تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۷۲۷۲۷

37 سال خصومت آل سعود با ایران


خبر مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان چند روزی است که به عنوان یکی از مهم‌ترین رخدادهای منطقه‌ای و داخلی است و بسیاری از کارشناسان بین‌المللی از تأثیرات مستقیم مرگ وی در تحولات منطقه خبر می‌دهند.

در این میان با توجه به اقدامات جهت‌دار عربستان طی 37 سال انقلاب اسلامی، افکار عمومی عمدتاً نگاه منفی به حاکمان این کشور داشته و به چشم یک کشور هم سو به عربستان سعودی نگاه نمی‌کنند، برهمین اساس اکثر جامعه ایرانی از مرگ ملک عبدالله اظهار ناراحتی نمی‌کنند، اما در مقابل این نوع نگرش جریانی سیاسی قرار داد که تلاش کرده با بازماندگان پادشاه ابراز همدری کرده و در رسانه‌هایشان این احساس را تزریق کنند.

قبل از پرداختن به چرایی ناراحتی جریان تجدیدنظرطلبان از مرگ پادشاه و روابط حسنه پدرخوانده‌های این جریان با کارگزاران آل‌سعود باید به برخی از اقدامات عربستان طی چهار دهه اخیر اشاره کرد.

با نگاهی کوتاه به تاریخچه روابط ایران و عربستان سعودی می‌توان به چگونگی و چرایی رفتارهای خصمانه آل‌سعود علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت که در ادامه به بخشی از آن اشاره می‌کنیم.

فاجعه کشتار حجاج ایرانی در مکه

روابط میان عربستان سعودی و کشورمان در جولای سال 1987 میلادی به بدترین سطح ممکن رسید. در آن زمان 402 نفر از زائرانی که 275 نفر آنان ایرانی بودند در جریان درگیری در شهر مکه به شهادت رسیدند. در ایران معترضان سفارت عربستان را تصرف کردند و دامنه اعتراضات‌شان به سفارت کویت کشیده بود. یکی از دیپلمات‌های سعودی در تهران به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد و در آن زمان ملک فهد تلاش کرد تا روابط میان عربستان سعودی و ایران را در سال 1988 بهبود بخشد. روابط دو کشور در سال 1991 میلادی از سرگرفته شد.

افزایش تنش‌های منطقه‌ای

در سال 2003 میلادی حمله نیروهای نظامی امریکایی به عراق و سرنگونی «صدام حسین» سبب شد تا شیعیان عراقی که اکثریت جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهند قدرت را در دست گیرند و عراق تا حدود بسیاری به سوی ایران تمایل پیدا کند.

با تغییر رویکرد عراق نسبت به تهران و همچنین نبرد نفسگیر حزب‌الله لبنان و رژیم‌صهیونیستی و شکست این رژیم از حزب‌الله باعث شد عربستان سعودی بیش از پیش از این موضوع هراسید قدرت نفوذ ایران و دامنه اثرگذاری آن هر روز در حال وسیع‌تر شدن است.

 با بالا گرفتن موضوع برنامه هسته‌ای ایران پس از به قدرت رسیدن «محمود احمدی‌نژاد» ، دغدغه عربستان سعودی افزایش یافت. بر همین اساس سایت افشاگر «ویکی لیکس» گزارش داد که ملک عبدالله در سال 2008 میلادی از امریکا خواسته بود به ایران حمله کند و از این موضوع تحت عنوان «لزوم قطع سر مار» یاد کرده بود.

اما با شکل گرفتن بهار عربی در سال 2011 موج نگرانی‌های عربستان سعودی نسبت به فعالیت‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران افزایش پیدا کرد، چراکه کارگزاران آل‌سعود بیم آن را داشتند با الگو‌گیری مردم منطقه از انقلاب 57 ایران، جمهوری اسلامی ایران بتواند قیام‌های مردم را مدیریت کرده و حاکمیت‌های منطقه را در دست بگیرد. در کنار این، موج انقلاب‌های مردمی منطقه به شهرهای عربستان هم سرایت پیدا کند.

در این میان اعتراضات مردمی در بحرین هم برای سعودی‌ها غیر‌قابل‌تحمل بود چراکه این کشور خط‌قرمز سعودی‌ها محسوب می‌شد به این دلیل که بحرین در همسایگی ایران قرار دارد و شیعیان آن کشور روابط عمیقی با ایرانیان دارند. به همین دلیل عربستان سعودی کمک‌های فراوانی را به رژیم بحرین صورت داد. کمک به شکل‌گیری گروه‌های تروریستی منطقه و تلاش برای منقطع کردن نوار مقاومت در منطقه به کمک همین گروه‌ها هم دقیقاً در راستای منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران توسط عربستان صورت گرفت.

حامیان عربستان در داخل کشور

اما دشمنی‌های 37 ساله عربستان با جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه باعث آن نشده تا جریان تجدیدنظرطلب به چشم دشمن و حتی یک رقیب منطقه‌ای به سردمداران رژیم آل‌سعود نگاه کنند بلکه بلعکس در مقاطعی از تاریخ هم به عنوان یک دوست و حامی به حکمرانان این کشور هم نگاه کرده، مرور کوتاهی به برخی رویدادهای تاریخی به خوبی همپوشانی تجدیدنظرطلبان وآل‌سعود را نشان می‌دهد.

ملک فهد پادشاه عربستان سعودی پیروزی «محمد خاتمی» رئیس‌جمهوری ایران در انتخابات سال 2001 میلادی را به او تبریک می‌گوید و از سیاست‌های اصلاح‌طلبانه او استقبال می‌کند.

در مقابل رئیس دولت اصلاحات هم طی هشت سال تلاش‌های فراوانی را برای بهبود روابط تهران و ریاض صورت داد، تلاش‌های که خروجی آنچنانی در کاهش دشمنی‌های دو دولت نداشت بلکه تنها توانست در آستانه انتخابات 88 کمک‌های مالی را به جریان مدعی اصلاحات سرازیر نماید.

البته نباید این را هم فراموش کرد که خاتمی با سفر به عربستان بهبود نسبی را در روابط میان دو کشور به دنبال داشت تا آنجایی که در آوریل سال 2001 میلادی پیمان امنیتی مشترکی میان تهران – ریاض امضا شد.

اما اهمیت سفر دیگر محمدخاتمی به کشور عربستان در سال 88 اصلاً قابل مقایسه با سفر مورد اشاره در دوران حاکمیت اصلاحات نیست چراکه برخی از مسئولان بلندپایه و مطلع کشورمان پس از شهر آشوب 88 افشا کردند که رئیس‌جمهور اسبق کشورمان در این دیدار مبلغ قابل‌توجهی را از پادشاه عربستان جهت تسریع براندازی در ایران دریافت کرده است.

آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان در نماز جمعه ششم مردادماه ۱۳۸۹ با اشاره به هزینه‌های غائله 88 و تحرکات براندازانه سران فتنه می‌گوید: «امریکایی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل امریکا در کشور‌های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی‌ها که به نمایندگی امریکا صحبت می‌کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا 50 میلیارد دلار دیگر را هم می‌دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.»

حجت‌الاسلام مصلحی عالی‌ترین مقام امنیتی جمهوری اسلامی ایران در آن برهه در شهریور ۸۹ در جمع خبرنگاران هم با تأیید این خبر بیان می‌کند: «این موضوع واقعیت دارد بلکه شما می‌توانید بالاتر از آن را نیز حساب کنید.» مصلحی ادامه می‌دهد: «در بحث فتنه بدین شکل نبود که یک حرکت درونی فقط توسط مجموعه‌ای صورت بگیرد بلکه مانند دوران دفاع مقدس همه مجموعه‌های ضد انقلاب داخلی و کشورهای مختلف حامی این جریان بودند و برای براندازی نظام و حکومت حمایت می‌کردند.»

کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان یکی دیگر از شخصیت‌های مطلعی است که در مرداد ۸۹ در نشست خبری خود با اشاره به اسناد این موضوع گفت: «هر زمان به جرم افرادی که مقابل نظام ایستاده‌اند رسیدگی شود، اسناد دریافت کمک‌های میلیاردی نیز به دادگاه ارائه خواهد شد.»

حال شاید به همین دلیل باشد که برخی از وابستگان به آقای خاتمی از مرگ ملک عبدالله ابراز ناراحتی می‌کنند، به عنوان نمونه محمدعلی ابطحی از عناصر اصلاح‌طلب در صفحه اجتماعی فیس‌بوک خویش ضمن تسلیت مرگ وی، از او به دلیل اقداماتش مبنی بر مهار تندروی در سطح منطقه تقدیر می‌نماید!

البته روزنامه‌های زنجیره‌ای هم همانطور که اشاره شد طی سه روز اخیر – البته به شکلی هوشمندانه‌تر- از مرگ پادشاه ابراز ناراحتی کرده‌اند.

دیپلماسی دولت یازدهم هم گرهی از کار باز نکرد

پدرخوانده‌های این طیف با شکل‌گیری دولت یازدهم به دنبال گشایش روابط حسنه با کشورهای غربی و برخی از کشورهای منطقه‌ای برآمدند که مهم‌ترین آن عربستان سعودی بود اما با گذشت نزدیک به دو سال می‌توان به جرئت گفت نه تنها روابط کشورمان با این کشورها خاصه عربستان سعودی بهتر نشده بلکه رو به سردی هم رفته است.  البته رسانه‌های این طیف در طول ماه‌های اخیر تلاش کردند تا سفر هاشمی به عربستان را هم عامل مهمی برای بهبود روابط دو کشور عنوان کنند؛ موضوعی که نگاه احساسی جماعت تجدیدنظرطلب به موضوعات مهم بین‌المللی و منطقه‌ای را نشان می‌دهد و این را نمایان می‌کند که سرنگونی جمهوری اسلامی ایران یکی از راهبردهای عربستان سعودی در منطقه به شمار می‌آید و با تغییر دولت‌ها رفتار آل سعود با ایرانی‌ها تفاوت ماهوی آنچنانی نمی‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات