تشکل‌های معتقد به اصول اساسی اسلام معرفی می‌کند.

این حزب خود را گروهی از پیروان امام خمینی(ره) می‌داند که به منظور تداوم راه او، طریق سیاستورزی حرفه‌ای و دینی را به وسیله پایه‌گذاری حزب اعتماد ملی، دنبال می‌کند.(۱)

در بیانیه اعلام موجودیت نیز آبشخور فکری خود را اینگونه بیان کرده است: «از منظر تاریخی و آبشخور فکری، حزب اعتماد ملی ریشه در سرآغاز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در پانزدهم خرداد 1342 دارد و این حزب با آگاهی از ریشه تاریخی خود در گذشته با نگاهی روشن به آینده شکل گرفته است. حزب اعتماد ملی برآیند جریان فکری خط امام است که پشتوانه عظیمی از اندوخته‌های سیاسی و مبارزاتی پیش از انقلاب و تجارب مدیریتی بعد از انقلاب را به همراه دارد.»(۲)

بازتاب شاخصه‌های گفتمان امام در مرامنامه حزبی

تفکر امام خمینی به عنوان بزرگ‌ترین پرچمدار جریان فکری دینی در دوران معاصر، بر پایه اسلام ناب محمدی شکل گرفته که دارای شاخصه‌های گفتمانی زیر است:

۱ـ مبارزه با تحجر در عین پایبندی کامل به احکام اسلا‌می؛

۲ـ اعتقاد به مبارزه با لیبرال‌ها و اسلا‌م‌ستیزان؛

۳ـ اعتقاد به ولایت مطلقه ائمه(علیهم‌السلام)؛

۴ـ اعتقاد به پیوستگی دوران فقاهت با عصر امامت؛

۵ـ اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه در عصر غیبت؛

۶ـ اعتقاد ـ به مشروعیت الهی ـ رهبری در عصر غیبت به دلیل نصب توصیفی فقها از سوی ائمه معصومین(علیهم‌السلام)؛

۷ـ اعتقاد به جامعیت اسلام و پیوند دین و سیاست و پاسخگو بودن اسلام به همه نیازهای بشر در حوزه‌های فردی و اجتماعی و تلاش برای پیاده‌سازی اسلام؛

۸ـ اعتقاد به نقش مردم در فعلیت بخشیدن به حکومت دینی؛

با وجود چنین مشخصه‌هایی است، که می‌توان یک حزب را ذیل جریان فکری دینی و اندیشه امام تعریف کرد. در مرامنامه حزب اعتماد ملی بسیاری از شاخصه‌های فوق این گونه مورد تأکید قرار گرفته است:

۱ـ اعتقاد به مبارزه با تحجر و جزم‌اندیشی: ما معتقدیم که اسلام مورد نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) همان اسلام راستین و ناب محمدی(ص) است و این اسلام است که هیچ‌گونه... تحجّر و واپسگرایی را بر نمی‌تابد.

۲ـ اعتقاد به جامعیت اسلام و پاسخگو بودن اسلام به همه نیازهای بشر: دین مقدّس اسلام، جامع‌ترین رهنمودهای زندگی پاک را برای بشر به ارمغان آورده و می‌تواند بشریت سرگشته را نجات داده و به سرمنزل مقصود برساند. اسلام، نه تنها توان پاسخگویی به مشکلات فردی و اخلاقی را دارد، بلکه قادر به حلّ مشکلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری و نیز استقرار نظام قسط و عدل است.

۳ـ مبارزه با لیبرال‌ها و اسلا‌م‌ستیزان و پیوند دین و سیاست: حزب اعتماد ملی از هرگونه گرایش به تفکرات غیر دینی که نافی حضور سیاسی و اجتماعی دین در جامعه باشد مؤکداًً اجتناب می‌ورزد. حزب اعتماد ملی معتقد است که کلّیت قواعد حقوق بشر که با جوهره اسلام و آموزه‌های دینی در تباین نباشد، مورد توجه و احترام است.

۴ـ اعتقاد به نقش مردم در فعلیت بخشیدن به حکومت دینی: موضوعی که توجه زیادی در مرامنامه و دیگر منابع حزب اعتماد ملی به آن شده است، تأکید بر جمهوریت نظام و نقش مردم است که گاهی هم ‌نمایی افراطی به خود می‌گیرد. در هرحال حزب اعتماد ملی به نقش مردم در فعلیت بخشیدن به حکومت دینی معتقد است. چگونگی و کم‌وکیف این اعتقاد، نیاز به طرح مباحث تئوریک دارد که در منابع و اظهارنظرهای حزب کمتر به ابعاد آن پرداخته شده است. در مرامنامه این گونه به نقش مردم اشاره شده است: «حزب اعتماد ملی «جمهوریت» را عنوان نماد و مظهر مردم‌سالاری در کنار اسلامیت و آن را یکی از دو رکن اصلی و جدایی‌ناپذیر نظام جمهوری اسلامی ایران می‌داند. به باور پایه‌گذاران و اعضای حزب اعتماد ملّی، جمهوریت رهاورد گرانبهای سیر تکاملی نظرات فقهای عظیم‌الشّأن اسلام در یک صد سال پس از مشروطه است که توسّط فقیه کم‌نظیری همچون امام خمینی(ره) پذیرفته و تأیید شده است که با جوهر اسلام و آموزه‌های دینی هیچ تباینی ندارد.»

اسلامیت و جمهوریت

در فراز اخیر از مرامنامه حزب، اسلامیت و جمهوریت به صورت ذاتی از یکدیگر جدا دیده شده‌اند. در فرازی دیگر به الفاظی همچون «مردم‌سالاری دینی» اشاره شده است که از منظر ادبیات این موضوع، آنها را به گفتمان امام و رهبری نزدیک می‌کند.

اگر منظور تدوین‌کنندگان مرامنامه، تنها صورت نظام که به اشکال جدید و پدیده‌های مدرن مانند انتخابات، پارلمان و... شناخته می‌شود، باشد، در این صورت در اندیشه امام(ره) و مقام معظم رهبری پذیرفته شده است، اما اگر تفکیک مورد نظر حزب، تفکیک ذاتی باشد، به این معنا که در ذات اسلام مردم‌سالاری نداریم و جزو مسائل مستحدثه‌ای است که پس از مشروطیت پذیرفته شده است، با گفتمان امام و رهبری چندان میانه‌ای نخواهد داشت، زیرا مردم‌سالاری در بطن دین نهفته است.

تمام اندیشه‌ها و مردم‌سالاری مورد نظر امام خمینی(ره) برگرفته از اسلام است، نه موضوعی مستقل که آن را به دین ملحق کرده باشند. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که «آن دموکراسی که در اسلام هست در سایر جا‌ها نیست.»(۳) و یا «در اسلام دموکراسی مندرج است»(۴) و همچنین «دموکراسی اسلام کامل‌تر از دموکراسی غرب است»(۵)، این مبین همین معنا است که مردم‌سالاری مورد تأکید گفتمان انقلاب اسلامی، برگرفته از متن دین است، نه مردم‌سالاری انضمامی.

رهبر معظم انقلاب نیز بر همین معنا چنین تأکید می‌ورزند: «نباید اشتباه شود؛ این مردم‌سالارى به ریشه‌هاى دموکراسى غربى مطلقاً ارتباط ندارد. این یک چیز دیگر است. اولاً مردم‌سالارى دینى دو چیز نیست؛ این‌طور نیست که ما دموکراسى را از غرب بگیریم و به دین سنجاق کنیم تا بتوانیم یک مجموعه‌ کامل داشته باشیم؛ نه. خود این مردم‌سالارى هم متعلق به دین است.»(۶)

اما در برخی از اسناد تلقی حزب از مردم‌سالاری به نوع غربی آن نزدیک می‌شود؛ حزب در تبیین اهداف خود بر استقرار حکومت مردم‌سالار تأکید دارد که تحقق آن دارای الزاماتی است، شامل: حاکمیت قانون، برابری همگان در مقابل قانون اساسی، استقلال قوای سه‌گانه، عدالت سیاسی و توزیع عادلانه مناصب...(۷)

برای نیل به این هدف در بیانیه اعلام موجودیت و برخی دیگر از منابع حزبی، بر «تقدس‌زدایی از قدرت و زمینی کردن آن بر اساس قانون اساسی و به طور کلی قرائتی دموکراتیک از قانون اساسی» تأکید شده است.(۸)

تلقی مشارکتی از مردم‌سالاری

ادبیات سیاسی و دیدگاه‌های حزب در این زمینه، شبیه احزابی همچون مشارکت است، با این تفاوت که هدف حزب مشارکت، ایجاد مردم‌سالاری تمام‌عیار با مشابهتهای فراوان با دموکراسی غربی و خارج از چارچوب نظام بود، اما حزب اعتماد ملی سعی دارد بیشتر به آن رنگ اسلامی بزند و در چارچوب قانون اساسی آن را پیگیری کند.

با این اوصاف حزب اعتماد ملی نیز خواسته یا ناخواسته، حداقل در ادبیات سیاسی، مشابه احزابی مانند مشارکت سخن می‌گوید، طبق این ادبیات، همانگونه که حزب مشارکت مردم‌سالاری را به‌عنوان محوری‌ترین الگو جهت حاکمیت مردم و قانون اساسی یاد کرده است،(۹) حزب اعتماد ملی نیز با ادبیاتی مشابه این گونه بر مردم‌سالاری تأکید می‌ورزد: «حاکمیت قانون و محدود شدن قدرت در چارچوب آن و کاربرد یکسان قانون برای آحاد شهروندان و دولتمردان می‌تواند سنگ بنای استقرار یک حکومت مردم‌سالار باشد.»(۱۰)

این قرائت، ولایت مطلقه فقیه را بر نمی‌تابد، زیرا با این نگاه، آنچه که در قانون اساسی در مورد اختیارات ولی‌فقیه آمده است، سقف اختیارات اوست، نه کف آن، در این صورت رفع معضلات نظام که نهادهای تعریف شده در قانون اساسی قادر به حل آن نیستند و صدور حکم حکومتی در بنبستها و مواقع ضروری توسط ولی‌فقیه، منتفی است.

حزب اعتماد ملی گرچه در بسیاری از موارد شعار پیروی از امام خمینی(ره) را سر می‌دهد، اما در مواردی همچون موارد ذکر شده، متناقض سخن میراند و تعریف واضحی از مردم‌سالاری و تفسیر دموکراتیک از قانون اساسی و نسبت آن با اسلام و نظرات امام و رهبری در باب مردم‌سالاری دینی ارائه نمی‌دهد. حداقل می‌توان گفت، اگر احزابی مانند مشارکت به هدف نهایی خود که مردم‌سالاری تمام‌عیار با رنگ و بوی لیبرالی بود، واقف بودند، اما حزب اعتماد ملی تعریف دقیقی از ابعاد و سرانجام این هدف ندارد. به همین دلیل در مواردی، در برزخ مشی و رویکرد امام(ره) و مشی اصلاح‌طلبانه دوم خردادی سرگردان است.

* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات