رضا گرمابدری
طی روزهای اخیر در بین مسئولان ایرانی دکتر روحانی بیشترین موضعگیری را علیه گروهک تکفیری صهیونیستی داعش داشته است. این موضعگیریها طی سفر دکتر روحانی به نیویورک و شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل که وی در آن پیدرپی و به مناسبتهای مختلف در معرض بیان دیدگاههای ایران پیرامون مسائل مختلف جهانی بود به اوج رسید. اعلام موضع درباره گروهک تروریستی داعش که امروز سکه رایج مسئولان کشورهای دنیا شده تا جایی که پدیدآورندگان و حامیان دیروزش نیز آن را محکوم و مردود میدانند، حرکت برجستهای به شمار نمیآید. نکته حائز اهمیت در هیاهوی تبلیغاتی داعشکشی، ایستادن در مقابل کسانی است که با خلق داعش عامل اصلی جنایت علیه چند ملت هستند و قصد دارند با این هیاهو این پیشینه سیاه را از بین ببرند تا ننگهای این اقدام ضدبشری از دامن آنها زدوده شود. بخش دیگر این اهمیت به آگاهیبخشی جهانی باز میگردد که اجازه نمیدهد داعشآفرینان به راحتی از زیر بار مسئولیت پرورش تروریستها شانه خالی کنند. در گیرودار «ننگزدایی» آمریکا و دنبالهروهایش در مقابله با داعش و وارونه ساختن حقایق این قضیه و تشکیل «ائتلاف ضد داعش»، این جمهوری اسلامی ایران بود که با موضعگیری روشن و قاطعش اهمیت پیشگفته را آشکار ساخت و دکتر روحانی در مراحل مختلف با پردازش و تبیین موضع جمهوری اسلامی در رویکرد آمریکا به قضیه داعش برای این کشور چالشآفرینی کرد. آمریکاییها و همپیمانانشان در قضیه داعش با چند موضوع آشکار شده و مهم روبهرو هستند که بدون دادن پاسخ روشن و قانعکننده به آنها نمیتوانند هیچ بخشی از رابطهشان با داعش را توجیه کنند. این چند موضوع عبارتند از: ۱ـ تشکیل داعش، ۲ـ حمایت همهجانبه از داعش در سوریه، ۳ـ حمله به مواضع داعش.
آمریکاییها در نزد افکار جهانی متهم به ایجاد داعش هستند و فضای رسانهای مجازی و غیرمجازی پر است از شواهد و دلایلی که این ادعا را تأیید میکند و بالاتر از همه اینها، اعتراف برخی از مقامات آمریکایی است که اعلام کردهاند داعش ساخته و پرداخته آمریکا است و حتی دلایل و چرایی آن را نیز بیان کردهاند. آمریکاییها تاکنون به ذهن کنجکاو و حساس شده مردم جهان پاسخ درخوری ندادهاند که چرا چنین گروهک جنایتکاری را پدید آوردهاند. آمریکاییها ابتدا برای این ذهنهای فعال شده، ارزشی قائل نبودند، اما به مرور که بر حجم و مطالب آن افزوده شد ناچار شدند برای آن چارهجویی کنند و چون میدانستند پاسخی برای متقاعد کردن این اذهان ندارند بهترین راه گریز را تغییر وضعیت و نشاندن مسئله جدید به جای این مسئله مشکلساز، در این اذهان دیدند و نمایش کشته شدن دو خبرنگار آمریکایی که در اقدامی مشکوک سراسر رسانههای مجازی را فراگرفت، زمینه تغییر وضعیت را برای آنها فراهم ساخت.
جنایتهای قاسیانه و سنگدلانه تروریستها از جمله داعش در سوریه علیه مردم این کشور و حمایتهای گسترده تسلیحاتی و مالی آمریکا و متحدانش به آنها به هیچ وجه برای مردم دنیا توجیهپذیر نبود و تمام تلاش تبلیغاتی استکبار و همدستانش و حتی خیمهشببازیهایی با نام نشستهای دوستان سوریه در کشورهای مختلف نتوانست افکار جهانی را مجاب سازد که این تروریستها، مردم سوریه هستند و یا اینکه مردم سوریه آنها را قبول دارند. حمایت وقیحانه و همهجانبه آمریکا و مزدورانش در منطقه و خارج از منطقه از مجموعه این تروریستها که داعش از ارکان اصلی آن بود کار آمریکا را در برخورد با افکار جهانی سختتر کرد.
زمانی که آمریکاییها زیر فشار افکار عمومی داخلی و جهانی و احساس تهدید جدی که از طرف داعش متوجه آنها بود شدند و در چارچوب منافعشان داعش را بازتعریف کردند و بر اساس این بازتعریف روش نظامی خاصی را برای برخورد با داعش در نظر گرفتند و اعلام کردند و ائتلاف ضدداعش را تشکیل دادند، مسئله جدیدی به نام «مجوز برخورد نظامی با داعش» در مقابل آنها قد علم کرد. آنها میدانستند با تکیه بر وجهه ابرقدرتی نمیتوانند از این مسئله مهم عبور کنند؛ از این رو بازی کثرت اعضا را آغاز کردند و از حضور چهل کشور در ائتلاف ضدداعش خبر دادند، اما افزایش اعضا هم در ایجاد مجوز قانونی برای تجاوز به حریم هوایی یک کشور، موثر نبود و با اینکه آمریکا بدون این مجوز و صرف اطلاع دادن به سوریه حریم هوایی این کشور را غیرقانونی نقض و به داعش حمله کرد، مشکل مجوز همچنان باقی ماند و آمریکا قانونشکن و متجاوز شناخته شد.
سه مسئله پیش گفته و به ویژه آخری بستری بود که دکتر روحانی در سفر به آمریکا، در آن بارها به شیطان بزرگ تاخت و با روشنگریهای دقیق و منطقی مانع از آن شد که آمریکا گذشته سیاه رابطه خودش با داعش را پاک کند و فضای موجود پس از حمله به داعش را به نفع خود بازسازی نماید. بازخوانی کلیدواژهها و عبارتهایی که دکتر روحانی برای زدن طرح جدید آمریکا در بازی با داعش به کار گرفت به فهم بهتر عصبانیت شیطان بزرگ از این روش برخورد بیشتر کمک میکند. برخی از این کلیدواژهها و عبارتها، عبارتند از: «مبارزه نمایشی»، «ریشههای این تروریسم کجاست»، «قطع کردن ریشههای تروریسم»، «قطع منابع انسانی و مسیر عبور تروریستها»، «کسانی که تروریستها را تسلیح میکنند از تسلیح آنها دست بردارند.»، «تروریسم با بمباران از بین نمیرود»، «ریشههای تروریسم خشکانده شود»، «درباره هدف از بمباران سوریه تردید دارم.»، «مبارزه با یک گروه تروریست و تقویت دیگر گروههای تروریست عمل متناقض است»، «هرگونه عملیات در یک کشور باید در چارچوب مقررات باشد.»، «بهنظر بنده اجازه هم کافی نیست و عملیات نظامی علیه یک گروه تروریستی باید طبق درخواست آن دولت باشد.» و... شاید آمریکاییها با شناخت چنین ظرفیت آگاهی بخش در ایران و پیشبینی شجاعت مسئولان ایران در ایستادن در برابر آنها و افشا کردن پنهانکاریهای آنها است که به روشهای مختلف کوشیدهاند ایران را به سمت این ائتلاف ابزاری بکشانند تا از چنین واکنشهای تند و کوبندهای در امان باشند!