علی موحد
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر تحولات قابل توجهی را به کارنامه خود افزوده است که نه تنها بر عرصه روابط خارجی، بلکه در تحولات منطقهای و جهانی نیز تأثیرگذار خواهد بود. سمیر مقبل، وزیر دفاع لبنان سفری رسمی به تهران داشت که حاصل این سفر توافق طرفین برای اجرایی شدن هدیه نظامی ایران به لبنان برای مبارزه با تروریسم بوده است. سپس آبراهامیان، نخستوزیر ارمنستان به تهران وارد شد تا زمینهساز توسعه همکاریهای بیشتر اقتصادی میان دو کشور باشد. سفر پاتروخوف، دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه با محوریت توسعه روابط همهجانبه تهران با مسکو، حضور میتسورا، نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه در تهران با محوریت رایزنی درباره تحولات سوریه و منطقه و در نهایت سفر حیدر العبادی، نخستوزیر عراق و دیدار وی با رهبر معظم انقلاب امام خامنهای(مدظلهالعالی) و سایر مقامات و مسئولان کشورمان از دیگر ابعاد این تحولات را تشکیل میدهد.
ابعاد رایزنیهای تهران
این سفرها در حالی هر کدام به نوبه خود دارای اهداف و دستاوردهای اختصاصی خود هستند که در روابط جمهوری اسلامی با هر یک از این کشورها تأثیرگذار است که جمعبندی این رایزنیها دارای ابعاد مشترکی است که به نوبه خود جای تأمل بسیار دارد.
اولین نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که برخلاف ادعای غرب که همچنان سعی دارد ایران را کشوری منزوی نشان دهد، میتوان این سفرها را استمرار تقویت موقعیت منطقهای ایران دانست، به گونهای که ترکیب این رایزنیها از همسایگان شمالی تا جنوبی و حتی سازمان ملل را دربرگرفته است.
نکته دومی که باید به آن توجه داشت، نقش و جایگاه ایران در معادلات و امنیت منطقه است. اکنون گروههای تروریستی در حالی فضایی بحرانی در منطقه ایجاد کردهاند که کشورها به دنبال یافتن راهکاری برای مقابله با این مسئله حفظ و امنیت خود در منطقه هستند. ائتلاف آمریکایی باوجود فضاسازی رسانهای و تبلیغات گسترده کارکرد مثبتی از خود بر جای نگذاشته، به گونهای که از یک سو در عراق و سوریه به جای مبارزه با تروریسم به کشتار مردم میپردازند و از سوی دیگر این ائتلاف شامل کشورهایی مانند ترکیه، عربستان، قطر، امارات و... میشود که به اذعان خود آمریکاییها حامیان اصلی تروریسم هستند. چگونه میشود کشورهایی که رسماً از قاتلان و جنایتکاران حمایت میکنند در جمع مبارزان با تروریسم باشند؟!
با این اوضاع، کشورهای منطقه که واقعاً درصدد مبارزه با تروریسم هستند، به دنبال مولفهای به جز ائتلاف آمریکایی میباشند. سابقه درخشان ایران در مبارزه با تروریسم و صداقت آن در حمایت از مبارزان با تروریسم نظیر هدیه تسلیحاتی ایران به ارتش لبنان، زمینهساز گرایش کشورهای دیگر به تهران برای مبارزه با تروریسم شده است، چنانکه از محور سفر مقامات کشورهای مذکور و حتی نماینده سازمان ملل به تهران را بهرهگیری از ظرفیتهای تهران در مبارزه با تروریسم تشکیل میداد.
این مهم را به خوبی در سفر حیدرالعبادی، نخستوزیر عراق و وزیر دفاع لبنان به تهران میتوان مشاهده کرد. در حالی که براساس عرف کشورهای عربی، دولتمردان این کشور اولین سفر خود پس از رسیدن به قدرت، به عربستان اختصاص میدهند، دولت عراق به ریاست العبادی راهی تهران شد، نه عربستان. این اقدام یک پیام مهم برای کشورهای منطقه از جمله عربستان و حتی عرصه جهانی داشت و آن اینکه؛ عراق حاضر نیست تسلیم تهدیدات تروریستها و برخی کشورهای عربی و غربی شود و در مسیر همگرایی با دشمنان عراق قرار گیرد.
سفر العبادی نشان داد که دولتمردان بغداد با تکیه بر خواست ملت خود مبنی بر همگرایی گستردهتر با دوستان واقعی عراق در برابر تهدیدات امنیتی و خارجی، بر اصل توسعه روابط با جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت تأکید دارند. چنانکه رهبر معظم انقلاب در دیدار با العبادی تأکید فرمودند: «جمهوری اسلامی، امنیت عراق را امنیت خود میداند و همواره حامی ملت و دولت عراق بوده و خواهد بود.»
سفر مقامات روس، ارمنستان، عراق و لبنان به تهران نشان داد که کشورهای منطقه توان و ظرفیت لازم را برای ایجاد اتحادی فراگیر برای برقراری امنیت و ثبات در منطقه دارند و ادعاهای غرب مبنی بر ناتوانی منطقه در مبارزه با تروریسم ادعایی واهی است.
این سفرها نشان داد تهران محور اصلی و حلقه اتصال مبارزان با تروریسم است که نقش و جایگاه منطقهای و جهانی ایران را آشکارتر میکند؛ اصلی که غرب به شدت از آشکار شدن آن در هراس بوده و همزمان با ترافیک دیپلماتیک در تهران با برجستهسازی حاشیههای هستهای و تشدید سیاست پلیس خوب و بد میان کنگره و کاخ سفید و گمانهزنی رسانهای از آینده مذاکرات و نیز سخنانی مانند مواضع «ماری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که ادعا کرده بوده در سفر العبادی به تهران، ایران باید وی را به همگرایی و اتحاد با گروههای سیاسی راهنمایی کند، سعی در کمرنگسازی اهداف و دستاوردهای منطقه و البته نقش ایران در معادلات مذکور داشته است. حال آنکه حقیقت ماجرا آن است که این ترافیک دیپلماتیک نشان داد ادعای غرب مبنی بر نیاز ایران به غرب ادعایی واهی است و ایران برای حضور در منطقه و روابط با کشورها نیازی به تعامل با غرب ندارد؛ چراکه کشورهای بسیاری هستند که روابط با جمهوری اسلامی را اولویت خود دانسته و بر این امر تأکید دارند.