تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۷۳۱۶۶
به بهانه توطئه کاهش جهانی قیمت نفت

حربه‌ای که باید برای همیشه از دست دشمنان گرفت


حسن ابراهیمی

23 نوامبر 2014، یک روز مانده به پایان مهلت چهار ماهه ایران و گروه 1+5 برای دست یافتن به توافق جامع هسته‌ای است. هواپیمایی حامل «سعود الفیصل» در فرودگاه وین به زمین می‌نشیند، «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا، «هتل کوبورگ»، محل برگزاری مذاکرات هسته‌ای را به مقصد فرودگاه ترک می‌کند تا در دیداری سه ساعته، با همتای عربستانی خود به گفت‌وگو بنشیند. سعود الفیصل، تنها چند ساعت مانده به پایان مذاکرات هسته‌ای در هواپیمای اختصاصی خود در حالی منتظر «جان کری» است که پیش از این، تهران با هرگونه حضور و دخالت کشورهای عربی در مذاکرات هسته‌ای مخالفت کرده بود.

رسانه‌های مختلف جهان دلیل سفر وزیر امور خارجه عربستان به وین را نگرانی از نتیجه احتمالی مذاکرات اعلام می‌کنند! کارشناسان نیز حضور او در وین و تماس‌های تلفنی «جان کری» با وزرای امور خارجه کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس را قدرت‌نمایی آمریکا از میزان نفوذ خود در منطقه دانسته و می‌گویند این یک هشدار جدی به تهران است؛ هشداری که اکنون پس از گذشت چند ماه با رونمایی شدن از توطئه کاهش قیمت نفت خود را به وضوح نشان داده است. تا آنجا که ناظران بین‌المللی معتقدند توافق اصلی وین، در هواپیمای اختصاصی «سعود الفیصل» صورت گرفته است؛ توافقی که بر طبق آن، عربستان تولید نفت خود را به شدت افزایش می‌دهد و آمریکا نیز پس از سال‌ها، فروش نفت خود را از سر می‌گیرد تا قیمت جهانی نفت در آغاز سال نوی میلادی، به بهای عجیب کمتر از 50 دلار برای هر بشکه برسد.

آمریکا و عربستان معتقدند با کاهش قیمت نفت، فشار‌ها بر مردم ایران افزایش یافته و سرانجام ایران تسلیم خواسته‌های آنها خواهد شد. «جیمز وولسی» رئیس سابق سازمان «سیا» در گردهمایی مسیحیان حامی رژیم صهیونیستی که پیش از مرحله‌ نهایی مذاکرات هسته‌ای در واشنگتن برگزار شد طی سخنانی گفت: «روزی که نفت از 100 دلار به بشکه‌ای 60 دلار برسد، تاریک‌ترین روزی است که ایران تاکنون تصور کرده است.» البته کاهش قیمت نفت صرفاً برای ایران نیست و کشورهای دیگری چون روسیه و ونزوئلا را که با سیاست‌های آمریکا و آل‌سعود مخالفند نیز شامل می‌شود، اما ایران گزینه اصلی است.»

توطئه‌ای که‌ بی‌هیچ تردیدی، مطالبات فزاینده نیز در آن دیده شده است. مطالباتی که از هم‌اکنون نیز نشانه‌هایی از آن هویدا شده است، به طوری‌که «علی‌اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی به‌تازگی در این باره گفته است: «غربی‌ها از ما می‌خواهند ذخایر اورانیوم 5 درصد را هم تبدیل کنیم!»

اما پرسش اینجاست، چه عاملی سبب شد که غرب و دولت‌های دست‌نشانده منطقه‌ای، امکان طرح‌ریزی چنین توطئه‌ای را پیدا کنند؟ پرسشی که تلاش کرده‌ایم در متن پیش رو به آن پاسخ دهیم.

بچه‌پولدار ملی

«اگر کاهش قیمت نفت ادامه یابد، کشور به شدت با کاهش درآمد ملی روبه‌رو شده و دولت برای اداره کشور با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهد شد.» همین یک جمله ساده که این روزها بسیار شنیده می‌شود، روشن می‌سازد که پاشنه آشیل کشور، متکی بودن بودجه مملکت به درآمد‌های نفتی است.

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به کرات، درباره آسیب‌پذیر بودن اقتصاد متکی به نفت هشدار داده‌اند. ایشان در خرداد ماه سال ۱۳۶۸ و در روزهای آغازین رهبری‌شان در حالی‌ که دسته‌ها و گروه‌های گوناگونی از مردم و مسئولان به دیدار ایشان می‌آمدند در سخنانی به مسئله اقتصاد متکی بر نفت اشاره ‌کردند و ‌فرمودند: «احتمال می‌دهم که دشمن برای اینکه مردم را از ادامه این راه و این حضور مأیوس و پشیمان کند، مشکلات جدید اقتصادی را بر ما تحمیل نماید. هیچ بعید نیست مشکلاتی را برای فروش نفت به وجود آورد، تا فشار را بر مردم زیاد کند. دولت و مجلس و مسئولان باید دست به دست هم دهند و بهترین راه‌ها و موفق‌ترین شیوه‌ها را برای حل این مسئله جست‌وجو کنند.»

اما این تنها باری نبود که رهبری معظم انقلاب نگاه‌ها را به این موضوع معطوف کردند، ایشان بیست سال پیش نیز هنگامی که دولت کارگزاران بر سر کار بود، در دیدار جمعی از معلمان و کارگران فرمودند: «آرزوی واقعی من این است که ما درِ چاه‌های نفت را ببندیم و اقتصاد خود را براساس کالاها و محصولات غیر نفتی بنیاد نهیم.» معظم‌له در سال 75 نیز در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی ‌فرمودند: «باید اقتصاد ملت ایران از نفت جدا شود. این مسئله را اخیراً به دولت خدمتگزار ابلاغ کرده‌ایم که برایش برنامه‌ریزی کند... دولت ما امروز حداکثر استفاده را از نفت می‌کند و باید هم بکند. اما باید کاری کند که بتواند روزی به دنیا اعلام نماید که از امروز تا شش ماه دیگر، تا یک سال یا چهل روز دیگر، می‌خواهم در چاه‌های نفت را ببندم. می‌خواهم یک قطره نفت صادر نکنم.» به طور مداوم مقام معظم رهبری در تمام این سال‌ها تذکراتی در این‌باره دادند، اما گویی گوشی شنوا و عزمی راسخ در دولت‌های مختلف وجود نداشت و حتی شاهد آن بودیم که دولت یازدهم در سخت‌ترین شرایط تحریمی، وابستگی کشور به نفت را در بودجه سال 93 افزایش داد! و متأسفانه به جای توجه به اقتصاد مقاومتی و قدرت درونی کشور، اقتصاد و حل مشکلات کشور را به مذاکرات هسته‌ای و توافق با گروه ۵+۱ گره زد، تا همچنان مطالبه بحق رهبری برای رهایی از اقتصادی وابسته به نفت و تک‌محصولی به مرحله اجرا نرسد تا جایی که ایشان لب به گلایه بگشایند و بگویند: «من هفده، هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم در چاه‌های نفت را ببندیم.

آقایان به قول خودشان «تکنوکرات» لبخند انکار زدند که مگر می‌شود؟!» و در بخشی دیگر از سخنان خود با کنایه به عملکرد دولت‌های مختلف و تشبیه آنان به بچه‌پولدار گفتند: «بچه‌پولدارها، قدر پول خود را نمی‌دانند و آن را بیهوده خرج می‌کنند که اداره‌ کشور برمبنای فروش نفت خام نیز شبیه همین ماجراست» شاید به عبارتی بتوان گفت، مشکل اقتصادی امروز کشور، فقط و فقط نتیجه توطئه و کارشکنی دشمن نیست، چرا که از دشمن جز کارشکنی و توطئه علیه ملت ایران توقعی نیست، بلکه آسیب‌پذیری امروز کشور به دلیل عدم اجرای هشدارهای دلسوزانه مقام معظم رهبری است. اگر مسئولان درباره وابستگی به نفت به فرموده‌های رهبر معظم انقلاب جامه عمل می‌پوشاندند، اوضاع امروز به گونه دیگری بود، همان‌گونه که ما در خودکفایی نظامی و تسلیحاتی این تبعیت را می‌بینیم. تبعیت از فرموده‌های رهبر معظم انقلاب در نیروهای مسلح ما را از نظر امنیتی و دفاعی در کشور به جایی رسانده که کاملاً خودکفا شده و دراین حوزه هیچ کس نمی‌تواند کشورمان را تهدید کند.

۱ـ بهترین فرصت

اگرچه توطئه نفتی غربی ـ عربی، موجب کاهش شدید قیمت نفت شده و درآمدهای نفتی کشور را کاهش داده، اما می‌توان این مسئله را یک فرصت خوب نیز دانست؛ فرصتی اجباری، برای بخشیدن نظمی تازه به اقتصاد ایران؛ نظمی که به واسطه آن، اقتصاد ما برای همیشه، از وابستگی به درآمد‌های حاصل از فروش نفت خام رها خواهد شد.

اجباری که آثار خود را بسیار زود نشان داده است. چنانکه محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور با اعلام اینکه بودجه سال آینده(۹۴) کمترین وابستگی را به نفت دارد، اعلام کرده است: «تا حد توان از اتکا به منابع نفتی در بودجه کاسته‌ایم که با توجه به شرایط موجود و کاهش درآمدهای نفتی تأکید نداریم و نمی‌گوییم که کمترین وابستگی بودجه به نفت در طول سال‌های گذشته که برای سال بعد رخ داده از روی انتخاب بوده، بلکه اضطرار و اجبار بود.»

 

نقشه راه

رها شدن از زنجیر‌های اقتصاد نفت‌زده را نیز باید در مفهومی دنبال کرد، که بارها از سوی مقام معظم رهبری در این سال‌ها، به ویژه یک سال اخیر مطرح شده است و آن تمرکز بر قدرت درونی ملت بزرگ ایران است. بازگشتی که حداقل نیازمند به تحقق چهار اصل اساسی است:

1ـ عزم و خودباوری ملی: شاید مهم‌ترین اصل در مسیر اتکا به قدرت درون‌زا و اقتصاد مستقل ملی به وجود آوردن یک خودباوری ملی و عزم ملی در بین همگان، اعم از مسئولان و مردم است، چراکه متأسفانه سازوکار‌های تشدیدکننده وابستگی به غرب و تفکرات شیفته غرب در کشور ما سابقه طولانی دارند و حتی در بین بسیاری از نخبگان ما نیز مشهود است. افرادی که به توانایی جوانان ایرانی و قدرت ملت ایران باور ندارند و تنها راه توسعه و قدرت‌یابی کشور را در گروی همراهی کشورهای غربی و اتصال با دنیای غرب می‌دانند. تفکری که این افراد در جامعه منتشر می‌کنند بی‌شک سم مهلکی برای سود جستن از اقتدار درونی کشور است، چراکه این نوع نگاه، اعتمادبه‌نفس برای پیشرو بودن را از مردم می‌گیرد و این باور را برای دانشجوی ایرانی، تولیدکننده ایرانی، متخصص ایرانی، سیاستمدار ایرانی و دیگران ایجاد می‌کند که راه موفق بودن، پیروی از غرب است و ما نمی‌توانیم بدون کمک غرب، مسیر توسعه و پیشرفت را طی کنیم.

2ـ اصلاحات ساختاری: «این [متکی شدن اقتصاد به نفت] خشت کجی است که در زمان رژیم پهلوی گذاشته شده است. آن جوانانی که نمی‌دانند رژیم گذشته با این کشور چه کرده است، بدانند یکی از ده‌ها کار خیانت‌آمیزی که کردند، این است!» این سخنان رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد که رژیم پهلوی ساختار‌های اقتصادی کشور را بر اساس درآمدهای نفتی بنیان گذاشت! متأسفانه پس انقلاب نیز به دلایل مختلف از جمله مصائب آغازین انقلاب، جنگ، تحریم‌های مختلف و مهم‌تر از همه عدم تلاش مؤثر دولت‌های مختلف، ساختارهای نادرست استوار بر درآمد‌های نفتی در کشور امتداد یافته است. که باید برای پایان دادن به این وضعیت، ساختارهای اقتصادی‌مان را تغییر دهیم، سازوکارهای درآمدی دولت را تغییر دهیم، خصوصی‌سازی صنعت و اقتصاد را تسریع کنیم تا دولت از یک بنگاه اقتصادی به یک ناظر و تنظیم‌کننده اقتصاد کلان کشور تبدیل شود.

3ـ توجه به توانایی‌ها و استعدادها: کشوری وسیع و پهناور که دارای شرایط منحصربه‌فرد طبیعی و زیست‌محیطی است. کشوری با تاریخ چندهزار ساله که کانون یکی از تمدن‌های بزرگ جهان به حساب می‌آید؛ کشوری با موقعیت ژئوپلیتیکی بی‌نظیر که تسلط بر تنگه هرمز به عنوان گلوگاه انرژی جهان، تنها یکی از نمونه‌های این موفقیت بی‌بدیل است. کشوری که دارای جمعیت جوان و با استعداد است. کشوری که اقلیمی مناسب برای تولید بهترین محصولات کشاورزی را داراست و ده‌ها ویژگی بارز دیگر را در خود دارد، باید بدون نفت اداره شود، اما متأسفانه تأمین هزینه‌های دولت با پول سرشار و مفت و آسان نفت موجب شده است تا در این سال‌ها، کسی به این استعداد‌ها توجهی نکند. استعداد‌ها و توانایی‌هایی که می‌تواند صد‌ها برابر نفت خام، برای کشور رونق، درآمد، پیشرفت و رفاه را در پی داشته باشد.

4ـ اصلاح الگوی مصرف: یکی از مصیبت‌های جامعه ایران رواج مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی میان برخی از مسئولان و بخشی از مردم است. با کمال تأسف، آمارها از مصرف سرسام‌آور ایرانی‌ها در زمینه‌های مختلف حکایت دارد. از اسراف در مصرف منابع آب کشور تا مصرف سوخت از سوی ایرانیان که چندین برابر استانداردهای جهانی است. بنابراین در راه تغییر رویکرد اقتصادی، یکی از عامل‌های حیاتی، همین تغییر فرهنگ عمومی مصرف در کشور و استفاده بهینه است که باید بجد مورد توجه قرار گیرد.

نتیجه‌گیری

«بگذارید ایالات‌متحده و عربستان سعودی تا هرجا که می‌خواهند قیمت نفت را کاهش دهند؛ پیش از ورشکستگی من، اتفاقات دیگری نیز خواهد افتاد. چین به خاطر کاهش قیمت نفت و همچنین خلاص شدن از پترودلار قوی‌تر می‌شود و تبدیل به هژمون خواهد شد و کشورهای مصرف‌کننده زیان خواهند دید. روندی که آمریکا برای سرکوب ما و ایران ایجاد کرده است به خود آمریکا و عربستان برخواهد گشت.» این جملات دیدگاه سیاستمداران روسی است که این روزها در کنار ایران و به دلیل تنش با غرب در موضوع اوکراین، جامعه هدف توطئه نفتی عربستان و آمریکا قرار گرفته است.

اما فارغ از آنچه در پیش است و فارغ از آنکه سرانجام این توطئه به کجا خواهد رسید، استفاده از این فرصت اجباری کاهش قیمت نفت برای ما ضروری است. کشور ما باید برای همیشه حربه تحریم‌های نفتی را از دست اردوگاه استکبار بگیرد و برای همیشه با اقتصاد تک‌محصولی خداحافظی کند. پس باید در این راه گام برداریم و دولت‌ها باید با پول مفت و آسان و بی‌دردسر نفت خداحافظی کنند. چراکه کسب درآمد راحت از راه فروش نفت دولت‌ها را تنبل و بی‌تحرک کرده و حاضر نیستند تا روی تولید و منافع اقتصادی‌ای سرمایه‌گذاری کنند که سختی و هزینه دارد. پول سهل‌الوصول حاصل از فروش نفت، بلای جان اقتصاد ایران شده است که باید از آن خلاصی جوییم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات