
پایگاه بصیرت،اقدامات تروریستی اخیر در سیستانوبلوچستان بار دیگر توجهها را به این استان بزرگ و مهم مرزی جلب کرد. در یکی از این ترورها که در هفته وحدت انجام گرفت، معلمی شیعه و بسیجیای سنی به شهادت رسیدند که این خود، مسئلهای قابل تأمل و توجه است؛ چرا که معمولاً اشرار تروریست این استان، همواره خود را مدافع حقوق اهل سنت میدانند، اما در عمل، با به شهادت رساندن مردم سنی این استان نشان دادهاند که این ادعای آنان، فریبی بیش نیست و آنان، مجریان اوامر اربابانی هستند که برای کسب اهداف نامشروع خود، شیعه و سنی نمیشناسند!
البته در اینجا یک نکته مهم را نباید فراموش کرد و آن اینکه، ترورهای انجام شده در استان همواره پیش از چند اقدام تروریستیای صورت میگیرد که با دست توانمند نیروهای امنیتی و اطلاعاتی این استان کشف، خنثی و سرکوب شده است. ضمن اینکه، بر خلاف گذشته که اقدامات تروریستی اشرار منطقه در مرکز استان و گاه در استانهای همجوار انجام میشد، امروز این اقدامات تروریستی به نقاط مرزی این استان محدود شده که اقدامی قابل تقدیر است و باید به مرزبانان غیور و نیروهای امنیتی این استان آفرین گفت. در عین حال، نکته مهمی که در بحث امنیت استان مطرح است، این است که با وجود اقدامات خوب امنیتی، اما برخی عوامل دیگر نیز در تثبیت امنیت پایدار در این استان دخیل است که بایستی برای خشکاندن ریشه ناامنی در آن، این عوامل نیز به کمک نیروهای امنیتی استان بیایند چرا که در غیر اینصورت، این روند گاه و بیگاه ناامنی در استان، همچنان ادامه خواهد یافت. واقعیت این است که ناامنیهای سیستان و بلوچستان از ابتدا تا به امروز خاستگاه بیرونی داشته و همواره دست خارجی در آن دخیل بوده است و کمکهای فکری، امنیتی، مالی، تبلیغاتی و... بیگانگان، نقش مهمی در تشکیل و راهاندازی جریانات تروریستی در این منطقه داشته است. در این میان، برخی کشورها همچون؛ آمریکا، انگلیس، عربستان و پاکستان نقش مضاعفتری را در ایجاد ناامنی در این استان دارند و از همینرو است که بایستی دستگاههای دیگری نیز با نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ��نطقه همکاری داشته باشند، یعنی دستگاههای دیپلماسی، قضایی و مجلس.
از آنجا که بر اساس شواهد و اسناد موجود و بنابر اعترافات اشرار دستگیر شده منطقه، بهویژه اعترافات ریگی معدوم، آمریکا و سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) و عربستان نقش زیادی در مساعدت مالی، اطلاعاتی و تسلیحاتی به این گروههای تروریستی داشته و دارند، پس دستگاه دیپلماسی بایستی با فشار بر حامیان تروریستها و از طرفی، دستگاه قضا با کمک دستگاه دیپلماسی با ارائه اعترافات و اسناد موجود به مراکز حقوقی بینالمللی از جمله دادگاه لاهه، آنچنان عرصه را بر حامیان این تروریستها تنگ کنند که آنها دیگر جرئت کمک به اشرار را نداشته باشند. دولت پاکستان نیز بایستی پاسخگوی مرزهای رهای خود و عدم برخورد جدی با تروریستها در این کشور و همچنین حمایت سازمان اطلاعات ارتشش از تروریستها باشد. از طرفی، دولت عربستان نیز باید بهدلیل حمایتهای مالی و فکری از تروریستها- خاستگاه فکری این تروریستها منشأ وهابیت سعودی دارد- پاسخگو باشد. تخصیص بودجه برای تکمیل و بستن فیزیکی مرزهای استان نیز از اقدامات مهم دیگری است که دولت و مجلس میتوانند با اختصاص بودجه لازم، راه ورود اشرار به داخل کشور را سد کنند. بیکاری گسترده و عدم وجود صنایع بزرگ اقتصادی، خود مزیدی بر علت ناامنیها در این استان است، از اینرو، دولت بایستی در این زمینه نیز طرحها و برنامههای خود را برای بهکارگیری خیل جوانان بیکار این استان به کار برد.
واقعیت این است که تا این اقدامات گفته شده به سرانجام نرسد، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی این استان نمیتوانند بار امنیت پایدار این استان بزرگ مرزی را بهتنهایی به دوش بکشند و ما همچنان شاهد چنین اقدامات تروریستی در منطقه خواهیم بود.