قاسم غفوری
سال ۲۰۱۵ در حالی آغاز شده است که بسیاری از ناظران سیاسی با توجه به چالشهای جهان در سال 2014 و باقی ماندن آثار آن، این سال را دوران سراسر از تحولاتی میدانند که میتواند بر ساختار نظام بینالملل تأثیرگذار باشد. هر چند که بسیاری از کشورها، آغاز سال جدیدشان، ژانویه نیست، اما بهدلیل پیوستگی تحولات جهانی، عملاً راهبرد سیاست خارجی اکثر کشورها براساس معادلات سال جدید چینش میشود تا بتوانند تهدیدات را دفع و فرصتها را تقویت کنند.
روسیه نیز که داعیهدار یکی از قطبهای بزرگ جهان است، سال ۲۰۱۵ را بر اساس راهبردهای متعددی آغاز کرده است. پوتین، رئیسجمهور روسیه، در پیام تبریک سال نو، بر اراده این کشور بر مقابله با تهدیدات و رسیدن به جایگاه جهانی مطلوب تأکید کرد.
هر چند که پوتین در پیام تبریک سال نو به اوباما، رئیسجمهور آمریکا، بر لزوم روابط دو کشور تأکید کرد، اما عملاً در باب هرگونه تهدید روسیه هشدار داد و چنانکه پیشتر نیز اعلام کرده بود، ابزار هستهای را نیز در دستور کار دارد. لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه نیز در گفتوگوی خود با کری، همتای آمریکاییاش، در روزهای نخستین سال ۲۰۱۵ درباره خطوط قرمز روسیه هشدار داده و خواستار احترام آمریکا به امنیت روسیه از جمله در قبال اوکراین شده است.
مجموع این مواضع و سخنان مقامات پارلمان روسیه (دوما) ، نمایندگان مسکو در ناتو و اتحادیه اروپا، بیانگر یک اصل اساسی است و آن اینکه، تقابل میان مسکو و غرب در سال ۲۰۱۵ نهتنها فروکش نخواهد کرد، بلکه ابعاد جدیدی نیز به خود خواهد گرفت، چنانکه مسکو برای اواخر ژانویه، میزبان نشست نظام سوریه و معارضان است که نتیجهبخش بودن آن، دستاوردی بزرگ برای مسکو در برابر غرب قلمداد میشود.
در کنار آنچه مقامات روسیه در حوزه لفظ و گفتار در باب تقابل با غرب مطرح کردهاند، سیاست عملی مسکو نیز بیانگر تصمیمات مهم در برابر غرب است، هر چند که روسیه به ادامه مذاکرات سیاسی با طرفهای درگیر در بحران اوکراین تأکید دارد. بخشی از این راهبرد را باید در دکترین نظامی روسیه در سال ۲۰۱۵ جستوجو کرد. بر اساس دکترینی که پوتین به امضا رسانده، روسیه در راهبرد خود در کنار تأکید بر تقویت توان نظامی ، تسلیحاتی و هستهای و حضور فعال نظامی در قطب شمال، بر تقویت همکاری نظامی با کشورهای پیرامونی و فراپیرامونی تأکید کرده است.
بر اساس این دکترین، مسکو برای حفظ امنیت خود، حتی بر تقویت همکاری با اوستیای جنوبی و آبخازیا نیز تأکید کرده است تا نشانگر آن باشد که مسکو حاضر نیست از مواضع سرزمینی خود عقبنشینی کند. این امر، زمانی نمود بیشتری مییابد که تقویت نظامی و دفاعی و ایجاد شرایط جدید برای جذب اتباع خارجی در ارتش، در راهبرد دفاعی روسیه تعریف شده است.
نکته مهم آنکه؛ مبارزه با تروریسم در راهبرد نظامی روسیه مطرح شده که زمینهساز همکاری گستردهتر مسکو با سایر کشورها از جمله؛ چین و کشورهای غرب آسیا (خاورمیانه) در قالب جبهه مقاومت میشود.
سخنان لاوروف، وزیر خارجه روسیه که از نفوذ تروریسم داعش به مرزهای روسیه خبر داده، سندی بر اراده مسکو برای حفظ امنیت درونی و مرزها است. این راهبرد با امضای توافقنامه نظامی با ازبکستان ، قرقیزستان و هشدار در باب گسترش نفوذ ناتو در حوزه اروپای شرقی، آسیای مرکزی و قفقاز و بالکان تقویت شده است. رویکرد نظامی روسیه، یادآور تقابلهای روسیه و غرب در قرون ۱۹ و ۲۰ است که جنگهای متعددی از جمله جنگهای کریمه را میان دو طرف به پا کرد.
حوزه دیگر فعالیت عملی روسیه در برابر غرب را در طرحهای این کشور در عرصه اقتصادی میتوان مشاهده کرد. پوتین در حالی از اقتصاد درونزا و کاهش وابستگی به خارج سخن گفته که اقدامات منطقهای و جهانی گستردهای را برای تقویت اقتصاد کشورش در دستور کار قرار داده است؛ از جمله تقویت شانگهای بهویژه در قالب روابط با چین، چنانکه بانکی با دارایی ۱۰۰ میلیارد دلار برای تبادل تجاری و حذف دلار و یورو از مبادلات اقتصادی تأسیس شده است. از مهمترین تحولات اقتصادی آغاز سال 2015 را آغاز بهکار اتحادیه اوراسیایی با محوریت روسیه، بلاروس و قزاقستان تشکیل میدهد، در حالی که کشورهای قرقیزستان و ارمنستان نیز در حال پیوستن به این اتحادیه اقتصادی و سیاسی هستند.
با توجه به وضعیت اقتصادی آسیای مرکزی و قفقاز و نیز تحقق نیافتن وعدههای غرب در قبال این کشورها، تحقق اهداف اتحادیه اوراسیا میتواند زمینهساز پیوستن سایر کشورهای منطقه به این اتحادیه شود، چنانکه در ساعات پایانی سال 2014، قرقیزستان بهجمع اتحادیه گمرکی که روسیه محور آن است پیوست که موفقیت بزرگی برای مسکو است.
نکته بسیار مهم آنکه، در سال 2015 روسیه ریاست اتحادیه اقتصادی بریکس (روسیه، چین، هند، برزیل و آفریقای جنوبی) را که ظرفیت اقتصادی بزرگی قلمداد میشود، برعهده دارد. این اتحادیه میتواند تأثیر بسیاری بر خنثیسازی تحریمهای غرب داشته باشد. مسکو در راهبرد اقتصادی و نظامی خود، توجه به آمریکای لاتین و غرب آسیا (خاورمیانه) را نیز مدنظر دارد که بخش عمده آن، در حوزه فروش تسلیحات و هماهنگی در حوزه انرژی است. به هر تقدیر میتوان گفت که سال 2015 برای روسیه سالی سرنوشتساز خواهد بود که محور آن را نیز تقابل با غرب تشکیل میدهد؛ چرا که نظرسنجیها از محبوبیت 81 درصدی پوتین نزد مردم روسیه حکایت دارد که ریشه آن نیز تقابلهای وی با غرب بوده است.
پوتین برای حفظ محبوبیت و نیز تحقق رؤیای جهانی ماندن روسیه، جز تقابل با غرب و گرایش به کشورهای حاضر در جبهه ضدآمریکا، گزینهای در پیش رو ندارد، چنانکه در اقدامی قابل تأمل، چورکین، نماینده روسیه در سازمان ملل، وتوی آمریکا در برابر قطعنامه سرنوشت فلسطین را محکوم و مغایر با امنیت جهان عنوان کرد.