مترجم: عبدالرضا همدانی
سومین کنفرانس علمی گروه اصول تربیت در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه کویت با حضور چهل و چهار استاد دانشگاهی و اندیشمند جهان عرب تحت عنوان «دموکراسی و پرورش در کویت و جهان عرب» در دو بخش پژوهشها و میزگردها در کویت برگزار شد.
بخش اول پانزده فصل را شامل میشود که عنوان نخستین آن در نگرش انتقادی به موضوع شورا و دموکراسی نوشتۀ خالد بن عبدالعزیز الشریده، استادیار علوم اجتماعی در دانشگاه امام محمد بن سعود در پادشاهی عربستان است که با توجه به دیدگاههای رسمی حاکم بر جامعه عربستان سعودی شورایی که مبتنی بر اصول و قواعد صدر اسلام باشد، بالاتر و برتر از دموکراسی غربی برمیشمرد. به نظر نویسنده، دموکراسی غربی حتی در احکام و شرعیات الهی نیز دخالت میکند، در حالی که شورا در خصوص احکام صریح اسلامی هرگز مداخله نمینماید و مشورتکنندگان تنها در مسایلی که نص قرآنی و یا حدیث پیامبر و خلفای راشدین وجود نداشته باشد، اظهارنظر میکنند.
وی برای اثبات دیدگاه خویش مثالهایی از رفتار و اعمال پیامبر اکرم(ص) و ابوبکر را ارایه میکند و در کنار آن به برخی از آیات قرآنی که در آن به تبعیت از شریعت اسلام تأکید شده، استناد میجوید و در پایان از رواج جهانگرایی در جهان عرب اظهار خشنودی مینماید؛ زیرا معتقد است تنها با مطرح شدن این واژه بود که اعراب از واژه دموکراسی رهایی پیدا کردهاند. مقالۀ «لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی در جهان عرب در پرتو جهانگرایی»، نوشتۀ دکتر عبدالله هدیه، رییس دانشکده بازرگانی دانشگاه کانال سوئز در مصر است که به بررسی سیر تحولات اقتصادی و سیاسی در جهان عرب میپردازد و بر این مسئله پافشاری میکند که در کشورهای پیشرفته ارتباط بین آزادیهای سیاسی و اقتصادی تقریباً متوازن و متعادل است. اما در کشورهای عربی معمولاً آزادیهای سیاسی فدای آزادیهای اقتصادی میشود. او دلیل عمده چنین معضلی را استیلای دولتها بر اقتصاد میداند، طوری که دولتمردان به راحتی میتوانند از امتیازات ویژه اقتصادی به نفع خود استفاده کنند و برای اینکه مانع از افشای فعالیتهای اقتصادی خویش شوند به هر نحو ممکن از رشد آگاهیهای عمومی و بسط آزادیهای سیاسی جلوگیری میکنند. به عبارت دیگر، این گونه دولتها به خاطر منافعی که دارند از اقتصاد بازار لیبرالیسم اقتصادی حمایت میکنند، اما چون میدانند که لیبرالیسم سیاسی محدودکننده فعالیتهای زیرزمینی آنها خواهد شد با آن مخالفت میکنند.
محقق تنها استثنا در میان کشورهای عربی را کویت میداند و معتقد است که آزادی بیان و آزادی مطبوعات در کویت بیانگر وجود گونهای از لیبرالیسم سیاسی است که در کنار فعالیت پارلمان این کشور بهترین نمایانگر موفقیت تجربه دموکراسی در این کشور در میان سایر دولتهای عربی است.
«تجربه دموکراسی در کویت: ناکامیها و چالشها» عنوان مقالهای است محمد عبدالمحسن المقاطع، استادیار حقوق عمومی در دانشکده حقوق دانشگاه کویت به این کنفرانس ارایه نموده است. وی در مقدمه پژوهش خود به سابقه شکلگیری پارلمان و نظام دموکراتیک مبتنی بر قانون اساسی در کویت اشاره میکند و سپس به بررسی مراحل تحول قانون اساسی پس از استقلال این کشور میپردازد. به نظر نویسنده برتری و اقتدار بیش از حد قوه مجریه بر دیگر قوا و اعلام انحلال مجلس بدون توجه به اصول قانون اساسی از مهمترین مشکلات قانونی در کویت است، ضمن اینکه حضور ولیعهد در رأس هیأت دولت و به عنوان نخستوزیر یکی از معضلاتی است که به رغم فشار عدهای از نمایندگان مجلس برای مقابله با این وضعیت هنوز هم سمتهای ولایتعهدی و نخستوزیری در کویت را در اختیار یک نفر قرار میدهد. این در حالی است که قانون اساسی به صراحت بر تفکیک بین دو منصب فوق تأکید نموده است.
نویسنده معتقد است برای حفظ روح دموکراسی در کشور کویت باید قوای سهگانه با یکدیگر همعرض و همکار باشند، نظام انتخاباتی اصلاح شود و اصول قانون اساسی به طور کامل ـ نه به صورت تفسیرهای گزینشی ـ به اجرا درآید.
در مقالۀ دیگری با عنوان «بحران دموکراسی و حقوق بشر در جهان عرب» نوشتۀ برهان غلیون، استاد علوم اجتماعی و مدیر مرکز مطالعات شرق معاصر در دانشگاه سوربون پاریس، نویسنده معتقد است که در جهان سوم بحران دموکراسی وجود ندارد، بلکه آنچه که هماکنون شاهد آن هستیم بحران نظامهای استبدادی است، زیرا دولتهای جهان سوم تنها در حدی قائل به دموکراسی هستند که به نظامهای استبدادیشان لطمهای وارد نشود و اگر غیر از این باشد آنچه که از بین میرود، دموکراسی است. وی در این زمینه کشورهای چین، کره شمالی، الجزایر و سودان را مثال میزند. نویسنده در مقاله خود مینویسد: «ممکن است به دنبال حوادثی خاص، فشارهای شدیدی علیه نظام برای بازگشت به توازن و کنار گذاشتن عکسالعملهای افراطی علیه دموکراسیهای غربی وجود داشته باشد.» وی اعتقاد دارد به دلیل حضور همهجانبه استعمار در جوامع عربی دموکراسی در ارکان جامعه مستقر نشد. حتی پس از استقلال این کشورها اغلب حاکمان کسانی بودند که در دوره استعمار نیز صاحب اقتدار و فرمانروایی بودند، به همین دلیل برای آنها حفظ سلطۀ خویش و ثبات وضع موجود در مردمسالاری مهمتر بود. در این میان در برخی از کشورهای عربی نظیر مصر، سوریه، لیبی و عراق که مردم از نظام حاکم ناراضی بودند، برای ایجاد تحول در نظام سیاسی به نظامیان روی آوردند و در نتیجه گرچه به دنبال کودتای نظامی، رژیمهای سیاسی سقوط کردند اما دموکراسی حاکم نشد، بلکه نظامیانی که در مصدر کار قرار گرفتند به ایجاد یک سیستم باز و دموکراتیک تمایلی نداشتند و بیشتر به دنبال ترویج روحیه اطاعت و تسلیمپذیری در میان مردم بودند.
محمد قمبر، رییس گروه اصول تربیت در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه قطر، در یک مقاله تحلیلی ـ انتقادی، آرای آکادمیک در دانشگاههای عربی را مورد بحث و بررسی قرار داد. وی در ابتدا آزادی آکادمیک را تعریف نمود و اظهار داشت که آزادی آکادمیک یک آزادی کارکردی(1) است و طبق قانون اساسی سال 1988 انگلستان، آزادی آکادمیک یعنی آزادی اساتید دانشگاهی و محققان علمی از هر گونه بازخواستی، و توان پژوهش و ارایه آرا و افکار جدید یا مجادلهآمیز، یا غیرمردمی ـ در چارچوب قانون ـ بدون اینکه شغل امتیازاتی را که در نهادهای خویش کسب کردهاند از دست بدهند. همچنین آزادی آکادمیک یعنی استقلال در مدیریت امور دانشگاهها توسط دانشگاهیان بدون دخالت خارجی عوامل صاحب قدرت و یا ثروت.
به نظر پژوهشگر در دانشگاههای عربی هرگز آزادیهای آکادمیک مورد توجه قرار نگرفته است و معمولاً سیاستمداران هستند که خط مشی دانشگاهها را تعیین میکنند. وی در مقایسه آزادیهای آکادمیک در دانشگاههای عربی اظهار میدارد که در میان این دانشگاهها، تنها دانشگاههای اردن است که در آنها قوانین تضمینکننده آزادیهای آکادمیک پیشبینی شده است و از سوی دیگر، در یمن دانشگاهها هیچ گونه آزادی بحث و تحقیق مگر در چارچوب قوانین قوۀ مجریه ندارند؛ به عبارت دیگر، دانشگاهها هیچ توان و قدرت تصمیمگیری ندارند.
در مقاله «بحران تمرین دموکراسی در مراکز آموزشی جهان عرب» که توسط احمد محمد النکلاوی، استاد علوم اجتماعی در دانشکده ادبیات دانشگاه قاهره ارایه شد، آمده است که در مراکز آموزشی و به ویژه دانشگاههای جهان عرب کمتر به تمرین دموکراسی پرداخته میشود، در کمترین دانشگاهی انتخابات دانشجویی وجود دارد ضمن اینکه تشکیلات اداری و آموزشی در دانشگاهها بیش از آنکه در صدد تمرین و اعمال دموکراسی در میان دانشجویان باشند، معمولاً به این بهانه که دانشجویان تنها در یک دوره کوتاه مدت در دانشگاهها حضور دارند و درس خواندن و کسب آموزش مهمتر از فعالیتهای جنسی است، از هر گونه ممارست دموکراسی صرفنظر مینمایند. اما در واقع به دلیل ساختار غیر دموکراتیک پارهای از دولتهای عربی، مسئولان دانشگاهی نیز که به دنبال حفظ سمتهای خود میباشند و طبعاً میبایستی که پاسخگوی مقامات بالاتر باشند حاضر به ایجاد فضایی باز و آزاد در دانشگاهها نیستند.
به نظر مؤلف برای تحقق دموکراسی در آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی رعایت پیششرطهای زیر الزامی است:
1. مساوات در آموزش همگانی؛
2. عدم تفکیک مراکز آموزش بین فقرا و ثروتمندان؛
3. اعطای اختیارات کافی به مراکز آموزشی برای انتخاب شیوههای تدریس؛
4. دنبال نمودن شیوههای مبنی بر آزادی و احترام فردی و استقلال در دادن رأی و نظر.
به باور محمد غانم الرمیحی، دبیرکل مجلس ملی فرهنگ و هنر و ادبیات کویت، مهمترین معضل جهان عرب وجود عناصری در فرهنگ است که بازدارنده حرکت به سوی رشد و توسعه میباشد. در جهان عرب هر کس دیگری را متهم به گرایش خاص میکند و به همین دلیل گروهی اسلامگرا، گروهی چپ و گروهی راست معرفی میشوند؛ در حالی که هر کدام از این گروهها که به حکومت میرسند در عمل نشان میدهند که تفاوتی با دیگران ندارند.
وی نکات زیر را به عنوان عناصر متقی و بازدارنده توسعه که در درون فرهنگ غرب نهفته شده است، معرفی میکند:
1. عدم تمایل به گفتگو و پذیرش نقطه نظرات دیگران: طوری که همه معتقدند بهترین شناخت و معرفت را دارند و حاضر به پذیرش رأی دیگران نیستند.
2. ملامت دیگران: عموماً کسانی که در حل مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عاجز میشوند، استعمار و صهیونیسم را مقصد جلوه میدهند و این مسئله حتی در سطوح پایینتر جوامع عربی نیز وجود دارد.
3. نگاه به گذشته: همواره گذشتهها و تاریخ جهان عرب، افتخارآمیز و طلایی نشان داده شده است و به همین دلیل میل بازگشت به گذشته وجود دارد بدون اینکه دلایل اصلی آن دوران پرافتخار برای مردم روشن شود و سعی شود که با شناخت علل واقعی اوجگیری جهان عرب در سدههای گذشته راه برای آیندهای بهتر هموار گردد.
4. بحران هویت: در جهان وسیع عرب معمولاً نه تنها ساکنان در شرق این جهان با ساکنان در غرب ارتباط اندکی دارند، بلکه حتی تمایلی به تعاملات فرهنگی نیز دارند و همان گونه که امروز شاهدیم یک عرب میتواند با اخذ ویزای یک کشور اروپایی به کلیه نقاط اروپا سفر کند، در حالی که اخذ ویزای یک کشور عربی برای اعراب بسیار دشوار میباشد.
5. بیتوجهی به تکنولوژی: فرهنگ مصرف و تقلید در جهان عرب رواج یافته است، اما به جای آنکه اعراب به دنبال کسب تکنولوژی و ابزار پیشرفت باشند، به وارد نمودن بیشترین و غیر ضروریترین چیزها تمایل دارند.
6. ساختار اجتماعی: در جوامع عربی به ندرت پیش میآید که فردی که متعلق به طبقهای است به طبقه بالاتر قدم بگذارد. این وضعیت خانواده در طبقات اجتماعی و یا موقعیت شغلی است که جایگاه انسان را در جامعه تعیین میکند.
7. زبان عربی: زبان عربی بسیار گسترده است و این گستردگی در کنار وسعت جهان عرب منجر به عدم تمرکز اصطلاحات و واژگان شده است، طوری که در زمینههای مشابه مفاهیم گوناگونی به وجود آمده است و به یقین برای تحقق یک گفتگوی پربار و موفق نیاز فراوانی به نزدیک نمود مفاهیم و اصطلاحات وجود دارد. عبدالمحسن حماد و محمد وجیه الصاوی، اساتید دانشکده علوم تربیتی دانشگاه کویت، در یک پژوهش میدانی در زمینه «نقش نظام آموزشی در اصلاح مسیر دموکراسی در کویت» به شرح اهداف و اهمیت این پژوهش میپردازند و سپس با ارایه روشن آماربری خویش سؤالات و گروه پرسششونده را به سه محور تقسیم میکنند:
در محور اول نکات منفی تمرین دموکراسی در مجلس کویت مورد سؤال قرار گرفته است و تنها دانشجویان به پرسشهای این قسمت پاسخ دادهاند. به اعتقاد دانشجویان بسیاری از نمایندگان به دنبال مسایل شخصی و قومی هستند و کمتر به دنبال حل و فصل مشکلات کلان میباشند. مجلس به دنبال حل مشکلات اقتصادی و اصلاح ساختار مالی کشور نبوده است، ضمن اینکه مانع از فعالیتهای دولت نیز میشود.
اما دانشجویان، به رغم این نقطه نظرات، در مجموع معتقدند که باید از دموکراسی موجود در کویت حمایت کرد و مجلس نیز اصلاح شود و به فعالیتهای خود ادامه دهد چرا که وجود مجلس مانع از استبداد دولت و انتشار فساد میشود.
در آمارگیری دیگری که به عمل آمده و دبیران و معلمان مدارس پاسخگو بودهاند، بر اهمیت نهادینه کردن حس آزادی و عدالت در میان دانشآموزان مقاطع ابتدایی و راهنمایی تأکید شده است؛ ضمن اینکه 88 درصد از معلمان با دیدار دانشآموزان مقطع دبیرستان از مجلس و همچنین پخش برخی از مذاکرات مجلس در دبیرستانها و بحث و گفتگو دربارۀ این مذاکرات موافقت نمودهاند.
عبدالله محمد الشیخ از دانشگاه کویت در مقاله خود تحت عنوان «دموکراسی و معلم» اظهار میدارد که در جوامع عربی دموکراسی وارد مدارس شده است و مدرسهها تنها مکانی برای آموزشی یک سری مطالب از پیش تعیین شده هستند. معلمان و دبیران نیز به دلیل غیر دموکراتیک بودن ساختار نظام آموزشی هرگز توجهی به بحث و گفتگو با دانشآموزان ندارند و تنها به تعلیم آنچه که در کتابها درج شده است اکتفا مینمایند.
برای اینکه نظام آموزشی در سطح مدارس واقعاً دموکراتیک شود، الشیخ پیشنهادات زیر را مطرح میکند:
1. از تدریس مبتنی بر جبر و زور دوری شود؛
2. دانشآموزان در فرآیند آموزش در تمامی زمینهها مشارکت داده شوند؛
3. دانشآموزان به رویارویی علمی با مشکلات درسی و مسایل زندگی تشویق شوند؛
4. دانشآموزان برای تشکیل اتحادیههای علمی تشویق شوند؛ و
5. دانشآموزان را برای مشارکت در گفتگو تشویق کنند.
مقالهای دیگر با عنوان «برنامه آموزشی پیشنهادی جهت توسعه رفتار دموکراتیک و همکاریهای اجتماعی معلمان عرب»، نوشتۀ الهام عبدالحمید فرج، مدرس دانشکده علوم تربیتی در آموزشگاه عالی پژوهشها و مطالعات تربیتی دانشگاه قاهره، به وزارتخانههای آموزش و پرورش کشورهای عربی پیشنهاد مینماید که:
1. ارتباط مدرسه با جامعه بیشتر شود، طوری که مدرسه آیینهای واقعی از جامعه باشد؛
2. بر ارزشهای مرتبط به دموکراسی تأکید شود و معلمان و دانشآموزان با این ارزشها بیشتر آشنا شوند؛ و
3. معلم در کنار تدریس به عنوان هدایتکننده فعالیتهای اجتماعی دانشآموزان ایفای نقش نماید.
همچنین در این کنفرانس براساس یک تحقیق میدانی با عنوان «فعالیتهای دموکراتیک و جلوههایش در دانشگاه کویت» که توسط علی اسعد وطفه، استاد علوم اجتماعی دانشگاه دمشق، و سعد الشریع، مدرس دانشکده علوم تربیتی دانشگاه کویت ارایه شد، تنها دانشجویان مورد سؤال قرار گرفتهاند و هدف این بوده است که میزان دموکراتیک بودن دانشگاه کویت مشخص گردد. پژوهشگران با ارایه سؤالهایی نظیر آیا دانشجویان دانشگاه کویت در این دانشگاه با دموکراسی واقعی فعالیت میکنند؟ و همچنین آیا دانشگاه کویت در قبال دانشجویان به ارزشهایی نظیر مساوات و آزادی ارج و اهمیت مینهد؟ سعی در تعیین میزان برقراری دموکراسی در این دانشگاه نمودهاند.
نحوۀ پرسش مطرح شده توسط این دو محقق و روائی پاسخها حاکی از دقت و صحت بالای این پژوهش دارد.
در نتیجهگیری این تحقیق به منظور ایجاد فضای باز و دموکراتیکتر در دانشگاه کویت پیشنهادهایی ارایه شده است. یکی از مهمترین پیشنهادها تقویت و توجه هر چه بیشتر به ارزشهای دموکراتیک در مدارس و هماهنگ نمودن شیوهها و متدهای عرضه ارزشهای دموکراسی بین وزارت آموزش و پرورش و دانشگاههاست تا بدین ترتیب دانشآموزان امروز و دانشجویان آینده در یک مسیر صحیح با دموکراسی آشنا و همگام شوند.
در یک پژوهش میدانی دیگر با عنوان «نمو اجتماعی دموکراسی همان گونه که والدین و فرزندان در خانوادههای کویتی آن را درک میکنند» که توسط فاطمه عباسنذر، استادیار دانشکده علوم تربیتی دانشگاه کویت انجام شد، با ارایه پرسشنامههای جداگانهای از فرزندان و والدین خواسته شده است تا به یک سری از سؤالهای مرتبط با موضوع پاسخ گویند.
هدف از پژوهش این است که دموکراسی به عنوان یک ارزش در جامعه کویت نهادینه شود و بدین منظور تمرین دموکراسی به عنوان یک ارزش در جامعه کویت نهادینه شود و بدین منظور تمرین دموکراسی از خانوادهها آغاز گردد؛ طوری که کودکان به همراه این ارزش رشد یابند و والدین در یک فضای دموکراتیک حق بیان و احترام و آرا دیگران را به فرزندان آموزش دهند و بدین ترتیب هنگامی که فرزندان وارد جامعه میشوند از اعتماد به نفس و توان پذیرش و تحمل مسئولیت برخوردار خواهند بود.
طبق نتایج این تحقیق و با توجه به فرهنگ خاص جامعه کویت، فرزندان پسر در ابراز رای و عقیده خود از آزادی بیشتری نسبت به دختران برخوردارند و در کانون خانواده بیشتر مورد توجه واقع میشوند. اما از سوی دیگر، حقوق دختران در زمینه ادامه تحصیل و اشتغال در خارج از منزل و مواردی از این قبیل نیز ارتقا یافته است.
مقاله دیگری که در کنفرانس مطرح شد مقوله «زن در جامعه دموکراتیک: مود کویت» است که توسط موضی عبدالعزیز المحمود، معاون دانشکده مدیریت و برنامهریزی دانشگاه کویت ارایه شد. در این مقاله مطرح شد که به جز در مسایل سیاسی که زنان کویتی هنوز به حقوق خود نرسیدهاند، در سایر زمینهها به موفقیتهای چشمگیری رسیدهاند. به عنوان مثال هماکنون تعداد دانشجویان دختر بسیار بیشتر از دانشجویان پسر است. نویسنده مقاله معتقد است که در کویت دیگر مردان بر زنان برتری بیچون و چرا ندارند، بلکه جامعه اندک اندک به سوی تساوی بین زن و مرد پیش میرود.
«دموکراسی در جهان عرب» عنوان دیگری از سخنرانی است که در سه بخش توسط سه نویسنده مورد بحث قرار میگیرد. در نخستین قسمت، جواد محمد الحمد، رییس مرکز مطالعات خاورمیانه در کشور اردن، در مقالهای به نام «نگاهی واقعگرایانه به تحولات دموکراسی در جهان عرب و آینده آن» مهمترین عناصر سازنده دموکراسی در دولتهای عربی را اینچنین برشمرد: الف. ساختار سیاسی؛ ب. ساختار اقتصادی و فرهنگی؛ ج. موقعیت ژئوپلیتیک؛ و د. ماهیت و ارکان سیاست خارجی.
به نظر مؤلف در اغلب کشورهای عربی و اسلامی نظیر سودان و ایران ساختارهای سیاسی در حال دموکراتیزه شدن هستند، اما چنین تحولی در ساختارهای فرهنگی و اقتصادی دیده نمیشود؛ به همین دلیل نمیتوان اذعان نمود که دموکراسی در جهان عرب در حال تکامل است.
دومین مقاله با عنوان «دموکراسی در کویت و جهان عرب» نوشتۀ احمد باقر، نماینده مجلس کویت، است که نگاه کوتاه و مختصری به مقوله دموکراسی دارد. به نظر وی بعضی از کشورهای عربی پیش از استقلال از دموکراسی بیشتری برخوردار بودهاند و اینک رهبران جهان عرب آنچنان حکومت را در اختیار گرفتهاند که فقط یا از طریق کودتای نظامی و یا به دلیل مرگ از حکمرانی کنارهگیری مینمایند.
به باور این نماینده مجلس، هنوز دموکراسی به شکل واقعی خود در کویت به مورد اجرا درنیامده است و همچنان نقص قانون اساسی در این کشور صورت میگیرد. برای مثال به رغم سکوت قانون اساسی، احزاب سیاسی حق تشکیل ندارند. هیچ نهاد، انجمن و مؤسسه غیر انتفاعی حق تأسیس ندارد؛ مگر به موافقت وزیر کار و امور اجتماعی، و اصل برگزاری هر گونه اجتماع نیز، مگر به موافقت دولت کاملاً ممنوع است.
سومین مقاله نوشتۀ مجدی حماد، معاون مدیر کل مرکز مطالعات وحدت عربی در بیروت، که بسیار هم پرمحتوا و قابل توجه میباشد به بررسی «دموکراسی در جهان عرب» پرداخته است. نویسنده اظهار میدارد که نظام سیاسی عربی از یک ویژگی منحصر به فردی در میان سایر نظامهای منطقهای برخوردار است و آن چیزی نیست جز ملیگرایی عربی که به عنوان یک ارزش سمبلیک و یک ایدئولوژی منسجمکننده عاملی برای وحدت اعراب میباشد. اما در کنار این مسئله کلیه دولتهای عربی تحت فشار بحران مشروعیت قرار دارند. این بحران در دو سطح تبلور یافته است: یکم، ناتوانی نظامهای سیاسی در تنظیم مشارکت ملی در عرصۀ سیاسی؛ و دوم، تأثیرگذاری هر گونه تحول در کشورهای عربی بر روی دیگر کشورهای عربی همجوار به طوری که بحران مشروعیت را تبدیل به مسئلهای وسیعتر از حدود جغرافیایی سرزمینهای عربی نموده است. اما وجود چنین بحرانی، منجر به مردمسالار شدن دولتهای عربی نشده است، بلکه در کشورهایی که نسبت به نظام حاکم اعتراضهایی وجود داشته است، کودتایی صورت گرفته و نظامیان به حکومت رسیدهاند و همین مسئله در روند افزایش مشارکت مردمی توقف ایجاد کرده است. دولتهای نظامی معمولاً کشور را به صورت توتالیتر اداره میکنند. نظام سیاسی در این گونه دولتها کاملاً متمرکز و بسته است و هرگز اجازه فعالیت حزبی کامل و راستین به دیگر گروههای اجتماعی داده نمیشود و آنها همواره به حمایت نیروی نظامی برای پیشبرد اهداف خویش تکیه میکنند.
به نظر نویسنده مقاله، یکی دیگر از مشکلات جوامع عربی اختلاف و تضاد نخبگان فکری با یکدیگر است. این نخبگان به جای اتحاد با یکدیگر جهت حل و فصل مشکلات و معضلات کنونی، فقط شعارهای دموکراتیک میدهند در حالی که روابطشان با یکدیگر بههیچوجه دموکراتیک نیست. حتی گروهی از آنها، به خاطر منافعی که دارند، از نظامهای استبدادی حاکم دفاع میکنند.
مجدی حماد در پایان مقاله خود، آرزوی جهانی را میکند که به جای اینکه «افسران آزاد» حکومت کنند، «شهروندان آزاد» با اراده خویش در تعیین سرنوشت کشورشان مشارکت نمایند.
در کنفرانس سوم دو مقاله دیگر مطرح شد که حایز اهمیت بود. نخستین مقاله نوشتۀ عبدالرزاق عبدالفتاح ابراهیم، رییس سابق دانشگاه حلوان در مصر با عنوان «دموکراسی و پرورش به سوی نگرشی برای آینده جهان عرب» است که ابتدا دموکراسی در آن تعریف و ویژگیهای آن برشمرده میشود و سپس به مهمترین شیوههای نهادینه شدن دموکراسی در جامعه پرداخته میشود. به نظر نویسنده، مدارس مهمترین مکانهایی هستند که میتوان در آن به تمرین نهادینه کردن دموکراسی پرداخت. بدین منظور دانشآموزان باید استقلال فکری، توان انتقاد علمی و آزاد و دسترسی به اطلاعات مورد نیاز را داشته باشند. از سوی دیگر، ادارهکنندگان مدارس نیز وظیفه دارند که مثبتاندیشی را آموزش دهند، از فعالیتهای مختلف دانشآموزی استقبال و حمایت کنند و ابتکارات و خلاقیتهای دانشآموزی را تشویق نمایند.
در مقاله بعدی که یک مقاله کوتاه و مختصر میباشد اسامه عیسی الشامین، رییس اتحادیه ملی دانشجویان دانشگاه کویت، موضوع «تجربه تشکلهای دانشجویی و ارزشگذاری به زندگی دموکراتیک: مورد کویت» را مطرح مینماید. وی با اشاره به سابقه تاریخی تشکیل اتحادیه ملی دانشجویان وجود چنین اتحادیهای را کمک به آماده شدن دانشجویان جهت تصدی سمتهای سیاسی و توجه به گزینههای دموکراتیک قلمداد میکند و معتقد است که این اتحادیه توان تبدیل شد به یک حزب پویا و فعال را دارد.
آخرین مبحث به «نقش زن در جامعه دموکراتیک» اختصاص یافته که در قالب دو مقاله مطرح شده است. در نخستین مقاله، نوشتۀ معصومه مبارک، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه کویت، «تجربهها، فعالیتها و چالشهای زن در جامعه دموکراتیک» مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. نویسنده برای اینکه نگاه دقیقتری به مشارکت و فعالیت سیاسی زنان در جوامع عربی داشته باشد، سعی نموده است تا وضعیت زنان در کشورهای عربی را به طور جداگانه مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین، در این مقاله به طور خلاصه به نقش و تجربیات زنان مصری، لبنانی، تونسی و کشورهای حاشیه خلیج فارس اشاره شده است.
در قسمت دیگری از این مقاله، به تلاشهای نمایندگان مجلس کویت برای احقاق حقوق سیاسی زنان از سال 1971 تاکنون و بینتیجه بودن این تلاشها اشاره شده است. به نظر المبارک، با وجود اینکه زنان کویتی همچنان از حقوق سیاسی خویش محروم ماندهاند، ناامید نشدهاند و اتحادیههای متعددی برای کسب این هدف تشکیل دادهاند.
«زن در جامعه دموکراتیک» آخرین مبحث کنفرانس است که توسط موزه غباش، استادیار دانشگاه العین در امارات متحده عربی، ارایه شد. به نظر وی در دنیای اسلام گروهی برای فعالیتهای اجتماعی زن ارزش بسیار قایلند، اما یک گروه افراطی مخالف این مسئله نیز وجود دارند که زن را تنها در نقش مادر و همسر میبینند و دیگر هیچ ارزش اجتماعی برای زنان در نظر نمیگیرند. وی معتقد است که هنوز زنان عرب از اهمیت حقوق سیاسی خویش آگاه نیستند و راه مبارزه قانونی برای احقاق حقوق خود را نمیشناسند و پیشنهاد میدهد که اتحادیه زنان در افزایش حس اعتماد به نفس در زنان جدیت بیشتری به خرج دهند.