تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۷۲۶۶۹

هاشمی، امام و آل‌سعود


حسین بابازاده‌مقدم: خاطره‌های جناب هاشمی رفسنجانی از امام خمینی(ره) که گهگاه منتشر می‌شود در اذهان عمومی این را تداعی می‌کند که او غمخوار امام و امین و یار غار رهبر فقید انقلاب بوده و بسیاری چیزها را از ایشان شنیده است که هیچ‌کسی از آنها نه خبر داشته و نه گوش محرمی برای شنیدنش بوده است.

این روزها نام آقای هاشمی و آل‌سعود به کرات از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای در کنار هم نشانده می‌شود؛ آنها هاشمی را کلید دوستی با حکام عربستان می‌دانند.

از مواردی که درباره امام خمینی به‌عنوان مواضعی کلیدی و کلی در سیره و اندیشه‌شان قابل اشاره است البته علنا و به شکل گسترده‌ای همه کسانی که صرفا چند مطلب کوتاه درباره ایشان خوانده‌اند به اصالتش واقف و معترفند، بیزاری امام از سعودی‌ها و اشاره‌های مستقیم ایشان مبنی بر ارتباط معنادار حکومت وهابی‌ها با اسلام آمریکایی است.

تعابیر امام خمینی درباره سعودی‌ها آنقدر روشن و البته کوبنده است که جای تردیدی باقی نمی‌گذارد کسی که دست در دست سعودی‌ها بگذارد طبیعتا نمی‌تواند ادعای همراهی و هم‌نفسی با امام را داشته باشد.

از نظر امام، اسلام عربستانی، اسلام آمریکایی و اسلام کثیف ملاهای درباری، اسلام حاکمیت سرمایه و اسلامی است که وسیله سلطه‌ صاحبان سرمایه بر مظلومان است. اینها عبارت‌های امام راحل درباره فاجعه حج خونین سال 1366 و کشتار و تعدی نسبت به زائران ایرانی خانه خداست که در اوج بی‌پناهی و غربت به دست دژخیمان سعودی به خاک و خون کشیده شدند و این لکه ننگ تا ابد بر پیشانی سعودی‌ها باقی خواهد ماند.

نه‌تنها حج خونین و فاجعه‌آفرینی‌های سعودی در آن بلکه اساس نظام فکری وهابیت موضوعی بود که امام خمینی هیچگاه در برابر آن سکوت نکردند و اساس آن معضل بزرگ در منطقه را مورد هدفگیری‌های بسیار هوشمندانه قرار دادند.

اسلامی که روزگاری اجازه داد در عراق انگلیسی‌ها حاکم باشند، فلسطین به صهیونیست‌ها داده شود و در عربستان نفت به‌صورت تضمین‌شده‌ای به غرب فرستاده شود. این اسلامی است که امام تعبیر زیبای «اسلام آمریکایی» را در برابرش بیان کرده و همواره بر آن تاکید کردند.

تقریبا در برابر هیچ کشور و نظام دیگری امام چنین رویکردی را اتخاذ نکردند به‌گونه‌ای که در بخشی از بیانات ایشان درباره فاجعه خونین مکه می‌خوانیم:

«اگر ما از مساله قدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر ما از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذریم، نمى‌توانیم از مساله حجاز بگذریم. مساله حجاز یک باب دیگرى است غیر مسائل دیگر. و لازم است زنده نگه داشتن این روز، روزى که این خیانت شد به اسلام... این ننگ را نباید ما به گور ببریم که ما بودیم، دیدیم در حضور ما بزرگ‌ترین جنایت واقع شد و حالا هم آنها طلبکار هستند از ما.

کشتار حجاج، توطئه‌اى از پیش طراحى شده بود، این توطئه بى‌اشکال، یک توطئه سابقى بود، هیچ اشکالى در این نیست که یک سابقه‌اى داشت این توطئه، بنا داشتند بر اینکه این امر واقع بشود، تحمیل کرده بودند بر آل‌سعود احمق که یک همچو کار احمقانه‌اى بکند و خودش را در تمام دنیا منحط کند. قضیه کشته شدن نیست، قضیه هتک احترام است».

استفاده امام خمینی از عبارت «ننگ» در بیان حادثه خونین مکه و بعد عملکرد هاشمی در برابر این حکام فاسد خود نشان می‌دهد وی در نقطه‌ای دقیقا مقابل امام راحل قرار داشته و آنچه را خود صلاح می‌دانسته به پیش برده است.

از فاجعه خونین عربستان علیه زائران ایرانی هم که عبور کنیم ـ که محال است بشود این کار را کرد ـ نمی‌توان از سایر اقدامات خصمانه سعودی‌ها از آزار و اذیت‌ها علیه شیعیان عربستان تا زائران ایرانی و سختگیری‌ها و بی‌حرمتی‌های دائمی نسبت به شهروندان ایرانی و حتی فراتر از اینها تبانی و حضور مستمر سعودی‌ها در تمام طرح‌های جهانی و خصمانه علیه جمهوری اسلامی چشم‌پوشی کرد.

جمهوری اسلامی در اندیشه امام خمینی ایستادن در برابر آن کاری طاغوتی و نتیجه عزمی استکباری برای مبارزه با حکومت الله تلقی می‌شود البته آقای هاشمی طبیعتا باز هم در چنین مواردی خاطرات گذشته‌اش از سیره و اندیشه امام خمینی در برابر سعودی‌ها را از یاد برده است.

حضور پررنگ عربستان‌سعودی در ماجرای تروریست‌پروری‌ در شرق کشور، تولید و توزیع کتب مربوط به فرقه ضاله وهابیت در مناطق مختلف ایران، برپایی آیین‌های وهابی به شکل زیرزمینی در کشور، حضور خصمانه در برابر اهداف فرهنگی جمهوری اسلامی در کشورهای حوزه دریای خزر، دفاع از گروه‌های جدایی‌طلب قومی در جنوب کشور، دفاع و همکاری با طرح‌های سلطنت‌طلبان، برگزاری کنفرانس و نشست‌های مختلف با حضور ضد انقلاب ایران و... هیچ کدام ظاهرا برای هاشمی حجت نیست و اگر هم باشد تفاوتی ندارد چرا که او دنبال‌کننده ایده‌های شخص خودش است و بس! باز هم همه اینها را اگر بشود کنار گذاشت و مثلا به این مهم فکر نکرد که مزدوری مثل نوری‌زاده چرا در سال‌های اخیر به عامل اطلاعاتی و تخریب روانی عربستان‌سعودی تبدیل شده و میزان حمایت‌های سعودی‌ها از دشمنان جمهوری اسلامی تا چه سطحی خودنمایی کرده و افزایش یافته است، از خیانت به ملت‌های مسلمان در پوشش طرح‌های گروه‌های تروریستی بین‌المللی همچون داعش که نمی‌توان چشم پوشید، آیا هاشمی تضاد این اقدامات فتنه‌جویانه را با مرام و اندیشه سیاسی و الهی خمینی کبیر نیز نمی‌داند؟

باز شاید بشود بر اینها هم برای اندک زمانی چشم پوشید اما فاجعه اخیر یعنی حضور خصمانه عربستان‌سعودی در سقوط قیمت نفت که ایران را بشدت در دولت حسن روحانی متضرر کرده و میزان درآمد کشور را کاهش داده و قطعا دولت را با مشکلاتی روبه‌رو می‌کند، چگونه در عمل سیاسی وی توضیح داده می‌شود؟ وی از ابتدای سال‌جاری با رایزنی‌های گسترده‌ای بهبود روابط با عربستان را به‌عنوان دستاویزی به بام افکار عمومی آویخته و همچنان با ایجاد موج‌های خبری درصدد میانجیگری با دشمنی است که صرفا حضور خصمانه‌اش را یکسویه و بدون هیچ دلیلی در طول تمام دوره‌های مذاکرات هسته‌ای به پیش برده است. در کنار آمریکایی‌ها و اشغالگران صهیونیست، این سعودی‌ها هستند که در کارشکنی‌های اقتصادی و دیپلماتیک حضور فعال دارند و اکنون عده‌ای برای سفر به عربستان روزشماری می‌کنند تا روابط سیاسی 2 کشور را بهبود بخشند!

حالا این هاشمی است و آن دیگری روحانی که نمی‌داند با این همه ادعای همدلی و همراهی که توأم شده است با حفظ خطوط کلی دوستی هاشمی با عرب‌های سعودی و همینطور وعده‌های او برای حمایت از دولت چه کند، دولتی که در توطئه آشکار نفتی وهابی‌ها دست و پا می‌زند.

همچنان نسبت خواب‌ها، روایت‌ها، اندیشه و عمل هاشمی با تفکرات و رویکرد سیاسی حضرت امام نیز محل علامات سوال فراوانی است که رفتار سیاسی او خود بهترین پاسخ برای این سوالات و به عبارت بهتر معادلات چندمجهولی است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات