زهرا بادامچی
احمدی نژاد و رحیمی! دو یار قدیمی که کمتر کسی انتظار چنین سرانجامی را برای این رفاقت داشت.
شاید ماجرای اعلام برائت احمدی نژاد و نامه افشاگرایانه رحیمی بار دیگر اثبات کرد، سیاست بی رحم تر از آن است که حتی به رفاقت چندین و چند سالهای رحم کند. هر چند با آمدن خبر حکم قطعی محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت دهم نقل همه مجالس شده بود اما به طور قطع آن طور که نامه اعلام برائت احمدی نژاد زخم کاری بر پیکر تنها مانده رحیمی در این روزگار وارد کرد، سایر اظهارنظرها نکرد!
به طور قطع رحیمی نه از ناشناس بودن خود نزد سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری که ۱۶ حزب اصولگرا را شامل میشود، رنجید، نه از سخنان زاکانی، توکلی و نادران!
دلش خوش بود که با ۵ سال سخت در کنار رفیق ماندن، از خودگذشتگی ها، دم نزدنها و سکوت در برابر ماجراهایی که دیده و شنیده، رفاقت را اثبات کرده است. او که روزی روزگاری حمله رسانهها را به جان خرید و احمدی نژاد را تا حد پیامبر بالا برد، مطمئن بود که برای چنین روزهایی میخ آخر را هم محکم کوبیده!
احمدینژاد هم در دوران قدرت برای او کم نگذاشت! وی در پاسخ به انتقادات وارده به رحیمی و مشایی، کابینه را خط قرمز خود دانست و عنوان داشت که اگر به این خط قرمز دست اندازی شود، خود وارد عمل خواهد شد.
حتی در آبان سال ۹۰، قوه قضائیه را متهم کرد که نمی تواند اتهامات وارد به محمدرضا رحیمی را اثبات کند و با همان اعتماد به نفس همیشگی اذعان داشت؛ “من به رهبری هم گفتهام که اگر ثابت شود رحیمی حتی یک ریال هم اختلاس کرده، به تلویزیون آمده و ضمن عذرخواهی اعلام میکنم که شایستگی این سمت را ندارم.”
سخنی که با آمدن حکم رحیمی دستمایه رسانه های مستقل شد و این سوال مطرح گردید که آیا احمدینژاد عذرخواهی خواهد کرد؟!
اما ۸ سال ریاست این فرد بر قوه مجریه اثبات کرد که احمدینژاد پیشبینیناپذیرتر از آن است که منتظر عذرخواهیاش از مردم ماند. او با فرار به جلویی عجیب آنچنان رفاقت را بر رحیمی تمام کرد که همگان انگشت به دهان ماندند!
احمدینژاد با صدور بیانیهای از فسادهای صورت گرفته از جانب رحیمی اعلام برائت کرد و عنوان داشت که این موارد پیش از معاون اولی او و ارتباطی به دولت دهم ندارد.
به طور قطع این اعلام برائت تا حدی بر محمدرضا رحیمی سنگین آمد که دست بر قلم برد و برای رفیق گرمابه و گلستان اش نامهای نوشت که “چون دوست، دشمن است، شکایت به کجا برم؟!” او در این نامه به وضوح اعلام کرد که هیچ روزی انتظار خوردن خنجر از پشت آن هم از جانب رفیقی که برایش از خودگذشتگیها کرده، نداشته است.
هر چند رحیمی در این نامه همچنان جانب احتیاط را رعایت کرده اما به نوبه خود در پاسخ به بیانیه احمدینژاد، چیزی کم نگذاشت و مطالبی را علیه او افشا کرد!
با این حال احمدینژاد بی پرواتر از آن است که بتوان این نقطه را پایان ماجرا دانست. شاید فردا روزی احمدینژاد بیانیه ای دیگری صادر کرد که «رحیمی! ارزش هزینه کردن هم نداشتی!» کما اینکه خبرهای غیررسمی نشان از شنیده شدن این سخن از زبان احمدینژاد در جلسات ولنجک دارد.
اما با نگاهی دقیق تر به ماجرا و شناختی که همگان در این ۱۰ سال از احمدینژاد یافتند، رئیس دولت نهم و دهم به خوبی ثابت کرده الفبای رسانه را از بر است. او با آگاهی از اصول رسانه، به خوبی میداند چگونه از این ابزار برای پیشبرد اهداف خود و تاثیرگذاری بیشتر در نزد افکار عمومی استفاده کند.
حال چنین کسی با صدور بیانیهای، آن چنان پشت خط قرمز دوران ریاست را خالی کرده که ناخودآگاه در ذهن هر مخاطبی، منفور میشود!
اویی که به حرکات عوام گرایانه معروف است و برای بازگشت به قدرت لحظهشماری میکند، چه شد که تن به چنین موضوعی داده؟! به طور قطع بازگشت به قدرت نیازمند محبوبیت در میان مردم است. حال که در محافل سیاسی و غیر سیاسی سخن از جنگ دو رفیق قدیمی است، احمدی نژاد که زیرکی اش بر همگان ثابت شده، به دنبال چه موضوعی است؟!
احمدینژاد به دنبال لابی با اصولگرایان
فیاض زاهد، تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است این روزها افکار عمومی برای احمدی نژاد در درجه دوم قرار دارد. او به آفتاب یزد میگوید: “احمدینژاد برای بازگشت به قدرت نیازمند چانه زنی و لابی با لایههای قدرتمند اصولگراهاست. او برای کنار آمدن با قدرتمندان حاکمیت، نیازمند است وزنههایی که او را پایین میکشند، از خود جدا کند، این موضوع شرط بازگشت، تداوم و بقای سیاسی احمدینژاد در صحنه سیاسی ایران است.”
وی ادامه میدهد:” احمدینژاد با این بیانیه میخواهد ثابت کند نسبت به ارزشهای سنتی و کلاسیک اصولگرایی پایبند است، او به گونهای میخواهد بگوید من از تشخیص شما تبعیت میکنم و اگر تا امروز رحیمی خط قرمز من بوده، من از خلاف های او بی خبر بودم! او میخواهد به سوی نهادهایی که نسبت به صلاحیت اخلاقی، مالی و سیاسی او و تیمش برای ورود مجدد به انتخابات تصمیم میگیرند، پیام روشنی بفرستد.”
این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه موضوع مهم برای احمدینژاد، برخلاف ظاهر ساده و بیآلایش او، قدرت است، ادامه میدهد:” احمدینژاد به خوبی میداند بدون قدرت سیاسی و رسانهای معنایی ندارد. او با اعلام برائت از رحیمی نشان داد که حاضر است از کسانی که مسئول فساد، تباهی و دور کردن تیم او از ارزشهای سنتی اصولگرا هستند، بگذرد. این تنها یک نشانه است، همه میدانند که احمدینژاد به خوبی از شخصیت رحیمی و کارهایی که او انجام داده، آگاه است و بی خبری او مطلقا باورپذیر نیست.”
احمدینژاد خواهان بازسازی اعتماد حاکمیت
در کنار فیاض زاهد، امیر محبیان، تحلیلگر اصولگرا نیز نظری مشابه دارد. از نظر او مشکل احمدی نژاد برای بازگشت به قدرت، اعتماد سازی است، او میگوید:” مشکل احمدینژاد در انتخابهای آتی در وهله نخست، سطوح بالای حاکمیت است. حاکمیت اعتمادش نه تنها از احمدینژاد بلکه از طیف احمدی نژاد سلب شده است. به صحبتهای اخیر احمدینژاد دقت کنید که دائماً در حال ارسال سیگنال به سطوح بالای حاکمیت است تا اعتماد را بازسازی کند؛ از ویترین خارج کردن مشایی هم در این راستاست. هرچنددیگر طیف احمدی نژاد مورد اعتماد نیست و با طرد کردن هم این اعتماد بازسازی نمیشود.”
احمدینژاد با قربانی کردن افراد خواهان کسب وجهه
حمید قزوینی، عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام نیز معتقد است احمدی نژاد برای نجات خود، اینگونه عمل میکند. وی میگوید:”در طول تاریخ بسیاری بودند که با قربانی کردن دیگران برای ماندن خود تلاش کردند. امروز نیز احمدینژاد تصور میکند اگر افرادی از نزدیکان خود را مورد هجمه، انتقاد و اتهام قرار دهد، در افکار عمومی برای خود وجههای کسب خواهدکرد که به نظر من فایدهای نخواهد داشت و افکار عمومی با این موارد دچار انحراف نمیشوند.”
احمدینژاد پیام اصولگرایان را دریافت کرده است
اما در ادامه این سوال بوجود میآید که چه شد احمدی نژاد چنین راهی را انتخاب کرد؟ راهی که اعلام برائت از خط قرمز دوران ریاست جمهوری، سنگ بنای آن شد. فیاض زاهد معتقد است: نشانههایی که اخیرا در سخنان علم الهدی، سالک و روحانیون سنتی جناح راست به احمدی نژاد ارسال شد، این نگرانی را در او و مشاورانش ایجاد کرد که احتمال تایید صلاحیت احمدی نژاد کم است و یا به بیان ساده تر احتمال اینکه سهمی درخور در لابیهای سیاسی برای آنان در نظر گرفته شود، بسیار بعید است. به خصوص اینکه در یکی دو هفته گذشته، مانور اعضای جبهه پایداری در راستای سخنانی چون “دوران احمدینژاد تمام شده” و یا اینکه “ما با احمدینژاد سر و سرّی نداریم” بوده است.
زاهد ادامه داد:” احمدینژاد این پیام را دریافت کرده که پشت این تفنگ خالی شاید حقیقتی نهفته است. به دلیل پیشبینی ناپذیر بودن احمدی نژاد، رسواییهای مالی که پشت سر هم آشکار میشود، شرایط اقتصادی حاکم در زندگی مردم و تکرار مداوم تیم رسانهای اصلاحطلبان که شرایط موجود حاصل کار احمدی نژاد هاست، همه این موارد ماجرا را به سمتی میبرد که از افسانه احمدی نژاد چیزی باقی نگذارد.”
این استاد دانشگاه معتقد است، رحیمی یک قربانی است.وی ادامه میدهد: ” او این پولها را جدا از سوءاستفاده شخصی، صرف امور انتخاباتی کرده و بدون تردید احمدینژاد و برخی دیگر از اصولگرایان از این موضوع خبر داشتند. اما حال این کشتی در حال غرق شدن است و همه خود را از آن جدا میکنند.”
از نظر زاهد، اقدامات احمدینژاد به اینجا ختم نخواهد شد و اگر احمدینژاد مجبور به انتخاب بین خود و مشایی شود، شک نکنید مشایی را هم قربانی خواهد کرد.
احمدینژاد و رحیمی مهرههایی در جریان اصولگرا
اما حمید قزوینی در نگاهی متفاوت، نامه نگاری میان احمدی نژاد و رحیمی را شکل گرفته از سوی مجموعه ای غیر از این دو نفر میداند. او به آفتاب یزد میگوید:” معتقدم این بیانیهها و نامهها در مشورت با مجموعهای غیر از این دو نفر صادر شده، مجموعهای که به صورت کلان در جریان اصولگرایانی جا دارد و به این دو نفر مشورت میدهد که برای تبرئه خود این مطالب را عنوان کنند.”
وی در ادامه با بیان اینکه به شخصه معتقدم نه احمدینژاد در آن ۸ سال خودش بود، نه شخص رحیمی!، اظهار داشت:” این افراد مهره هایی بودند که سایرین با آنها بازی کردند و جریان اصولگرا به شکل کلان در این ماجرا نقش دارد. به هر حال حضور رحیمی در دنیای سیاست و رشد او عادی نیست. مگر ریاست دیوان محاسبات در این کشور، کار آسانی است؟ دیوان محاسبات یکی از مراکز مهم در حوزه تشکیل پرونده های مالی است، این مسئولیت به سادگی نصیب کسی نمیشود، بعد از ریاست دیوان محاسبات نیز وی معاون حقوقی و پارلمانی و سپس به معاون اولی ارتقا پیدا کرد، همه این موضوعات نشان میدهد که این فرد یک عضو عادی نیست.”
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به حضور یک فعال اصولگرا در مراسم ختم مادر رحیمی، اظهار داشت:” عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در این مراسم، با وجود اطلاع از پرونده رحیمی و احکامی که برای او صادر شده، بهطور ویژه از وی دفاع و تاکید کرد که او مظلوم واقع شده! این سخنان نشان میدهد رحیمی یک فرد تنها نیست.”
سناریوی احمدینژادیها
اما این پایان ماجرا نیست. باید منتظر اقدامات دیگر احمدی نژاد و احمدینژادیها ماند. فیاض زاهد، تحلیلگر سیاسی خبر از سناریو احمدینژاد در چند ماه آینده میدهد، سناریویی که افکار عمومی را هدف قرار خواهد داد. او میگوید: “هرچند در حا حاضر احمدی نژاد با افکار عمومی کاری ندارد، اما زمانی که او بخواهد مستقیما وارد ارتباط و مواجهه با افکار عمومی و مردم شود، بازی خود را شروع خواهد کرد. سناریویی که در ابتدا شامل افکار عمومی و بعد برنامه ریزی او و تیمش برای انتخابات مجلس و سپس انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود.”
و اینجا دقیقا همان نقطهای است که این سوال ایجاد میشود، احمدینژادی که برای ماندن در دنیای سیاست، رفیق و در آینده رفیقها قربانی میکند، با چه تیمی برای بازگشت به قدرت برنامه ریزی خواهد کرد؟!