برشی از صهیونیسم در پنجاه سال پیش در جولای سال ۱۹۵۴ انفجار چندین بمب در دفاتر برخی ساختمانهای مربوط به آمریکا و انگلیس در قاهره و اسکندریه به گمانهزنیهای بسیاری درباره عاملان آن بمبگذاریها منجر شد.
گروهی که معمولاً در حوادثی از این دست در مظان اتهام قرار میگرفت اسلامگراهای اخوانالمسلمین بودند. البته این اتهامها بر شواهدی هم استوار بود. در آن هنگام جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر که در حال مذاکره با انگلیس بود در تلاش بود تا لندن را به تخلیه پایگاههای نظامی عظیمش در منطقه کانال سوئز متقاعد کند، اما گروه اخوانالمسلمین فعالانی ملیگرا بودند که با هرگونه مصالحه دولت مخالف بودند، پس متهم ردیف اول قلمداد میشدند؛ اما چند ماه بعد وزیر کشور مصر از متلاشی شدن یک شبکه جاسوسی اسرائیلی(صهیونیستی) متشکل از ۱۳ نفر خبر داد و آنها را عاملان بمبگذاریهای قاهره و اسکندریه معرفی کرد. در دادگاه معلوم شد اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل عدهای از یهودیهای مصری را به خدمت گرفته و از آنها خواسته است بهگونهای این عملیات بمبگذاری را انجام دهند که گروههای مسلمان، کمونیستها و برخی گروههای ناشناس مصری عاملان اصلی به نظر برسند.
آن زمان رژیم صهیونیستی و رسانههای غربی دادگاههای مصر و اعترافات مظنونان را محکمههایی نمایشی توصیف میکردند که برای رسیدن به اهداف یهودستیزانه، در حال طرح اتهاماتی دروغین علیه عدهای یهودی بیگناه هستند، اما سرانجام در سال ۲۰۰۵ رئیس رژیم صهیونیستی با اهدای نشان اقتدار به خانوادههای جاسوسان آن واقعه ابهامات را از بین ��رد و به دست داشتن موساد در آن عملیات که با کد رمز «سوزاناه» انجام شده و بعداً به ماجرای «لاون» معروف شد، اعتراف کرد. تغییر پرسش اصلی تا چند ماه پیش برای بسیاری از مردم جهان، پرسش اصلی درباره تحولات ناگهانی منطقه غرب آسیا که با شهرتیابی و مطرح شدن نام گروهک تکفیری صهیونیستی داعش همراه و همزمان بود، این بود که آیا رژیم صهیونیستی با داعش ارتباط دارد و به آن کمک میکند؟ گذشت زمان که بستر اخبار فراوان و اسناد و مدارک کشف شده بسیار و تحلیلهای روشن و متقن بود، رابطه صهیونیستها با داعش و کمک صهیونیستها به این گروهک جنایتکار را به وضوح آشکار ساخت، اما در حال حاضر پرسش مذکور با گرفتن پاسخ قطعی جایش را به این پرسش مهم داده که «صهیونیستها چگونه به داعش کمک میکنند؟!» برای رسیدن به پاسخ این پرسش لازم است به وضعیت جدید منطقه نگاه کوتاهی شود.
داعش دیروز و داعش امروز داعش دیروز به کمک رسانههای صهیونیستی و استکباری گروه مسلح مسلمانی توصیف میشد که با برخورداری از قدرت بالای نظامی و تهور آمیخته با سرعت و چابکی میتواند با یورش ناگهانی به هر منطقهای به سرعت آن را تصرف کند. این قدرتنمایی غیرواقعی در حمله آنها به موصل عراق که دارای زمینههای خاصی برای سقوط بود، سند مهم این ادعاها بهشمار میرفت که دامن زدن به آن در دستور کار حامیان داعش از جمله صهیونیستها قرار گرفت تا از آن استفادههای گوناگونی ببرند که تمامی آن علیه اسلام و مسلمانان بود. این داعش قدرتمند! به نمایش درآمده میتوانست برای حامیانش دستاوردهایی داشته باشد که خود آنها هیچگاه نمیتوانستند با حضور مستقیم به اندکی از این دستاوردها هم برسند.
داعش دیروز، قهرمان برآورده ساختن آرزوها و رویاهای حامیانش بود که با سرنگون کردن بشار اسد در سوریه و تصرف عراق و سلطه بر لبنان و دستدرازی به افغانستان و برخی کشورهای عربی و همسایه شدن با ایران، آرزوهای آنها را به واقعیت تبدیل میکرد؛ اما چندی است که بطن داعش دیروز در حال برملا شدن است، آنچنان که بین داعش دیروز و داعشی که امروز وجود دارد، نسبتی دیده نمیشود که آن قدرتمندی و میل به تهاجم و تصرف و درهم کوبیدن را تداعی کند. داعش امروز با زانو زدن در برابر زنان مبارز کرد کوبانی و پذیرش شکست در جبهههای مختلف سوریه و از دست دادن بخشهای عظیمی از تصرفاتش در عراق هیچ نشانی از وصفیات گذشتهاش را ندارد و آنچنان گرفتار فلاکت و رنجوری شده که به جای پیشروی و تصرف، دغدغهاش بقا و زنده ماندن، شده است. فرارهای گروهی و اعدام دستهجمعی نیروهای واداده و پشیمان از پیوستن به داعش، بخشی از نشانه این وضعیت فلاکتبار است.
طبیعی است که در چنین موقعیتی حامیانش به فکر چارهجویی و نجات این جمع مزدور سرشار از جهالت، برآیند. ظاهراً در بین جمع حامیان داعش صهیونیستها برای عملیات نجات داعش از انگیزه و تبحر بیشتری برخوردار بودند که کاملاً درست هم بهنظر میرسد؛ افزونبر آنکه صهیونیستها با ورود به این قضیه اهداف دیگری را نیز داشتند. نجات داعش با تهییج مسلمانان نابودی داعش، یعنی نابودی سرمایهگذاری کلان چند کشور و برباد رفتن آرزوهای دور از دسترس که با پدید آمدن داعش، در دسترس قرار گرفتند و مهمتر از همه، نابودی داعش، یعنی سردشدن تنور احساسات آمیخته شده با جهالت برخی از جوانان مسلمان که به احتمال زیاد تا سالهای طولانی احتمال گرم شدنش وجود ندارد؛ از این رو باید داعش را زنده و قوی نگه میداشتند که تنها راه آن تهییج عمومی مسلمانان بود. صهیونیستها در پی آن بودند که پس از تهییج مسلمانان و بهویژه جوانان، آنها را به سمت داعش سوق دهند.
راه این کار هم انجام عملیاتی متهورانه با خاستگاه کاملاً دینی بود که با موفقیت آن، هزاران جوان، علاقهمند پیوستن به مجموعهای میشدند که عملیات متهورانه منظور را انجام داده بودند. چنین برنامهای نیازمند مطالعه و بررسی دقیق بود. انتخاب محور عملیات
طراحان این عملیات ابتدا به جستوجوی محور آن پرداختند و هفتهنامه «شارلی ابدو» را محور آن قرار دادند. علت انتخاب «شارلی ابدو» این بود که این نشریه دارای خطمشی طنز وقیحانه است تا آنجا که با کشیدن تصاویر شرمآور از راهبهها و پاپ و... تا عمق هرزگی پیش میرود. افزون بر اینکه این نشریه در سال ۲۰۰۶ به بازنشر کاریکاتور پیامبر اسلام(ص) در یک روزنامه دانمارکی پرداخت که خشم مسلمانان را برانگیخته بود. همچنین این مجله در سال ۲۰۱۱ کاریکاتور دیگری از پیامبر اسلام(ص) را منتشر کرد که در پی آن با بمب آتشزا به دفترش حمله شد. چند روز پیش از حمله اخیر به دفتر این نشریه در صفحه توئیتر آن کاریکاتوری از ابوبکر البغدادی، رهبر داعش منتشر شده بود. نشریهای با این ویژگی و سابقه، انتخاب مناسبی برای زمینهسازی یک حادثه بزرگ بود. انتخاب مجریان عملیات برای چنین عملیات مهمی باید افراد خاصی انتخاب میشدند که چند ویژگی داشته باشند: ۱ ـ مسلمان ۲ ـ جوان ۳ ـ سابقه شرارت دینی ۴ ـ غیر اروپایی بودن ۵ ـ مرتبط با مسلمانان افراطی مانند داعش، القاعده و... یافتن چنین افرادی در فرانسه کار سختی نیست.
پس از حمله به دفتر «شارلی ابدو» و آنچه که گذشت، پلیس تصویر دو برادر به نامهای «شریف کواشی» و «سعید کواشی» را منتشر کرد که سپس رسانهها به معرفی آنها پرداختند. ویژگیهایی که در بالا برشمرده شد، دقیقاً همان مواردی است که در معرفی این دو برادر به آن پرداخته شده است که به عباراتی از آن اشاره میشود: «شریف ۳۲ ساله که یکبار در سال ۲۰۰۸ زندانی شده بود، پیش از حمله به شارلی ابدو هم بهعنوان یک اسلامگرای افراطی برای پلیس فرانسه نامی آشنا بود. وی عضوی از شبکه «بوت ـ شومون» بود. این شبکه پس از حمله آمریکا و بریتانیا به عراق در سال ۲۰۰۳ وظیفه جذب نیرو برای القاعده و اعزام آنها برای جنگ در عراق را برعهده داشت. شریف در پرورشگاهی در شهر رن در غرب فرانسه بزرگ شد و در همانجا مربی ورزش و بدنسازی شد. شریف در سال ۲۰۰۵ دستگیر شد و در دوران حبسش با «جمال بقال» آشنا شد و بعد هم مریدش شد. بقال در سال ۲۰۰۱ به اتهام توطئه برای بمبگذاری در سفارت آمریکا در پاریس به دهسال زندان محکوم شده بود.
گفته میشود، شریف و سعید به مسجدی در منطقه بوت ـ شومون رفتوآمد میکردند که یک روحانی تندرو به نام فرید بنیتو امام جماعت آن بود. یکی از چهرههای اصلی شبکه بوت ـ شومون «بوبکر الحکیم» بود که با شبه نظامیان القاعده در عراق ارتباط نزدیک داشت. رسانهها تقریباً چنین پیشینهای را نیز برای «کولیبالی» برشمردند که دو روز پس از حادثه «شارلی ابدو» در فروشگاهی یهودی در شرق پاریس اقدام به گروگانگیری کرد که در درگیری با پلیس، وی و چهار یهودی کشته شدند. ظاهراً هر سه تروریست الجزایریتبار بودهاند. کشتار خونین به جای ترور یک نفر با اینکه بیشتر کاریکاتوریستها و طنزپردازان مجله «شارلی ابدو» با نام مستعار کار میکردند، اما بسیاری میدانستند که کاریکاتوریست محمد «شارب» نام دارد و حتی شناسایی وی برای افرادی هم که او را نمیشناختند کار مشکلی نبود، بنابراین تروریستی که وانمود شده بر اساس تکلیف وظیفه دینی دست به جنایت زده، اگر قصد انجام این تکلیف ادعایی را داشت میبایست.
ابتدا وی را شناسایی و سپس تنها وی را به قتل میرساند؛ اما راه انداختن حمام خون و کشتن ۱۲ نفر و مجروح ساختن ۱۰ نفر دیگر بسیار جای تأمل دارد، بهویژه اینکه در کنار انتشار خبر این قتلعام به این دو نکته هم اشاره شده که: ۱ ـ مهاجمان بههنگام گلولهباران دفتر مجله شارلی ابدو چندین بار شعار «اللهاکبر» سر دادهاند. ۲ ـ مهاجمان بههنگام فرار فریاد میزدند «ما انتقام پیامبر را گرفتیم.» کاملاً مشخص است طراحان این برنامه قصد داشتند دامنه موضوع را آنقدر گسترش دهند تا با تحتالشعاع قرار دادن هر موضوع مهم بینالمللی به موضوعی بینظیر و جذاب تبدیل شود تا ادامه کار سهولت یابد و آنها سریعتر به هدفشان نزدیک شوند. عملیات انحرافی با قربانی کردن چهار یهودی
صهیونیستها که به اعتقاد نگارنده طراحان پشت صحنه این جنایت هستند، دریافتهاند که امروز بسیاری از تحلیلگران، اهل فن و نیروهای امنیتی با روشهای آنها آشنا هستند و در بسیاری از موارد که در ظاهر اثری از صهیونیستها نیست به نقش صهیونیستها در وقوع حوادث تلخ پی میبرند؛ از این رو مدتها است صهیونیستها برای افزایش ضریب اطمینان عملیاتهای پنهان و حساسشان، یهودیان از همهجا بیخبر را نیز قربانی مطامع و اقدامات ضدبشریشان میکنند. در حادثه «شارلی ابدو» نیز طراحان برای جلوگیری از ورود تحلیلگران به حوزه ممنوع طرح و تبعیت همگان از آنچه که طراحان نشانهگذاری کرده و خواستهاند و نیز پنهان ماندن چهره عامل اصلی، عملیات انحرافی قربانی کردن تعدادی یهودی را در فروشگاهی در شرق پاریس کلید زدند و مأموریت آن را هم به فردی به نام «کولیبالی» دادند و پس از آن هم با انتقال جنازه این چهار قربانی به فلسطین اشغالی، نتانیاهو کودکش برای آنها اشک تمساح ریخت تا هیچ فکر نکتهسنج و بلندپروازی وی را در دایره قتل اتهام این چهار نفر قرار ندهد.
نفرتافزایی برای یارگیری گام پایانی این طرح برای رسیدن به هدف نهایی جنسی سرشار از نفرتافزایی دارد. مسئولان این مجله پس از این حادثه، سه میلیون نسخه از این نشریه را که بیشترین انتشارش ۶۰ هزار نسخه است با کاریکاتوری از پیامبر اسلام(ص) و ترجمه به شش زبان منتشر کردند که با واکنش تند و شدید مسلمانان مواجه شد. در محاسبه طراحان کلی این عملیات شیطانی، انتشار این سه میلیون نسخه اهانتآمیز، خون جوانان مسلمان را به جوش میآورد و با فریب آنها، آنان را در زمره حامیان تروریستهایی قرار میدهد که به دفتر «شارلی ابدو» حمله کردند و به احتمال زیاد بخشی از آنها از سر احساس و تکلیف دینی، علاقهمند میش��ند به گروههایی مانند داعش و القاعده بپیوندند تا بتوانند از دشمنان اسلام انتقام بگیرند، غافل از آنکه با پیوستن به این گروههای جنایتکار به ظاهر اسلامی، دربست در خدمت صهیونیسم و استکبار قرار میگیرند.
صهیونیستها با طراحی این عملیات جنایتکارانه در راستای اهدافی مانند: تشدید اسلامهراسی، سوق دادن یهودیان اروپا به مهاجرت به سرزمینهای اشغالی، فشار بر فرانسه و برخی کشورهای اروپایی برای فاصله گرفتن از فلسطین و... گامهایی به جلو برداشتند. کلام آخر در آغاز سخنی دامنهدار جا دارد پرسیده شود برای فرا رسیدن زمان اقرار صهیونیستها به دخالت در جنایت «شارلی ابدو» چقدر باید صبر کرد و تاریخ تا کی باید گوش به زنگ شنیدن اعتراف صهیونیستها باشد. در پاسخ به این پرسش باید گفت اینبار دیگر صهیونیستها نیستند که تاریخ رونمایی از این جنایت را مشخص میکنند و لزومی هم ندارد تاریخ به انتظار بنشیند؛ زیرا این روزها حاملان حقیقت و عالمان به دسیسهها آنقدر هستند و آنقدر از شجاعت و جوانمردی برخوردارند که خودشان فیالبداهه و به محض رسیدن به هر حقیقتی آن را آشکار سازند. این گروه بزرگترین و قدرتمندترین دشمنان صهیونیسم و استکبارند که خواب را از چشمان آنها گرفتهاند و همینها هستند که نوید طلوع سپیده پیروزی را میدهند. انآشاءالله