رضا اشرفی
در هفتههای اخیر پاکستان شاهد ناآرامیهای سیاسی از جنس تظاهرات ضد دولتی است و طبق معمول، دولت این کشور نیز سعی دارد از طریق نیروها و امکاناتی که در دست دارد نسبت به این مسئله پاسخ داده و موقعیت خود را تثبیت کند. بر اساس آنچه از سوی مخالفان مطرح میشود، رهبران اصلی این تحولات در دو بخش سیاسی و مذهبی در حال فعالیت هستند و با گذشت زمان نشان میدهند که تمایلی به عقبنشینی ندارند و هر کدام اهداف خود را دنبال میکنند.
در این میان نوع رهبری اعتراضاتی که «طاهر قادری» دنبال میکند از جنس مذهبی است. وی به عنوان موسس منهاج القران و رهبر حزب «تحریک عوامی» تاکنون نشان داده است که از تأثیرگذاری قابلتوجهی در حوزه سیاسی و دینی پاکستان برخوردار است.
متعاقب این اعتراضات، اسلامآباد با اعتراضات سیاسی و انتخاباتی نیز مواجه شده است. تظاهرات اعتراضآمیز حزب تحریک و «انصاف» عمران خان دولت نوازشریف را وارد مرحله دیگری کرده است. به این دلیل که عمران به عنوان قهرمان پیشین کریکت پاکستان، رویارویی با دولت را به سمت انتخابات سوق داده است، وی اعلام کرده که نوازشریف در انتخابات پیشین تقلب کرده و خود را پیروز میدان خوانده است.
اگر چه ادعای چنین مسئلهای پس از چند ماه تا حدودی با سوال و شک و شبهه همراه است، اما واقعیت این است که وی توانسته برخی از مردم بهخصوص حامیان خود را متقاعد کند تا پیرو مواضعش وارد خیابانها شوند بهویژه اینکه ناتوانی دولت در رفع چالشهای اقتصادی و امنیتی کشور نارضایتی مردم را تشدید کرده است.
در حالی که جنس اعتراضات «طاهر قادری» سیاسی ـ مذهبی است، وی بر این اعتقاد است که دولت نوازشریف اسلام، دموکراسی، امنیت، اقتصاد و آزادی را به فراموشی سپرده است. حقیقت مسئله این است که پاکستان بیش از یک دهه است که با مشکلات بیشتری نسبت به سالهای پیش مواجه است.
در این میان یک نکته مهم مطرح است و آن اینکه رویکرد گسترده نوازشریف به عربستان، آمریکا و انگلیس در حالی که مردم آنها را از عوامل مشکلات خود میدانند، زمینهساز کاهش جایگاه مردمی وی شده که متقابلاً به تقویت موقعیت مخالفان منجر شده است.
در این میان نباید فراموش کرد که هر اندازه حوزه دولت و سیاست پاکستان با بیثباتی و نوسان همراه است، ارتش در این کشور با اقتدار عمل میکند. تاریخ چند دههای پاکستان نشان داده است که هر جا ارتش احساس ناامنی و خطر میکند دست به کار شده و با یک کودتای نظامی قدرت را به دست میگیرد یا اینکه آن را در اختیار فرد و دولت مورد اعتماد قرار میدهد.
برخی از شواهد نشان میدهد که اسلامآباد در حال حاضر در چنین اوضاعی قرار دارد. حتی ارتش به طور تلویحی به دولت هشدار داده است. مسئله بنیادی این است که دولت نوازشریف از ابتدایی که وارد عرصه قدرت شد، تعامل قابلقبولی با ارتش نداشت. البته نوازشریف در این باره دلیل کاملاً موجهی دارد، به این دلیل که در دهه 1990 ارتش در سومین کودتای خود، دولت وی را سرنگون کرد و سبب خروج وی از کشور شد.
این عامل باعث شد تا میانه ارتش و نواز از ابتدا در این دوره با شک و شبهه مواجه شود که این دو، چگونه با یکدیگر کنار خواهند آمد. بهخصوص که دورهای را که پاکستان درآن قرار دارد، بسیار بیثبات و خطرناک است. در این دوره نیز اختلافات زمانی آغاز شد که دولت بدون در نظر گرفتن ارتش و با امتیاز دادن به طالبان به دنبال مذاکره با این طیف تأثیرگذار در پاکستان بود. این مسئله که از ابتدا در دولت هویدا بود به شدت مورد مخالفت ارتش و سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) قرار گرفت و زمینههای اختلافی را ایجاد کرد که تاکنون ادامه پیدا کرده و طی روزهای اخیر در خیابانهای پاکستان نمایان شده است. البته بسیاری معتقدند که ارتش در مقطع کنونی آن توان گذشته را برای کودتا ندارد و هشدارهای آنها نیز چندان جدی نیست.
به هر حال آنچه در تحولات کنونی پاکستان مشاهده میشود، آن است که این کشور بار دیگر در وضعیت نابسامان سیاسی و امنیتی قرار گرفته است که بخشی از آن برگرفته از مشکلات اقتصادی و سهمخواهیهای داخلی و برخی رویکردها و وابستگیهای سوالبرانگیز دولتمردان این کشور به عربستان، انگلیس و آمریکا است که نارضایتی مردم را به همراه داشته است.
بسیاری تأکید دارند که گفتوگوی ملی، راهکار خروج پاکستان از بحران کنونی است که میتواند ثبات و امنیت را به این کشور بازگرداند و مانع از بحرانیتر شدن فضای این کشور شود.