پایگاه بصیرت،جان کری، وزیر خارجه آمریکا، روز گذشته، در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا، در پاسخ به انتقادات برخی از نمایندگان در مورد روند مذاکرات هستهای مجبور شد برخی از واقعیات رفتار شکستخورده گذشته آمریکا در برخورد با فعالیتهای هستهای ایران را یادآوری کند. وی در اینباره گفت: «دولت بوش، سیاست عدم غنیسازی را پیش گرفته بود. ایران در سال 2003، 164 سانتریفیوژ داشت و سیاست عدم غنیسازی در دستور کار بود، پنج سال هم فرصت باقی بود (از دولت بوش)، اما در آن سالها آنها (ایرانیها) به سمت جایی که الآن هستند، رشد کردند. احتمالاً 20هزار سانتریفیوژ که 19هزار تای آنها نصب شده و تعداد سانتریفیوژهای فعال را هم که میدانید.» کری ادامه داد: «خُب، چه اتفاقی افتاد؟ چه کاری کردند؟ آن دولت کجا بود که سیاست عدم غنیسازی را اجرایی کند؟ خٌب، حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ آنها(ایرانیها) یاد گرفتند که چطور غنیسازی کنند. آنها دارند غنیسازی میکنند...» این اعترافات تعریضی کری که با هدف دفاع از روش دولت اوباما در مواجهه با فعالیتهای هستهای ایران انجام گرفت، به شکل ضمنی اما بسیار برجسته اذعان به عملکرد هوشمندانه هستهای ایران در سالهای گذشته است که باید در تعامل با وضعیت جدید همچنان ادامه یابد؛ یعنی نباید اجازه داد آمریکاییها با روش خیرهسرانهای که پیش گرفتهاند، بازی برده ایران را به بازی باخته تغییر دهند. آنها برای رسیدن به هدفشان، کانون منازعه هستهای با ایران را متأثر از فشار صهیونیستها و خوی استکباریشان، «ساخت سلاح هستهای» قرار دادهاند، چنانچه مقامات آمریکا مزورانه بارها این ادعای پوچ را تکرار کردهاند و کری دوباره در نشست فوق، به این موضوع پرداخت و گفت: «رئیسجمهور اوباما بهصراحت اعلام کرده است که ایران یک سلاح هستهای نخواهد داشت و من هم قاطعانهتر از او نمیتوانم بر این امر تأکید کنم.» و این در حالی است که چنین امری در دکترین دفاعی و هستهای ایران وجود ندارد. به نظر میرسد ایران برای حفظ داشتهها و گرفتن امتیازهای بیشتر باید تلاش کند کانون منازعه را از «ساخت سلاح هستهای» که آمریکاییها بر آن اصرار دارند، به کانون «استفادههای صلحآمیز از فناوری هستهای» منتقل کند و اجازه ندهد برای رفع نگرانی آمریکاییها گزینههایی مشروعیت پیدا کند که به هر نحوی به حق قانونی و مشروع ایران در استفادههای صلحآمیز از فناوری هستهای آسیب میزند. محور پردازش این مهم در مذاکرات میتواند تأکید بر این منطق قوی باشد که: «رفع نگرانی غرب باید از طریق گفتوگو درباره نظارت باشد نه محرومیت.» و باید از ورود هر مسئله مغایر با این منطق به فرایند مذاکرات جلوگیری کرد.