سرويس خارجي: با وجود گذشت 13 سال از حمله آمريکا به افغانستان، در مورد دستاوردهاي اين جنگ طولاني و پرهزينه، ترديدهاي زيادي وجود دارد و به جاي احساس پيروزي ،پشيماني و خستگي بر آن چيره شده است .به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، به جاي احساس پيروزي در پايان طولاني ترين جنگ آمريکا در تاريخ اين کشور؛ بيشتر پشيماني و خستگي بر سر جنگي وجود دارد که جان بيش از 2300 سرباز آمريکايي را گرفت و بيش از يک تريليون و 100 ميليارد دلار هزينه روي دوش ماليات دهندگان گذاشت.
در آخرين نظرسنجي انجام شده، اکثريت قريب به اتفاق شرکت کنندگان مي گويند هزينه هاي جنگ افغانستان دستاوردهاي آن را توجيه نمي کند و تنها 23 درصد شرکت کنندگان در اين نظرسنجي جنگ را درست دانسته اند.
واشنگتن از قبل، سال 2015 را سال پايان ماموريت جنگي نيروهاي آمريکايي در افغانستان اعلام کرده بود؛ اما باراک اوباما، رئيس جمهوري اين کشور در ماه نوامبر (آبان/آذر) دستور العملي را امضا کرد که به موجب آن نيروهاي آمريکايي اجازه دارند ماموريتهايي را عليه طالبان و ديگر گروه هاي نظامي که سربازان آمريکايي را تهديد ميکنند انجام دهد. همچنين شمار اين نيروها که قرار بود تنها 5500 نيروي جنگي باشند تا 11 هزار نيرو افزايش يافت.
اين در حالي است که يک ماه بعد از حملات 11 سپتامبر در سال 2001، جرج بوش،رئيس جمهوري پيشين آمريکا با سوءاستفاده از احساسات مردمي در نطقي تلويزيوني حمله به افغانستان را اعلام کرد.
با آنکه واشنگتن بعد از آغاز جنگ ادعا کرد اهداف اوليه از حمله به افغانستان به سرعت محقق شده، دولت طالبان سرنگون و اردوگاههاي آموزش نيروهاي تروريستي در اين کشور برچيده شده اند؛ اما طالبان در افغانستان روند شبه نظامي گري را آغاز کرد که با کمک فساد و دولت ضعيف کابل گسترش نيز يافت. آمريکا در ادامه نيروي بين المللي پشتيباني را تشکيل داد که مجبور به مبارزه با شبه نظاميان طالبان شد.
در همين حال آمريکا و متحدانش اهداف خود را در افغانستان توسعه دادند و هدف کشور-ملت سازي، مبارزه با فساد، توسعه اقتصادي و برقراري کشوري باثبات و دموکراتيک را به عنوان برنامه هاي خود مقرر کردند.اما باز هم نتيجه نااميد کننده بود.
کمک هاي بين المللي با هدف ساخت مدرسه و جاده به افغانستان تخصيص مي يافت؛ اما موجب افزايش فساد مي شد و بخشي از اين پول به دست شبه نظاميان طالبان مي رسيد.
تلاش براي دست يافتن به توافق صلح با طالبان در سال هاي اخير به هيچ سرانجامي نرسيد. از طرف ديگر منتقدان مي گويند واشنگتن بايد در اولين روزهاي جنگ افغانستان با شبه نظاميان زماني که آنها به دليل شکست هاي نظامي عقب نشيني مي کردند، به توافق مي رسيد.
جنگ با شبه نظاميان طالبان با بمب هاي دست ساز آنها و کمين گاه هايي که در خاک پاکستان براي خود تدارک ديده بودند، براي سربازان غربي که از يک سو بايد مي جنگيدند و از سوي ديگر زبان و فرهنگي بيگانه را فرا ميگرفتند،بسيار دشوار بود و اغلب به شکست منجر مي شد.
«دانيل بولگر» فرمانده بازنشسته آمريکايي و نويسنده کتاب چرا ما شکست خورديم؟ معتقد است: فرماندهان، نيروهاي بيشتري مي خواستند و اين نيروها به اميد واهي بهتر شدن اوضاع به افغانستان اعزام شدند.بر اساس اين گزارش اين روند تا جايي پيش رفت که آمريکا در برهه هايي از زمان 100 هزار نيرو در افغانستان داشت و اکنون بايد آن را به 11 هزار نيرو برساند.
از سوي ديگر با آنکه آمريکا ادعا مي کند حمله به افغانستان دولت طالبان را سرنگون کرده و حتي اسامه بن لادن سرکرده گروه تروريستي القاعده را کشته است؛ اين گروه به عنوان اصلي ترين گروه تروريستي در کشورهايي مانند عراق و سوريه ريشه دوانده و دستاوردهاي حمله آمريکا به افغانستان که شامل آزادي بيشتر زنان نيز هست به شدت شکننده و به آساني قابل بازگشت است.
هرچند طالبان ديگر قدرت را در دست ندارد، شکست هم نخورده است و مي تواند هر زمان که بخواهد با عمليات شبه نظامي اوضاع را براي دولت افغانستان دشوار کند.«وندا فلباد براون»يکي از کارشناسان انديشکده «بروکينگز» مي گويد: طالبان ديگر مانند سال 2001 در قدرت نيست اما نمي توان گفت از بين رفته است.
مقام هاي آمريکايي اميدوارند سرمايه گذاري در آموزش نيروهاي امنيتي افغانستان روزي نتيجه بدهد، اما شبه نظاميان در مناطقي مانند جنوب بار ديگر مستقر شدهاند و قدرت خود را مي آزمايند که سربازان آمريکايي از مدت ها پيش اين مناطق را ترک کرده بودند.
فلباد براون معتقد است: نميتوان از کارآمدي واحدهاي امنيتي افغان که به تازگي تشکيل شده است به دليل اختلافات قومي و اقليتي بين خود اين واحدها مطمئن بود.
«کارتر مالکاسيان»، نويسنده و ديپلمات پيشين آمريکايي در ولايت هلمند افغانستان مي گويد: سال آينده ،سال آزمون بزرگ براي نيروهاي امنيتي افغان است. اگر آنها شکست بخورند، اين جنگ کاملا بي نتيجه بوده است. در اين صورت طالبان ديگر به هيچوجه مذاکرات را ادامه نمي دهند و تنها قدرت خود را تقويت خواهند کرد.
«جيورجيتي گاگنون»، مسئول بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان هفته گذشته با وحشتناک خواندن اوضاع غيرنظاميان در افغانستان اعلام کرد که از ابتداي سال 2014 ميلادي، نزديک به 3200غيرنظامي افغان در افغانستان کشته شده اند که اين ميزان 19 درصد افزايش تلفات غيرنظاميان افغان را در مقايسه با سال قبل نشان مي دهد.
همچنين 60429 غير نظامي نيز زخمي شده اند که در مجموع شمار کشته ها و زخمي هاي غيرنظاميان افغان در سال 2014 به 10 هزار نفر مي رسد. گفته مي شود بر اساس آمار سازمان ملل، از سال 2009 حدود 17 هزار و 252 غيرنظامي افغان کشته و 29 هزار و 536 نفر ديگر از آنان بر اثر انفجار و حملات مسلحانه زخمي شده اند.
از زمان آغاز «جنگ با ترور» آمريکا پس از حملات 11 سپتامبر 2001، واشنگتن يک تريليون و 600 ميليارد دلاربراي جنگهايش هزينه کرده است و اينگونه به نظر ميرسد که اين نظاميگريها پاياني ندارد.
فيسکال تايمز در گزارشي نوشت: ايالات متحده آمريکا همچنان با هزينههاي وحشتناک جنگ با ترور پس از 11 سپتامبر که بيش از يک دهه ادامه يافت، دست و پنجه نرم ميکند و هيچ پاياني براي آن به چشم نميخورد.
بر اساس آخرين آمار رسمي، تلفات نيروهاي آمريکايي در افغانستان و عراق 6845 زن و مرد بود و هزاران سرباز در هر دو جنگ زخمي شدند.
کميته اطلاعات سنا اخيرا سند 528 صفحهاي از تاکتيکهاي غالبا وحشيانه و مرموز سيا در بازجويي از مظنونان مرتبط با تروريسم منتشر کرده که بسياري از آنها مغاير با قوانين آمريکا است.
حال سرويسهاي تحقيقاتي کنگره (CRS) برآورد جديدي از هزينههاي جنگ در خاورميانه بين 2001 تا 2014 منتشر کرده که نشان ميدهد هزينه اين جنگها از جنگ کره، جنگ ويتنام و جنگ خليج فارس در 1990 تا 1991 بسيار بيشتر بوده است. دولت آمريکا از زمان حملات 11 سپتامبر 2001 براي جنگ يک تريليون و 600 ميليارد دلار هزينه کرده است که اين هزينه سرسام آور براي 13 سال گذشته، روزانه 337 ميليون دلار ميشود.
با محاسبه نرخ امروز دلار، ميتوان گفت که آمريکا در جريان جنگ کره بين سالهاي 1950 تا 1953، 341 ميليارد دلار هزينه کرده است. جنگ ويتنام بين سالهاي 1965 تا 1975، 37 ميليارد دلار و جنگ خليج فارس (حمله به عراق پس از اشغال کويت) 102 ميليارد دلار هزينه داشت.
آمارهاي جديد نشان ميدهد حدود نيم تريليون دلار بيشتر از زماني که سرويس تحقيقاتي کنگره در 2010 برآورد کرده بود، هزينههاي جنگ افزايش يافته است.
عمليات «آزادي پايدار» افغانستان، عمليات «آزادي عراق» و اقدامات نظامي ديگر همچنان در کارت اعتباري دولت است. به عبارت ديگر پولهايي که از طريق حساب عملياتهاي خارجي احتمالي براي جنگ خرج شود، مستقيما به بدهي دولت فدرال افزوده ميشود.گوردن آدامز، پرفسور روابط بينالملل و تاريخ نظامي در دانشگاه «آمريکن» ميگويد: هيچ کدام از اين آمار عواقب بلند مدت اختلال استرس پس از ضربه يا کهنه سربازان را در نظر نگرفتهاند.
هزينهها همچنان ادامه دارد. همانطور که جنگ ويتنام نشان داد، ما بايد سالهاي سال زمان براي غلبه بر تبعات جنگهاي عراق و افغانستان صرف کنيم.در بسته تنخواه 1 / 1 تريليون دلاري که به تصويب کنگره و امضاي باراک اوباما رسيد،554 ميليارد دلار براي هزينههاي دفاعي تا 30 سپتامبر سال آتي ميلادي کنار گذاشته شد که از جمله شامل 490 ميليارد دلار براي هزينه پنتاگون و خريد تجهيزات و 64 ميليارد دلار براي هزينه در زمان جنگ است.
طبق گزارش ميليتري تايمز، اين بودجه به صورت کلي نشان دهنده 18 ميليارد دلار کاهش نسبت به هزينه سال مالي 2014 است و علت آن اقدام اوباما براي کاهش نيروها در افغانستان اعلام شده است.
گزارش جديد سرويس تحقيقات کنگره نشان ميدهد، بيش از نيمي از بودجه 6 / 1 تريليون دلار صرف عملياتها در عراق شده است.686 ميليارد دلار ديگر صرف عملياتهاي نظامي آمريکا در افغانستان شده که پس از 11 سپتامبر براي شکار اسامه بن لادن رهبر سابق القاعده و عاملان حملات 2001 آغاز شد.
اگرچه سطح نيروها در افغانستان و عراق در پايان دوران رياست جمهوري بوش و اوايل دوران اوباما بسيار کاهش يافت اما به نظر ميرسد اين جنگها براي هميشه ادامه خواهد يافت.
طبق گزارش کنگره، هزينههاي سالانه جنگ از 195 ميليارد دلار در سال مالي 2008 به 95 ميليارد دلار در سال ماري 2014 کاهش يافته است .طبق جديدترين برنامه خروج اوباما در مه گذشته 32 هزار سرباز آمريکايي که هم اکنون در افغانستان هستند پس از امسال به 9800 تن ميرسند.
شمار اين نيروها باز هم در پايان 2015 به نصف کاهش مييابد. اگر طبق برنامه پيش برويم، در پايان 2016 تنها حجم اندکي از نيروها براي محافظت از سفارتخانه آمريکا در کابل باقي ميماند.
اين در حالي است که، ايجاد سازوکار متقابل اعتمادسازي ميان کشورهاي متعهد به توسعه افغانستان و دولت کابل مهمترين دستاورد نشست افغانستان در لندن بود که نتيجه آن طي ماه هاي آينده روشن خواهد شد. آنطور که «سراج الحق سراج» سخنگوي وزارت امورخارجه افغانستان، اعلام کرد مهمترين دستور کار اين نشست راههاي کمک به افغانستان براي توانمندسازي و اتکا به توانايي هاي خود بود.
در اين نشست که افغانستان و انگليس به طور مشترک ميزباني آن را بر عهده داشتند، يک موضوع براي افغانستان اهميت داشت؛ اينکه کشورها و سازمان هاي متعهد به افغانستان چگونه به وعده هاي خود پايبند هستند.
به عبارتي، خواسته افغانستان از ديگر کشورها و سازمان هاي بين المللي آن است که تعهدات خود نسبت به افغانستان را که در نشست توکيو بر عهده گرفتند، عملي کنند.
در نشست پيشين افغانستان که سال 1391 در توکيو برگزار شد، اين کشورها و سازمان ها تعهد کردند تا سال 2017 ميلادي (1396 خورشيدي) نزديک به چهار ميليارد دلار به کابل کمک کنند.
در برابر، کشورهاي شرکت کننده در آن نشست اصلاحات بنياديني از افغانستان خواستند و اينکه اين کشور چشم اندازي را براي استفاده از کمک هاي دريافتي ارائه کند.يکي از تفاوت هاي محتوايي اين نشست با 11 نشست پيشين براي کمک به افغانستان، نيز اين بود که در اين دوره، برنامه افغانستان براي هزينه کردن منابع تخصيص يافته از سوي ديگر نهادها و کشورها درخواست شد.
دنيل فلدمن،نماينده ويژه آمريکا در امور افغانستان و پاکستان، در نشست سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) اعلام کرد ادامه همکاريها و کمک کشورهاي جهان به افغانستان وابسته به پيشرفت و تضمين شفافيت در اين کشور است.دليل اين امر به استقرار دولت در افغانستان و روشن شدن تکليف بسياري از مسئوليت هاي اجرايي برمي گردد.
پس از مدتها کشمکش دو نامزد اصلي انتخابات رياست جمهوري، سرانجام توافق شد «اشرف غني احمدزي» رييس جمهوري و «عبدالله عبدالله» رييس اجرايي دولت وحدت ملي شوند.جامعه بين الملل در اين نشست به دنبال آن بود بداند دولت تازه افغانستان چه برنامه اي را به عنوان چشم انداز طراحي کرده است تا با درک اين موضوع، نوع تعامل خود با اين کشور را تنظيم کند.