صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۶۹۳۶۲
از مبانی فکری اسلامی تا التقاط تجددمآبانه

احزاب سیاسی ایران (بخش دویست و شصت و دوم)

تألیف: عبدالله شمسی ـ مقدمه: در شماره گذشته با بخشی از مبانی فکری حزب اعتماد ملی آشنا شدیم. در ادامه ضمن اشاره به سایر این مولفه‌ها و مبانی، به نقد این مبانی که با ادعایی مبتنی بر اصول اسلام و تفکر امام خمینی(ره) معرفی می‌شود، اما در زوایایی از تفکر و اهداف به دامن التقاط و اندیشه‌های تجددمآبانه غلتیده می‌پردازیم.

اعتقاد به جامعیت اسلام و پیوند دین و سیاست

حزب اعتماد ملی قائل به پیوند دین و سیاست است. از این حیث با تفکرات سکولاریستی که قائل به محدودیت و یا انفصال دین از عرصه اجتماعی و سیاسی است، مرزبندی دارد: «حزب اعتماد ملی از هرگونه گرایش به تفکرات غیر دینی که نافی حضور سیاسی و اجتماعی دین در جامعه باشد، مؤکداًً اجتناب می‌ورزد.»(۱)

اعتقاد به ولایت‌ فقیه در عصر غیبت

حزب اعتماد ملی معتقد به ولایت‌فقیه است. این موضوع در مرامنامه، بیانیه‌ها و سخنان بزرگان حزب آشکار است. در مرامنامه این تشکل بر این موضوع تأکید شده است که اسلام راستین، همان اسلام مورد نظر امام خمینی(ره) است.(۲) با این وصف، ولایت‌فقیه هم که میراث بسیار مهم امام خمینی(ره) است نیز مورد قبول حزب است. در ادامه، ذیل موضوع قانون اساسی، مرامنامه به صورت واضح به موضوع ولایت فقیه اشاره دارد: «قانون اساسی بر محور اندیشه ولایت‌فقیه، حاکمیت ملّت و تحکیم و استقلال قوا استوار شده و در چارچوب مبانی مردم‌سالاری دینی و انتخابات آزاد، نمود عینی پیدا می‌کند.»(۳)

کروبی، به‌عنوان دبیرکل حزب نیز بر این موضع پا می‌فشرد که «این نظام باید محفوظ بماند. اساس آن بر ولایت‌فقیه است و ما با ولی‌فقیه زمان باید کار کنیم.»(۴) وی در زمانی که ریاست مجلس ششم را بر عهده داشت، در چالش و تقابل با برخی نمایندگان اصلاح‌طلب، در ارتباط با اختیارات و مشروعیت ولایت‌فقیه این گونه سخن گفت: «ولایت و اختیارات فراوان لازمه استقرار حکومت است، اما جای تعجب دارد که اگر این ولایت و اختیارات ناشی از صرف قرارداد اجتماعی باشد پذیرفته شده و مترقی است ولی اگر ناشی از قرارداد اجتماعی منتسب به وحی و مورد رضای خدا باشد، دارای اشکال است... نه بدون ولایت، تحقق حکومت میسر است و نه ولایت بدون اختیارات، قابل تحقق است. در ولایتی که ما می‌گوییم نوعی انتساب به خدا هم وجود دارد و این ولایت در عین‌حالی که جنبه بشری، اجتماعی و سیاسی دارد، یک جنبه شرعی و الهی هم پیدا می‌کند.»(۵)

اظهارنظرهای متناقض با مبانی اسلامی

به هرحال، حزب اعتماد ملی هم مانند بسیاری از احزاب دیگر، در تعیین چارچوب‌های نظری و ایدئولوژیک متقن و مستدل و جاری و ساری شدن آن در برنامه‌ها، سیاست‌ها و عملکرد‌ها دچار ضعف است. برای نمونه تمامی احزاب در ارائه الگوی پیشرفت و یا برنامه‌های اقتصادی بین مکتب‌های سرمایه‌داری، سوسیالیستی، تلفیقی و گاهی اسلامی سرگردانند. اعتماد ملی نیز از این امر مستثنی نیست، اظهارنظرهای متناقض اعضا، شاهدی است بر این موضوع. در این زمینه مسئول کمیته سیاسی حزب، به سوسیال دموکرات بودن تشکل مطبوعش اشاره دارد. رویا گودرزی، مسئول کمیته آموزش حزب در گفت‌وگو با نشریه ذکر این‌گونه اظهار نظر می‌کند: «روش‌هایی که عملاًً اقتصاد سوسیالیسم به ما می‌دهد. الآن نگاه می‌کنیم روش‌های اقتصادی در حزب‌مان مطابق با آن است، نزدیک به آن است پس اگر بخواهیم اسمش را بگذاریم سوسیالیسم اسم نزدیک‌تری است؛ فکر می‌کنم روی این اصل آمدند اسم را گذاشتند.»(۶)

در مقابل چنین اظهاراتی، قائم‌مقام و همچنین مسئول شاخه روحانیون حزب، این مسئله را دیدگاه شخصی این افراد دانستند و تأکید کردند که: «در حزب اعتماد ملی مبانی آموزش در چارچوب قانون اساسی و اندیشه‌های امام(ره) طرح‌ریزی و قالب‌بندی می‌شود... باید اسلام ناب محمدی محور اصلی تمام احزاب قرار گیرد،... روش‌های سوسیالیستی و دموکراتیک که عملاًً اقتصاد سوسیالیسم را موجب می‌شوند، در اعتماد ملی جایگاهی ندارند، زیرا امام راحل مکرراًً سیاستمداران را از تمسک به ایده‌های غربی نهی می‌کردند و الگوی اسلامی را الگوی برتر اعلام می‌داشتند.»(۷)

اسلام رحمانی تقلیل اسلام فقاهتی

در جایی دیگر حزب اعتماد ملی در نفی اندیشه تحجرگرایانه از دین بر قرائت رحمانی از اسلام تأکید می‌ورزد.(۸) دیدگاه‌های حزب در این زمینه نیز منطبق با دیدگاه اکثر اصلاح‌طلبان و سکولارهای اسلامی است؛ در واقع واژه «قرائت رحمانی» مانند بسیاری از واژه‌های دیگر، استفاده از ادبیات بومی و تصورات قالبی مردم برای تئوریزه کردن مفاهیم جدید، از سوی سکولارهای اسلامی و تجدیدنظرطلبان و یا متأثران از آنها بوده است. شبهات زیادی بین این مفهوم با مفاهیمی همچون «تساهل و تسامح» به کار گرفته از سوی افراد لیبرال مسلکی همچون مهاجرانی (وزیر ارشاد دولت اصلاحات) وجود دارد.

قرائت رحمانی تجدیدنظرطلبان از دین را نمی‌توان به‌صورت مستقل و پدیدارشناسانه باور کرد، بلکه همه شاخص‌های نگرشی و رفتاری تجدیدنظرطلبان باید در تفسیر آن به کار گرفته شود. قرائت رحمانی نسخه بازسازی شده لیبرالیسم و سکولاریسم است که لباس بومی بر آن پوشانده‌اند. این نگاه تقلیل‌گرایانه از دین، افراد و جامعه را از هزاران شاخه دین، به شاخه‌ای پیوند می‌زند که اسلام راحت‌طلبی، اسلام سازش و اسلام منفعل از آن بیرون آید، در صورتی که نگاه به اسلام باید جامع و کامل باشد.

هدف از برجسته کردن اسلام رحمانی، تقلیل اسلام فقاهتی است. اسلامی که مهربانی را در کنار شمشیر و جباریت خدا را در کنار رحمانیت او مطرح می‌کند. اسلامی که پیامبر اسلام(ص) در عمل به آن از مؤلفه‌القلوب در تقسیم غنائم جنگ حنین بین کفار تا قتل جمعی پیمان‌شکنان یهودیان را یکجا دارد و امیرالمومنین(ع) در سایه آن بسیاری از صحابه دیروز پیامبر را واجد صلاحیت برای حضور در قدرت ندید. اسلامی که مدارا در عاشورای آن راه ندارد، یعنی ذلت و سازش را نمی‌پذیرد. اسلام از قصوری که بدون آلودگی نیت انجام شده است، قطعاًً‌ خواهد گذشت. اما «میزان و حدید» نیز از عناصر قرآنی حکومت است که امیرالمومنین ذره‌ای از به‌‌کارگیری آن عقب‌نشینی نمی‌کرد.(۹)

تقدس‌زدایی از قدرت یا حکومت اسلامی

اعتقاد به تقدس‌زدایی از قدرت که در بیانیه‌ها و سخنان برخی از اعضا بیان شده است نیز از جمله موضوعاتی است که حزب اعتماد ملی را از اصول سیاست اسلامی دور و به گفتمان لیبرالی نزدیک می‌سازد؛(۱۰) محمدجواد اطاعت رئیس دفتر سیاسی حزب در تشریح این موضوع می‌گوید: «معتقدیم قدرت، زمینی است و بر اساس خرد جمعی باید حرکت کرد؛ اما متأسفانه خلاف این تفکر به ویژه در سال اخیر مطرح می‌شود و برخی قدرت را قدسی می‌دانند.»(۱۱)

در اینجا منظور از تقدس‌زدایی، صرفاً جنبه ابزاری قدرت (که ذاتاً نه مقدس است و نه غیرمقدس) مد نظر نیست، بلکه به تبع قرائنی همچون مردم‌سالاری مورد نظر در اسناد و بیانیه حزب، تقدس حکومت اسلامی را که به واسطه ارتباط با شارع مقدس حاصل می‌شود، زیر سوال می‌برد؛ با این توضیح که در اندیشه امام خمینی(ره) که همان نگاه دینی به قدرت و حکومت است، حکومت اسلامی تقدس دارد، زیرا اقتدار و قدرتش را بر این قاعده بنیان نهاده است که اراده‌ خداوند را مطابق متون قطعی وحیانی به اجرا درآورد. حاکم اسلامی نیز به واسطه‌ احراز شرایط مقرر از جانب شارع (مانند تقوا، عدالت، فقاهت و کفایت) حقانیت (رکن الهی مشروعیت) را داراست و پشتوانه رأی و خواست مردمی(مقبولیت) نیز خارج از معیارهای اسلام نمی‌تواند باشد، بنابراین مشاهده می‌شود که بازگشت و ارتباط سه عنصر حکومت، حاکم اسلامی و خواست مردم از همه جوانب به خواست شارع مقدس است و از این لحاظ مردم‌سالاری دینی امری مقدس است. با این توضیح، مجزا تصور کردن مردم‌سالاری از دین نیز صحیح نیست. این تلقی از قدرت مشروعیت الهی حکومت و حاکم اسلامی را نفی می‌کند و به مشروعیت مردمی رایج در نظام‌های لیبرال دموکرات نزدیک می‌کند.

از سوی دیگر اتکای صرف به خرد جمعی در امر سیاست، در واقع اتکا بر همان عقل خودبنیاد فارغ از وحی است که جزو اصول فکری فرهنگ غرب است که نتیجه عملی آن همان سکولاریزم خواهد بود.

این آشفتگی در مبانی فکری احزابی همچون اعتماد ملی، از نقایصی همچون، کم‌کاری در حوزه نظریه‌پردازی، عدم باز تعریف نظام حزبی، عدم تدوین الگوی پیشرفت و... حکایت دارد، که در رفع این نقایص جامعه علمی کشور، دولت و مجلس و همچنین تشکل‌ها و احزاب کوشش لازم را به خرج نداده‌اند. حزب اعتماد ملی نیز در این زمینه در زمره کم‌کارترین احزاب محسوب می‌شود که مبانی فکری خود را مبتنی بر اصول اسلام و تفکر امام خمینی(ره) معرفی کرده است، اما در زوایایی از تفکر و اهداف به دامن التقاط و اندیشه‌های تجددمآبانه غلتیده است.

* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات