تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۷۲۸۴۹
چگونه بندر بن سلطان از هرم قدرت عربستان حذف شد؟

کودتای واشنگتن در ریاض


جان عزیز / ستون‌نویس المنار

روشن است که 2 کودتای پی‌درپی در طول یک هفته در عربستان روی داد. کودتای اول خانوادگی و کودتای دوم آمریکایی بود. بسیاری درباره کودتای اول سخن گفتند اما روند کودتای دوم همچنان در حال طرح‌ریزی و اجراست. ملک سلمان ساعاتی بعد از مرگ برادرش عبدالله بن عبدالعزیز شاه سعودی، مقرن را ولیعهد و محمد بن نایف را جانشین ولیعهد کرد. انتصاب بن نایف سناریوی طولانی و آرامی را که گفته شده عبدالله بن عبدالعزیز سال‌ها در حال طراحی آن بود، برهم زد.

اینگونه از این سناریو برداشت می‌شد که سلمان قبل از عبدالله وفات خواهد کرد و مقرن- که از خاندان سدیری نیست- بعد از عبدالله به پادشاهی خواهد رسید و با این کار متعب فرزند عبدالله وارث تاج و تخت وی خواهد شد. اجرای این سناریو 2 هدف را دنبال می‌کرد، نخست کنار زدن خاندان سدیری و دوم، تضمین کنترل فرزندانش در قدرت اما این سناریو بعد از لحظاتی از مرگ عبدالله پایان یافت یعنی همان لحظه‌ای که سلمان دستور تعیین محمد بن نایف را به‌عنوان جانشین ولیعهد و وارث آینده و نسل سوم سعودی صادر کرد.

اینگونه روشن شد که کودتای اول، ماهیت و انگیزه خانوادگی داشت. درباره کودتای دوم در عربستان باید گفت این کودتا یک هفته بعد از مرگ عبدالله بن عبدالعزیز شاه سعودی صورت گرفت. این کودتا دارای انگیزه و اهداف متفاوتی است. این کودتای اوباماست یا بهتر بگوییم جنبش اصلاحی دوم آمریکا در ریاض است. این تعبیر را می‌توان برای درک بهتر موضوع به‌کار برد که تعداد اعضای هیات همراه اوباما در سفر اخیرش به عربستان مساوی با تعدادی شخصیت‌ها و مسؤولانی بود که بعد از سفر اوباما، از پست‌ها و مناصب حکومتی در عربستان کنار گذاشته شدند.

30 نفر همراه با اوباما به ریاض آمدند و با خروج او از ریاض، بیش از 30 نفر از شخصیت‌ها و مسؤولان سعودی از کاخ‌ها و مراکز تصمیم‌گیری عربستان خارج شده و از قدرت کنار گذاشته شدند. ورود و خروج این شخصیت‌ها با اراده و خواست آمریکا و در وهله اول به دلایل سیاسی و در وهله بعدی چه بسا برخی دلایل شخصی صورت گرفته است. درباره دلایل سیاسی، ثابت شده است که آمریکا اولویت‌های روشنی بویژه در این برهه زمانی در منطقه خاورمیانه دارد. اولین اولویت مقابله با تفکر بنیادگرایی و تروریسم تندرو است.

این اولویت در همه رفتارهای آمریکا در منطقه ساری و جاری است. این اولویت تا امروز به قوت خود باقی است. دغدغه آمریکا در حال حاضر مقابله با تفکرات افراطی و تندروی دینی قبل از تبدیل شدن آن به تروریسم و ماهیت تروریستی است. اینجاست که نه‌تنها عبدالله بن عبدالعزیز و بندر بن سلطان هم موفق نشدند بلکه اولی موضع بی‌طرفانه‌ای داشت و دومی خودش در آن دست داشت. این عقیده بسیاری در واشنگتن و غرب است لذا کودتای آمریکا در ریاض در راستای تامین منافع سیاسی خودش متولد شد. محمد بن نایف وارث تخت و تاج شد.

او مرد مبارزه با تروریسم در زندان‌های سعودی و در صحرای عربستان و داخل و خارج از این کشور است. مردی است که در طول 10 ماه اخیر 2بار میهمان واشنگتن بود و مورد استقبال کامل کاخ سفید قرار گرفت. پدیده‌ای که روابط آمریکا و عربستان از زمان بندر بن سلطان به خود ندیده بود. «‌بندر‌» ی که خودش را همین کودتای آمریکا از چرخه قدرت در عربستان خارج کرد. اوباما به عربستان آمد که به حاکمانش بگوید؛ زمان همزیستی با بنیادگرایی به سرآمده است. زمان سکوت در برابر منابع فکری و بنیادی و مالی آنها به سر آمده است. اوباما آمد تا به حاکمان جدید در ریاض بگوید؛ این همسر من است که بدون حجاب در بین شما در سرزمین شما ایستاده است.

این تصور ائتلاف آینده ما است. تصویر کشور شما برای آینده. تصویری است که تیم عبدالله- بندر آن را درک نمی‌کند یا قبول نمی‌کند. اینگونه بخش دیگری از انگیزه‌های آمریکا نمایان می‌شود به‌گونه‌ای که سیاست و مسائل شخصی درهم می‌آمیزد. بندر بن سلطان روابط محکمی با جورج بوش معاون آن هنگام رئیس‌جمهوری آمریکا داشت. هنگامی که بوش پدر و به دنبال آن بوش پسر به ریاست جمهوری رسید، بندر سفیر ریاض در واشنگتن شد و آن هم سفیری مافوق معمول میان 2 کشور.

تا اینکه ورق برگشت و آن زمانی بود که 3 بار متوالی جواب تماس تلفنی فرماندار ایالت کوچک آمریکا به نام «آرکانزاس» را نداد و این فرماندار از دموکرات‌ها بود نه از جمهوریخواهان و سلاله بوش و نام این فرد بیل کلینتون بود که از قضا پس از مدتی رئیس‌جمهوری شد و تصمیم به مقابله مثل با بندر گرفت و به مدت 3 سال به شاهزاده سعودی توجهی نکرد. همه دموکرات‌ها این درس را حفظ کردند و اوباما یکی از آنها بود و مدت ریاست‌جمهوری وی مدت زمان طولانی را تشکیل می‌دهد.

در محفلی در حزب دموکرات و در سخنان خود کلینتون را معرفی کرد. او دیروز از ریاض اخراج شد زیرا کودتای سعودی او در طول سال‌ها موفقیت‌آمیز نبود و به نظر می رسد کودتای آمریکا در عربستان از جنبه سیاسی و شخصی شانس بیشتری برای موفقیت دارد.

سابقه مرموز ملک سلمان

نشریه فارین پالیسی در گزارشی با عنوان «سابقه مرموز شاه سلمان» به نقش پادشاه تازه به قدرت رسیده عربستان در شکل‌گیری گروه‌های تندرو و تروریستی اشاره کرد و آن را چالش جدید واشنگتن در روابط دوجانبه با ریاض دانست. به نوشته این نشریه آمریکایی، ملک سلمان سابقه‌ای ادامه‌دار در شکل‌دهی به افراط‌گرایان منفوری داشته اما این موضوع اکنون به خاطر تعارفات سیاسی کم‌اهمیت انگاشته می‌شود.

بروس رایدل از مقامات اسبق سازمان سیا گفته است ملک سلمان تأمین‌کننده اصلی منابع مالی گروه «مجاهدین» در افغانستان در خلال دهه ۱۹۸۰ میلادی بوده است. به واقع وی مرد شماره یک تأمین منابع مالی برای تقویت گروه‌های بنیادگرا در مناطق جنگی بوده است. سلمان به‌عنوان فرماندار ریاض اغلب عهده‌دار حفظ نظم و هماهنگی در میان اعضای خانواده‌اش بود. برادر ناتنی او به نام خالد که از ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۲ پادشاه عربستان بود از اوان درگیری‌های افغانستان از وی خواست تا از ارتباطات خانوادگی‌اش برای پیشبرد اهداف بین‌المللی استفاده کند، به همین جهت وی را مسؤول کمیته مالی کرد و وظیفه این کمیته این بود که با جلب حمایت از خانواده سلطنتی و سایر سعودی‌ها از گروه مجاهدین در برابر نیروهای شوروی حمایت کند.

به گفته رایدل، سلمان در این سمت همکاری بسیار نزدیکی با روحانیت وهابی داشت. این نشریه در ادامه از قول یک مقام دیگر سازمان سیا که در دهه ۱۹۸۰ در پاکستان حضور داشته می‌نویسد کمک‌های مخفیانه سعودی‌ها در خلال این دوران ماهانه بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون دلار را شامل می‌شده است. نویسنده‌ای به نام راشل برانسون هم در کتابش با عنوان: «ضخیم‌تر از نفت: همکاری پرفراز و فرود آمریکا با عربستان‌سعودی» این نکته را خاطرنشان می‌کند که سلمان به جذب پیکارجویان برای عبدالرسول سیف، یکی از پیکارجویان سلفی افغان هم کمک کرده است.

فارین‌پالیسی همچنین گزارش داده یکی از نیروهای فراری از القاعده در یک جلسه استماع در سازمان ملل گفته سلمان در حمایت از گروه القاعده در بوسنی هم نقش داشته است. حمایت سلمان از گروه‌های تندرو سرانجام در سال ۲۰۰۳ نتایج معکوس داد چرا که کهنه‌سربازان گروه مجاهدین افغانستان در قالب گروه القاعده عربستان را تهدید کردند. به‌رغم این، تمایل سلمان برای همکاری با گروه‌های مرتبط با القاعده کم نشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات