صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۷۰۰۱۳

مهم‌ترین آثار دوران اومانیسم رنسانس

محمدرضا اسکندری ـ مقدمه: همانطور که در چندین مقاله گذشته بیان کردیم، اومانیسم رنسانس که از قرن ۱۴ و ۱۵ میلادی حیات یافت، آغاز دوره‌ای است که در آن، انسان و اصالت رأی انسان و نه خدا و اصالت وحی، مدار همه امور می‌شود و دیگر نه خدای اسلام و نه خدای مسیح و نه حتی خدایان تمدن یونانی (که مقصد اولیه در رنسانس است) هیچ یک در کار نیستند و هر چه هست، انسان است و انسان. در این مقاله در صدد هستیم که سه اثر بزرگ اومانیسم رنسانس را به‌اجمال معرفی و تبیین کنیم.

۱ ـ کمدی ‌الهی اثر دانته الیگیری

دانته آلیگیری متولد سال ۱۲۶۵ م در شهر فلورانس، یعنی مکان اصلی پایه‌گذاری اومانیسم رنسانس است. محققان و کسانی که در تاریخ اندیشه مطالعه و تحقیق می‌کنند مانند « اریش اویرباخ» و «یاکوب بورکهات»، معمولاً از دانته با‌عنوان «نخستین اومانیست» یاد کرده‌اند. دلیل مدعای ایشان آن است که دانته گسست در الهیات قرون وسطی را سبب شده است. در الهیات قرون وسطی، انسان نماینده و خلیفه خداوند بر روی زمین بود، اما دانته، با تألیف کمدی الهی، این تصویر را تغییر داد و انسان را از هر جهت مستقل ساخت. ساختار کتاب «کمدی‌الهی» روح و حال و هوای مسیحی دارد؛ چرا که عدد سه در آن نقش محوری دارد (سه، نمودار تثلیث است). به همین دلیل این کتاب نیز دارای سه بخش است. دوزخ، برزخ و بهشت. هر بخشی از سی‌وسه سرود تشکیل شده که مطابق است با سی‌وسه سال عمر مسیح(ع) در کره خاکی. در واقع کمدی الهی، اثری است منظوم در سه قسمت. داستان سفری است خیالی از دوزخ به برزخ و از برزخ به بهشت. سفرکننده خود دانته به همراه دو تن دیگر به نام‌های ویرژیل (شاعر پرآوازه قرون وسطی) و با هدایت بئاتریس (معشوق افسانه‌ای دوران کودکی دانته) است. جملات در کمدی الهی به‌صورت متکلم‌ وحده و از زبان ویرژیل، بئاتریس و یا خود دانته بیان می‌شود. در کمدی الهی، خداوند، فرشتگان و شیطان مورد اشاره قرار می‌گیرند؛ اما نه به‌صورت مستقیم. آن‌ها در خدمت بازیگران انسانی این سفر هستند و در این سفر، خداوند با انسان سخن نمی‌گوید، بلکه انسان است که خداوند را مخاطب خود (آن هم به زبانی غیرمستقیم) قرار می‌دهد. در کمدی الهی این انسان‌ها هستند که پرده از صنع الهی برمی‌دارند، بنابراین خداوند بسیار کم به‌صورت مستقیم و اغلب به زبان من ـ تو خطاب می‌شود. در هر حال، زبان دانته در کمدی ‌الهی، زبان کشف است: کشف اسرار زمین و آسمان، کشف اسرار الهی. در این سفر، او سنت یونانی و روحی و مسیحی را برای کشف حقایق به کار می‌گیرد و در همین حال، کسانی را به کمک می‌طلبد که دستگاه رسمی مسیحیت، آنها را تأیید نمی‌کند. همین دو ویژگی جست‌وجو و کشف و استفاده از شخصیت‌های روحی و یونانی برای کشف حقایق است که می‌توانست ماده لازم برای اومانیست‌های دوران بعدی را فراهم آورد. همچنین از تأثیرات مهم دیگر کمدی ‌الهی آن است که دانته، شخصیت‌ها و قهرمانان و اساطیر یونانی و رومی را که مسیحی نبودند، وارد زبان و ادبیات غیره لاتینی کرد.

۲ ـ دکامرون اثر جیووانی بوکاچیو

مورخان و محققان، «دکامرون» را از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین متون اومانیستی پیش از رنسانس دانسته‌اند. بوکاچیو در سال ۱۳۵۰ م، برای نخستین‌بار با فرانچسکو پترارک (نخستین انسان رنسانس یا نخستین بشر مدرن مشهور به پدر اومانیسم) دیدار کرد و در واقع از آن تاریخ بود که از ادبیات و شعر و شاعری دست کشید و به تحقیقات اومانیستی روی آورد. تأثیر دانته بر بوکاچیو تا آنجایی است که دکامرون را «کمدی انسانی» در برابر «کمدی الهی» می‌دانند. بوکاچیو در دکامرون سعی دارد همان قلمروی را که دانته برای حیات معنوی و روحانی بنا نهاده است، برای حیات انسانی بنا کند و آن را قابل درک و فهم سازد. کتاب «دکامرون» اثر بوکاچیو از صد داستان تشکیل شده است که در ده روز نقل می‌شود. ده نفر که برای حفظ جان خود از خطر طاعون فلورانس به منزلی در حومه این شهر گریخته‌اند، تصمیم می‌گیرند برای گذراندن ایام، به شعر و موسیقی و داستان‌پردازی بپردازند. از این ده نفر، هفت نفر زن هستند. در طی این ده روز، داستان‌هایی با موضوعات گوناگونی مانند عشق، شهوت، درایت، لئامت و... یعنی هر آن چیزی که در انسان‌ها مشاهده می‌شود، در قالب داستان‌های کوتاه بیان می‌شود. در کتاب دکامرون، درگیری بشر با سرنوشت خویش و راه فائق آمدن بر آن برای نخستین‌بار نشان داده شده است. بدین ترتیب است که بوکاچیو از یکسو بر قدرت آدمی و از سوی دیگر بر محدودیت‌های گریزناپذیر و محتوم او تأکید می‌ورزد بی‌آنکه «رحمت ‌الهی» را دخیل بداند. همین جاست که بوکاچیو از استاد خود دانته فاصله می‌گیرد چرا که آدمی در کمدی الهی، دروازه‌های بهشت، برزخ و دوزخ را فتح می‌کند، پیش می‌رود و صنع الهی را کشف می‌کند و انسان برای نخستین‌بار پای در مکان‌هایی می‌گذارد که قلمرو خداوند است و پیش از آن، هیچ انسانی جرئت چنین کاری را نداشت و در این راه، مدد و لطف الهی را طلب می‌کند، اما در مقابل، در دکامرون بوکاچیو، این پیوند انسان و خدا قطع می‌شود و او نه به جست‌وجوی اقلیم الهی، که در پی آدمیان زمینی و تفحص در رفتار و سلوک ایشان بی‌آنکه به رحمت الهی متوسل شود، راهی می‌شود. دکامرون را برخی، اثری رئالیستی و ناتورالیستی دانسته‌اند چرا که در آن، فهرستی از رفتارهای زشت و ناپسند آدمی همچون روابط نامشروع جنسی، شهوت‌رانی، مال‌پرستی، قماربازی و... ارائه می‌شود به‌طوری که از صد داستان دکامرون، بیش از ۱۶ داستان درباره روابط جنسی نامشروع و اوصاف مذموم اخلاقی کشیشان و راهبان و راهبه‌ها است. در همه این داستان‌ها نیز محور اصلی، مسائل جنسی مبتلا به روحانیان مسیحی است که بوکاچیو سعی کرده است با این داستان‌ها، اقتدار و حاکمیت مادی و معنوی روحانیان کلیسا را زیر سوال ببرد، اما در کنار این موضوع‌ها، نکته قابل توجهی نیز وجود دارد و آن، نگرش اومانیستی و ناتورالیستی بوکاچیو است. بوکاچیوی اومانیست و ناتورالیست همه چیز را برای انسان می‌خواهد و منع آن چیزی را که «طبیعی» است، روا نمی‌دارد. بر این اساس، مطابق دیدگاه بوکاچیو، در امور اخلاقی باید از طبیعت پیروی کرد و در این راستا، امور غریزی که امری طبیعی است، باید ارضا شود و بنابراین در این وادی، رهبانیت مسیحی، خلاف طبیعت است و به کار نمی‌آید. همه این نکات در قرن چهاردهم بدیع نمی‌‌نمود. پیش از بوکاچیو نیز ترسیم رفتارهای جنسی و دیگر صفات رذیله آدمی معمول بود، اما بداعت کار بوکاچیو در دکامرون آن است که این کار را به پشتوانه نگرش و تفکر جدیدی انجام می‌دهد؛ تفکری که در آن، انسان معیار و مبدأ همه چیز قرار می‌گیرد و همه چیز به خاطر او است. اومانیستی که با بوکاچیو بنا نهاده می‌شود، اصل را بر انسان‌محوری و لذت‌جویی قرار می‌دهد و همه چیز را برای انسان و تأمین خواسته‌های او می‌خواهد. این انسان، سرنوشت خویش را خود رقم می‌زند و طبیعت را به‌عنوان راهنما در خدمت می‌گیرد.

۳ ـ در ستایش دیوانگی اثر اراسموس دوتردامی

مورخان رنسانس، «در ستایش دیوانگی» را از مهم‌ترین آثار دوران رنسانس برشمرده‌اند. این کتاب از اولین آثاری است که بعد از قرون وسطی، دستگاه مذهبی حاکم را با زبان طنز به باد نقد گرفته است. شهرت کتاب به حدی بود که طی قرن شانزدهم، اصل لاتینی و ترجمه‌های آن، بیش از صدبار تجدید چاپ شد و از پرفروش‌ترین کتاب‌های اروپایی بود.

عنوان کتاب، ستایش از دیوانگی است؛ راوی ماجرا نیز کسی نیست جز خود دیوانگی؛ و بدین ترتیب است که دیوانگی، یعنی همان روایتگر اصلی داستان، سخن آغاز می‌کند و در همان آغاز، پیشکسوتان خویش را مشخص می‌کند. این پیشکسوتان نه افلاطون و ارسطو که سوفسطائیان مطرود فلسفه اسکولاستیک هستند؛ آنان که شعارشان «انسان معیار همه چیز است» بود. بنابراین بازیگران این داستان، سوفسطائیان هستند. منشأ و مکان تولد و دیوانگی نیز «جزایر نعمت و فراوانی بوده است که در آن، همه چیز بی ‌تخم پاشیدن و درو کردن به عمل می‌آید. در این جزایر، کار و پیری و بیماری به‌کلی ناشناس هستند و...»

دیوانگی، وامدار ما است؛ زیرا لذت را پیشه خود ساخته است. اومانیست‌های ایتالیا پیش‌تر گفته بودند که می‌توان و باید به‌دنبال ارضای تمایلات و کسب لذت بود. اراسموس، خوشی را غایت فعالیت‌های آدمی می‌دانست و از زبان دیوانگی می‌گفت: واقعاً زندگی چیست؟ اگر لذات را از آن حذف کنید، آیا ارزشی برای زندگی باقی می‌ماند؟ دیوانگی این است که در کارها از امیال و هوس‌ها پیروی کنیم.» اراسموس، طبیعت‌گرایی را نیز ـ به تبع اومانیست‌های ایتالیا ـ توصیه می‌کند: «خوشبخت‌ترین مردمان نیز کسانی هستند که ارتباط خود را با علم و دانش قطع می‌کنند و تنها از راهنمایی طبیعت، که هیچ وقت به راه خطا نمی‌رود، برخوردار می‌شوند.» در نهایت اراسموس تشریح اوصاف کسانی را آغاز می‌‌کند که مدعی هستند دیوانه نیستند و صاحب عقلند: تاجران، شاهزادگان، علمای حقوق، پزشکان، فیلسوفان و پاپ‌ها و کاردینال‌ها. کتاب اراسموس این امکان را فراهم ساخت که اومانیسم احیاگرانه موردنظر اراسموس رواج یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات