مسعود کاظمی/ خبرنگار گروه راهبرد
«باند هاشمی از مدتها پیش با آمریکا ارتباط داشتند». این جدیدترین و در عین حال بیسابقهترین اتهامی است که به اکبر هاشمیرفسنجانی وارد میشود. سیدمحمد خامنهای، نماینده مجلس دوم این جمله و مسائل دیگری را در گفتوگو با هفتهنامه «رمز عبور» بیان کرده است. ماجرای مک فارلین و سفر مخفیانه او به تهران نزدیک 30 سال است که موضوع نزاع این دو روحانی سرشناس در ایران است. هرچند که رییس مجمع تشخیص مصلحت کمتر واکنش نشان میدهد اما طرف مقابل هر از چندگاهی سخنان خود را با جزییات بیشتری بیان میکند. آیتالله سیدمحمد خامنهای، یکی از 8 نماینده امضاءکننده سوال از وزیر خارجه وقت در آن ماجرا است. او در سالهای گذشته بارها و بارها انتقادات تندی را متوجه آیتالله هاشمیرفسنجانی کرده است. او در بخشی از این گفتوگو میگوید: «اصل ارتباط هاشمی و اطرافیانش با آمریکا از چند طریق بود». در همین گفتگو اشاره میشود که باند هاشمی او را به سمت ریاست جمهوری سوق دادند تا به جایگاه رهبری نزدیک شود و آنها برای رهبری بعد از امام نقشه داشتند و هنوز هم چشم طمع به جایگاه رهبری دارند. او همچنین مدعی شده که آمریکا میخواسته هاشمی را به عنوان عامل خود به جایگاه رهبری برساند! سیدمحمد خامنهای اعدام سیدمهدی هاشمی را «قدرتنمایی» و «انتقامگیری باند هاشمی» به دلیل افشای ماجرای مک فارلین از سوی نزدیکان آیتالله منتظری دانسته و حتی برکناری آیتالله منتظری از قائممقامی رهبری را نیز توطئه باند هاشمی میداند.
سیدمحمد خامنهای کیست؟
متولد 3 دی 1314 در مشهد و فرزند ارشد مرحوم آیتالله حاج سیدجواد خامنهای است. مسئولیتهای او درون نظام جمهوری اسلامی با عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی آغاز شد و آخرین حکم خود را که ریاست بر بنیاد ایرانشناسی است در آخرین روزهای ریاست محمود احمدینژاد بر دولت دهم در 17 تیر 92 دریافت کرد. سیدمحمد خامنهای سرشناسترین فرد در بین هشت نفری است که قصد سوال از وزیر خارجه وقت، علیاکبر ولایتی، درباره سفر مک فارلین، مشاور امنیت ملی ریگان را داشت. سوالی که در پی نطق تند امام خمینی، در صحن مجلس شورای اسلامی مطرح نشد. در نهایت امام در روز 29 آبان 1365 در یک سخنرانی عمومی به شدت از سوال 8 نماینده از وزیر خارجه وقت انتقاد کرد؛ سوالی که سیدمح��د خامنهای، جلالالدین فارسی، حسینیسیرجانی، فهیم کرمانی، حسنعلی نجفی، اسرافیلیان، نیکروش و موسویان امضاء کرده بودند. در نهایت 7 نفر از این جمع دیگر در هیچ انتخاباتی کاندیدا نشدند و اغلب خود را از دنیای سیاست بازنشسته کردند. امام آن 8 نماینده مجلس را «همصدا با کاخ سفید، عامل تفرقه، تندتر از اسرائیل، پوچ و اسیر نفسانیات» خطاب کرد: «من هیچ توقع نداشتم از بعضی از این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچاند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد میزنند سر مسئولین ما... لحن شما در آن چیزی که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخنشینان آنجا تندتر است...». این جملات، بخشی از سخنان تندی است که امام خمینی درباره 8 نمایندهای که قصد سوال از علیاکبر ولایتی را داشتند، بیان میکند. سیدمحمد خامنهای یکی از آن 8 مخاطب امام بود. در این سالها هر بار که محمد خامنهای سخن گفته، ذکری از اوایل انقلاب و حواشی آن به میان آمده است. او اردیبهشت سال 90 در گفتوگو با مجله «همشهری ماه» درباره سوابق مبارزاتی خود میگوید: «خیلی زود شروع کردم حتی قبل از امام. زمینهسازی کردیم و بعد که امام(ره) کارش را آغاز کرد من جزو 10 نفر اول بودم». در بخشی دیگر از همین گفتوگو به بیان نکاتی درباره مخالفت با شورای انقلاب و دولت موقت میپردازد و میگوید: «من اولین و آخرین نفری بودم که بازرگان از او شکایت کرد. آن هم سر حرفهایی که در روزنامه کیهان درباره دولت موقت زدم. بازرگان شکایت کرد و دفاع کردم و در دفاعیه گفتم مرده نمیتواند حرف بزند و شکایت کند. چون دولت موقت مرده پس مرده نمیتواند شکایت کند و من تبرئه شدم». او همچنین مدعی میشود که دولت موقت اسناد ساواک را سرقت کرده است. در پایان همان مصاحبه هم گلایه از این میکند که چرا با اینکه در اتاق من همیشه باز است رسانهها به سراغم نمیآیند تا درباره مسائل مختلف گفتوگو کنیم؟
چندین مصاحبه و تناضات بسیار
او ادعا کرده که سوال از وزیر امور خارجه یک «توطئه» بوده که «کسانی در جماران و دولت» طراحی کردهاند و خود او نیز در دام آنها افتاده است. ادعایی که با توضیحات حسینیسیرجانی، دیگر نماینده امضاکننده آن نامه، در مصاحبه با همان نشریه و در همان شماره کاملا مغایر است. حسینیسیرجانی یکی دیگر از آن 8 نماینده میگوید: «سوالات را خودم نوشتم و نزد دیگران بردم. در ابتدا 12 نفر آن را امضا کردند و در نهایت به 8 نفر رسیدیم». از طرفی خود سیدمحمد خامنهای در سال 1390 و در گفتگو با همشهری ماه میگوید: «درباره رأی که به میرحسین موسوی و برخی رؤسای دولت ندادهام هیچگاه پشیمان نشدم بلکه به مروز زمان به صحت کار خود هم در موضوع 99 نفر و هم در واقعه خائنانه پذیرائی و پالودهخوری افراد غیر مسئول ایران با مک فارلین ـ معاون رییسجمهور آمریکا ـ و سؤالی که هشت نفر از نمایندگان از دولت کردیم، یقین و اطمینان پیدا کردهام». البته او چند سطر پایینتر و در همین مصاحبه اخیر با هفتهنامه «رمز عبور»، نقیض مدعای خود درباره توطئه رییس مجلس درباره سوالات را میگوید و از محتوای آن سوال دفاع میکند و مدعی میشود: «بعدها افراد محترمی از حوزه و بازار تهران به امام(ره) اعتراض کرده بودند و ایشان قول داده بود جبران کند.»
واکنشها به سخنان محمد خامنهای
پس از گذشت چند روز، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بیانیهای در پاسخ به اظهارات سیدمحمد خامنهای صادر کرد. در این بیانیه پس از ذکر نکاتی از دوران امام علی(ع) به انتقاد از نشریه رمز عبور میپردازد و آن را نشریهای وابسته به جریان انحرافی میخواند و از سکوت مدعیان ارزشمداری به شدت انتقاد میکند. در ادامه همین بیانیه به شخص محمد خامنهای میپردازد و میگوید: «خطاب ما در این مقال به آقای سیدمحمد خامنهای است که به خاطر کسوت و نسبت خویش، باید آیینه تمام نمای انصاف، عدالت و حقیقت باشد. کاش دایره توهینهای آقای محمد خامنهای و افرادی امثال ایشان که معلوم است به خاطر سر باز کردن یک دمل چرکین 28 ساله است، با هر دلیل و انگیزهای، محدود به آیتالله هاشمیرفسنجانی بود و مانند بعضی از گروههای دیگر، با توهین و تهمت به «هاشمی عزیز» (در تعبیر امام راحل) روح بغضآلود خود را تسکین میداد، اما گویا کینههای او نسبت به شخص آیتالله هاشمی رفسنجانی آن قدر عمیق است که ابایی ندارد برای تخریب ایشان دانسته یا ندانسته اندیشههای امام(ره) را به آتش بکشد و بر تفکرات مدبرانه ایشان، خاکستر فریب بپاشد و بگوید که انقلاب از اساس طرح آمریکاییها بود!! ابایی ندارد آیتالله دکتر بهشتی را که با عمامه در آتش کینه نفاق سوخت و به تعبیر امام راحل به تنهایی یک ملت بود و مظلوم شهید شد و هنوز هم مظلوم است، با «ظاهری لیبرالیستی» و «تمامیتخواه» بخواند. ابایی ندارد مرحوم حاج سیداحمد آقا خمینی(ره)، فرزند برومند امام(ره) را مستقیم و یا با عبارت «جماراننشینان» شریک توطئه آمریکاییها و القاکنندگان مطالب خلاف واقع و گزارشهای دروغ به امام(ره) معرفی کند. ابایی ندارد حتی برادرش، آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب و 80 مجتهد فقیه مجلس خبرگان را در انتخاب رهبری پس از امام(ره)، فریبخورده آمریکا بنامد و بالاتر از همه ابایی ندارد که بگوید امام(ره) از اول تا آخر مبارزه و پیروزی، تحت تأثیر گروهی بودند که برای آمریکا کار میکردند و امام(ره) تصمیمات مهم خود را براساس القائات دیگران و اطرافیان میگرفتند!». در ادامه همین بیانیه، به شبهات مطرح شده از سوی محمد خامنهای پاسخی مدون داده شده است. دقیقا پس از صدور همین بیانیه بود که برخی افراد و رسانهها لب به سخن گشودند و بعضا انتقادات تندی به محمد خامنهای و شخصیتهای سیاسی اصولگرا وارد کردند. پرویز امینی، از تحلیلگران سیاسی اصولگرا و نزدیک به جبهه پایداری، در نامهای به سران اصولگرا از جمله محمدتقی مصباحیزدی و احمد جنتی، از آنان خواست تا سکوت خود در قبال ظلم محمد خامنهای به امام(ره) را بشکنند. امینی مینویسد: «در این مطلب هم به امام(ره) و هم به شهید بهشتی و هم به تاریخ انقلاب و هم به هاشمی ظلم شده است و تا این زمان همه ادعای انقلابی و خط امامی و اصولگرایی شما زیر سؤال است. شما رقیب سیاسی خود را به استفاده ابزاری از امام(ره) متهم میکردید و الان خود شما با سکوت خود درباره این اظهارات به همین اتهام متهمید.» عبدالرحیم اباذری، روحانی محقق و نویسنده ضمن انتقاد از جماعتی که نمیدانند دیگر حنایشان رنگی ندارد مینویسد: «کسانی که با تاریخ انقلاب آشنایند، اگر مصاحبه آقای محمد خامنهای را با دقت مطالعه کنند، بلافاصله ادبیات افرادی چون «شیخ علی تهرانی» در ذهنشان تداعی خواهد شد که از این اتهامات به خمینی و خامنهای و بهشتی و هاشمی فراوان میزدند!».
سیدمهدی طباطبایی، نماینده سابق مجلس و عضو جامعه روحانیت مبارز تهران، نیز در همین رابطه گفت: ساواک هم چنین جسارتی به امام(ره) نکرده بود. من در جریان این مطلبی که توسط آقای سیدمحمد خامنهای مطرح شده است بوده و هستم؛ کاملا هم مطلع میباشم. وی در ادامه با واژگانی تند میگوید: «آنانی که نان خود را پست، مقام و جایگاه خود را در اختلاف بین مسئولان نظام میدانند، بدانند که جز رسوایی برای خودشان، به چیزی دیگری دست نخواهند یافت.» دکتر عباسیفرد، نماینده ادوار مجلس و از اعضای حزب اعتماد ملی، نیز توهین و تهمت به هاشمی را امری نکوهیده خواند و در مطلبی نوشت: «راستی این بزرگان رابطه آقای هاشمی با امام(ره) را قبل از علنی شدن مبارزات و اخبار و اطلاعاتی که زیرکانه و هوشمندانه از مجلس و دولت و دربار با سختی و خون دل تهیه میکرد و تقدیم امام(ره) مینمود و ماموریتهایی که پیش از همه و قبل از همه از جانب امام(ره) انجام داده را فراموش کردهاند.» اما در میان اصولگرایان، سرمقاله روزنامه کیهان به قلم حسین شریعمتداری بیش از همه جلب توجه کرد. واکنشی که اگرچه دیر انجام شد؛ اما حاوی نکات مهمی بود. شریعتمداری بخشهایی از مصاحبه محمد خامنهای را «جفا و تعریض به ساحت مقدس حضرت امام(ره)» دانست؛ اما دلیل سکوت طولانیمدت خود را همزمانی مصاحبه انجام شده با ایام اربعین حسینی دانست! مدیرمسئول کیهان ضمن انتقاد از سخنان خامنهای و اشاره به تناقضات سخنان وی، اما برخلاف رویه همیشه خود عمل نکرده و انتقاداتی هم به رئیس مجمع تشخیص مصلحت وارد دانسته است. سرمقالهنویس کیهان در پایان یادداشت خود خطاب به هاشمی میگوید: «با عرض پوزش از جناب هاشمی باید گفت گلایه شما در حالی است که متاسفانه حضرتعالی از فتنه 88 سربلند بیرون نیامدید و در آن بحبوحه ننگین که فتنهگران تصویر مبارک حضرت امام(ره) را پاره و لگدمال کردند، روی کلمه اسلام در جمهوری اسلامی ایران خط بطلان کشیدند!». آنچه باعث شد سایت الف، تحت مدیریت احمد توکلی، نوشته شریعتمداری را به نقد بکشد و با اشاره به مواضع روشن هاشمی پس از انتخابات 88، برخی نوشتههای کیهان را همسو با مواضع محمد خامنهای معرفی کند.
چرایی طرح اتهامات قدیمی؟
حمله به هاشمی از طریق بازگو کردن اتهامات قدیمی میتواند اهداف مختلفی را دنبال کند. دولت یازدهم منتسب به آیتالله هاشمیرفسنجانی است. چرا که او پیش از انتخابات تا الان رسما از دولت و حسن روحانی حمایت کرده است. منتقدان تصور میکنند اکنون و در میانه مذاکرات هستهای ایران با 1+5 و حمله تندروها به دولت و سازشکار خواندن مذاکرهکنندگان بیان اتهاماتی خطاب به هاشمی مانند نوشاندن جام زهر به امام(ره) و خیانت به کشور از طریق رابطه 30 ساله با آمریکا میتواند در ادامه روند مذاکرات تاثیرگذار باشد یا لااقل موضع دولت و هاشمی به عنوان حامی بزرگ رویکرد دولت در مذاکرات را تضعیف کند. از طرفی در ایام انتخابات ریاست جمهوری گذشته و زمانی که زمزمههای ثبت نام هاشمیرفسنجانی در انتخابات به گوش میرسید، آیتالله سیدمحمد خامنهای در گفتوگویی شبیه همین اظهارات را بیان کرده بود. در آن مقطع میشد حدس زد که این واکنش منتقدان هاشمی به ثبت نام احتمالی اوست. امروز هم هاشمی بار دیگر کاندیداتوری خود برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری را اعلام کرده است. از این منظر، در تحلیل دلایل انتشار سخنان محمد خامنهای در این برهه میتوان همان سناریوی انتخابات ریاست جمهوری را متصور بود. اما به نظر میرسد با توجه به حجم انتقادات از هاشمی در 5 سال اخیر، باید از جایگاهی بالاتر از این گزارهها به این رویداد پرداخت.
هاشمی سخنگوی امام(ره)
«نهضت زنده است تا هاشمی زنده است». این یکی از ماندگارترین جملاتی است که امام(ره) درباره یکی از مسئولان نظام جمهوری اسلامی گفته است هاشمیرفسنجانی قبل از انقلاب در کنار امام(ره) بوده و نقش غیر قابل انکاری در پیروزی انقلاب داشته است. او پس از انقلاب هم دارای جایگاههای کلیدی در نظام بوده است. احکام بسیاری را از امام(ره) دریافت کرده که میتوان به فرماندهی جنگ اشاره کرد. پس از رحلت امام(ره) و فوت حاج احمد خمینی، هاشمی عملا به سخنگوی عمومی امام(ره) تبدیل شد. سنت خاطرهنگاری هاشمی هم به این امر کمک کرد تا بخشهای بسیاری از تاریخ سیاسی پس از انقلاب و مواضع امام(ره) بیش از پیش شنیده و شناخته شود. دقیقا به این دلیل است که هفتهنامه «رمز عبور» در همین شماره با اشاره به مواجهه تاریخی اخیر هاشمی و مصباحیزدی مینویسد: «به نظر میرسد متکلم وحده بودن در عرصه تاریخ، خاطرهسازیهای پیاپی و در کنار آن اغراض شخصی و جناحی، آقای هاشمی را به ورطهای انداخته که هر از گاهی با تحریف تاریخ، داستانی را به اسم خاطره نقل کند و سعی در اثبات خود و نفی دیگران دارد». و در ادامه میافزاید: «به هر روی شیوه صحیح مقابله با این نوع خاطرهسازیها و تحریف تاریخ در راستای منافع شخصی، چارهای جز روایت مستند و مستدل تاریخ ندارد». این کدهایی که تندروها میدهند نشان میدهد او مشروعیت خود در نظام جمهوری اسلامی را از امام(ره) به دست آورده و در سالهای گذشته به رغم تبلیغات فراوانی که علیه او به راه افتاده بود، همواره چهرهای تاثیرگذار و ماندگار در ایران بوده است. سیدحسن خمینی در سخنرانی روز تاسوعای خود در رفسنجان، شهر هاشمی، به نکته ظریفی اشاره میکند و میگوید: «همراهان پس از فتح آدمهای بدی نیستند.
امروز هم اگر کسانی از امام(ره) سخن میگویند خوب است، اما امروز بیان این حرفها ساده است زیرا از امام(ره) گفتن دیگر حبس و شکنجه ندارد و وضعیت آنان متفاوت با کسانی است که نه چشماندازی از آینده داشتند و نه منصب و اموالی پیش رویشان بود». بسیاری از منتقدان جدی امروز هاشمی پس از انقلاب و در سالهای اخیر به چهرههای انقلابی تبدیل شدهاند که کلیدواژه آنان نیز امام(ره) است؛ اما تفاوت ماهوی با هاشمی دارند. آنان در ایام سختی پیش از انقلاب که چشماندازی برای آینده وجود نداشت در کنار امام(ره) نبودند. حتی ایام سخت سالهای اول انقلاب و چالشهای جنگ را هم درک نکردهاند. آنان چون مشروعیتی که هاشمی از ناحیه امام(ره) کسب کرده است را ندارند ترجیح میدهند گذشته او و همراهیاش با امام(ره) را مخدوش کنند تا بلکه جایگاه امروز هاشمی که پیشینه تاریخی دارد از بین ببرند. منتقدان و مخالفان نیک میدانند که اگر هاشمی را از امام(ره) جدا کنند، میتوانند بر او پیروز شوند. به خصوص بعد از انتخابات بحثبرانگیز سال 1388 که مواضع هاشمی بیش از گذشته از نواصولگرایان دور و به اصلاحطلبان نزدیک شد. این حکایت درباره اصلاحطلبان که از درون جبهه چپ اسلامی خط امامی اول انقلاب متولد شدند هم صدق میکند. بسیار روشن است که در مقام مقایسه، هاشمی و اصلاحطلبان سوابق همراهی و نزدیکی با امام(ره) را دارند که عده زیادی از اصولگرایان از آن بیبهرهاند. این ضعف تاریخی جناح مقابل هاشمی و جریان اصلاحات قابل چشمپوشی نیست. منتقدان جریان اصلاحات و اعتدال به این نتیجه رسیدهاند به هر میزان شاخه و برگ را قلع و قمع کنند، تا ریشه را نزنند توفیقی نصیبشان نمیشود.