علی تتماج
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی هفته گذشته یک فوریت طرح الزام دولت به حفظ دستاوردهای هستهای را با ۱۷۳ رأی موافق از مجموع ۲۰۵ نماینده حاضر در مجلس تصویب کردند.
بر اساس این طرح دولت موظف میشود در صورتی که کنگره آمریکا اقدام به افزایش تحریمهای ایران بکند، توافقنامه ژنو لغو میشود و اقدامات ایران در راستای فناوری هستهای به نقطه پیش از این توافقنامه باز خواهد گشت. در صورت تصویب و یا اعمال هرگونه تحریم جدید و یا افزایش تحریمها از سوی آمریکا، توافقنامه ژنو کان لم یکن تلقی میشود و در چارچوب NPT جمهوری اسلامیایران اقداماتی را به عمل میآورد. این اقدامات شامل فعالسازی کامل مراکز غنیسازی بدون هرگونه محدودیت در میزان غنیسازی اورانیوم حتی تا مقادیر بالا و در چارچوب ماده (4) معاهده NPT و همچنین تکمیل و از سرگیری فعالیت رآکتور اراک طبق طراحی اولیه، از سرگیری غنیسازی 20 درصد در فردو، منع بازرسی فراپادمانی و منع خروج مواد غنی شده از کشور خواهد بود. افزایش سطح غنیسازی به 60 درصد از دیگر چارچوبهای مطرح در مجلس شورای اسلامیاست.
این رویکرد قوه مقننه در حالی صورت گرفته که محافل رسانهای غربی تلاش بسیاری کردهاند تا آن را اقدامی مغایر با روند مذاکرات معرفی کنند. این ادعاها در حالی مطرح میشود که اولاً در ساختار نظام اسلامی هر چند که تفکیک قوا میان سه قوه قضائیه، مقننه و مجریه رعایت میگردد، اما همگان در مسیر منافع ملی در چارچوبی واحد قرار دارند و به عنوان مکملهای تقویتکننده یکدیگر هستند. دیپلماسی پارلمانی نه در موازات بلکه در چارچوب قوه مجریه و دستگاه دیپلماسی کشور قرار دارد که دستاوردهای بسیاری به همراه داشته است. ثانیاً، اقدام مجلس شورای اسلامی در واکنش به تهدیدات و رفتارهای اخیر کنگره آمریکا بوده است که با رویکرد به ابزار قانونگذاری به دنبال اعمال فشار بر ایران بودهاند. در این رابطه مجلس شورای اسلامی بهترین نهادی است که میتواند از ابزار قانون برای پاسخ به تهدیدات قانون کنگره بهره گیرد. آنچه این روزها در کنگره مطرح است ادعای افزایش تحریمهای جدید علیه ایران و سخنرانی ضدایرانی نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیستها در کنگره است. حال این پرسش مطرح است که در ورای این اقدامات کنگره بهویژه ادعای مخالفت اوباما با تحریمهای جدید و سخنرانی نتانیاهو چه نهفته است و اقدام مجلس شورای اسلامی چه تأثیری در مقابله با این روند میتواند داشته باشد؟
اوبامایی که از وتو میگوید
باراک اوباما در سخنرانی خود در کنگره در اویال سال 2015 و سپس در مصاحبههای متعددی به موضعگیری در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخت. سخنانی که از یکسو نیاز شدید آمریکا به توافق را نشان میداد و از سوی دیگر استمرار نگاه سلطهگرایانه آمریکایی را آشکار میساخت؛ چنانکه اوباما بار دیگر بر وجود همه گزینهها از جمله نظامی روی میز تأکید کرد.
شاید سخنان اوباما خطمشی کاخ سفید در قبال ایران در مذاکرات هستهای را نشان دهد، اما از سخنان او مهمتر، واکنش سناتورهای کنگره به این سخنان بود. واکنشهایی که بسیاری آن را واکنش به کلید واژه اصلی سخنان اوباما یعنی استفاده وی از وتو در قبال تصویب قطعنامه جدید تحریمها درباره ایران تشکیل میداد. چند نمونه از واکنشهای سناتورها به شرح زیر است.
- سناتور «اد رویس»، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا خواستار همراهی اوباما با کنگره برای افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران شد.
ـ سناتور «دیان فاینشتاین» از سخنان اوباما مبنی بر وتوی تحریمها استقبال کرده و تحریمهای جدید را عامل اخلال در مذاکرات دانسته است.
ـ سناتور «چاکشامر» نگاهی به نسبت میانه داشته، اما وی نیز عدم افزایش تحریم را مطلوب دانسته است.
ـ سناتور «شرود براون» عضو ارشد کمیته امور بانکی سنای آمریکا نیز تعویق طرح کنگره برای افزایش تحریمها را خواستار شده و تحریمهای جدید را زمینهساز ایجاد چالش در مذاکرات دانسته است.
ـ نشریه هیل که نگاه سناتورهای کنگره را مطرح میسازد نیز از اختلافات شدید میان سناتورها در باب تحریمهای جدید در قبال ایران خبر داده است.
-پایگاه خبری المانیتور نوشت برخی از نمایندگان دموکرات مجلس سنا که جزو امضاکنندگان نامه سناتور باب منندز به باراک اوباما بودهاند میگویند دولت اوباما از آنها خواسته تا پایان ماه مارس برای پیشبرد تحریمهای ضدایرانی صبر کنند.
آنچه مجموع این اظهارات نشان میدهد، اختلافات شدید درون کنگره و عدم اجماع برای اعمال تحریمهای جدید است. با توجه به اختلافات شدید کنگره اقدام آنها مبنی بر تعویق بررسی طرح تحریم جدید علیه ایران نه به دلیل سیاستها و تهدیدات اوباما بلکه به دلیل عدم اجماع درونی است. کنگره به دلیل اختلافات درونی از مطرح شدن طرح مذکور و عدم رأی بالا به آن هراس داشته لذا برای جلوگیری از افشای رسوایی اختلافات درونی کنگره، از تعویق این طرح سخن گفته است. لذا ادعای تأثیر مواضع اوباما در تصمیم کنگره ادعایی کاملاً بیمنطق و فریبکارانه است.
نکته دیگر، وضعیت اوباما برای مقابله با عملکرد کنگره است. در هفتههای اخیر کاخ سفید تلاش کرده تا اوباما را ناجی مذاکرات و تنها فردی معرفی کند که توان اجرای توافق هستهای را دارد و ایران باید این فرصت را غنیمت شمرده و با پذیرش خواستههای آمریکا توافق را نهایی کند.
این فضاسازی در حالی صورت میگیرد که به دلیل اختلافات گسترده در کنگره، اوباما کار سختی در برابر طرح احتمالی کنگره ندارد، چراکه اجماع دوسوم ایجاد نخواهد شد و وی به راحتی میتواند به اصطلاح طرح را وتو کند.
از جمع ۱۰۰ عضو سنا، ۵۴ کرسی برای جمهوریخواهان است و برای تصویب قطعنامه قاطع ۶۷ رأی، یعنی دوسوم اعضا نیاز است که عملاً تحقق این امر با ابهامات بسیاری همراه است.
نکته قابل توجه آنکه پایگاه خبری المانیتور نوشت برخی از نمایندگان دموکرات مجلس سنا که جزو امضاکنندگان نامه سناتور باب منندز به باراک اوباما بودهاند میگویند دولت اوباما از آنها خواسته تا پایان ماه مارس برای پیشبرد تحریمهای ضدایرانی صبر کنند.
این مسئله در حالی مطرح میشود که زمان تعیین شده تمدید مذاکرات تا تیر ماه است، نه فروردین. آیا پس از ماه مارس اوباما توافق را با اجازه به تصویب تحریمهای بیشتر نقض خواهد کرد؟ این اخبار ابهامات بسیاری را در صداقت آمریکا در باب مذاکرات ایجاد میکند. در همین حال اوباما در مصاحبه با سیانان مواضع قابل تأملی داشته است.
عدم وجود واژه لغو تحریمها در سخنان اوباما نکته قابل توجهی است که عدم صداقت آمریکا بر اساس تعهد به اجرای برنامه اقدام مشترک را نشان میدهد. یعنی آمریکا مذاکره را صرفاً در وادارسازی طرف مقابل به پذیرش زیادهخواهی میداند که عملاً مغایر با اصل اقدام مشترک است.
با توجه به این حقایق این پرسش اساسی مطرح میشود که هدف آمریکاییها از برجستهسازی ادعای اراده اوباما برای گرفتن تصمیم سخت ـ به ادعای آنها و وتوی تحریم احتمالی و نیز مخالفت با سخنرانی نتانیاهو در کنگره ـ چیست؟ و چرا باوجود عدم شرایط لازم درون کنگره برای تحریمهای جدید، به برجستهسازی وتوی اوباما پرداخته میشود؟
پاسخ به این پرسش را در بندهای بالایی سخنان اوباما میتوان مشاهده کرد. اوباما تأکید میکند که آمریکا با اعمال تحریمهای اقتصادی و دیپلماسی جهانی توانسته علیه ایران اجماع ایجاد کند و تهران را پای میز مذاکره آورد. وی تأکید میکند آمریکا برای اولین بار توانسته فعالیتهای هستهای ایران را متوقف سازد و به امنیت رژیم صهیونیستی کمک کند. اوباما تأکید میکند که در برابر طرح جدید تحریمها از وتو استفاده میکند، چراکه مخالف دستاوردهایی است که آمریکا از مذاکرات داشته حال آنکه واشنگتن مصمم به حفظ و استمرار دستاوردهایش است.
نکته قابل توجه آنکه دیوید کوهن، معاون وزارت خزانهداری آمریکا در امور مبارزه با تروریسم و اطلاعات مالی (در گفتوگویی با روزنامه والاستریت ژورنال) ادعا میکند تحریمهای ضدایرانی سبب شده مذاکرهکنندگان هستهای این کشور با دستهای بسته قدم به مذاکرات بگذارند. «آنها گیر افتادهاند. آنها بدون کاهش تحریمها نمیتوانند این اقتصاد را ترمیم کنند. فکر میکنم آنها با دستهای بسته به مذاکرات آمدهاند.» به عبارتی وی چنان عنوان میکند که تحریم اساس مذاکرات است و آمریکا با آن به اهداف خود میرسد. مجموع این سخنان همچنان نشان میدهد که آمریکا سعی دارد تا خود را ناجی اقتصاد ایران معرفی کند و مردم را به سمت طغیان برای توافق هستهای سوق دهد. در حالی که همپیمانان دیرینه اقتصادی آمریکا مانند بسیاری از کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی با بحرانهای مالی و عقبماندگی مواجه شدهاند.
اوباما و نتانیاهو
محور دیگری که در مباحث مربوط به کنگره و اوباما مطرح است سخنرانی نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیستها در کنگره و همزمان ادعای کاخ سفید مبنی بر عدم دیدار اوباما با وی است. محافل رسانهای و سیاسی صهیونیستی ـ آمریکایی تلاش دارند تا چنان وانمود سازند که نتانیاهو در حال اقدامی موثر در قبال ایران در کنگره است و به عبارتی سخنرانی وی میتواند تأثیر بسیاری بر روند مذاکرات ایران و گروه 1+5 داشته باشد.
عملکردهای کنگره نشان میدهد سعی دارد تأثیر سخنان نتانیاهو بر مذاکرات را بیش از اراده شش کشور (1+5) نشان دهد.
صهیونیستها همواره سیاست هوچیگری را اجرا کردهاند و اقدام کنونی نتانیاهو نیز تکرار همان سیاستهای سوخته مانند همان نقاشی وی در سازمان ملل است. ایران دلیلی نمیبیند که تسلیم سخنان و ادعاهای واهی شود که هیچ پشتوانه جهانی ندارد.
نکته قابل توجه آنکه بخشی از سناتورهای آمریکایی از سخنرانی نتانیاهو حمایت نکردهاند و کاخ سفید اعلام نموده اوباما برای حفظ روند مذاکرات، مخالف این سخنرانی است. این امر نشان میدهد که حتی متحدان دیرینه رژیم صهیونیستی نیز خریدار سخنان وی نیستند.
نکته بسیار مهم واکنش جهانی به این سخنرانی است. بسیاری از محافل رسانهای و سیاسی جهان تأکید دارند که سخنان نتانیاهو ارزش پرداختن ندارد و صرفاً یک بلوف تبلیغاتی است که برای رؤیاپردازیهای وی صورت میگیرد. چنانکه نقاشی نتانیاهو در سازمان ملل مورد تمسخر همگان قرار گرفت. ادعاهای وی در باب سخنرانی در کنگره نیز به همین سرنوشت دچار شده است. این روند نشانگر تزلزل شدید صهیونیستها و توجه جهانی به حقانیت ایران است. به عبارتی واکنشهای جهانی نشان میدهد که جهان اعتماد گستردهای به حقانیت مواضع ایران مبنی بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهایاش دارد در حالی که به ادعاهای ضد ایرانی صهیونیستها و البته آمریکاییها که تلاش دارند تا از برگه نتانیاهو برای اعمال فشار بر ایران بهره گیرند هیچ توجهی ندارند. در همین رابطه پایگاه آمریکایی «لیوینگستن دیلی» در گزارشی دعوت از بنیامین نتانیاهو را نقض اصل تفکیک قوا بین کنگره و رئیسجمهور مندرج در قانون اساسی آمریکا توصیف کرد. در گزارش این پایگاه آمده است: «جان بینر رئیس مجلس نمایندگان وقتی از بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل برای صحبت درباره ایران در نشست کنگره دعوت کرد، کاری بیش از نقض پروتکلهای قانونی انجام داد او اصل تفکیک قوا بین کنگره و دولت را در مسائل خارجی نقض کرد.»
نکته قابل توجه آنکه مسئله سخنرانی نتانیاهو در کنگره بیش از هر چیز برگرفته از جنگ درونی میان جمهوریخواهان و دموکراتها است، چنانکه «پولیتکو» در گزارشی خبر داد بسیاری از دموکراتها به صورت خصوصی تهدید کردهاند در سخنرانی سوم مارس نتانیاهو در کنگره حضور نمییابند. این امر زمانی بیشتر آشکار میشود که دموکراتها در سخنان خود در باب تهدیدات نتانیاهو در قبال ایران سخنی نمیگویند و صرفاً از دعوت جمهوریخواهان از نتانیاهو انتقاد میکنند.
آمریکا به دنبال چیست؟
جمع این جملات و سایر مواضعی که مقامات آمریکایی در قبال ایران اتخاذ کردهاند هدف آمریکا از ادامه مذاکرات را چنین نشان میدهد: «عدم لغو تحریمها و جابهجا کردن آن با ادعای عدم افزایش تحریمها، توقف فعالیتهای هستهای ایران و پیوند زدن مذاکرات به امنیت رژیم صهیونیستی که اساس آن را نیز حذف برنامههای موشکی جمهوری اسلامی و تبدیل ایران به کشوری خنثی در منطقه با دور ساختن آن از مقاومت تشکیل میدهد.» این حقایق زمانی آشکارتر میشود که اوباما تصمیم سخت را مقابله با تحریمهای جدید کنگره با وتو عنوان میکند، کنگرهای که به دلیل اختلافات گسترده عملاً تهدیدی برای مواضع اوباما در مذاکرات نیست. ادعای اوباما برای واقعی نشان دادن تقابلش با کنگره اگر از روی حسننیت و گامی برای اعتمادسازی باشد، به جای استفاده از واژه وتوی تحریمهای جدید باید اصل وتوی تحریمهای گذشته و لغو یکجانبه تحریمها به عنوان اقدامی اعتمادساز را مطرح سازد، حال آنکه اوباما نه تنها اکنون، بلکه در طول شش سال ریاستجمهوری خود هرگز از چنین واژهای استفاده نکرده است.
رویکرد ضدایرانی آمریکا زمانی آشکارتر میشود که جنیفر ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در واکنش به اعلام ایران مبنی بر پرتاب موفق ماهواره فجر، مدعی شد برنامه موشکی ایران یک تهدید جدی علیه منطقه غرب آسیا است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بدون اشاره به ماهیت علمی ماهوارههای ایرانی، اعلام کرد در مذاکرات هستهای همواره در مورد موشکهای ایرانی و توانایی حمل کلاهک هستهای با طرف مقابل صحبت شده است و از این پس هم توانایی موشکی ایران، در مذاکرات مورد بحث قرار خواهد گرفت.
البته این ادعای ساکی چندان دوامی نیاورد و دکتر عباس عراقچی، عضو ارشد گروه هستهای ایران، مردود بودن زیادهخواهی آمریکا را برملا ساخت، وی با تأکید براینکه برنامه موشکی ایران ماهیت کاملاًً دفاعی دارد، تصریح کرد: جمهوری اسلامی به هیچ عنوان مسائل دفاعی کشور را قابل مذاکره نمیداند و در مورد آن حاضر به گفتوگو با هیچ طرف خارجی نیست.
ابهام در صداقت رفتاری آمریکا در مذاکرات و ابهام در تقابل ادعایی میان کنگره و کاخ سفید زمانی آشکارتر میشود که آمریکاییها همچنان بهدنبال فضاسازی منفی در قبال مذاکرات و رفتارهای مغایر با خطوط قرمز ایران است. اقداماتی که بیشتر برای ایجاد فضای دوقطبی در ایران در قبال مذاکرات و فشار بر گروه هستهای صورت میگیرد.
برای نمونه خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول برخی کارشناسان مینویسد: منتقدان گفتوگوهای هستهای در کنگره احتمال دارد با این طرح بهشدت مخالفت کنند، چراکه آنها کاهش کارایی سانتریفیوژها را اقدامی با امکان «بازگشتپذیری سریعتر» نسبت به کاهش تعداد این دستگاهها میدانند. منابع مورد استناد آسوشیتدپرس ادعا کردهاند در طرح جدید بخش اعظم سانتریفیوژهای ایران فعال باقی خواهند ماند، اما آرایش آنها برای کاستن از میزان اورانیوم غنیشده تولیدی آنها تغییر خواهد کرد. ممکن است به علاوه از ایران خواسته شود بخش زیادی از اورانیوم غنیشده خود را به کشوری دیگر منتقل کند. در نمودی دیگر یک شبکه رادیویی صهیونیستی مدعی شد ایران و آمریکا به توافقی نزدیک شدهاند که بر اساس آن تهران در ازای تضمین ثبات منطقهای از تعداد زیادی سانتریفیوژ برخوردار خواهد بود. به گفته رادیو رژیم صهیونیستی مقامات اروپایی در روزهای اخیر به مقامهای رژیم صهیونیستی اعلام کردهاند که ایران و آمریکا به توافقی نزدیک شدهاند که به تهران اجازه خواهد داد تعداد زیادی از سانتریفیوژها را در ازای تضمین ثبات منطقهای حفظ کند.
مجموع این خبرسازیها در حالی صورت میگیرد که موارد ادعایی، از خطوط قرمز ایران بوده و گروه هستهای همواره بر پایبندی به آنها تأکید داشته و دارد. با توجه به رفتارهای آمریکا میتوان گفت واژه وتو در جملات اوباما ادعاهایی بدون پشتوانه و صرفاً سیگنالهای انحرافی برای فریب افکار عمومی یا به عبارتی همان بزک کردن چهره آمریکا نزد ملت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران بوده است که هدف نهایی آن دور ساختن ایران از خطوط قرمز و امتیازدهی به آمریکا بدون گرفتن امتیاز است. در حالی که گام اول اوباما برای اعتمادسازی و نشان دادن صداقت آمریکا در مذاکرات، لغو تمام تحریمها پیش از توافق نهایی است، نه ادعای عدم افزایش تحریمها. نکته بسیار مهم آنکه در تحریمهای اخیر مصوب کمیته بانکداری سنا، دموکراتها نیز جزو رأیدهندگان بودند که صداقت کاخ سفید در مقابله با تحریمهای کنگره را با تردید مواجه میسازد.
بر این اساس اقدام مجلس شورای اسلامیدر تصویب مصوبهای در برابر اقدام احتمالی آمریکا در باب تحریمها گامی مثبت در حمایت از گروه هستهای است که پاسخی به بهرهبرداری دولت آمریکا از کنگره برای رسیدن به اهداف خود در مذاکرات است. اقدام مجلس در برابر کنگره نشانگر یک اصل مهم است و آن، اینکه برخلاف آمریکاییها که درگیر بازیهای سیاسی و حزبی هستند و حتی میتوان تحرکات اخیر آنها را بر گرفته از درگیریهای حزبی دانست، درون ایران اتحاد واحدی میان تمام ارکان نظام و جامعه در حفظ حقوق هستهای و حمایت از گروه هستهای در برابر فشارها وجود دارد. اتفاقنظری که دست برتر ایران در مذاکرات را به همراه دارد حمایت دستگاه قانونگذاری از قوه مجریه در روند مذاکرات با تصویب قانون پیشگفته است که مؤلفهای مهم است که دستاوردهای آن در مذاکرات آتی نمود بیشتری خواهد داشت، چرا که این پیام را برای طرفهای مقابل دارد که وحدت و یکپارچگی سراسری در موضوع هستهای وجود دارد و همگان در کنار گروه هستهای برای مقابله با زیادهخواهیها قرار دارند و سیاست تهدید و تحریم سیاستی سوخته است که هرگز به نتیجه نخواهد رسید.