تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۷۲۹۹۴
مردم امروز بازگشت احمدی‌نژاد به قدرت را بررسی می‌کند

نرفته بود که برگردد...


اعظم ویسمه/ گزارشگر گروه راهبرد

آیا محمود احمدی‌نژاد به عرصه سیاست بازگشته است؟ آیا او و جریانش داعیه قدرت در سر دارند؟ احمدی‌نژاد چطور می‌تواند معادلات جریانات سیاسی را برهم زند؟ بازگشت احمدی‌نژاد چرا اصولگرایان را نگران کرده است؟ چطور سایه حضور احمدی‌نژاد بر سر دولت روحانی سنگینی می‌کند؟ درست یک سال و هشت ماه از روزی که محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی نوروزی خود گفت: «هر قدر هم که این زمستان سرسخت باشد، نمی‌تواند مانع آمدن بهار باشد؛ بهار می‌آید»، گذشته است. «بهار» آن روزها تبدیل به شعار انتخاباتی رییس دولت وقت و کاندیدای مورد حمایتش، اسفندیار رحیم‌مشایی، برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم بود. این گونه بود که آن زمان تحلیلگران از تلاش احمدی‌نژاد برای ماندن در قدرت و بازگشت او سخن گفتند. یک سال و شش ماه پس از ترک کرسی ریاست جمهوری، هنوز همان حرف و حدیث‌ها درباره بازگشت احمدی‌نژاد و جریان او به قدرت در رسانه‌ها ادامه دارد، اما این روزها کمی پررنگ‌تر!

محمود احمدی‌نژاد، سه‌شنبه گذشته راهی امامزاده مشهد اردهال کاشان شد تا در مراسم عزاداری بیست و هشتم صفر شرکت کند. این بار حامیان او که براساس گزارش سایت‌های منسوب به احمدی‌نژاد و طرفدارانش کم هم نبوده‌اند، آمده بودند تا بگویند: «شعار هر چی مَرده، احمدی برمی‌گرده». این آخرین نشانه‌های تلاش جریان احمدی‌نژاد برای بازگشت او به قدرت در ماه‌های اخیر نبود؛ آن گونه که سایت‌های نزدیک به این جریان خبر دادند احمدی‌نژاد با اعضای جبهه پایداری جلسه مشترکی برگزار کرد تا در آنجا بگوید که اگر احساس وظیفه کند به قدرت برخواهد گشت. پیش از این نیز برخی از چهره‌های رسانه‌ای طرفدار احمدی‌نژاد، ‌همچون عبدالرضا داوری در صفحه فیس بوک خود خطاب به حسن روحانی نوشته بود که احمدی‌نژاد برمی‌گردد و ریاست دولت دوازدهم را بر عهده می‌گیرد؛ حتی سخنان اسفندیار رحیم‌مشایی در کناره‌گیری از سیاست و دوری از احمدی‌نژاد برای نزدیکی اصولگرایان به او نیز زمینه‌ساز بازگشت او ارزیابی شد، اما تاکنون همه اقدامات این جریان به نوعی تنها سیاسیون و کنشگران این عرصه را درگیر کرده بود. اکنون احمدی‌نژاد به میان مردم برگشته است. پس از رفتن از پاستور، ‌او تلاش کرده ارتباطش را با مردم قطع نکند اما برگزاری تجمعات حمایتی گسترده همراه با شعارهایی برای بازگشت او، اقدامی جدید و گام رو به جلویی از سوی این جریان برای کشاندن این موضوع به سطح مردم و افکار عمومی محسوب می‌شود؛ شیوه‌ای که پیش از این نیز در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به کار گرفته می‌شد. استارت سفرهای استانی او نیز در همین راستا قابل ارزیابی است؛ اما چرا این تحرکات امروز بیش از هر زمانی مورد توجه قرار گرفته است؟ پاسخ به این سوال و سوالات مطرح شده در ابتدای این گزارش نیاز به بررسی فعالیت‌های این جریان در دوران پس از  ریاست جمهوری احمدی‌نژاد دارد.

احمدی‌نژاد خط قرمزها را نشکست

طرح موضوع بازگشت احمدی‌نژاد و جریانش در رسانه‌ها و برخی تحلیل‌ها اشتباه به نظر می‌رسد؛ از آن جهت که بررسی عملکرد احمدی‌نژاد در پایان دوران ریاست جمهوری و در یک سال و چند ماه گذشته نشان می‌دهد که او هیچ گاه از عرصه سیاست کناره‌گیری نکرد که امروز دوباره به عرصه برگردد. در پایان دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بود که اصولگرایان خط و ربط خود با او را به شدت تکذیب و راه‌شان را جدا کرده بودند. در این دوران حمایت احمدی‌نژاد از کاندیداتوری اسفندیار رحیم‌مشایی در انتخابات ریاست جمهوری،‌ اختلافات را به اوج رسانده بود. بسیاری از اصولگرایان پیش‌بینی واکنشی تند از سوی احمدی‌نژاد در برخورد با این مساله را داشتند. برخی عنوان می‌کردند احمدی‌نژاد انتخابات را برگزار نمی‌کند و دست به مقاومت می‌زند؛ برخی از تبدیل او به اپوزیسیون داخل نظام می‌نوشتند و برخی از تمدید دوران ریاست جمهوری او با تغییر قانون اساسی سخن گفتند. این تحلیل‌ها شاید نیم‌نگاهی به بی‌پروایی‌های احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش داشت؛ رییس دولتی که به نشانه اعتراض 11 روز در خانه نشست و به پاستور نرفت. این گونه بود که همه منتظر رخداد غیر منتظره‌ای از سوی احمدی‌نژاد بودند اما هیچ یک از پیش‌بینی‌ها رنگ واقعیت به خود نگرفت. احمدی‌نژاد واکنش تندی نشان نداد و انتخابات را برگزار کرد. حزب نزد اما حلقه نزدیک به خود را در دفتری جمع و جلسات منظمی برپا کردند. هیچ گاه به اپوزیسیون تبدیل نشد و برخلاف تصورات، حمله تندی به دولت منتخب نداشت. برخلاف دوران ریاست جمهوری‌اش مرتب در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام حاضر شد. با عنوان «خادم ملت» نامه‌های رسمی نوشت و در مراسم رسمی مختلف در کنار چهره‌های لشگری و کشوری حاضر شد.

سیاست رسانه‌‌ای قوی

حضور احمدی‌نژاد به تنهایی برای فعالیت سیاسی کفایت نداشت. او و جریانش نیز تنها به این حضور در صحنه اکتفا نکردند. هر فعالیت سیاسی نیازمند بودجه مالی و رسانه است؛ نکته‌ای که از دید آنها برخلاف برخی رقبای‌شان پنهان نمانده است. رشد وسیع سایت‌های خبری و وبلاگ‌های حامی احمدی‌نژاد و مشایی، اخباری بود که در پایان دوران ریاست جمهوری او مورد انتقاد منتقدان دولتش بود؛ گرچه همه این سایت‌ها امکان حیات نیافتند و برخی از آنها غیر فعال شدند؛ اما به حد کفایت برای پوشش اخبار این جریان و خبرسازی فعال ماندند. سایت‌های خبری تحلیلی آیین‌نیوز، دولت بهار،‌ رییس‌جمهور ما، میدان 72، متین‌نیوز و نسیم بهاری تنها چند نمونه از سایت‌های خبری این جریان است که علاوه بر پوشش اخبار جریان احمدی‌نژاد و حمایت از عملکرد او در دوران ریاست جمهوری در این مدت حمله به منتقدان و دولت اعتدال را نیز در دستور کار خود داشته‌اند. سخنان اخیر احمدی‌نژاد درباره حمایت رهبری از روی کار آمدن او در سال 84 نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. همچنین به تازگی سخنان احمدی‌نژاد در دیدار با اعضای جبهه پایداری منتشر شده که گفته: «اگر توطئه علیه رهبری شدت پیدا کند به سیاست بازمی‌گردد». این جریان اما فعالیت رسانه‌‌ای خود را محدود به سایت‌های خبری هم نکرده و با راه‌اندازی روزنامه الکترونیکی هما و فعال‌سازی صفحه‌هایی در شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی از وایبر تا فیس‌بوک و اینستاگرام، توییتر و پایگاه اطلاع‌رسانی رییس‌جمهور دوره نهم و دهم حضور پررنگی به نمایش گذاشته است. بدون تردید یکی از مهم‌ترین ابزارهای محمود احمدی‌نژاد برای مواجهه به منتقدان و مخالفانش همواره «تیم رسانه‌ای» بوده است.

توان مالی تشکیلات

در کنار حضور پررنگ رسانه‌ای، جریان احمدی‌نژاد نشان داده که مشکل مالی هم ندارد. این جریان سال 84 پیش از ورود به پاستور که با شعار ساده‌زیستی و دوری از منابع مالی هنگفت و فعالیت‌های اقتصادی وارد عرصه شد، ثروتمندانی همچون صادق محصولی را به عنوان حامی مالی پشت خود داشت. در مدت 8 سال حضور در دولت آن قدر فرصت‌های درآمدزایی و مجوزهای فعالیت اقتصادی صادر شده و فعالان اقتصادی زیادی از صدقه سر دولت نهم و دهم به درآمدهای میلیاردی رسیده‌اند که امروز بتوانند برای برنامه‌های فعلی‌شان بهره ببرند. اخباری که از تاسیس دانشگاه ایرانیان و واریز 16 میلیاردی از حساب ریاست جمهوری به حساب این دانشگاه در آخرین روز کاری احمدی‌نژاد در پاستور منتشر شد (که البته عودت داد) و اعتراضاتی که هم‌اکنون نیز اکبر ترکان به عملکرد برخی از اطرافیان احمدی‌نژاد همچون حمیدرضا بقایی در در برنگرداندن اموال دولتی در مناطق آزاد مطرح می‌کند، ‌مهر تاییدی بر بروز این تخلفات است.

احیا و حفظ پایگاه مردمی

یک مجموعه برای فعالیت سیاسی به غیر از بودجه و رسانه نیازمند پایگاه اجتماعی و مردمی است. حدود یک سال پس از تغییر دولت بود که مجموعه «هما» مخفف واژه‌های «هواداران محمود احمدی‌نژاد» اعلام موجودیت کرد؛ مجموعه‌ای که به گفته عبدالرضا داوری برای گردآوری حامیان و سمپات‌های محمود احمدی‌نژاد در همه استان‌ها و شهرستان‌ها شکل گرفت. این تنها اقدام این جریان برای ارتباط با پایگاه اجتماعی‌شان نبود. براساس اخبار منتشر شده، محمود احمدی‌نژاد چندی است سفرهای استانی خود را آغاز کرده و با سفر به شهرهای مختلف در جمع مردم حاضر می‌شود. جالب اینکه او همزمان با اولین سفر استانی حسن روحانی به استان خوزستان، راهی این استان شده و در مناطق جنگی حاضر شد تا شاید سفر استانی رییس‌جمهوری تحت‌الشعاع این حضور قرار گیرد. گزارش‌هایی نیز از فعالیت‌ گسترده حامیان رییس دولت سابق در این سفرهای استانی گزارش شده است؛ سفر به طالقان که براساس گزارش خبرگزاری ایلنا با هماهنگی یک نهاد انجام شد، برگ تازه‌ای از ادامه روابط سیاسی احمدی‌نژاد با برخی از نهادهای خاص بود. در کنار این سفرها، محمود احمدی‌نژاد هنوز در نارمک (منزل مسکونی‌اش) با مردمی که در صف ایستاده‌اند تا او را ببینند، ‌ملاقات کرده و نامه‌های آنها را دریافت می‌کند یا با حضور در حسینیه‌ها با سخنرانی‌های حساب شده به دنبال انسجام و بازسازی پایگاه اجتماعی است. این رفتارها و اقدامات بسیار مشابه تحرکات وی در سال‌های 82 تا 84 در دوران حضورش در شهرداری تهران است که ساعت‌ها به گفت‌وگوی مستقیم با مردم می‌نشست یا با لباس رفتگری به میان رفتگران شهرداری می‌رفت؛ اقداماتی که او را به یک رییس‌جمهور پوپولیست متهم کرد، اما او همواره با افتخار از این اقدامات یاد کرد. احمدی‌نژاد سال 84 برای حضور در پاستور از این اقدامات نتیجه گرفته و پس از پایان دوران ریاست جمهوری این روند را ادامه داده است.

بازگشت به دامن جبهه پایداری

یک سال و هشت ماه پس از حضور احمدی‌نژاد در پاستور می‌توان گفت که او هیچگاه از عرصه سیاست کنار نرفته که امروز رسانه‌ها از بازگشت او به سیاست بگویند. آنچه امروز موجب توجه بیش از پیش به حضور او و جریان حامی‌اش در عرصه سیاست شده، تلاش آنها برای حضور در قدرت رسمی کشور است. آنچه امروز واکنش اصولگرایان را برانگیخته و آنها را نگران بازگشت احمدی‌نژاد کرده، ‌همین اطلاع از فعال شدن این جریان برای سهم‌خواهی از قدرت است؛ موضوعی که می‌تواند اختلاف جدیدی درون اردوگاه اصولگرایی ایجاد کند و مانع از تحقق تلاش‌های جبهه راست برای رسیدن به یک اجماع در انتخابات شود. شاید از همین رو است که حسین فدایی، دبیرکل جمیعت ایثارگران در نشست خبری خود از کنار گذاشتن احمدی‌نژاد از شورای مرکزی این تشکل سخن می‌گوید. این واکنش تشکلی است که احمدی‌نژاد از درون آن سر برآورد و راهی قدرت شد. احمدی‌نژاد در بین سایر جریانات اصولگرا نیز وضعیت بهتری از این ندارد. مصباح یزدی که روزی رهبر معنوی این جریان بود و شاگردانش را راهی کابینه او کرده بود، به دلیل اختلافات شدیدی که در پایان دوره احمدی‌نژاد بین‌شان رخ داد، عملا رو در روی هم ایستادند؛ بنابراین، این جریان امروز چنین پشتوانه‌ای نیز ندارد. احمدی‌نژاد هیچگاه معتقد به تشکیل حزب نبود. او در دوران هشت ساله ریاست بر دولت همواره تشکل‌های سیاسی و احزاب را تضعیف کرد. او همچنین هر گونه نقش جریانات اصولگرایی در رسیدن به قدرت را زیر سوال می‌برد. واقعیت نیز این بود که در سال 84، جریان اصولگرایی به دنبال گزینه دیگری در انتخابات برای ریاست جمهوری بودند. ورود احمدی‌نژاد به عرصه انتخابات، معادلات آنها را برهم زد و نتیجه مورد انتظارشان را تغییر داد. احمدی‌نژاد بدون کمک احزاب و جریانات راست، پایگاه رای خود را بر طبقه مستضعف و نهادهای مذهبی همچون مساجد، تکیه‌ها و برخی ارگان‌های خاص قرار داد و با چرخش نگاه آنها در دو روز آخر موفق به کسب آرای مورد نظر شد. گرچه اصولگرایان در سال‌های اول دولت احمدی‌نژاد تلاش داشتند موفقیت او را مدیون این جریان معرفی کرده و او را برآمده از جریان اصولگرایی معرفی کنند، اما اختلاف آنها با احمدی‌نژاد در پایان دوره ریاست جمهوری‌اش، کار را به جایی رساند که هم اصولگرایان و هم احمدی‌نژاد هر گونه وابستگی و نزدیکی به هم را تکذیب کردند. احمدی‌نژاد سال 84 نیازمند حمایت این جریانات نبود؛ او با استفاده از پراکندگی آرا بین اصولگرایان و پایگاه اجتماعی بین مردم طبقه مستضعف و بخشی از طبقه متوسط با حمایت برخی از نهادها توانست به ریاست جمهوری برسد.
تحرکات اخیر این جریان اما نشان از رویکرد متفاوت‌شان در بازگشت به قدرت دارد. برگزاری نشست با جبهه پایداری اصولگرایان تندرویی که شاید بیشترین نزدیکی را به احمدی‌نژاد داشته و تا پایان دولت او حمایتشان را دریغ نکردند ـ از جمله تحرکات اخیر این جریان بوده است. به نظر می‌رسد اگر جریان احمدی‌نژاد به دنبال هم‌پیمانی برای ائتلاف و حضور در عرصه انتخابات‌ها باشد، اولین گزینه همین جبهه پایداری باشد و این موضوعی است که جبهه اصولگرایی را نگران می‌کند. اصولگرایان از مدت‌ها پیش به دنبال سازوکاری برای ایجاد وحدت بین گروه‌های مختلف خود هستند تا از تکرار حوادث انتخابات 92 و تکرار شکست تلخ برای این جریان جلوگیری کنند. امروز اما تلاش جریان احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت خود زمینه‌ساز بروز اختلافات بین این جریان است. از سوی دیگر، در هفته‌های گذشته سخنانی به نقل از اسفندیار رحیم‌مشایی منتشر شد که او از سیاست کناره‌گیری کرده و از احمدی‌نژاد فاصله گرفته تا شاید اصولگرایان به احمدی‌نژاد نزدیک شوند. این سخنان نیز به نظر می‌رسد در راستای استراتژی تازه این جریان برای جذب بخشی از جریان اصولگرایی که تنها مشکل‌شان با احمدی‌نژاد نزدیکی مشایی به او بود، باشد؛ استراتژی‌ای که از ابتدا شکست خورده به نظر رسید. پس از انتشار این سخنان بود که سایت‌های نزدیک به مشایی با رد این اخبار نوشتند: «دوری و فاصله بین احمدی‌نژاد و مشایی امکان‌پذیر نیست؛ به این دلیل که احمدی‌نژاد، تفکر مشایی را قبول دارد و این فراتر از نزدیکی دو فرد به یکدیگر است».

گرچه اظهارات نقل شده از مشایی بعید است موجب نزدیکی اصولگرایان منتقد به احمدی‌نژاد شود، اما پرده از تلاش این جریان برای نزدیکی به اصولگرایان به قیمت دوری ظاهر از هم شده است. جریان احمدی‌نژاد اما فقط به ارتباط‌گیری از اصولگرایان نپرداخته است. در این مدت اخباری مبنی بر تلاش دفتر احمدی‌نژاد برای برقراری ارتباط و دیداری با سیدمحمد خاتمی و نزدیکان وی و همچنین دیدار باسیدحسن خمینی منتشر شده است. بعید است که احمدی‌نژاد و جریانش آن قدر خوش‌بین باشند که بین اصلاح‌طلبان دنبال متحد بگردند، اما مطمئنا می‌دانند که انتشار این اخبار برای آنها حداقل بازتاب خبری و زمینه برگشت به رسانه‌ها را فراهم می‌کند.

احمدی‌نژاد و دولت روحانی

از سوی دیگر، جریان نزدیک به احمدی‌نژاد با رصد کردن تصمیمات و اقدامات دولت اعتدال در مواقع مناسب در صحنه سیاسی حاضر شده و به راحتی توانایی خودنمایی در عرصه رسانه‌ای را دارد. نمونه این حضور در بحث هدفمندی یارانه‌ها نشان داده شد؛ زمانی که اخباری مبنی بر حذف برخی از دهک‌ها از دریافت یارانه‌ به دلیل کسری بودجه مطرح شد، چهره‌های  این جریان به موضع‌گیری علیه دولت پرداختند و تلاش داشتند با مقایسه عملکرد دو دولت در پرداخت یارانه، این مساله را به نفع جریان خود مصادره کنند. این مساله در موضوع مباحث فرهنگی و اکران برخی از فیلم‌های سینمایی نیز تکرار شد؛ زمانی که حسینی، وزیر ارشاد پیشین و از اطرافیان احمدی‌نژاد، از سردمداران حمله به وزارت ارشاد دولت یازدهم شد. نامه محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی دولت احمدی‌نژاد خطاب به روحانی و هشدار نسبت به ترور میرحسین موسوی و مهدی کروبی در صورت رفع حصر نیز زمانی منتشر شد که اخباری مبنی بر رایزنی‌های دولت برای موضوع رفع حصر به گوش می‌رسید. نگرانی از تحقق یکی از وعده‌های انتخاباتی روحانی بود که منجر به نگارش نامه تند رامین از حلقه ولنجک شد. «روحانی بای بای» جمله تمسخرآمیز اما پرکنایه‌ای بود که داوری، رئیس ستاد هواداران محمود احمدی‌نژاد بر روی توییتر خود نوشت تا خوشحالی‌اش را از عدم رسیدن ایران به توافق جامع در مساله هسته‌ای پنهان نکرده باشد.

افراطیون زمینه‌ساز بازگشت احمدی‌نژاد

به تازگی اما روند مقایسه بین دو دولت «مهرورز» و «تدبیر» و یادآوری دوران ریاست جمهوری احمدی‌‌نژاد از سوی برخی نزدیکان این جریان کلید خورده است. سرمقاله حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان که نوشته بود: «انصاف دهیم آیا رییس دولت قبلی در طول 8 سال به اندازه یک سال اخیر و رییس دولت فعلی به منتقدان انگ و برچسب نثار کرد؟» یا سخنان مسئول انصار حزب‌الله تبریز که گفته است: «احمدی‌نژادی را می‌خواهیم که سرباز ولایت باشد؛ بگذارید این چند صباح را لیبرال‌ها و تجدیدنظرطلب‌ها و اصلاح‌طلبان بچرند»؛ در همین راستا قابل ارزیابی است. مطمئنا ضعف عملکرد دولت اعتدال و عدم تحقق شعارهایش این فرصت را به بهترین شکل برای جریان احمدی‌نژاد فراهم خواهد کرد تا با فضاسازی و ایجاد جو روانی به ترویج ناامیدی از دولت در جامعه پرداخته و از آن به نفع خود برای بازگشت به عرصه قدرت بهره ببرند. این جریان همچنین می‌تواند خواب آرام اصولگرایان را برای یک بار دیگر همچون سال 84 آشفته کند؛ گرچه از نظر اصولگرایان، احمدی‌نژاد مهره سوخته‌ای است اما اولین فرصت او و جریانش که می‌تواند آزمونی نیز برای آنها جهت سنجش امکان بازگشت به قدرت باشد،  انتخابات مجلس دهم است. این جریان چه با معرفی فهرست مستقل و چه ائتلاف با جریانی همچون جبهه پایداری می‌تواند وارد گود انتخابات شود یا به سهم‌خواهی از اصولگرایان بپردازد. باید منتظر ماند و دید جریان احمدی‌نژاد تا آن زمان چه برنامه‌های دیگری برای بازگشت به قدرت اجرا خواهد کرد، حامیان افراطی او چگونه وارد صحنه خواهند شد و اصولگرایان برای مواجهه با او چه تصمیماتی اخذ می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات