یدالله جوانی
این یادداشت در زمانی به نگارش درمیآید که شمارش معکوس برای پایان دوره چهار ماهه تمدید شده برای مذاکرات هستهای بین ایران و گروه ۵+۱ شروع شده و تا سوم آذر ساعاتی بیش باقی نمانده است. سابقه این مذاکرات بیش از یک دهه بوده، لکن مذاکرات در یکسال گذشته در فضایی متفاوت انجام شد و عمده تفاوت این مذاکرات، انجام مذاکرات مستقیم و دوجانبه ایران و آمریکا در سطح وزرای امور خارجه دو کشور است. پس از توافق اولیه ژنو بین ایران و ۵+۱ عدهای بر این تصور بودند که در ظرف زمانی تعیین شده به مدت شش ماه، امکان دستیابی طرفین به یک توافق جامع و نهایی وجود دارد؛ لکن این توافق به دلیل زیادهخواهیهای غربیها و خصوصاً آمریکا حاصل نگشت و یک دوره چهارماهه برای ادامه مذاکرات در نظر گرفته شد. طی این چهارماه، چندین دور مذاکرات سنگین و فشرده به صورت دوجانبه و چندجانبه بین ایران و طرفهای مقابل در نیویورک، مسقط و وین انجام شد و هماکنون که این جملات نوشته میشود، این مذاکرات به صورت جدی در وین برای رسیدن به یک توافق در جریان است.
اکنون یک پرسش جدی تمامی ذهنها را مشغول ساخته و آن اینکه، آیا مذاکرات به نتیجه خواهد رسید؟ برای این پرسش هیچکس تا به این لحظه، پاسخ قطعی ندارد و همه کارشناسان از احتمالات سخن میگویند. احتمالاتی از قبیل:
۱ ـ عدم دستیابی به توافق تا ۳ آذر
یکی از احتمالات این است که طرفین نتوانند با توجه به اختلافات به توافق جامع و نهایی در پایان دوره چهارماهه تا سوم آذرماه دستیابند، کارشناسان معتقدند فاصله بین دیدگاه طرفین آنچنان زیاد است که دستیابی به توافق نهایی بسیار بعید است.
۲ ـ دستیابی به توافق
هر چند احتمال قوی دست نیافتن به توافق است؛ لکن برخی میگویند در عالم دیپلماسی، هیچچیز غیرممکن نیست و ممکن است یکی از طرفین با یک انعطاف قابل توجه و غافلگیرکننده، زمینه رسیدن به توافق را فراهم سازد. با توجه به واقعیت مذاکرات و اختلافات جدی بین طرفین، برخی از تحقق این احتمال در حد یک معجزه سیاسی یاد میکنند.
بنابراین محتملترین حالت، عدم توافق تا سوم آذر ماه و ضعیف بودن احتمالی توافق نهایی است. رسیدن به توافق ضعیف است به این دلیل که آمریکاییها در طول این مذاکرات، نشان دادند حاضر به پذیرش حقوق هستهای ملت ایران از یک طرف و برداشتن همه تحریمهای ظالمانه در قبال اقدامات اعتمادساز ایران از طرف دیگر نیستند. آمریکاییها نشان دادند از طریق مذاکرات، از یک سو درصدد هستند فعالیتهای هستهای ایران را به مسیری بکشانند تا در نهایت ایران، صاحب یک صنعت هستهای به صورت کاریکاتوری و نمایشی باشد و از سوی دیگر آنان همچنان ابزار اعمال فشار تحریمها بر سر ایران را به بهانههای واهی حفظ کنند.
اما نکتهای که وجود دارد، آن است که در صورت عدم دستیابی به توافق، رفتار طرفین چگونه خواهد بود و سرنوشت مذاکرات در نهایت چه میشود؟ در این وضعیت نیز سه احتمال وجود دارد:
الف ـ طرفین، شکست مذاکرات را اعلام کنند و ادامه آن تا زمانی نامعلوم متوقف شود.
ب ـ طرفین بر سر تمدید مذاکرات برای یک دوره دیگر به توافق برسند.
ج ـ طرفین بر روی کلیاتی تا سوم آذر به توافق برسند و توافق برسر جزئیات را به بعد موکول کنند.
به نظر میرسد با توجه به عمدهای از مسائل و دلایل، هیچیک از طرفین بهویژه طرف آمریکایی خواهان اعلام شکست برای مذاکرات نباشد. بنابراین، این احتمال، بسیار ضعیف است. بیشتر کارشناسان معتقدند به احتمال قوی، مذاکرات برای یک دوره چند ماهه دیگر تمدید شود. با توجه به مذاکرات یکسال گذشته و آنچه در این مذاکرات از سوی گروه ۵+۱ و خصوصاً آمریکاییها مطرح شد و همچنین با توجه به نوع رفتار غرب طی سه دهه گذشته در قبال نظام اسلامی و ملت ایران، درخصوص هر نوع نتیجه برای این مذاکرات میتوان گفت:
۱ ـ در صورت تحقق احتمال اول مبنی بر نرسیدن به توافق نهایی و جامع، باید ملت ایران بداند که میتواند با وجود تحریمها و حتی تشدید آن، راه عزت و سربلندی خود را ادامه دهد و از طرق دیگر مشکلات اقتصادی کشور را به خوبی حل کرده و تهدید ناشی از تحریمهای دشمنان را به یک فرصت برای شکوفایی اقتصادی تبدیل کند.
۲ ـ در صورت اعلام توافق بین ایران و گروه ۵+۱ بهصورت نهایی و جامع بر سر موضوع هستهای، نباید ذوقزده شد و تصور کرد که با این توافق، گره از مشکلات کشور بهویژه در مسائل اقتصادی بازمیشود. غربیها و خصوصاً آمریکاییها غیرقابل اعتماد بوده و نمیتوان روی وعدههای آنان حساب ویژه باز کرد. ملت ایران در این صورت نیز، باید روی داراییها و توانمندیهای خود و همچنین دیگر راههای اطمینانبخش حساب باز کند و راه اقتصاد مقاومتی و خلق حماسه اقتصادی را با قوت دنبال کند.
بنابراین در هر دو حالت متصور، نباید آینده کشور را در گرو مذاکرات و نتیجه آن دید. این سخن در واقع همان نگاه مقام معظم رهبری است که چندی پیش خطاب به دولتمردان فرمودند: حل مشکلات کشور را به مذاکرات گره نزنید. اکنون پس از یکسال مذاکرات جدی خصوصاً با آمریکاییها و آشکارترشدن دشمنی آنان با ملت ایران، این درس بزرگ را میتوان از مذاکرات گرفت که هرگز نباید حل مشکلات کشور را به چنین مذاکراتی با هر نوع نتیجه گره زد.