تألیف: عبدالله شمسی
در بحبوحه اختلاف و استقبال از تصمیم حزب اعتماد ملی در معرفی کروبی بهعنوان نامزدی حزبی، وی برای نیل به نامزدی واحد در جبهه اصلاحات، طرحی را ارائه کرد که به طرح «حکمیت» معروف شد. پیشنهاد کروبی اینگونه بود که نامزدهای اصلاحطلب با ورود به عرصه انتخابات از هماکنون اعلام آمادگی و شروع به فعالیت کرده و سفرهای استانی خود را آغاز کنند، گروههای سیاسی و احزاب نیز تا بهمنماه وضعیت نامزدها را ارزیابی کرده و از میان چند نامزد، یک نفر را بر اساس یک مکانیسم خاص و در یک زمان مشخص(آنکه اقبال بیشتری داشت) انتخاب کنند و دیگر نامزدها کنار بروند.(1)
این پیشنهاد مورد استقبال گروههای عمده اصلاحطلب حتی حزب مشارکت قرار گرفت(2)، اما این طرح با دشواریهایی همراه بود؛ برخی گروهها که نامزدی کروبی را معضلی برای خود میدیدند، سعی داشتند از طریق سازوکار شورای حکمیت، وی را منصرف کنند. همچنین چگونگی انتخاب و چینش اعضای این شورا با توجه به وزن و اختلافنظر گروههای دومخردادی امری دشوار بود.
دیری نپایید که دبیر کل حزب اعتماد ملی از تحقق پیشنهادش با این جمله که «عدهای ایده شورای حکمیت را خراب کردند.»(3) ابراز ناامیدی کرد؛ عمده اشکال او به نحوه نظرسنجی بود که از سوی بعضی گروهها در قالب سازوکار شورای حکمیت پیشنهاد شده بود. کروبی در تشریح این موضوع چنین اظهار داشت: «نظرسنجی گروههای سیاسی را به هیچوجه قبول ندارم. نظرسنجی باید در خیابان و در میان مردم انجام بپذیرد، نه اینکه آقایان در خانههای تیمی بنشینند و برای خود نظرسنجی کنند و در نهایت هم معلوم است چه کسی از این نظرسنجیها بیرون میآید.»(4)
در عین حال، حزب اعتماد ملی با برخی دیگر از گروهها این طرح را پیگیری کردند. در اواخر آبانماه، منتجبنیا (قائممقام حزب)، از توافق اصلاحطلبان برای معرفی کاندیداهای ریاستجمهوری تا 20 آذر خبر داد.(5)
چند روز بعد، کروبی در مورد سرنوشت شورای حکمیت، با این جمله که «من این را گفتم و به آن معتقدم، اما هیچکس استقبال عملیاتی از این کار نکرده است.»(6) بهصورت تلویحی به شکست طرح اشاره کرد.
چند روز مانده به 20 آذر، کروبی با تعیین ضربالاجل برای نامزدها و احزاب اصلاحطلب گفت: «من پیشنهادی را ارائه کردم و همانگونه که گرامیمقدم، نماینده حزب اعلام کرده، قرار است تا 20 آذرماه بررسیها ادامه پیدا کند و کسانی که آماده هستند، تا آن تاریخ تصمیم خود را برای نامزدی اعلام کنند و البته در عین حال بگویند که حک��یت را قبول دارند... من نزدیک به سه ماه است این پیشنهاد را دادهام، اما تاکنون بهطور قطعی کسی اعلام نکرده است که میآید یا نه؟»(7)
با گذشت 20 آذر و معرفی نکردن نامزدها از سوی گروههای اصلاحطلب، کروبی با گفتن این جملات که «تا امروز هیچ کاندیدایی از جریان اصلاحات نه اعلام آمادگی کرده است و نه گفته شورای حکمیت را قبول دارد.» و همچنین «امروز اعلام میکنم با فرض حضور یا عدم حضور هر عزیز دیگری همچون آقایان؛ هاشمی، خاتمی، میرحسین موسوی و نوری تحت هیچ شرایطی از صحنه کنار نخواهم رفت.» بهصورت رسمی شکست طرح شورای حکمیت را اعلام کرد.(8)
در زمستان 87 نیز با وجود زمزمهها و سپس قطعیت یافتن نامزد شدن میرحسین موسوی؛ فردی که کروبی در گذشته توان زیادی را برای کشاندن وی به صحنه رقابت انتخاباتی صرف کرده بود، اما حزب اعتماد ملی و نامزدش بر همان رویه گذشته خود تأکید میورزیدند.
در بهمنماه 1387، برای اولینبار، غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران و عباس عبدی، عضو سابق حزب مشارکت در شورای سیاستگذاری حزب اعتماد ملی، حضور یافته و به سخنرانی پرداختند.
در ارتباط با این حضور، رئیس شاخه بانوان حزب از احتمال ریاست کرباسچی بر ستاد انتخابات کروبی خبر داد و همچنین درباره حضور جمیله کدیور (فرد غیرحزبی) در پست ریاست کمیته بانوان سخن به میان آورد.(9)
این احتمال در اسفندماه به قطعیت رسید و کروبی ستاد انتخاباتیاش را به کرباسچی سپرد. کروبی در مقابل خبرنگاران اعلام کرد: «آقای کرباسچی پذیرفتند که ستاد زیرنظر ایشان باشد و با مشورت دوستان به هر نحو که صلاح میدانند عمل کنند... کرباسچی، مشاور عالی بنده در جلسات هستند و حضورشان بسیار مؤثر است. در ضمن، ستادیها زیرنظر ایشان کار میکنند، حال لفظ رئیس شاید خیلی مهم نباشد. هر کاری که بخواهد در ستاد انجام شود باید با ایشان هماهنگی صورت گیرد و ایشان اختیار تام دارد.»(10)
حضور دبیر کل حزبی مانند کارگزاران که حامی آقای خاتمی محسوب میشدند، آنهم در مقام رئیس ستاد انتخابات حزبی دیگر، برای ناظران سیاسی عجیب بود، در همین جلسه خبرنگاران بهصورت مکرر وی را با عنوان دبیر کل حزب کارگزاران مورد خطاب قرار میدادند که اعتراض وی را در پی داشت.(11) کرباسچی دلیل پذیرش ریاست ستاد کروبی را اینگونه توضیح داد: «از ابتدا قرارم این بود که در خدمت ایشان بهعنوان مشاور باشم، اما ایشان لطف کردند این سمت را گستردهتر کردند. من در سمت مشاور ایشان هستم. من آقای کروبی را صاحب ارزشها و والاییهایی میدانم که بسیار درخور احترام هستند و تلاش ایشان در جهت اهداف بزرگشان و نیز شخصیت با شهامت، مقاوم و انقلابی ایشان قابل تقدیر است. اگر ایجاب کند، کفش ایشان را هم واکس میزنم و افتخار میکنم.»(12)
علاوه بر کرباسچی، فعالان سیاسی دیگری نیز مانند عباس عبدی(عضو سابق حزب مشارکت)، جمیله کدیور(همسر مهاجرانی)، محمدعلی نجفی(عضو حزب کارگزاران)، محمدعلی ابطحی(رئیس دفتر ریاست جمهوری در زمان خاتمی) حلقه اول اطرافیان و مشاوران اصلی کروبی را تشکیل میدادند.
با نزدیک شدن انتخابات، بیش از اینکه عناصر حزب اعتماد ملی به چشم بیایند، افراد فوق در برنامهها و انظار بهعنوان اطرافیان اصلی کروبی جلوهگر میشدند. بر خلاف ادعاهای چندساله حزب و دبیر کل آن، که همواره بر رویه و راهبرد حزبی و اولویت استفاده از تواناییهای درونتشکیلاتی تأکید میورزیدند و بارها بر سر آن با گروههایی از اصلاحطلبان به نزاع برخاسته بودند، قرار گرفتن افراد فوق در حلقه اول اطرافیان کروبی، حزب اعتماد ملی را در صحنه سیاسی و انظار به گوشهای راند، برنامه انتخاباتی بیش از اینکه بهنام حزب باشد، با نام این افراد و شخص کروبی شناخته میشد و یکی از دلایل انفعال حزب در قبال وقایع پیش و پس از انتخابات همین موضوع بود.
منتجبنیا دو سال بعد از وقوع فتنه، در مصاحبهای با هفتهنامه دانشجویان، مطالب بیشتری را در ارتباط با این موضوع بیان کرد: «در جریان انتخابات، برخلاف آنچه که تصور میشود، علیرغم اینکه دبیر این حزب کاندیدای انتخابات بود، حزب اعتماد ملی هیچگونه نقشی نداشت. نه ستاد داشت، نه دخالتی در تصمیمگیریها میکرد. تنها کارش این بود که ایشان را کاندیدا کرده و این مسئله را اعلام نمود. ستاد انتخاباتی کاندیدا، هم در جای دیگری تشکیل شده بود و هم توسط افراد دیگری اداره میشد.»(13)
* منابع در دفتر هفتهنامه موجود است.