صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۳ - ۱۳:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۷۱۳۹۲

شرایط زمانه و شکل‌گیری بسیج


روز دانش‌آموز بود. دانشجوهای مسلمان پیرو خط امام که چند روز بود جلوی سفارت آمریکا تظاهرات می‌کردند، از دیوار سفارت بالا رفته، آنجا را اشغال کردند و افراد داخل آن را گروگان گرفتند. سخن‌شان این بود که آمریکا در ایران جاسوسی می‌کند. بعدها مدارکی از سفارت پیدا شد که بیانگر همین موضوع بود.

دولت آمریکا شوکه شده بود. این کار دانشجوها برایش خیلی گران تمام شده بود. دستپاچه همه تلاشش را می‌کرد تا برای آزادی گروگان‌های خویش کاری بکند. کارتر، رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواست نمایندگانی بفرستد تا با امام مذاکره کنند؛ اما امام دستور داد هیچ‌کس حق ندارد نماینده‌های کارتر را بپذیرد.

کاخ سفید حمله به ایران را در دستور کار خود قرار داد. وایزمن، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی طرحی برای حمله به ایران داد. مسئولان ایران واکنش نشان دادند. بنی‌صدر که آن زمان وزیر امور خارجه بود، گفت: «اگر آمریکا به خاک ایران حمله کند، چاه‌های نفت خاورمیانه منفجر می‌شود.» آمریکا ناوهای خود را به حرکت درآورد. تهدید آمریکا و آوردن نیروهای ضربت در خلیج‌فارس موضوع تازه‌ای نبود. از اول سال 1358 آمریکا به بهانه‌های مختلف، نیروهای خود را در اقیانوس هند و خلیج‌فارس افزایش می‌داد. شایعه شده بود که آمریکا می‌خواهد از بحرین به ایران حمله کند. معاون وزیر امورخارجه بحرین به وزارت خارجه ایران زنگ زد و گفت که بحرین اجازه ورود چتربازهای آمریکایی را نمی‌دهد.

خطر از همه طرف کشور را تهدید می‌کرد. کشور خیلی کم مشکلات داخلی داشت، هر آن ممکن بود درگیر جنگ با آمریکا هم بشود! آن هم زمانی که نیروهای نظامی کشور کم بودند. ارتش وضعیت خوبی نداشت. خیلی از افراد رده بالای ارتش از کشور فرار کرده بودند. افرادی هم که مانده بودند هنوز نتوانسته بودند به ارتش سر و سامان بدهند. سپاه مشغول درگیری‌های داخل کشور بود. کمیته هم دنبال گروهک‌هایی مثل فرقان و چریک‌های فدایی خلق بود. اگر آمریکا به ایران حمله می‌کرد، معلوم نبود که نیروهای نظامی چگونه می‌خواهند در مقابل آنها بایستند. در همین اوضاع امام کاری کرد که خیلی‌ها علتش را آن زمان نفهمیدند. ابتکار امام، هم کابوس آمریکا و دشمن‌های خارجی شد و هم کابوس گروه‌های ضدانقلاب داخلی.

بچه‌های سپاه پاسداران مرکز تهران، چهارم آذر 1358 به قم رفتند تا امام را ببینند. امام برای‌شان از موقعیت کشور گفت. از اختلافات داخلی، از اینکه دشمن اصلی آمریکاست و باید هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید. پاسدارها را نصیحت کرد. در آخر هم حرف‌های اصلی خودش را به پاسدارها گفت: «اگر یک ملت که همه جوان‌هایش مجهز باشند به همین جهازى علاوه بر جهاز دینى و ایمانى که دارند، مجهز به جهازهاى مادى هم باشند، سلاحى هم باشند و یاد گرفته باشند، همچى نباشند که یک تفنگى دست‌شان آمد، ندانند با آن چه بکنند. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقای‌تان را. جوان‌ها را یادشان بدهید. و همه جا باید این طور بشود که‏ یک مملکت بعد از یک چند سالى بشود یک کشورى با 20 میلیون جوان که دارد، بیست میلیون تفنگ‌دار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد و این یک همچو مملکتى آسیب‌بردار نیست و الآن هم الحمدلله آسیب‌بردار نیست. الآن هم ما پشتیبان‌مان خداست و ما براى او نهضت کردیم. براى پیاده کردن دین او نهضت کردیم و خدا با ماست.»

امام با این کار همه کشور را علیه آمریکا بسیج کرد. هیچ ارتشی در جهان 20 میلیون نیروی نظامی نداشت. اکنون هر جای ایران برای آمریکا ناامن بود. هرچند، زمانی که آمریکا به ایران حمله کرد، اصلاً نیازی به ارتش بیست میلیونی نشد و همان شن‌ها که مأمور خدا بودند، آمریکایی‌ها را هلاک ساختند.

یک روز بعد از سخنرانی امام، بنی‌صدر گفت: «در سراسر کشور باید اعلام بسیج عمومی شود.» سپاه به فرمان امام عمل کرد و ششم آذر اعلام کرد که همه آموزش نظامی می‌بینند. ستاد مرکزی کمیته هم به ستاد کمیته‌ها در همه شهرها دستور داد که افراد داوطلب واجد شرایط را آموزش نظامی بدهند. همه کشور تبدیل به پادگان نظامی شده بود. هر روز از یک گوشه کشور خبر می‌رسید که آموزش نظامی جوان‌ها شروع شده است. یک هفته بعد از فرمان امام، شورای انقلاب اعلام کرد که ستاد بسیج ملی تشکیل می‌شود.

آمریکا در صدد بود که دنیا را علیه ایران با خود همراه کند. از اروپا زمزمه‌هایی بلند شده بود که ایران را تحریم می‌کنند. بنی‌صدر به بانک‌های اروپایی هشدار داد: «در مقابل بانک‌های اروپایی که ما را تحریم کنند، جهادی آغاز خواهیم کرد.» اکنون فقط مبارزه نظامی نبود و مردم می‌بایست مقابل تحریم اقتصادی آمریکا هم می‌ایستادند.

برای خیلی‌ از افراد مسئله شده بود که به فرض، بیست میلیون نفر را در کشور آموزش بدهید؛ اگر آمریکا حمله کرد، چطور می‌خواهید این بیست میلیون نفر را تجهیز کنید؟ 28 آذر ستاد بسیج ملی، اطلاعیه‌ای داد که پاسخ این پرسش بود. در این اطلاعیه آمده بود که هسته اصلی ارتش بیست میلیونی، گروه‌های مقاومت 22 نفره است. طرح آنها این بود که به چریک‌های رزمنده آموزش بدهند تا بتوانند دشمن را خلع سلاح کنند، اسلحه‌اش را گرفته و خودشان را تجهیز کنند. آمریکا تسلیم ابتکار امام شده بود.

17 دی 1358 حجت‌الاسلام امیر مجد از سوی شورای انقلاب، سرپرست بسیج ملی شد. 25 دی آقای مجد مصاحبه کرد و گفت که هدف از بسیج ملی هماهنگ‌کردن نیروهای انسانی در همه زمینه‌هاست. آن سال‌ها کشور در همه زمینه‌ها به کار نیاز داشت و بسیج ملی نیز برای همین تشکیل شده بود. خیلی از مردم بی‌سواد بودند. امام هفتم دی پیام داده بود و از همه خواسته بود براى مبارزه با بی‌سوادى به‌طور ضربتى و بسیج عمومى قیام کنند. ‏ یکی از کارهای ستاد بسیج ملی همین بسیج سوادآموزی بود.

دهم بهمن ستاد بسیج ملی اطلاعیه‌ای مبنی بر این داد که 22 تا 29 بهمن، هفته بسیج ملی است. در آن سال به دلیل جشن‌های اولین سال پیروزی انقلاب، هفته بسیج هفت روز دیرتر یعنی 29 بهمن شروع شد. برنامه‌ اولین هفته بسیج ملی خیلی جالب بود و یکی از این برنامه‌ها، صرفه‌جویی در کلیه مسائل زندگی بود. حتی ستاد بسیج ملی از مردم خواست که در هفته بسیج مشارکت کنند و برای برنامه‌های هفته بسیج ملی نظر بدهند. نگاه مسئولان این بود که همه کارهای کشور را به دست خود مردم بسپارند. 23 بهمن تیمسار شاهدمهر، رئیس ستاد مشترک ارتش گفت: «ما سعی داریم به‌تدریج که ارتش 20 میلیونی تجهیز شد، امکانات دفاعی را به خود مردم واگذار کنیم.»

سرعت پیشرفت فعالیت‌های بسیج خیلی زیاد بود. یک ماه‌ونیم از فرمان امام گذشته بود و پنج میلیون نفر آموزش دیده بودند. این موضوع را سرپرست بسیج ملی در مصاحبه‌ای گفت؛ اما هدف بسیج ملی فقط نظامی نبود. مردم باید برای دفاع غیرنظامی از کشور هم آماده می‌شدند. ترافیک در خیابان‌ها مخصوصاً خیابان‌های پایتخت غوغا می‌کرد. حرکت اتومبیل‌ها نظم نداشت. کسی هم نبود که به اوضاع سر و سامان بدهد. یکی از برنامه‌های اصلی ستاد بسیج ملی در هفته بسیج، این بود که غول ترافیک را کنترل کند. تدارک وسیعی دیدند و استفاده از اتومبیل‌های شخصی را ممنوع کردند. این یک برنامه آزمایشی بود تا مردم را آماده کنند که اگر دشمن بی‎خبر حمله کرد، بتوانند با هم همکاری کنند. سرپرست بسیج ملی از مردم خواست که در طول هفته بسیج ملی هرچه بیشتر در انواع مصارف روزانه خود مثل آب و برق و مواد غذایی، پوشاک و مصارف تزئینی صرفه‌جویی کنند. تلاش در تولید بخش‌های صنعتی و کشاورزی هم یکی از برنامه‌های هفته بسیج بود.

امام در سومین روز هفته بسیج به مردم پیام داد و از جوانانی که از بسیج عمومی استقبال کردند، تشکر کرد: «این‌جانب از ملت شریف ایران و از جوانان برومند که از بسیج عمومى استقبال نمودند تشکر مى‏کنم. دفاع از اسلام و کشور اسلامى، امرى است که در مواقع خطر، تکلیف شرعى، الهى و ملى است؛ و بر تمام قشرها و گروه‌ها واجب است. در این موقع حساس که ملت با دشمنان سرسخت و ابرقدرت‌ها خصوصاً آمریکا که با مداخله جنایتکارانه خودش در طول سلطنت غاصبانه محمدرضا پهلوى، ملت ما را از رشد سیاسى و فرهنگى و اقتصادى بازداشت و ذخایر این ملت فقیر را به یغما برد، مواجه است، اگر غفلت شود و با قدرت و پشتکار در مقابل دشمنان بشریت خود را مهیا نکند و با بسیج عمومى که به خواست خداوند متعال هیچ قدرتى نمى‏تواند با آن مقابله کند مهیاى دفاع از کشور اسلام نشود، خود را و کشور خود را با دست خود به تباهى کشانده است... من امیدوارم که این بسیج عمومى اسلامى، الگو براى تمام مستضعفین جهان و ملت‌هاى مسلمان عالم باشد و قرن پانزدهم قرن شکستن بت‌هاى بزرگ و جایگزینى اسلام و توحید به جاى شرک و زندقه و عدل‌وداد به جاى ستمگرى و بیدادگرى و قرن انسان‌هاى متعهد به جاى آدم‌خواران بى‏فرهنگ باشد.»

ارتشی که امام مهیا کرده بود، برای هر کاری آماده بود. هفته درختکاری که می‌شد، مردم بسیج می‌شدند. خود مردم برای مبارزه با اعتیاد پیش‌قدم می‌شدند. حتی فعالیت‌های بسیج فقط بین عموم مردم نبود؛ طرح بسیج صنعتی همان اواخر فروردین سال 58 ارائه شد و بسیج اقتصادی هم راه افتاد. آمریکا، ایران را که یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف کالاهایش بود، تحریم کرده و بعضی از کالاها کمیاب شده بودند. همین امر برای بعضی افراد وسیله بالابردن قیمت‌ها شده بود و مردم در فشار بودند. اینجا نیز بسیج به کمک مردم آمد. تعدادی از جوانان تهرانی بسیج شدند تا مانع گران‌فروشی شوند.

چند ماه از تشکیل بسیج گذشته بود و لازم بود به این سازمان سر و سامانی بدهند. اساسنامه ستاد بسیج ملی 21 اردیبهشت‌ماه 1359 در جلسه کمیسیون‌های شورای انقلاب تصویب شد.

بسیج، هدفش را فقط در ایران نمی‌دانست. سیاهان آمریکا علیه نژادپرستی شورش کرده بودند. سوم خرداد 1359 ستاد بسیج از مردم دعوت کرد که مردم برای حمایت از سیاهان آمریکا راه‌پیمایی کنند. این حمایت‌ها ادامه همان خطاب امام به مستضعفان عالم بود که در انتهای پیامش به بسیج گفته بود: «اى مستضعفان جهان! به پا خیزید و خود را از چنگال ستمگران جنایتکار نجات دهید. و اى مسلمانان غیرتمند اقطار عالم! از خواب غفلت برخیزید و اسلام و کشورهاى اسلامى را از دست استعمارگران و وابستگان به آنان رهایى بخشید.»

همه چیز بسیج، مردمی بود؛ حتی آرم آن. سازمان بسیج ملی، نیمه مرداد همه طراحان را دعوت کرد که برای بسیج آرم طراحی کنند. 10 شهریور نام «بسیج ملی» به «بسیج مستضعفین» تغییر پیدا کرد. آرم بسیج هم طراحی شد. حجت‌الاسلام مجد 12 شهریور طی اطلاعیه‌ای آرم بسیج را توضیح داد.

با آغاز جنگ، حضرت امام در 29 مهر 1359 به مردم آماده‌باش کامل نظامی داد. سازمان بسیج مستضعفین هم به همه مراکز خودش آماده‌باش داد. جوان و پیر، زن و مرد همه برای ثبت‌نام در بسیج آمدند. ولی فرستادن اینهمه نیروی آموزش‌ندیده خطرش بسی بیشتر بود؛ تنها آمار شهید و مجروح را بیشتر می‌کرد. باید برای آموزش نیروهای بسیجی فکری می‌شد. بهترین گروهی که می‌توانست آموزش نیروهای بسیجی را برعهده بگیرد، سپاه پاسداران بود. سپاه خودش یک واحد بسیج مستضعفین داشت، ولی این واحد از ستاد بسیج ملی مستقل بود و همین مسئله، در کار مشکل ایجاد می‌کرد.

12 آبان 1359 مجلس شورای اسلامی رسیدگی به طرح ادغام بسیج مستضعفین و سپاه پاسداران را شروع کرد. یک ماه بعد، مجلس این طرح را تصویب کرد و بسیج مستضعفین یکی از واحدهای سپاه شد. از این به بعد وظیفه آموزش نظامی و عقیدتی ـ سیاسی نیروهای بسیج با سپاه پاسداران بود و این نقطه آغازی برای حضور بسیج در مهم‌ترین عرصه و میدان آزمایش بود. نهالی که امام آذرماه 1358، یک سال پیش از شروع جنگ تحمیلی غرس کرده بود، در طول هشت سال دفاع مقدس هر روز تنومندتر و آبدیده‌تر شد و شجره طیبه‌ای برای مردم و کشور گردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات