صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۷۲۰۰۳

جای آرمان کجاست و کارکرد آرمان چیست؟


پایگاه بصیرت،رئیس‌جمهور دیروز در نخستین همایش «اقتصاد ایران» درباره مسائل مختلف اقتصادی و اندکی غیراقتصادی سخن گفت. بخشی از سخنان دکتر روحانی که بسیار مهم هم بود، به‌گونه‌ای بیان شد که انتقادآمیز به‌نظر می‌رسد. انتقاد از این بخش از سخنان رئیس‌جمهور که خود در همین سخنرانی از آن استقبال کرد، دو فایده عاجل دارد؛ یکی اینکه مخاطب متوجه می‌شود درباره آنچه رئیس‌جمهور گفت، نظر دیگری وجود دارد و فایده بعدی هم این است که اگر نظر دکتر روحانی غیر از چیزی است که برداشت شده، در فرصت دیگری می‌تواند آن را تشریح کند.

دکتر روحانی در بخشی از سخنرانی مذکور گفت: «تجربه سیاسی ما می‌گوید کشور با انزوا نمی‌تواند رشد مستمر داشته باشد؛ این بدین معنی نیست که ما دست از اصول و آرمان‌ها برداریم. مگر کسی در میز مذاکره بر اصول و آرمان‌ها صحبت می‌کند؟ یک عده در توهمات زندگی می‌کنند، دنیای امروز بحث منافع است.» دکتر روحانی در ادامه گفت: «تهدیدها، فرصت‌ها و منافع مشترک، اساس بحث سیاست خارجی است و اصول و آرمان در سیاست خارجی بحث نمی‌شود؛ مگر ما در مرحله اول در توافق ژنو، آرمان و اصول را معامله کردیم؟ ما با هم حرف زدیم و توافق کردیم، مگر اصول بردیم تا معامله کنیم؟» رئیس‌جمهور تصریح کرد: «تمام مذاکرات این‌گونه است که می‌خواهد پلی بین خواست طرف و خواست ما وصل شود. آرمان ما به سانتریفیوژ وصل نیست، بلکه به قلب و اراده ما وصل است. اگر از آن طرف، ما شفافیت بیشتری نشان دهیم و فلان غنی‌سازی که به آن نیاز نداریم، متوقف کنیم یعنی آرمان ما رفت؟»

ظاهراً چون محور بحث دکتر روحانی، «آرمان و سیاست خارجی» و یا «آرمان در انقلاب اسلامی» و یا... نبود، درباره «آرمان»، بحث مبنایی نکرد تا کارکرد درست آن در بحثی که ارائه شد، مشخص شود و بتوان بحث را با شاخص «آرمان» به بحث گذاشته‌شده، هدایت کرد. شکی نیست که «آرمان» و یا «آرمان‌ها» هدایت‌گر و یا «فراخواننده» به سوی خود هستند؛ بنابراین برای تضعیف کردن و یا از بین بردن یک «آرمان» حتماً لازم نیست خود آن «آرمان» را سر میز مذاکره برد و در آنجا به آن چوب حراج زد. موضوعات مختلفی می‌توانند سر میز مذاکره مطرح شوند؛ اما از آن‌ها خوب، مقتدرانه و هوشمندانه دفاع نشود و یا اینکه با تشخیص اشتباه که مبتنی بر نگرش‌های نادرست است و یا فشار و بازی زیرکانه دشمن، تضعیف شوند و یا از بین بروند.

دکتر روحانی از این نظر رایج و پذیرفته‌شده در روابط بین‌الملل سخن گفت و با لحن حاکی از پذیرش آن، اظهار داشت: «تهدید‌ها، فرصت‌ها و منافع مشترک، اساس بحث سیاست خارجی است و اصول و آرمان در سیاست خارجی بحث نمی‌شود؛ مگر ما در مرحله اول در توافق ژنو، آرمان و اصول را معامله کردیم؟ ما با هم حرف زدیم و توافق کردیم، مگر اصول بردیم تا معامله کنیم؟» اگر منظومه نگاه ما به مذاکره در محیط بین‌المللی این باشد، باید پرسید جای آرمان و اصول در این منظومه کجاست و اساساً آرمان و اصول به چه کارمان می‌آید؟ اگر در سیاست خارجی از «اصول و آرمان» بحث نمی‌شود، به سبب آن است که موضوع بحث سیاست خارجی، «اصول و آرمان» نیست؛ اما از نگاه اسلامی و سیاست کلان و مبنایی آن، در سیاست خارجی هم هر چه بحث می‌شود، باید در ذیل و تابع «اصول و آرمان‌ها» باشد. اگر غیر از این بود، یقیناً توافق ژنو چیز دیگری از آب در می‌آمد و تعیین خطوط قرمز در مذاکرات هسته‌ای بی‌معنا بود. دکتر روحانی آنجا به بحث ذکر شده نزدیک شد که گفت: «آرمان ما به سانتریفیوژ وصل نیست بلکه به قلب و اراده ما وصل است.» این جمله، زمانی با مقوله «آرمان» ارتباط مثبت پیدا می‌کند که از «آرمان» متصل به قلب و اراده، «سانتریفیوژ» بیرون آید تا ما را به «آرمان» نزدیک کند؛ در غیر این صورت، ارتباط ذکر شده بین «آرمان» و قلب و اراده، فاقد ارزش است. با اینکه در این باب، بحث بسیار است، آن را با ذکر فراز دیگری از سخنان دکتر روحانی در این همایش پایان می‌دهیم که دکتر روحانی در آن، «آرمان» را آنچنان فرض کرده که در سطور پیش درباره‌اش اندکی توضحی داده شد. دکتر روحانی درباره عدالت، پیشرفت و وضعیت مردم گفت: «ما نمی‌توانیم عدالت را فراموش کنیم، نمی‌توانیم به خاطر پیشرفت، بخشی از مردم را نادیده بگیریم، نمی‌توانیم تغییری را پیاده کنیم که عدالت در آن نادیده گرفته شود.» با تشکر از دکتر روحانی که «عدالت» را «آرمان» فرض کرده و در رابطه با پیشرفت و مردم، «آرمان» یعنی همان «عدالت» را لحاظ کرده، یادآور می‌شود تمام بحث پیش‌گفته همین مفهوم و رابطه منطقی را می‌جسته است با این تذکر که از این حیث، تفاوتی بین سیاست خارجی و مسائل داخلی قائل نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات