تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۷۲۸۳۶
طارق علی، نویسنده و متفکر سیاسی چپ، در گفت‌وگو با سایت کانترپانچ:

پیکار علیه نئولیبرالیسم در اروپا


ترجمه: نوژن اعتضادالسلطنه

* برای نخستین‌بار در تاریخ سیاسی یونان، یک‌حزب چپ‌رادیکال (سیریزا) در انتخابات سراسری پیروز شد. به‌نظر شما واکنش اروپای نئولیبرال و به‌طور خاص کشور آلمان به این موضوع چگونه خواهد بود؟

** این نقطه آغاز پیکار علیه ریاضت و نئولیبرالیسم در اروپا خواهد بود. در‌این‌میان دوروند از زمان آغاز پیروزی انجام خواهند شد؛ نخست آنکه نخبگان اتحادیه اروپا به رهبری آلمان تلاش خواهند کرد تا از طریق ترکیبی از اهرم‌های تهدید و امتیازدهی سیریزا را رام و سربه‌راه کنند. هدف این عملیات ساده است. آنان تلاش می‌کنند در گام‌های‌اولیه درون سیریزا شکاف ایجاد کنند.

موضوع دوم، سطح بالای انتظارات از سیریزا در دوره انتخابات و پس از آن است. بسیج توده‌ای برای حفظ دولت تازه بسیار اهمیت دارد. قوانین تعدیل اقتصادی و مقررات اتحادیه اروپا درباره بازپرداخت بدهی‌ها باید پیش از هرگونه حرکتی به‌منظور اجرای برنامه‌های سازنده درراستای منافع اجتماعی رد شوند. سه‌ماهه نخست دولت سیریزا حایزاهمیت خواهد بود، چراکه مشخص می‌شود چه چشم‌انداز اقتصادی و سیاسی در مقابلش قرار دارد. نئولیبرالیسم را نمی‌توان یک‌شبه نابود کرد، بلکه برای انجام این هدف نیازمند اراده بزرگی هستیم.

* آیا اعتقاد دارید در درون چارچوب متصلب کنونی اتحادیه اروپا، دولتی متشکل از اعضای سیریزا قادر خواهد بود اهداف سیاسی خود را به پیش ببرد و وعده‌هایش درباره اصلاحات به‌منظور جلوگیری از رشد بحران انسانی را عملی کند؟ اولویت‌های نخست چنین دولتی باید چه باشد؟ آیا گمان می‌کنید که سیریزا و «آلکسیس سیپراس»، به‌عنوان رهبر آن حزب، می‌توانند شرایط اجتماعی- سیاسی موجود را به‌گونه‌ای دیگر بازتعریف کنند و مسیر تازه‌ای را برای کشورشان ترسیم کنند؟

** اجرای اهداف فرآیندی زمان‌بر خواهند بود. ما این موضوع را از تجربه آمریکای جنوبی آموخته‌ایم با‌این‌حال، آغاز این راه ضروری است و رهبران باید این اطمینان را کسب کنند که همه‌چیز برای اجرای خواسته‌های‌شان مهیا شده است. شفافیت، مولفه ضروری برای سازماندهی توده‌ها و سیاسی‌کردن آنهاست. حمایت عمومی بیشتر اروپایی‌ها در خیابان‌های دیگرشهرهای اروپایی باعث تمایل بیشتر سایرین به سوی خواسته‌های یونان خواهد شد. درنهایت، بر این باورم اگر نخبگان اتحادیه‌اروپا و حوزه‌پولی یورو امتیازات معنی‌داری را به یونان ارایه نکنند، تنها بدیل باقی‌مانده برای یونان خروج از اتحادیه اروپا خواهد بود؛ اقدامی که می‌توان آن را غیرقانونی نیز قلمداد کرد. پس از آن برنامه‌دوم باید اجرا شود.

دولت سیریزا درصورت پیمودن مسیری اجازه دهد یونان توسط اتحادیه‌اروپا به غارت‌شدن ادامه دهد، این موضوع خطر عمده‌ای را برای آن جریان به‌همراه خواهد داشت و به‌نفع چپ‌های سازشکار با اتحادیه اروپا همچون جریان «پاسوک» تمام خواهد شد. من گمان نمی‌کنم چنین گزینه‌ای تحقق یابد و فکر می‌کنم «آلکسیس‌سیپراس» درمقابل مدافعان اتحادیه اروپا در درون صفوف چپ‌های یونان مقاومت‌ خواهد کرد، بااین‌حال، نباید فراموش کرد که فشارها به‌خصوص از جانب آلمان‌ها که در حوزه پولی یورو دست بالاتر را دارند بسیار شدید خواهد بود. این خطر درحالی است که ملی‌گرایی آلمانی درحال‌رشد است و نگرانی‌ها درباره افزایش قدرت جنبش «پگیدا» به طرز قابل‌توجهی دیده می‌شود.

* نظر شما درباره موقعیت اجتماعی- سیاسی کنونی در یونان چیست؟

** وضعیت کنونی قطبی شده است. فاشیست‌های هوادار جریان شفق طلایی و بقایای جریانات محافظه‌کار که در اردوگاه نادرست در جریان جنگ داخلی یونان قرار گرفتند اکنون حمایت بخش قابل‌توجهی از جمعیت یونان را به سوی خود جلب کرده‌اند. نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت در نتیجه خطری جدی احساس می‌شود. رشد حمایت از سیریزا (و جریان مشابه تحت‌عنوان «پودموس» در اسپانیا) از جمله تحولات پسامثبت در اروپا محسوب می‌شوند. با این حال، در این مسیر سیریزا باید با الیگارشی یونان مقابله کند که کاری دشوار خواهد بود.

سیریزا همچنین مجبور به مواجهه با مافیای کشتی‌داران است که انحصار رسانه‌ها را در دست دارند و مالیات کمی را نیز می‌پردازند. به این جریان باید کلیسای ارتدوکس یونان را هم اضافه کرد که از پرداخت مالیات معاف است. این به آن خاطر نیست که کلیساهای یونان فقیر هستند، برکه بالعکس مالیات آنها از آنِ نهادهایی است که تحت‌سلطه الیگارشی یونان قرار دارند.

درمورد صاحبان کشتی، دولت باید آنان را مجبور به پرداخت مالیات کند تا از این طریق کشور از نظر اقتصادی گامی به جلو بردارد و کارکرد صحیحی داشته باشد. مسلما اتخاذ چنین تصمیماتی نخبگان اتحادیه اروپا را آزرده‌خاطر، اما حمایت جمعیت وسیعی را در کشورهای اروپایی کسب خواهد کرد و موجب چنددستگی در میان هواداران و رهبران اتحادیه اروپا می‌شود.

* آیا گمان می‌کنید که برد سیریزا در انتخابات پیش رو می‌تواند تاثیری دومینویی بر دیگر کشورهای اروپایی داشته باشد و در دیگر نقاط قاره اروپا نیز شاهد به‌قدرت‌رسیدن احزاب چپ‌رادیکال باشیم؟

** قطعا این‌گونه خواهد بود. این موضوع تاثیرگذار خواهد بود، چراکه سیریزا نخستین حزب در اروپاست که از طریق انتخاب به قدرت می‌رسد و پس از آن مرکز قوای قانونگذاری در اروپا و نظام اقتصادی مطلوب آن را به چالش خواهد کشید. سیریزا نئولیبرالیسم مالی را به چالش می‌کشد. با انتخابات منطقه‌ای که در ماه می آینده در اسپانیا برگزار خواهد شد ما احتمالا شاهد زنجیره جالب‌توجهی از واکنش‌ها خواهیم بود. احتمالا احزاب چپ‌رادیکال در پرتغال و آلمان نیز درک خواهند کرد که نسخه سوسیال دموکراسی برای مقابله با نئولیبرالیسم دستورالعملی شکست‌خورده و فاجعه‌بار است.

* پناهندگان در یونان، اسپانیا و ایتالیا و سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اردوگاه‌های پناهندگی به سر می‌برند درحالی‌که شرایط بسیار ‌بدی در این مکان‌ها وجود دارد. دولتی تحت‌رهبری چپ‌ها در اروپا چگونه می‌تواند با موضوع مهاجرت و پناهندگان مواجه شود، درحالی که قوانین سختگیرانه‌ای در چارچوب حقوقی اتحادیه اروپا برای این منظور درنظر گرفته شده‌اند؟

** موضوع مهاجرت درحال تبدیل‌شدن به مقوله‌ای بغرنج است؛ چراکه قوانین ریاضت اقتصادی، بیکاری، شرایط بد و ناپایدار شغلی و موضوعات دیگری را با خود به‌همراه دارد. چارچوب حقوقی اروپایی، بنیادی نژادپرستانه دارد تا جایی که غیراروپایی‌ها را نگران کرده است. «سیریزا» و «پودموس» به‌طور آشکار از حقوق مردمانی که درنتیجه جهانی‌سازی آمریکا و اتحادیه اروپا آسیب ‌دیده‌اند اعلام حمایت کرده‌اند. درصورتی که منابع لازم برای بهبود وضعیت زندگی شهروندان خارجی آزاد شوند تغییر قوانین مرتبط با مسایل مهاجرتی آسان‌تر خواهد شد. این درحالی است که سیاستمدارانی از احزاب اروپایی راست و میانه کشته‌شدن مهاجران در آب‌های اروپایی را توجیه می‌کنند.

آنان درحالی این موضع غیرانسانی را اتخاذ می‌کنند که از درک علت مهاجرت این افراد و این موضوع که چه کسانی چنین شرایطی را برای‌شان به‌وجود آورده‌اند عاجزند. بلایای زیست‌محیطی و فجایع اقتصادی، همزمان با جنگ‌هایی که غرب آغازگر آنها بوده است، باعث ایجاد مصیبت‌های عمده در سال‌های‌اخیر شده‌اند. نمونه کلاسیک مرتبط با این موضوع را می‌توان در قالب اخراج آفریقایی‌ها از لیبی پساقذافی پس از حمله نیروهای ناتو مشاهده کرد که بسیاری از آنان مجبور به مهاجرت به مالی شدند درحالی که مدتی پس از آن با مداخله نظامیان فرانسوی در آن منطقه برای محافظت از دولت مالی مواجه شدند.

* بازارهای مالی با مقررات خود بر عرصه سیاست تسلط دارند و دموکراسی را نیز به انقیاد خود در آورده‌اند. آیا در‌حال‌حاضر دولتی چپ‌گرا قادر به مقابله با نظام بازار در درون چارچوب سرمایه‌داری خواهد بود؟

** بله، در‌حال‌حاضر این موضوع در صدر اولویت‌ها قرار دارد و آنچه که دولت‌های بولیواری در آمریکای لاتین در طول ١٥سال گذشته انجام داده‌اند نیز در همین راستا بوده‌اند. آنان در این راه موفقیت‌هایی را کسب کرده‌اند. بنیادگرایان بازار جریانی را هدایت کرده‌اند که منجر‌به زوال دموکراسی شده است (ولفگانگ استریک جامعه‌شناس آلمانی به‌خوبی روند این زوال را در کتاب‌ها و مقالاتش توضیح داده است). همین مسیر بود که به بحران وال‌استریت در سال٢٠٠٨ انجامید. آنچه اکنون ضروری است، ترکیبی از مقررات وضع شده جدید و مداخله دولت است تا از طرق آن منافع‌عمومی کسب شده و صنایع تولیدی با سرمایه خود بتوانند دست‌کم سطحی از مشارکت مردمی را تضمین کنند. 

* پیش‌بینی شما درباره آینده اتحادیه اروپا چیست؟

** اروپا در وضعیت بدی به‌سر می‌برد. اکنون سیاست تابع اقتصاد است و وضعیت دموکراتیک بر آن حاکم است. اکنون وضعیتی به‌وجود‌آمده که به‌گونه‌ای مضحک نخبگان اتحادیه اروپا «جنوبی‌های تنبل» را مقصر وضع ایجادشده معرفی می‌کنند. این تنها استدلال چپ‌ها (که در‌حال‌حاضر در اتحادیه اروپا از جایگاه ضعیفی قرار دارند) نیست که درباره وضعیت کنونی اظهار نگرانی می‌کنند، بلکه افرادی چون «جورج سوروس» نیز از نگرانی‌های خود درباره خطر نابودی اتحادیه اروپا می‌هراسد. همین‌طور پاپ فرانسیس در واتیکان می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد ایده‌های بزرگ که الهام‌بخش اروپا بودند اکنون در حال رنگ باختن هستند.» واقعیت آن است که رویکرد مبتنی بر واحد پولی واحد در دریاهای مدیترانه مرده است.

ما امروز نیازمند بدیل هستیم. درصورتی که توافقی مشترک بر سر آن وجود داشته باشد می‌تواند بهتر تحقق یابد، بااین‌حال، نامحتمل است که دولت‌های رادیکال تازه تصمیماتی یک‌جانبه را اتخاذ کنند. خطر اصلی‌ای که در‌حال‌حاضر وجود دارد آن است که دولت‌های راست‌گرای افراطی به قدرت برسند و وضعیت کنونی را از آنچه هست پیچیده‌تر کنند: موضوعات مهاجرت، اسلام‌هراسی و... همه این نشانه‌ها بر روی دیوارهای اروپایی قابل مشاهده هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات