تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۷۲۹۸۵
«مردم امروز» گرم شدن بازار سیاست داخلی را بررسی می‌کند

به سوی دموکراسی، به سوی گفت‌و‌گو


محمدجواد روح / دبیر گروه راهبرد

انتشار روزنامه «مردم امروز» در حالی آغاز می‌شود که در هفته‌های اخیر نشانه‌ها و نمادهایی امیدوارکننده از رونق و بهبود در حوزه سیاست داخلی به چشم می‌آید؛ نشانه‌ها و نمادهایی از طرح مواضع صریح و انتقادی از سوی فعالان سیاسی و نیروهای اجتماعی و مهم‌تر از آن، محدود و متوقف نماندن فضای سیاسی در حلقه محدود و معدود تندروهای پر سروصدا. آنچه می‌توان و باید از آن استقبال کرد و به سهم خویش در تعمیق و توسعه آن کوشید.

گفت‌و‌گوی تاریخی

1‌- مصاحبه اخیر سیدمحمد خامنه‌ای با هفته‌نامه «رمز عبور» هر چند شبهه‌ها و شائبه‌هایی عموما فاقد استناد و پایه و اساس را مطرح کرد، اما بستر و زمینه‌ای بود برای طرح مواضع جریان‌های مختلف در قبال موضوعی تاریخی. از یک سو هاشمی رفسنجانی و روحانیون سنتی همسو با او (همچون سیدمهدی طباطبایی، محمدرضا عباسی‌فرد، رسول غرویان، عبدالرحیم اباذری و...) به این اظهارات واکنش نشان دادند و ضمن تکذیب ادعاها، انگیزه‌ها و انگیخته‌هایی را برای طرح آن برشمردند. فراتر از این، جریان‌های معترض و متعرض به هاشمی رفسنجانی همچون حسین شریعتمداری در کیهان، پرویز امینی در سایت فردا و... نیز پس از مدتی سکوت – خواسته یا ناخواسته – وارد عرصه شدند و از موضع خاص خود، به رد ادعاهای گوینده پرداختند و البته بر مرزبندی هویتی – سیاسی با هاشمی نیز پای فشردند.

فارغ از محتوای بحث، این که موضوعات و رخدادهای سیاسی دهه اول انقلاب از هاله تقدس خارج شود و رنگ نقد و بازبینی و بازخوانی بگیرد، اتفاقی است که در دهه چهارم انقلاب بیش از پیش نیاز به آن احساس می‌شود. در کشورهای دموکراتیک معمولا با گذشت سه تا پنج دهه از رخدادها و حوادث، اسناد تاریخی و حتی امنیتی مربوطه رسما منتشر می‌شود و در اختیار افکار عمومی قرار می‌گیرد. طبعا نیروهای سیاسی و مسئولان حکومتی درگیر با این قضایای تاریخی در قبال آن موضع دارند و در پی انتشار اسناد، به بحث و گفت‌و‌گو یا ارائه اسناد و مستندات خود می‌پردازند و در نتیجه، گفت‌وگویی عمومی حول مساله‌ای تاریخی شکل می‌گیرد.

در ایران نیز تلاش‌هایی در این جهت صورت گرفته است. نهادها و دستگاه‌هایی چون وزارت اطلاعات، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و... در این جهت تلاش‌هایی را صورت داده‌اند؛ اما جایگاه رسمی این نهادها، کمتر زمینه مباحثه و انتقاد یا ارائه روایت‌های متمایر را فراهم می‌کند. شاید از این رو باشد که به ویژه در سال‌های اخیر خاطرات هاشمی رفسنجانی نقش پررنگ‌تری را در دامن زدن به مباحث تاریخی انقلاب ایفا کرده است. هاشمی رفسنجانی به عنوان چهره‌ای که موقعیت کارآمد و نسبت موثر او با نظام مستقر – چه از سوی پوزیسیون و چه اپوزیسیون – قابل انکار نیست و در عین حال، از اتخاذ موضع انتقادی در قبال گفتمان‌هایی از دو سو که آنها را «تندرو» می‌داند، ابایی ندارد؛

ارائه‌دهنده روایت‌هایی است که طبیعتا با بازتاب و بازخورد سیاسی مواجه می‌شود. به عبارت دیگر، خاطرات هاشمی در مقام نوعی گفتمان‌سازی سیاسی عمل کرده که پادگفتمان‌های خود را نیز آفریده است. این پادگفتمان‌ها شامل مجموعه نیروهایی است که در نزدیک به چهار دهه‌ای که از استقرار جمهوری اسلامی در ایران می‌گذرد، گاه در موضع انتقادی در قبال هاشمی قرار داشته‌اند و زمانی دیگر در اتحاد و ائتلاف با او قرار گرفته‌اند. در واقع، در سیاست‌ورزی هاشمی‌رفسنجانی نه دوست دائمی و نه دشمن دائمی وجود نداشته است و نیروهای مختلفی با او به پیوست و گسست رسیده‌اند.

در عین حال، شخص هاشمی نیز با آن که همواره خود را در میانه و موضع اعتدال تصویر می‌کند؛ اما عملا روندی از چپ‌گرایی به محافظه‌کاری و سپس اصلاح‌طلبی و حتی دموکراسی‌خواهی را از سر گذرانده است. مجموعه این روندها، نقاط اتصال و انفکاک هاشمی از نیروهای مختلف سیاسی را شکل داده است. مباحثات اخیر با محمدتقی مصباح یزدی درباره مواضع پیش از انقلاب طیفی از روحانیون و حوزویان قم و در پس آن روایت بحث‌انگیز سیدمحمد خامنه‌ای از دهه اول انقلاب نمونه‌هایی تازه از این نوع بازخوردهای منازعات تاریخی در فضای سیاسی است که توان کنش‌گری هاشمی در عرصه سیاسی را تقویت کرده است. بازتاب این دو مباحثه تاریخی و موارد مشابه آن نشان از نیاز جامعه امروز ایران به بازخوانی گذشته و طرح مواضع متفاوت از سوی نیروهایی است که اغلب آنها دهه‌های هفتم به بعد زندگی خویش را طی می‌کنند و ممکن است سکوت آنها در قبال حوادث – به ویژه مواردی که جز پاره‌روایت‌های شفاهی مستندی درباره آنها وجود ندارد – عملا امکان دستیابی به روایت‌های دست اول و بی‌واسطه را منتفی کند.

از این منظر، در انداختن طرح گفت‌و‌گوهای تاریخی حول مباحث و ریشه‌های انقلاب از سوی نقش‌آفرینان دهه اول – فارغ از مواضع و رویکردها – حرکتی مغتنم و واجد تاثیرات مثبت در عرصه عمومی و سپهر سیاسی تلقی می‌شود و نگاه‌های کلی‌گرا – چه از موضع نفی و چه تایید – را به حاشیه می‌راند و بستر شفافیت و گفت‌و‌گو را فراهم می‌آورد. در این جهت، به جز هاشمی رفسنجانی، افرادی چون لطف‌الله میثمی، ابراهیم یزدی، محمد ری‌شهری، مرحوم آیت‌الله منتظری، مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی و مهدی کروبی از چهره‌هایی هستند که روایت‌هایی قابل توجه و بحث‌انگیز را از کارنامه سیاسی خویش و مناسبات عصر انقلاب ارائه کرده‌اند؛ راهی که شاید مخاطره‌آمیز بودن آن، بسیاری را از طی کردن آن بازداشته است. اقدام اخیر سیدمحمد خامنه‌ای گرچه با واکنش‌های منفی گسترده همراه شد؛ اما از این منظر که او نیز پایی در این میدان نهاده، به رونق فضای سیاسی کمک می‌کند.

گفت‌و‌گوی انتقادی

2‌- سخنرانی کوتاه یوسف اباذری در اواسط آذرماه در نشست انجمن جامعه‌شناسی ایران نمونه‌ای بحث‌انگیز از گفت‌و‌گوی انتقادی در عرصه سیاسی امروز ایران را شکل داد. اباذری البته به عنوان یک سیاست‌ورز حرفه‌ای شناخته نمی‌شود؛ او یک جامعه‌شناس انتقادی و استاد دانشگاه است، اما سیاست و عرصه سیاسی ملک طلق سیاست‌ورزان حرفه‌ای نیست. نیروهای مختلف اجتماعی هم حق و هم امکان و ظرفیت آن را دارند که به سیاست بیندیشند، از سیاست بگویند و سیاستمداران و سیاست‌ورزان حرفه‌ای را به نقد بنشینند. «حوزه عمومی» - چنان که هابرماس می‌گوید – یا «جامعه مدنی» - چنان که جان لاک طرح می‌کرد – صرفاً خانه احزاب و باشگاه سیاستمداران نیست؛ اما در عین حال، بستر و عرصه اصلی رابطه دولت – ملت و میدان رقابت گفتارها و پادگفتارهای سیاسی است. گفتارهایی که الزاما از سوی سیاستمدار طرح نمی‌شود؛ بالعکس سیاستمداران عمدتا مصرف‌کننده یا تاثیرپذیرنده گفتارها و ایده‌هایی هستند که روشنفکران، منتقدان و فعالان فکری و اجتماعی تولید می‌کنند.

به عبارت دقیق‌تر، سیاستمدار – به ویژه سیاستمداران درون ساخت قدرت – نه در موضع و منظر نظریه‌پردازی و تولید ایده؛ بلکه در جایگاه پاسخگویی به انتظارات و مطالبات بخش‌های مختلف جامعه – و از جمله روشنفکران، منتقدان و اهل نظر – قرار می‌گیرد. در چنین چارچوبی، گفتارهایی از نوع آن چه اباذری در بخشی از نشست انجمن جامعه‌شناسی ایران در باب «سیاست‌زدایی حکومت از جامعه» گفت؛ قابل تامل و توجه است. سخنان اباذری گرچه بی‌پرده و بی‌پیرایه بود، اما به همین اندازه نیز تاثیرگذار و تکانه‌آفرین شد. اباذری با گفتار انتقادی خود، چارچوب‌های حاکم بر سیاست‌ورزی امروز ایران را به چالش طلبید. سخن او را چه رد کنیم و چه تایید؛ در این که در میانه گفتارهای تکرارشونده سیاسی، صدایی متفاوت را بازتاب داد و مخاطبان خود را در دو سویه دولت – ملت به اندکی ایستادن در میان راه رفتن مدام واداشت، تردیدی نیست. گفت‌و‌گوی انتقادی اباذری، زمینه بحث‌هایی جدی و پردامنه را در رسانه‌ها، محافل دانشگاهی و به ویژه فضای مجازی شکل داد. از این منظر، اباذری به سهم خود به رخوت‌زدایی، تکرارزدایی و به تعبیر خود «سیاست‌زدایی از سیاست» کمک کرد و بدین سبب، اقدام او نیز همچون سیدمحمد خامنه‌ای واجد اهمیت است.

گفت‌و‌گوی سیاسی

3‌- نامه اخیر دکتر ابراهیم یزدی به وزیر اطلاعات، نمونه‌ای بارز و در نوع خود کم‌سابقه از گفت‌و‌گوی سیاسی میان سیاستمداران خارج از حکومت (اپوزیسیون) با مسئولان دولت مستقر – آن هم وزارتخانه‌ای حساس چون اطلاعات – است. نیروهای اپوزیسیون البته در مقاطع مختلف نسبت به مکاتبه با سران و مسئولان نظام سیاسی اقدام می‌کنند. این مکاتبات اما، عموما انفعالی (کنش‌پذیرانه) است و نه فعال (کنش‌گرانه). به عبارت دقیق‌تر، درخواست‌هایی تظلم‌خواهانه یا حداکثر انتقادی در سطح منازعات خرد سیاسی است که نیروی اپوزیسیون به عنوان یکی از ابزارهای حل مساله به آن دست می‌یازد.

نامه اخیر دکتر ابراهیم یزدی از این منظر متفاوت و متمایر است. یزدی در نامه خود با اشاره به بخش «جریان‌شناسی» سایت وزارت اطلاعات به نقد و ارزیابی رویکرد وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد در قبال نیروهای سیاسی که در قالب مقاله‌ای چند قسمتی در این سایت آمده، پرداخته است. دبیر کل نهضت آزادی در این نامه به تعریف و تبیین جایگاه نیروهای مخالف (اپوزیسیون) می‌پردازد و تقسیم‌بندی ساده‌انگارانه و قطبی «موافق / برانداز» را زیر سوال می‌برد و از وزیر دولت یازدهم می‌پرسد: آیا این وزارتخانه در دولت کنونی هم معتقد به همین تحلیل است؟

اقدام یزدی گامی است در جهت گفت‌و‌گو حول چارچوب‌های سیاست‌ورزی در ایران. به عبارت دیگر، اگر اباذری از موضع یک روشنفکر یا منتقد فکری – فرهنگی به نقد ساز و کار سیاست‌ورزی موجود می‌پردازد؛ یزدی در نامه خود به عنوان یک نیروی سیاسی شناخته شده، تعریف حاکم بر چارچوب‌های سیاست‌ورزی را به چالش می‌کشد. این رویکرد کنش‌گرانه از سوی اپوزیسیون، اگر با پاسخ دولت همراه شود، تجربه‌ای قابل توجه از گفت‌و‌گوی سیاسی را در کشور شکل خواهد داد؛ گفت‌و‌گویی که در آن سیاست‌ورزان دو سوی میدان سیاست (اپوزیسیون و پوزیسیون) حول مبانی و چارچوب‌های سیاست‌ورزی سخن می‌گویند و فارغ از مباحث ایدئولوژیک، در جهت «اعتدال» و «اصلاح» حوزه سیاست گام برمی‌دارند. اقدام دکتر یزدی، از این منظر واجد ارزش ویژه است.

البته جریان‌ها و رسانه‌هایی که با گفت‌و‌گو و گشایش عرصه سیاسی میانه‌ای ندارند، در واکنش به این مکاتبه به نامه منتشره از سوی وزیر وقت کشور استناد کرده‌اند؛ حال آنکه حتی به اتکای آن نیز، اعضای نهضت آزادی از فعالیت سیاسی در عرصه عمومی منع نشده و این ممنوعیت محدود به مناصب حکومتی است. چنان که تا آخرین سال حیات امام نیز این جریان از امکان فعالیت در عرصه سیاسی برخوردار بود.

گفت‌و‌گوی کارشناسی

4‌- تازه‌ترین نمونه از گفتارهای بحث‌انگیز در عرصه سیاست داخلی طی هفته‌های اخیر، با میزگرد سه تن از فعالان سیاسی کشور در دانشگاه تهران حول مباحث هسته‌ای شکل گرفت. سخنان احمد شیرزاد و صادق زیباکلام در این نشست با واکنش گسترده رسانه‌ها و فعالان سیاسی جریان راست همراه شد. این دو چهره سیاسی – دانشگاهی از معدود افرادی هستند که در مقاطع مختلف، کلیت ورود ایران به حوزه هسته‌ای را زیر سوال برده‌اند. شیرزاد البته در این زمینه با سابقه‌تر است. این استاد فیزیک دانشگاه صنعتی اصفهان در دوران نمایندگی مجلس ششم با ایراد نطقی صریح، فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به چالش کشید و از فقدان شفافیت در سال‌های نخستین این فعالیت‌ها نیز انتقاد کرد؛ اظهاراتی که با واکنش مهدی کروبی، رئیس وقت مجلس، همراه شد. اگر موضع انتقادی شیرزاد در این زمینه بیشتر فنی – تکنولوژیک است؛ زیباکلام بیشتر از منظری اقتصادی – سیاسی به نقد فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌پردازد. او معتقد است ورود ایران به این حوزه نه تنها هیچ دستاوردی نداشته و به صنعتی شدن کشور نینجامیده، بلکه روند توسعه کشور را دستخوش تهدیدها، آسیب‌ها و تحریم‌های گسترده کرده است.

زیباکلام سال گذشته نیز همین مضامین را در قالب پرسش‌هایی خطاب به حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، مطرح کرده بود که به صدور حکم یک سال زندان وی انجامید؛ حکمی که بعدها به جریمه نقدی کاهش یافت. با این حال و علیرغم تجربه‌های قبلی، شیرزاد و زیباکلام بار دیگر به طرح صریح مواضع خود درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران پرداختند. فارغ از آن که این نقدها را درست بدانیم یا نادرست شماریم؛ به نظر می‌رسد گشودن بستر گفت‌و‌گوهای کارشناسی حول مسائل کلان و ملی امری ضروری است. هر چند مساله هسته‌ای با امنیت و منافع ملی کشور گره خورده؛ اما امنیتی کردن آن و جلوگیری از طرح دیدگاه‌ها و مواضع مختلف در چارچوب منافع ملی کمکی به حل مساله نمی‌کند نتیجه فضای بسته دوران احمدی‌نژاد و تعطیل شدن بازار بحث و گفت‌و‌گو در قبال مساله هسته‌ای (چه در بعد فنی و تکنولوژیک، چه منظر اقتصادی و حتی در بعد سیاسی – دیپلماتیک) امروز کاملا ملموس است.

حتی جریان‌هایی که در آن زمان مدافع و حامی دولت و تیم هسته‌ای وقت بودند، نه تنها امروز حاضر به دفاع از نتایج آن سیاست‌ها نیستند؛ بلکه می‌کوشند با ارائه اسناد و مدارک آنچنانی، تقصیر تحریم و انزوای سیاسی کشور را به گردن مخالفان بیندازند؛ حال آن که اصلاح‌طلبان از ابتدای کار دولت احمدی‌نژاد و با مشاهده ماجراجویی‌ها و خیال‌پردازی‌های او در عرصه سیاست خارجی، نسبت به تبعات آن هشدار می‌دادند و بارها و بارها از هزینه سنگین ارجاع پرونده هسته‌ای ایران از شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل سخن گفتند. این هشدارها و انذارها نه تنها شنیده نشد؛ بلکه اصلاح‌طلبان به «مرعوب بودن در قبال دشمن» و «ترس از تحریم» متهم شدند. تحریم‌هایی که رئیس دولت قبل آن را «کاغذ پاره» می‌خواند و اتفاقا بابت همین بی‌توجهی به تبعات سیاست خارجی ماجراجویانه خود در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری 88 مورد نقد جدی قرار گرفت.

حال اما حامیان همان سیاست‌ها در دانشگاه تهران مدعی اسنادی می‌شوند که حاکی از «تشویق غرب به تحریم» از سوی همان مخالفان و رقبای سیاسی است. فارغ از میزان راستی و درستی این مدعیان، سخن این است که اگر دلواپسان حق طرح چنین مواضعی را در سطح دانشگاه‌ها و مطبوعات دارند؛ حداقل انصاف و عدالت سیاسی حکم می‌کند منتقدان و مخالفان این سیاست‌ها – و از جمله جریان‌ها و چهره‌های منتقد فعالیت‌های هسته‌ای – نیز از این تریبون‌ها برخوردار شوند و بتوانند مواضع و نقدهای کارشناسی خود را بیان کنند. طبعا دانشجویان و دانشگاهیان – به عنوان مخاطبان اصلی این نشست‌ها – دارای آن سطح از ظرفیت و بصیرت هستند که بتوانند میان گفتارهای متفاوت، داوری کنند و موضع بگیرند. از طرف دیگر، جریان‌های مخالف نیز دارای آن سطح از تریبون و رسانه هستند که ادعاهای افرادی چون شیرزاد و زیباکلام را به نقد و نفی بکشند و حتی بدون ترس و واهمه، آنها را به «وابستگی» و «بلندگویی دشمن» متهم کنند.

از این منظر، اظهارات اخیر شیرزاد و زیباکلام را نیز باید به دیده مثبت نگریست و از این که آنها هزینه‌های احتمالی ورود به این حوزه را پذیرا شده‌اند، استقبال کرد و زمینه گفت‌و‌گوهای کارشناسی – هر چند صریح و بی‌پرده – حول اصلی‌ترین مسائل و موضوعات ملی کشور را فراهم کرد. به ویژه آن که طرح مواضع متفاوت در عرصه عمومی کشور (از مواضع دلواپسان گرفته تا شیرزاد و زیباکلام) عملا مذاکره‌کنندگان ایرانی را در موضع بالاتری قرار می‌دهد و آنان در پای میز مذاکرات، به وجود فضای باز در داخل و وجود دیدگاه‌های مختلف در قبال مساله هسته‌ای اشاره می‌کنند؛ حال آن که اگر فضا تکصدایی و صرفا در اختیار دلواپسانی باشد که در ادعاهای خود حتی خاموش شدن یک سانتریفیوژ را هم برنمی‌تابند، مذاکره‌کنندگان با موضعی انفعالی به پای میز مذاکره می‌روند و این تصویر و تصور نزد طرف مقابل شکل می‌گیرد که ظریف و یاران او نمایندگان واقعی نظام سیاسی نیستند؛ چرا که اگر موضع واقعی نظام مذاکره و تعامل با جهان باشد، نباید صرفا عرصه داخلی را به تندروهایی واگذارد که حاضر به هیچ انعطافی نیستند.

آن‌چه در این بررسی آمد؛ نگاهی گذرا به چهارگونه گفت‌و‌گوی بحث‌انگیز در هفته‌های اخیر بود. نگارنده از ورود محتوایی به مباحث (به ویژه در موضوع دامنه‌دار و تاریخی مابین سیدمحمد خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی) خودداری کرد و استقبال او از اقدام محمد خامنه‌ای و دیگر چهره‌های مورد اشاره در این مقاله، صرفا از منظر گشایش باب گفت‌و‌گو بوده است. بابی که هر چه در حوزه‌های مختلف گشوده بماند و عمق و دامنه بیشتری پیدا کند، زمینه ورود طیف گسترده‌تری از نیروهای سیاسی و بدنه اجتماعی آنها را به عرصه سیاست‌ورزی مسالمت‌جویانه فراهم می‌کند. مباحث جدی دیگری نیز در کشور مطرح است که با کنار گذاشتن عینک‌های امنیتی و تبدیل آن با مباحث سیاسی می‌تواند محل گفت‌و‌گو واقع شود و از آسیب تک‌صدایی و برخوردهای یک‌سویه مصون بماند. فراهم کردن بستر چنین گفت‌و‌گوهایی وظیفه مشترک دولت و ملت، سیاستمداران و نخبگان است. صفحات «راهبرد» مردم امروز نیز می‌کوشد به سهم خود بستر و فرصتی باشد به سوی دموکراسی گفت‌و‌گویی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات