نویسنده: روحالله صالحی
در شرایطی که یمن از مشکلات بیشماری رنج میبرد تصمیمات مسئولان این کشور برای تقسیم آن به شش منطقه سؤالات زیادی را درباره اهداف و نقش سعودیها مطرح کرده است. این تقسیمبندی درحالی صورت گرفته که همه ساکنان یمن از حق خودمختاری برخوردار هستند، در حالی که شیعیان حوثی هیچ گونه حقی در این تقسیمبندی ندارند.
انقلاب مردمی یمن که همزمان با شروع موج بیداری اسلامی در منطقه آغاز شد پس از گذشت چهار سال نه تنها نتیجه مطلوب دربرنداشت بلکه تشدید درگیریهای قومی و مذهبی، این کشور را تا آستانه فروپاشی پیش برد. با این حال، موج جدیدی که با کنترل انصارالله بر صنعا و بخشهای مهمی از یمن به وجود آمد، روند جدیدی را به دنبال داشته است. پس از برکناری علی عبدالله صالح، دیکتاتور سابق یمن امیدها برای تغییر در حاکمیت این کشور زنده شد اما دیری نگذشت که باز هم بازماندگان همان دیکتاتوری توسط سعودیها و غرب روی کار آمدند تا برنامههای عملی نشده آنها را به اجرا درآورند. منصور هادی عبد ربه، رئیسجمهور یمن که جایگزین عبدالله صالح شد با کمک سعودیها سعی کرد با برنامههای دیکته شده، منافع غرب و متحدان منطقهایاش را تأمین کند اما این بار شیعیان یمن که نقش عمدهای در انقلاب این کشور داشتند اجازه ندادند یمن بیش از این بازیچه کشورهای غربی- عربی شود. شیعیان یمن در اواسط سپتامبر گذشته توانستند با اعتراضات گسترده و اجرای مرحله دوم انقلاب، آرمانهای تحقق نیافته خود را به سرانجام برسانند. کنترل صنعا، پایتخت یمن به دست انقلابیون نشان داد که آنها این بار مصممتر از گذشته هستند. اما با پیروزی انقلابیون، تلاش سعودیها و امریکا برای به انحراف کشاندن مسیر انقلاب آغاز شد و آنها همه تلاشهای خود را به کار بستند تا مانع قدرتیابی شیعیان در یمن شوند. تشدید درگیریهای قومی و شوراندن سلفیها علیه انقلابیون شیعه ابتکار جدیدی بود که شاید به زعم سعودیها و کاخ سفید میتوانست قدرت شیعیان را تضعیف کند. همچنین برنامه جدید دولت مرکزی برای مقابله با گروه انصارالله، طرح فدرالی کردن یمن و تقسیم آن به 6 استان است که در راستای مقابله با حوثیها اتخاذ شده است.
پس از آنکه هفته گذشته پیشنویس قانون اساسی یمن منتشر شد و طرح فدرالی کردن این کشور به 6 استان را مطرح گردید، درگیریها در داخل یمن بین نیروهای انصارالله و دولت تشدید شد. کار به جایی رسید که شیعیان انصارلله کاخ ریاست جمهوری را محاصره کردند. پیشتر نیز عبدالملک الحوثی، رهبر گروه انصارالله اعلام کرده بود که این طرح نه تنها منافع همه مردم را تأمین نمیکند بلکه به تجزیه یمن منجر خواهد شد. این طرح اگرچه ظاهراً منافع بخشهایی از ساکنان یمن را در نظر گرفته اما هیچگونه حقی برای حوثیها قائل نشده است. با این اوصاف، از هماکنون اهداف پنهان این طرح هویداست و هدف از اجرای آن، محدود کردن تحرکات حوثیها در استانهای شمالی و نیز جلوگیری از نفوذ آنها به مناطق جنوبی یمن است. به باور برخی ناظران، از آنجایی که مناطق مکلا، حضرموت و تعز در جنوب یمن که به طور سنتی نوعی همگرایی با حوثیها دارند، لذا نفوذ شیعیان در مناطق جنوبی خطر بالقوهای برای امریکا و عربستان تلقی میشود.
براساس تقسیمبندی جدید، اولین اقلیم، حضرموت به مرکزیت المکلا مرکب از المهره، حضرموت، شبوه سوقطری، دومین اقلیم، سبا به مرکزیت سبا شامل الجوف مارب البیضاء، سومین اقلیم، عدن به مرکزیت عدن شامل عدن ابین لحج الضالع، چهارمین اقلیم، الجند به مرکزیت تعز شامل تعز و إب، پنجمین اقلیم، ازال به مرکزیت صنعاء شامل صعده، صنعا، عمران ذمار و ششمین اقلیم، تهامه به مرکزیت الحدیده شامل الحدیده، ریمه، المحویت، حجه تقسیم شده است. شیعیان حوثی در شمال یمن مخالف این طرح هستند و میگویند هدف از آن تقسیم کشور به مناطق ثروتمند و فقیر است. زیرا براساس این طرح مناطق جنوبی که سرشار از منابع نفتی است و دسترسی به دریا دارد سبب میشود تا مردم جنوب هر روز ثروتمندتر شده و شیعیان که مخالف اصلی دولت مرکزی هستند در شمال این کشور در تنگنای معیشتی قرار میگیرند. از این رو، جنبش انصارالله ضمن هشدار نسبت به هرگونه تلاشی برای دور زدن توافق آشتی و مشارکت یمن خواستار افزایش سهمیه جنبش انصارالله در مجلس شورا، انتخاب نمایندهای از این جنبش در کمیته انتخابات و ادغام نیروهای کمیتههای مردمی در ارتش و نیروهای امنیتی یمن شده است.
هدف از فدرالی کردن یمن
در ورای مواضع اعلانی دولت یمن برای فدرالی کردن این کشور، اهداف پنهانی دیگری هم وجود دارد که دولت تحت حاکمیت سعودیها مجری آن است. طرح فدرالی کردن یمن در ظاهر قصد دارد اختلافات این کشور را کاهش دهد اما با شرایط فعلی، اجرای این طرح موجب افزایش اختلافات و شکاف در یمن خواهد شد. همچنان که پس از اعلام این طرح درگیریها بین انصارالله و دولت مرکزی تشدید شده است. برخی ناظران معتقدند، تقسیمبندی جدید یمن بر اساس گرایشهای قبیلهای و مذهبی از وجود گسست شدید در میان دولت و ملت حکایت دارد و این تقسیمبندی بر اساس خواست و اراده رژیم عربستان صورت گرفته و مقدمهای برای تجزیه یمن تلقی میشود. هدف از این تقسیمبندی به حاشیه راندن نقش حوثیهاست، زیرا پس از 10 سال که از سرکوب حوثیها به دست دولت یمن و رژیم آلسعود میگذرد متأسفانه این مجموعه مستضعف نتوانستهاند به حقوق شهروندی خود دست یابد. با این وجود، به رغم همه سختگیریهای دولت علیه شیعیان، اینک اوضاع داخلی به نفع شیعیان است و آنها به دنبال این هستند تا بخشی از بدنه حکومت باشند.
دولت یمن تلاش میکند شیعیان را به حاشیه رانده و نقش آنها را در یمن و در ساختار سیاسی این کشور به شدت کمرنگ کند. اما اگر به حوادث رخ داده یمن در چند ماه گذشته نظری اجمالی داشته باشیم، متوجه میشویم که پیام رهبر سیاسی انصارالله در زمینه نیاز به اصلاحات در این کشور و کنترل نظامی صنعا و شرکت نفت یمن، همگی از این موضوع حکایت دارند که انصارالله ظاهراً فراتر از این طرحها، آماده کنترل امنیتی بر کل یمن باشند.
عربستان سعی دارد یمن را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذش باشد و ارائه طرح فدرالی میتواند به افزایش نفوذ ریاض در این کشور کمک کند.
در واقع آن چیزی که بعد از تحولات سال 2011 در یمن رخ داد این بود که امریکا و عربستان به دنبال این بودند تا حوادث یمن را مدیریت کنند ولی حرکت ماه سپتامبر 2014 انصارالله به یک باره بازی را تغییر داد و نیروهای انصارالله بر همه بخشهای قدرت در یمن تسلط پیدا کردند و زنگ خطر را برای آلسعود و متحدان غربیاش به صدا درآوردند. از اینرو، درمرحله نخست عربستان برای اینکه بتواند نیروهای انصارالله را تضعیف کند، طرح تجهیز القاعده یمن برای مقابله با شیعیان این کشور را به کار بست اما این طرح نیز با شکست مواجه شد. در گام دوم، به نظر میرسد عربستان سعی دارد چنانچه نتواند نفوذ سنتی خود را بر یمن حفظ کند، در سنارویی جایگزین، با تقسیم و تجزیه این کشور ، محدوده نفوذ انصارالله را کاهش داده و در صورت شروع بحرانهای جدید کنترل اوضاع را به دست گیرد.
همزمان، دولت یمن نیز با همکاری رژیم آلسعود سعی دارد تا با فدرالی کردن این کشور و تجمیع شیعیان در بخشهای شمالی، آنها را تحت کنترل خود درآورد اما این هدف تا زمانی که شیعیان موافق نباشند و خواستههای آنها برای به دست گرفتن بخشی از قدرت در کشور محقق نشود به سرانجام نخواهد رسید و در آینده نه تنها نفوذ عربستان در یمن تثبیت نخواهد شد بلکه دولتی روی کار خواهد آمد که ضد سعودی بوده و تیشه بر ریشه آلسعود در این کشور خواهد زد و روند تحولات کنونی در یمن نیز از این امر حکایت دارد.