فائزه عباسی: اگر بیاید مستقل است، ائتلاف با آنها ممکن نیست، مشکل شخص است و تفکرش. اینها همه سخنانی است از زبان اصولگرایان در رابطه با کسی که هشت سال از او حمایت کردند و حال با مسئلهای بهنام احمدینژاد مواجه هستند. عملکرد دو دولت پیش مانند کارنامهای با نمرههای ضعیف و تک و توک قابل قبول پیش رویشان است و از آنجایی که امتحان انتخابات خرداد 92 را از دست دادهاند تنها یک فرصت بیشتر برای ماندن ندارند. مشکل تنها بودن یا نبودن احمدینژادیها نیست بلکه مسئله فراتر از آن است چراکه بهرغم تمام تلاشهایی که کردهاند نتوانستهاند حمایتهای تمامقد خود را از عملکرد دولتهای نهم و دهم، از حافظه مردم بزدایند.
هر بار لب به انتقاد از دولت گذشته باز میکنند مردم بلافاصله سوالی در ذهنشان نقش میبندد که اگر این انتقادات از همان زمان وجود داشت چرا سکوت شد؟! و مهمتر از آن چرا تا مرز کنار گذاشتن رقیب از او حمایت شد؟! حال در این مسیر نه راه پس دارند و نه راه پیش، نه میتوانند اصولگرا بودنش را کتمان کنند و نه میتوانند بار دیگر از او حمایت کنند؛ در این میان گاه ابتکارعملهایی صورت میگیرد مانند آنچه محمدرضا باهنر بیان کرد؛ او گفت: «اصولگرایی احمدینژاد مشخص نبود از چه نوعی است.»
ائتلاف یا اختلاف
هر روز میگذرد و فاصله تا انتخابات مجلس دهم کمتر میشود حال باید فکری کنند تا به سرنوشت انتخابات ریاستجمهوری دچار نشوند. نگاه به رقیب میکنند که هم پایگاه اجتماعی قویتری پشتسر خود دارد، هم در دعواها طرف مظلوم واقع شده و هم طعم شیرین ائتلاف و اتحاد همچنان در دهانش است و حال دورخیزی پر از چشمانداز برای کسب کرسیهای بهارستان دارد اما آنها عقبه اجتماعی خود را در اثر اشتباهات پیدرپی کمرنگ میبینند، اختلافات پیش رو نیز چندان آینده درخشانی را نشان نمیدهد پس چارهای نداشتند جز آنکه به کنارگذاشتن رقیب بیندیشند و با هجمه به اصلاحطلبان راه را برای ورود آنها سخت کنند و وقتی حدادعادل عنوان میکند مهم است مجلس دهم اصولگرا باشد این اقدامات چندان هم نمیتواند جوانمردانه به نظر برسد.
با تمام این تفاسیر اصلاحطلبان عزمی جدی برای حضور در انتخابات مجلس آینده، آن هم در یک جبهه واحد و متحد دارند و برای این منظور برنامهریزی میکنند و همین امر سبب شد تا آنها نیز به فکر وحدت باشند البته وحدتی متفاوت با انتخابات92. اما واقعیت آن است که اختلاف در اردوگاه اصولگرایان بسیار است و عمده آن متوجه حضور پایداریها یا بهعبارت دقیقتر احمدینژادیها در این ائتلاف است.
مسئلهای که اسدالله بادامچیان در گفتوگو با «آرمان» در لفافه به آن اشاره میکند. او در رابطه با وحدت اصولگرایان میگوید: «ما در اصول اصولگرایان که طیف عظیمی هستند با هم وحدت داریم چراکه همه گروهها ولایتفقیه را قبول دارند و جامعتین را محور خود میدانند بنابراین در اصل، این اتحاد برقرار است و ما روی سلیقهها و دیدگاهها و بعضی ویژگیها اختلاف داریم و این مسئله با توجه به آنکه افرادی که حزبی را تشکیل میدهند به هر حال با دیگری متفاوت است طبیعی است. اگر خواهان آن هستیم که جامعهای آزاد داشته باشیم چنین تفاوتهایی ناگزیر است و بنابراین از این نظر میان اصولگرایان اختلاف وجود دارد. اما هدف ما این است که میان اصولگرایان یک همگرایی ایجاد شود و در این زمینه خوب هم پیشرفت کردهایم.»
پایداریها خود را اصلح میدانند؟!
اینکه یک پایه اختلافات جریان اصولگرایی در مسیر اتحاد و ائتلاف «جبهه پایداری» است بر کمتر کسی پوشیده است و این را میتوان در اظهارنظرهای جسته و گریخته برخی چهرههای اصولگرا به وضوح مشاهده کرد. در این راستا وقتی صحبت «آرمان» با بادامچیان به اختلافات درونی اصولگرایان بهویژه اختلاف با جبهه پایداری میرسد هرچند سعی دارد این مسئله را امری طبیعی بخواند اما اصل را کتمان نکرده و بیان میکند: «ما در اصول و حاکم کردن ارزشهای اسلامی اختلافی نداریم و تنها در سلیقهها و تفکرات با یکدیگر تفاوت داریم که اگر کمی همت کنیم میتوانیم آن اختلافات را نیز رفع کنیم. در این راستا لازم است همه با هم باشیم و به جای پرداختن به این موضوع که از من و گروه من انتخاب شود بهدنبال انتخاب اصلح باشیم، و تمام این مباحث را مرحوم بهشتی نیز مطرح میکرده است و امروز نیز ما در موتلفه همین مباحث را دنبال میکنیم و به دنبال آن نیستیم که مجلس آینده از این یا آن پر شود.
به دنبال آن هستیم که مشکلات موجود در کشور، استفاده از فرصت بحران موجود در غرب و ... با چه مجلسی و با چه نمایندگانی میتواند حل شود اما اینکه از چه جناحی برود تفاوتی نمیکند به هر حال ما 9دوره از مجلس را دیدهایم.» از این سخن میتوان یک برداشت کرد و آن اینکه پایداریها میخواهند سهم بیشتری در معرفی کاندیداهای انتخاباتی در ائتلاف با اصولگرایان داشته باشند و این مسئله قطعا به مذاق احزابی همچون موتلفه، جامعه روحانیت، جبهه خط پیروان امام و رهبری که از احزاب باسابقه اصولگرا محسوب میشوند خوش نمیآید و با توجه به آنچه در گذشته رخ داده اعتماد به این جبهه چندان کار سادهای نیست.
اصولگرایان نیازمند احمدینژادیها؟!
قطعا یک سمت اختلافات اصولگرایان متوجه احمدینژاد، اقدامات گذشته او و البته برملا شدن برخی تخلفات نزدیکان اوست؛ مسئلهای که بازخوردی منفی در بین افواه مردم و هوادارانشان به دنبال داشت و میتوان گفت وجود نگاههای منفی در این رابطه تا حد زیادی گریبانگیر اصولگرایان شده است. اما با تمام این مسائل پایداریها و حامیان احمدینژاد معتقدند که اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات نیازمند حضور احمدینژاد هستند. موضوعی که اسدا... بادامچیان عضو حزب موتلفه اسلامی از احزاب اصولگرا درباره آن اینطور به «آرمان» گفت:
* میگویند اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات نیاز به احمدینژاد دارند؟
** هرکسی میتواند این حرف را بزند.
* یعنی شما تائید میکنید نیاز به احمدینژاد دارید؟
** نه من اصلا کاری به این موضوع ندارم.
* صحبت بر سر این است که اصولگرایان نیاز به بازگشت احمدینژاد دارند.
** هرکسی میتواند هر صحبتی بکند و من مانع صحبت دیگران نمیشوم اما اصولگرایی به خود اصولگرایی نیازمند است نه اشخاص. قبلا هم گفته بودم شخصی که دو دوره رئیسجمهور شده است، برایش کافی است چون اصرارش برای بازگشت او را وارد بازیها و دعواهای سیاسی میکند که به ضررش است. آقای احمدینژاد بازیکن روی نیمکت بماند و به بازگشت فکر نکند برایش بهتر است.
* مشکلی در میان اصولگرایان با توجه به فقدان شخصیتهایی همچون آیتا... مهدویکنی و آقای عسگراولادی برای رسیدن به وحدت احساس نمیشود؟
** نه این خلأ وجود ندارد. این دو نفر از افراد خالص متدین خدایی بودند که با فقدانشان سرداران دیگری جای آنها را میگیرند. مگر با فوت شخص پربرکتی همچون حبیبا... عسگراولادی موتلفه ازهم پاشید، میبینیم که هنوز موتلفه بر سر کار است. زمانی که این دوچهره در قید حیات بودند از برکات وجودیشان بهرهمند میشدیم و حال که نیستند برکت دعایشان شامل حال ما خواهد بود.
* ظاهرا آقای احمدینژاد پشت آقای رحیمی را پس از قطعی شدن حکم زندان خالی کرد. در این مورد چه نظری دارید؟
** کار آقای احمدینژاد خوب نبود و آن بیانیهای هم که صادر کرد را درست نمیدانم.