قاسم غفوری
راهبرد امنیت ملی آمریکا با چارچوب به اصطلاح مبارزه با تروریسم و نیز درخواست بودجه 8/8 میلیارد دلاری برای مبارزه با تروریسم در بودجه سال 2015 در این کشور، در حالی صورت گرفت که پس از انتشار خبر قتل تبعه ژاپنی و نیز سوزاندن خلبان اردنی به دست داعش محافل رسانهای و سیاسی آمریکا اظهارات بسیاری مبنی بر تشدید حملات علیه داعش داشته و حتی سخن از اقدام نظامی و اعزام نیرو به اردن به میان آمده است. در همین چارچوب اوباما، رئیسجمهور آمریکا در دیدار با پادشاه اردن از همکاری گسترده با این کشور برای مبارزه با داعش خبر داد. کری، وزیر امور خارجه آمریکا نیز در نشست امنیتی مونیخ بار دیگر محوریت آمریکا در مبارزه با تروریسم و لزوم همگرایی جهانی با آمریکا برای تحقق این امر را مطرح کرد!
با توجه به اینکه در طول ماههای اخیر ائتلاف ضد داعش با محوریت آمریکا اقدامی جدی در مبارزه با تروریسم صورت نداده، این سؤال مطرح میشود که چرا آمریکا چنین رویکردی را در پیش گرفته و اهداف نهایی آن چیست؟
بخشی از پاسخ به این پرسش را در نشست امنیتی مونیخ میتوان مشاهده کرد. آمریکا با برجستهسازی مسائل جهان از جمله مسئله اوکراین، داعش و برنامه هستهای ایران، خود را محور تحولات جهانی و ناجی بشریت معرفی میکند که سایر کشورها نیز پیرو آن هستند. تحرکات صورت گرفته پس از جنایات اخیر داعش با محوریت سوزاندن سرباز اردنی و چندین عراقی و سوری را میتوان اقدامی از سوی آمریکا برای فضاسازی در نشست مونیخ دانست که سناریوی ساختگی بودن جنایات داعش برای اجرایی شدن طرح آمریکا در نشست مونیخ را بیش از پیش تقویت میکند. این امر زمانی آشکارتر میشود که محور سخنان نمایندگان آمریکا از جمله کری، وزیر امور خارجه در مونیخ حول محور داعش و نظامیگری در منطقه بود.
نکته دیگر آنکه، سربریدن و سوزاندن اتباع ژاپنی و اردنی بهعنوان متحد آمریکا بازتاب منفی در میان متحدان آمریکا داشته است، از این رو آمریکا با برجستهسازی طرحهای مبارزه با داعش سعی اطمیناندهی به متحدان خود در تأمین امنیت آنها دارد تا همچنان آنها را در کنار خود حفظ کرده و مانع جدایی آنان شود. در تحولات منطقه دو نکته مهم مشاهده میشود.
نخست؛ دستاوردهای گسترده ارتش و بسیج مردمی عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم است که جایگاهی جهانی برای آنان و مقاومت رقم زده است. دوم؛ شکستهای سنگین داعش و النصره به عنوان مهرههای آمریکا در منطقه است که تهدیدی برای سلطهگری آمریکا است. هر دو این تحولات، تهدیدی برای هژمونی و اهداف بحرانساز آمریکا در منطقه قلمداد میشود.
آمریکا با تشدید فضای ادعایی درباره مقابله با داعش و حتی اعزام تعدادی نیرو به اردن در کنار مصادره دستاوردهای عراق و سوریه به دنبال ایجاد محیطی امن برای تروریستها در مرزهای اردن است. آمریکا با ادعای مقابله با داعش مانع ورود ارتش عراق و سوریه به مرزهای اردن میشود که نتیجه آن ایجاد شدن محیطی امن برای تروریستها است. در حوزه عراق و سوریه و حتی مرزهای ترکیه، ارتش عراق و سوریه و نیروهای مردمی توانستهاند شکستهای سنگینی به تروریستها وارد کنند و عملاً حلقه محاصره را تنگتر سازند.
در لبنان و مرزهای این کشور با سوریه نیز حزبالله مقابل تروریستها ایستاده است. صرفاً مرزهای جولان برای حمایت صهیونیستها از تروریستهای داعش و النصره باقی مانده بود که عملیات حزبالله در قنیطره و شبعا این منطقه را نیز از حوزه تروریستها خارج کرد. اکنون تنها یک حوزه برای حمایت غرب از تروریستها وجود دارد و آن، منطقه مرزهای اردن با سوریه و عراق است. اکنون اردن خواسته یا ناخواسته گرفتار بازی آمریکا شده است، بهگونهای که آمریکاییها به بهانه انتقام خون خلبان اردنی و تبعه ژاپنی، حضور نظامی در این کشور را اجرایی میسازد، در حالی که این حضور ایجادکننده منطقه امن برای تروریستها در مرزهای اردن با سوریه و عراق میشود. طرحی که آمریکا در منطقهای مانند کوبانی، جولان و قلمون و عرسال بهدنبال آن بود، اکنون در مرزهای اردن پیگیری میشود. این سناریو زمانی تقویت میشود که منابع خبری ماهها پیش از حضور نیروهای آمریکایی و انگلیسی و بهتازگی ژاپنی در این منطقه خبر دادند. آمریکاییها با ادعای آموزش مخالفان سوریه و مقاله با داعش در مرزهای اردن به ایجاد فتنهای جدید در منطقه میپردازند، چرا که اگر آنها واقعاً بهدنبال مقابله با قاتلان خلبان اردنی بودند به حمایت از ارتش عراق و سوریه میپرداختند نه آنکه به آموزش معارضان سوری بپردازند که در جمع تروریستها قرار دارند و از عوامل کشتارها در منطقه و تأمینکننده منافع صهیونیستها هستند.
نکته قابل توجه آنکه، آمریکا در ادامه رفتارهای تبلیغاتی 18 فوریه را زمان میزبانی نشست مبارزه با تروریسم اعلام کرد. در باب این نشست، چند نکته قابل توجه است اولاً؛ میزبان این نشست آمریکایی است که از یکسو ایجادکننده گروههای تروریستی است، چنانکه هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق آمریکا رسماً به تشکیل القاعده و داعش اذعان کرده است.
از سوی دیگر آمریکا این روزها نیز که ادعای تشکیل ائتلاف ضد داعش را مطرح کرده، همچنان به ارسال سلاح برای آنان میپردازد که نمونه آن را در کوبانی سوریه و نیز فلوجه و الرمادی عراق میتوان مشاهده کرد. بر این اساس، آمریکا رسماً صلاحیت برگزاری چنین نشستی را نداشته و حتی خود به عنوان محور تروریسم باید مورد بازخواست قرار گیرد. آمریکا برای تقویت تروریسم با اعمال فشار بر کشورهای عربی، آنها را به تأمین منابع مالی و تسلیحاتی تروریستها سوق میدهد.
ثانیاً؛ از دعوتشدگان به این نشست، رژیم صهیونیستی عنوان شد؛ رژیمی که از یکسو خود، محور تروریسم دولتی است و از سوی دیگر، حامی اصلی تروریستها است، چنانکه زخمیهای النصره و داعش در بیمارستانهای این رژیم مداوا میشوند. صهیونیستها برای حمایت از تروریستها چندین نوبت سوریه را بمباران کردهاند. حضور چنین رژیم جنایتکاری در این نشست، گواهی بر عدم صداقت آمریکا در مبارزه با تروریسم و حتی طراحی آن برای پاکسازی چهره رژیم کودککش صهیونیستی است. جالب و قابل توجه آنکه، آمریکا با قرار دادن کشورهای عربی و صهیونیستها در کنار یکدیگر، به دنبال ایجاد سازش امنیتی عربها با صهیونیستها است که خیانتی دیگر به فلسطین و رهایی صهیونیستها از مجازات جهانی به جرم کشتار ملت فلسطین است. آمریکا با این نشست به دنبال ابعاد جدیدی از سیاستهای سلطهگرایانه است، در حالی که در ظاهر، ادعای تلاش برای امنیت جهانی را سر میدهد.
به هر تقدیر، آنچه در اردن روی داد، بهانهای شد برای آغاز دور جدید تحرکات آمریکا در منطقه که حلقه تکمیلی آن نیز انتشار راهبرد امنیت ملی آمریکا برای سال 2015 بود که بهانهای برای نظامیگریهای جدید آمریکا است.