ارسلان مرشدي
وزارت امور خارجه آمريکا هر ساله در اقدامي سنتي مبادرت به انتشار گزارشي درباره تروريسم و حاميان تروريسم در جهان ميكند. اين کشور ساليان متمادي است که در گزارش سالانه خود در مورد کشورهاي حامي تروريسم، ادعا ميكند جمهوري اسلامي ايران يکي از کشورهاي حامي تروريسم است. در گزارش سال 2014 نيز که چندي پيش منتشر شد، آمريكا بار ديگر ادعا كرد که ايران از گروههاي مسلح و تروريستي در خاورميانه و آسياي مرکزي حمايت ميکند و با اين کار مستقيماً بر تلاشهاي بينالمللي براي تقويت صلح اثر منفي ميگذارد، ثبات اقتصادي منطقه خليجفارس را به خطر مياندازد و به رشد دموکراسي آسيب ميزند.
در واکنش، وزارت امور خارجه ايران اتهامات مطرحشده در گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريكا در خصوص حمايت ايران از تروريسم را بياساس خواند و آن را محكوم كرد. سخنگوي دستگاه ديپلماسي اظهار داشت در شرايطي كه مصاديق رفتار آمريكا نشان ميدهد اين كشور بزرگترين حامي تروريسم طي سه دهه اخير بوده است، با فرافكني و اتهامهاي واهي عليه ساير كشورها تلاش ميکند بر اقدامات خود در اين رابطه سرپوش بگذارد.
اظهارات سخنگوي دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي در اين مورد با يک هشدار نيز همراه بود؛ وي با تأکيد بر ضرورت جلوگيري از ايراد اتهامات بياساس و مغرضانه عليه كشورها با ادعاي عاملان و حاميان فعاليتهاي تروريستي، هشدار داد كه اين روند ميتواند تأثيرات نامطلوبي بر اطمينان و اعتماد متقابل بينالمللي بهعنوان يك عنصر اساسي در ثبات و امنيت جهاني داشته باشد.
بااينحال، تداوم اقدام سنتي وزارت امور خارجه آمريکا در تروريست خواندن جمهوري اسلامي، پس ازآن صورت ميگيرد که رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا از وجود طرحي براي عمليات نظامي عليه تأسيسات هستهاي ايران خبر داده بود. پيش از اين هم مايکلهايدن رئيس سابق سازمان سيا، عمليات نظامي عليه ايران را اجتنابناپذير خوانده بود.
همه اين موضعگيريها در حالي است که دو سال قبل باراک اوباما رئيسجمهوري آمريکا نيز با ابلاغ بازنگري در دکترين کلان هستهاي ايالاتمتحده، تهديد به استفاده از تسليحات اتمي عليه ايران بهعنوان عضو پيمان "ان.پي.تي" كرده بود.
قربانيان تروريسم دولتي آمريکا
آمريکا همواره خود را بهعنوان پيشرو در مبارزه با تروريسم مطرح ساخته و با تشکيل ائتلافي بينالمللي از کشورهاي متحد و دوست روي به اقدامات عملي در اين راه آورده است. نمود اين اقدامات عملي پس از حوادث تروريستي 11 سپتامبر 2001 و طرح دفاع پيشدستانه عيني شد. ايالاتمتحده براي تحقق اين طرح، سال 2001 به افغانستان و متعاقب آن در سال 2003 به بهانه مبارزه با تروريسم به عراق حمله کرد. اخيراً نيز در قالب يک ائتلاف ساختگي طرح مبارزه با بنيادگراهاي تروريست در منطقه و حمله عليه داعش را پيگيري ميكند. برآيند اين فرآيندهاي ضد تروريستي آمريکا در منطقه كه در گزارشهاي متعدد نهادهاي امنيتي انعكاس يافته است، نشان ميدهد در طول اين سالها افغانستان و عراق به دليل سياستهاي اشتباه آمريكا در مبارزه با تروريسم در دامان تروريستها افتادهاند.
جنگ با عراق و افغانستان در حالي کماکان ادامه دارد که در طول اين سالها هزاران نفر از غيرنظاميان افغاني و عراقي قرباني اقدامات تروريستي نيروهاي ائتلاف شدهاند. گشودن آتش به روي منازل و افراد غيرنظامي با ادعاي نابودي تروريستها باعث افزايش ميزان تلفات غيرنظاميان در اين زمينه شده است. افشاي 90 هزار صفحه اسناد محرمانه آمريکاييها از سوي سايت ويکي ليکس درباره جنگ افغانستان، تنها گوشهاي از اقدامات تروريستي نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريکا در اين کشور است.
با اينحال در سرتاسر دنيا نمونههاي بسياري درباره حمايت آمريکا از تروريسم وجود دارد. حمايت از اقدامات تروريستي و جنايات گسترده رژيم صهيونيستي در قتلعام مردم فلسطين و لبنان، قتلعام غيرنظاميان در پاکستان به بهانه مبارزه با گروه تروريستي القاعده، حمايت از نسلکشي دولت يمن عليه شيعيان اين کشور و حمايت آشکار و پنهان از اقدامات حمايتي متحدان منطقهاي نظير عربستان، ترکيه و قطر از تروريستهاي داعش، النصره و ديگر گروهها براي قتل و کشتار در عراق و سوريه و ديگر اقدامات ريزودرشت ديگر تنها گوشهاي از کارنامه تروريستي ايالاتمتحده آمريکاست. اين اقدامات تروريستي که به نام مبارزه با تروريسم صورت ميگيرد چالشهاي فراواني را در منطقه سبب شده است.
رويکرد وارونه آمريکا در مبارزه با تروريسم به همراه نابسامانيهاي درهمتنيده امنيتي در خاورميانه، شرايط را بهجايي رسانده که نشانههايي از اوجگيري دوباره تروريسم در منطقه به ويژه کشورهاي عراق و سوريه ديده ميشود. اين نشانهها به همراه فرار از پذيرش اشتباهات غيرمسئولانه در خاورميانه و ظهور نسل جديد تروريستها شکستي براي کاخ سفيد است که پس از بيش از يک دهه، هنوز پيکار جهاني با تروريسم نتوانسته به نابودي تروريستهاي در حال تکثير منتهي شود.
آمريکا بهجاي بازنگري در رفتارهاي اشتباه گذشته سعي ميکند با فرافکني و ديپلماسي فشار و انحراف افکار پاي کشورهايي چون ايران را به حوزه اشتباهات استراتژيک خود باز کند. ادعاي حمايت ايران از تروريسم در حالي است كه اقدامات آمريکا سبب تشديد و توسعه نفوذ تروريسم در منطقه شده است. مطالعات صورت گرفته از سوي دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا بيانگر اين حقيقت تلخ است که جهان، پس از سپتامبر 2001 و آغاز نبرد جهاني با تروريسم بسيار ناامنتر شده است.
اين ناامني را در عوامل بسياري ميتوان جستجو کرد، ولي يکي از عمدهترين دلايل آن، نوع رويکرد ناهنجار کشورهاي غربي خصوصاً آمريکا در برخورد و تعريف نادرست چنين مفاهيمي است. لشکرکشي آمريکا به منطقه خاورميانه و اشغال دو کشور عراق و افغانستان، استقرار نيروهاي آمريکايي در برخي کشورهاي حوزه خليجفارس و اغلب کشورهاي آسياي مرکزي و حوزه قفقاز به بهانه مبارزه با تروريسم ازجمله چنين اقدامات ناهنجاري بودهاند.
بزرگترين قرباني تروريسم دولتي آمريکا
باوجود چنين اقدامات ناهنجاري، آمريکا در حالي انگشت اتهام حمايت از تروريسم را بهسوي ايران نشانه رفته، که ايران همواره از قربانيان تروريسم در جهان بوده است. ايران از ساليان دور با مسئله ترور مواجه بوده، اما اين روند پس از پيروزي انقلاب اسلامي بهشدت افزايش يافته است. آمارها نشان ميدهد پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بيش از 16 هزار ايراني در عملياتهاي تروريستي جان خود را ازدستدادهاند.ازاينرو ترور و تروريسم، واژههايي آشنا براي ايران و ايرانياند؛ اقدامات تروريستي كه از همان روزهاي نخست پيروزي انقلاب آغاز شد و هر روز با تغيير ماهيت حيات خود را ادامه ميدهد.
ايران همواره قرباني حملات سازمانيافته گروههاي تروريستي خصوصاً سازمان منافقين بوده است؛ گروهي که مورد حمايت آمريکا و ديگر کشورهاي غربي است. سازمان منافقين با ترور شخصيتهاي سياسي و مذهبي ايران، در سالهاي 1360 تا 1363 در فهرست سازمانهاي تروريستي بينالمللي شناختهشده است. منافقين در فاصله اين سالها بيش از چند صد مورد عمليات تروريستي در خاک ايران انجام دادند. ازجمله قربانيان اين اقدامات تروريستي، محمدعلي رجايي رئيسجمهوري و محمدجواد باهنر نخستوزير جمهوري اسلامي ايران بودند که در شهريور 1360 در انفجار مقر نخستوزير به شهادت رسيدند.
همچنين اين سازمان در مرداد 1367 با پشتيباني هوايي عراق، حملهاي سراسري به ايران انجام داد که ناکام ماند؛ عملياتي که با تجهيز و حمايت آشکار غرب صورت گرفت. اين حمايت آنچنان آشکار بود که آمريکا هرگز نميتواند حمايت خود را از گروهک تروريستي منافقين چه آن زمان که در ايران دست به اقدامات تروريستي ميزد، و چه حتي زماني که عناصر آن از ايران گريختند و در آمريکا و اروپا ساکن شدند يا زماني که به عراق رفتند و همچنان با حمايت آمريکا در آن به سر ميبرند، انکار کند.
آمريکا همچنين نميتواند حمايت خود را از ديگر گروهکهاي تروريستي در کردستان، آذربايجان، خوزستان، گلستان و سيستان تكذيب کند. البته درباره حمايت از گروهک تروريستي موسوم به جندالله اسناد بهمراتب بيشتري وجود دارد که حمايت غرب عموماً و آمريکا خصوصاً را از گروه عبدالمالک ريگي اثبات ميکند. بهواقع همانطور که در اعترافات ريگي قبل از اعدام اعلام شد اين آمريکا بود که تروريستها را در قالب القاعده و طالبان و گروههاي تروريستي ديگر سازمان داد تا اهداف کلان منطقهاي خود را به بهانه مبارزه با تروريسم تأمين کند.
در تأييد حمايت همهجانبه و پشتيباني کامل آمريکا از گروهک تروريستي جندالله، رسانه «نيوز استيس من» از قول يك مأمور سازمان سيا مينويسد: سازمانهاي جاسوسي آمريکا و انگليس در تجهيز و پشتيباني عبدالمالک ريگي دست داشتهاند.
در آوريل 2007 شبکه ABC نيز گفت که دولت آمريکا در منطقه سيستان و بلوچستان، محرمانه از گروههاي تروريستي حمايت ميکند.
اين حمايت البته قدمتي به درازاي عمر اين گروهکهاي تروريستي دارد. هنگاميکه ديک چني معاون سابق رئيسجمهوري آمريکا با پرويز مشرف رئيسجمهوري سابق پاکستان در فوريه سال 2008 ديدار کرد ايجاد ستاد محرمانهاي عليه ايران بهوسيله گروهک جندالله، در دستور کار قرار گرفت. علاوه بر تروريسم سازمانيافته از سوي گروهکهايي چون جندالله، سازمان منافقين و پژاك، ايران همچنين قرباني تروريسم دولتي از سوي خود دولت آمريكا نيز بوده است.
در اين خصوص ميتوان به شليك موشک به هواپيماي مسافربري ايران در ژوئن 1988 كه منجر به شهادت 290 شهروند بيگناه از جمله زنان و كودكان شد و حمله به سكوهاي نفتي در خليجفارس در اكتبر 1988 و همچنين حمله به ناوچه پيکان اشاره كرد كه در همه اين موارد، ايالاتمتحده توسط ديوان بينالمللي لاهه مجرم شناختهشده است.
با اينوجود مهمترين مسئلهاي كه ايالاتمتحده بر مبناي آن، متهم به اقدامات تروريستي عليه جمهوري اسلامي ايران است، تهديد مداوم به حمله نظامي به تأسيسات هستهاي و اخيراً حمله اتمي است. باراك اوباما رئيس جمهوري آمريكا دو سال قبل در سخناني در خصوص استراتژي بازنگري موضع هستهاي آمريكا، کشورهاي ايران و كره شمالي را از حملات احتمالي هستهاي اين كشور مستثني ندانست. اوباما گفت كشورها فقط در صورتي از واكنش هستهاي آمريكا در امان هستند كه پايبندبه پيمان منع گسترش تسليحات کشتارجمعي باشند، بااينحال ايران و كره شمالي ازجمله اين كشورها نيستند.
اين اقدامات غيرقانوني آمريکا عليه ايران اگرچه در سه دهه گذشته تکرار شده اما در طول دهه اخير تشديد يافته است. چنانکه نشريه «كانترپانچ» در اين باره دست به افشاگري زد و نوشت که بوش پسر رئيسجمهوري سابق آمريکا در دوران رياست جمهورياش حكمي را براي حمله پنهاني به ايران صادر كرد كه ازنظر ابعاد غيرمنتظره بود.
به نوشته اين نشريه دستور بوش شامل اقدامات در يك منطقه گسترده جغرافيايي از لبنان تا افغانستان بود و آزادي عمل بيشتر و جامعي ارائه ميکرد و شامل ترور مقامات مشخصي ميشد. اين گزارش حاكي است بهعنوانمثال گستردگي كار، راه را براي حمايت كامل از شاخه نظامي سازمان منافقين با وجودآنکه اين گروه در زمره گروههاي تروريستي وزارت امور خارجه آمريكا قرار دارد هموار ميكند. همينطور بودجهاي پنهاني و بدون محدوديت در اختيار جندالله قرار ميداد.
در طول اين سالها تعهد آمريکا به حمايت از اقدامات تروريستي عليه ايران سبب شده تأمين بودجه براي چنين اقداماتي با مشكل مواجه نشود، چنانكه بودجه 300 ميليون دلاري براي طراحي و اجراي اقدامات خرابکارانه عليه ايران مورد حمايت هر دو حزب در كنگره قرار ميگيرد و در تصويب آن به شرايط نامناسب اقتصادي آمريكا هم توجهي نميشود. اين بودجهها همواره براي طيفي وسيع از عملياتهاي خرابکارانه و تروريستي در جمهوري اسلامي ايران مورداستفاده قرارگرفته است.
حمله هوايي از طبس گرفته تا جنگ نفتکشها در خليجفارس، حمايت تسليحاتي و سياسي از رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي هشت ساله، حمايت از جريان تروريسم ضد ايراني از منافقين تا طالبان و گروهکهاي جندالله و پژاک، تلاش گسترده براي ايجاد جنگهاي قومي و فرقهاي در کردستان، گلستان، آذربايجان، خوزستان و سيستان، استفاده ابزاري از نهادها و مجامع بينالمللي مانند آژانس بينالمللي انرژي اتمي، سازمان ملل و شوراي حقوق بشر و نمونههايي از اين دست، نمونههايي از اقدامات تروريستي آمريکا عليه ايران بوده است.
نمادهاي تروريسم دولتي آمريکا
تروريسم دولتي از مهمترين شاخههاي تروريسم است كه به گمان بسياري از صاحبنظران سياسي منشأ و منبع بسياري از انواع تروريسم ديگر در جهان امروز است. اين نوع تروريسم نه از سوي گروهها يا سازمانهاي تروريستي، كه از سوي دولتها صورت ميگيرد. تعاريف مختلفي از تروريسم دولتي ارائه شده است با اين حال فرهنگ علوم سياسي در مورد تروريسم دولتي چنين ميگويد: سياست تهديد و مداخله خشن و قهرآميز يك دولت در امور دولتهاي ديگر و تخلف از قوانين بينالمللي و منشور ملل متحد.
ويليام دي پرديو، در سال1989 در اثر خود به نام «تروريسم و دولت» ويژگيهاي تروريسم دولتي را به اين شرح بيان كرده است:
1ـ حمله مسلحانه نيروي نظامي يك دولت به اهدافي در دولت ديگر كه در آن جان مردم به خطر افتد.
2ـ اشغال نظامي يك كشور، خواه بهصورت كنترل مستقيم، خواه از طريق ايجاد پايگاه.
3- عمليات پنهاني يك دولت براي بيثباتي يا ساقط كردن دولت ديگر.
4ـ استفاده از مزدوران نظامي توسط يك دولت براي ساقط كردن حكومت كشور ديگر.
5ـ حمايت و پشتيباني از دولتهايي كه حق تعيين سرنوشت مردم را نفي ميکنند.
6ـ فروش سلاح در جهت ادامه جنگهاي منطقهاي.
7ـ گسترش يا آزمايش تسليحات داراي قدرت تخريبي زياد كه در تمامي شرايط احتمالي موجب کشتارجمعي و تخريب محيطزيست ميشود.
براي هرکدام از اين موارد ميتوان مصاديق مختلفي از اقدامات ايالات متحده را نام برد. بهواقع تطبيق هرکدام از اين مصاديق با اقدامات آمريکا نشان از تروريسم دولتي اين کشور است. حمله مسلحانه و اشغال نظامي افغانستان و عراق، عمليات پنهاني در ايران، سوريه و لبنان براي ساقط کردن حکومتهاي مرکزي، حمايت تام و تمام از رژيم صهيونيستي، فروش تسليحات نظامي به اسرائيل و کشورهاي حوزه خليجفارس براي راهاندازي مسابقه تسليحاتي و استفاده از تسليحات هستهاي عليه ژاپن در جنگ جهاني دوم نمونههايي از تروريسم دولتي آمريکاست.
ازاينرو با نگاهي به اقداماتي كه ايالاتمتحده خصوصاً در دهه اخير به نام مبارزه با تروريسم انجام داده است ميتوان گفت اين اقدامات عموماً در راستاي گسترش تروريسم دولتي اين كشور بوده است.
بر اين مبنا به نظر ميرسد که ارائه اين گزارشها از سوي آمريکا در راستاي توجيه و فرافکني چنين اقداماتي صورت ميگيرد. ايالات متحده به مانند ديگر عرصههاي مداخلهگرخود، وزنه مبارزه با تروريسم را بهمثابه ابزار فشاري عليه ايران همواره مورداستفاده قرار ميدهد. سوءاستفاده آمريكا از مقوله مبارزه با تروريسم براي دخالت در امور داخلي ايران در حالي مطرح ميشود که اين کشور خود بزرگترين حامي تروريسم است.