ایلامیان در اربعین امسال حماسهای حسینی را نهتنها به ایران بلکه به جهانیان نشان دادند و ثابت کردند مردمانش، مرد روزهای حماسه و ایثار هستند، شاید زیرساختهای استانشان کم باشد اما دلی به وسعت آسمان دارند.
این دیار سالیان متمادی است دروازه ورود به عتبات عالیات است، دیاری که در زمان هشت سال نبرد تمامعیار ابرقدرتها نیز اصلیترین مدافع این سرزمین کهن بود و برای دفاع از وطن شهیدان بسیار ارزشمندی تقدیم کرد.
این مردمان در سختترین شرایط کمترین هزینه برای دولت داشتند و در زمان جنگ تنها به سهمیهی اندک آرد قناعت کردند و اگر بگردی هنوز هم میتوانی جای ترکشها را بر در و دیوار بعضی خانهها و آثار مخرب جنگ را در چهرهی مادران و پدرانمان ببینی و هنوز هم میتوانی ببینی که یک مادر چگونه هر پنجشنبه با تکه سنگی که اسم پسرش بر روی آن نقش بسته همصحبت میشود.
ایلام را هیچکس هنوز بهدرستی نمیشناسد، ایلام و ایلامی در مقابل سیل ابرقدرتها ایستاد و هیچ نگفت، هیچ نخواست جز اینکه حفظ وطن را از واجبات میدانست و همیشه به کمترین قناعت میکرد.
باید وضو بگیرم و از مهران بنویسم همانگونه که در ورودی شهر نوشتهشده "مهران سجدهگاه شهیدان است با وضو وارد شوید" ابتدای شهر هنوز یادمان روزهای جنگ و خون و آتش است و همانطور به یادگار نگهداری میشود تا یادمان نرود مهران چه دردها را همراه خویش تحمل میکند، و بعد از گذشتن از شهر، تابلویی که فاصله را با حرم عشق نشان میدهد.
امسال مرز مهران دروازهی آغاز یک همایش بزرگ عبادی، سیاسی بود و در حالی برای تردد حدود 300 هزار زوار حسینی از سوی مسئولین استان و دولت برنامهریزیشده بود و با توجه بهرایگان شدن اخذ ویزا این مقدار نزدیک به سه برابر افزایش یافت یعنی حدود دو برابر جمعیت استان، و این موضوع را جز مردم ایلام هیچ نهاد و یا ارگانی نمیتوانست برنامهریزی کند، آنهم در شهری با کمبود زیرساختها؛ اما ایلام و مردمانش، مرد روزهای حماسهاند.
ایستگاههای صلواتی بر پا شد، غذا و اسکان رایگان، خانههای مردم هم ایستگاه صلواتی و محل اسکان زائرین خستهای شد که غبار متبرک حرم عشق را بر تن داشتند، و همه از پیر و جوان، مرد و زن همدل و همصدا ازآنچه در توان داشتند مضایقه نکردند، هنوز هم با به یادآوردن اشکهای زنی که بعد از پیادهروی طولانی از خادمین برای پذیراییشان تشکر میکرد و یا لبخند پیرمردی که از کاروان جامانده بود و یک جوان ایلامی داوطلب شده بود وی را رایگان به مقصد برساند، احساس عشق و غرور میکنیم.ایلام و ایلامی از این خیل عظیم برای خود هیچ نخواست و هیچگاه به فرصت پیشآمده بهعنوان یک بنگاه اقتصادی نگاه نکرد، اما در دیاری که مردمانش هنوز هم مزهی تلخ پسوند محروم را به دنبال اسم استانشان یدک میکشند ممکن است چند نفر هم اقدامی در جهت کسب منفعت داشته باشند اما این موضوع را نباید بهحساب همهی مردم گذاشت و زحمات همه را زیر سؤال برد، هرچند تراکم مسافر باعث شده بود که افرادی سودجو از استانهای همجوار و حتی استانهای دورتر و حتی پایتخت به وسوسهی سود در ایلام حضور یابند و باعث شوند که این وصلهی ناجور از سوی یک رسانه که گمان نمیرود حتی تاکنون ایلام را از نزدیک دیده باشد به نام ایلام و ایلامی رقم بخورد.
علی شیرزادی - دانشجو
تصاویر




