علي تتماج
پادشاه 90 ساله عربستان 10 دی بدون اعلام قبلی راهی شهرک پزشکی ملک عبدالله در ریاض شد. رسانههای سعودی گزارش دادند که وی برای انجام پارهای آزمایشهای پزشکی به شهرک ملک عبدالله منتقل شده و دیوان پادشاهی عربستان در بیانیه خود اعلام کرده بود که پادشاه عربستان دچار التهاب ریه شده و لولهای برای بهبود وضعیت تنفس وی کار گذاشته شده است. در نهایت منابع خبری از پایان پادشاهی ملك عبدالله و آغاز دگرگونی در ساختار سیاسی عربستان خبر دادند. پیچیدگی و به هم تنیدگی خاندان آلسعود چنان است كه بسیاری معتقدند كه هر چند وضعیت پادشاهی مشخص است و سلمان به جای عبدالله میتواند امور را اداره كند، اما جنگ قدرت شش هزار شاهزاده سعودی را در بر خواهد گرفت. حال این سؤال مطرح میشود كه این دگرگونی چه تأثیری بر ساختار درونی و سیاست و جایگاه منطقهای و جهانی عربستان خواهد گذاشت و سلمان برای تبدیل شدن به پادشاهی قدرتمند چه راهی را باید طی كند؟ آیا استمرار سیاستهای عبدالله تحققبخش این مهم است یا آنكه باید سیاستهای دیگری را در پیش گیرد؟
مروری بر ساختار قدرت در عربستان
ساختار سیاسی عربستان قبیلهای است و قدرت بین دو قبیله «الشمری» و «السدیری» تقسیم شده است.
مادر «ملک عبدالله» از قبیله «الشمری» است و با توجه به اینکه بیشتر فرزندان «عبدالعزیز» از جمله ولیعهد از قبیله «السدیری» هستند در نتیجه با مرگ عبدالله، قبیله «الشمری» به حاشیه رانده خواهد شد و گروهی از پسران «ملک عبدالعزیز» موسوم به «هفت برادران» از قبیله «السدیری» قدرت را در دست خواهند گرفت.
روند انتقال قدرت در عربستان اساسأ بر اساس ماده پنج قانون حاکمیت و قانون «هیئت بیعت» در این کشور که ملک عبدالله در سال 2006 برای انتخاب پادشاه و ولیعهد تأسیس کرد، تعیین میشود. بر اساس این ماده رژیم حاکم در عربستان پادشاهی است و باید پادشاهی به فرزندان «عبدالعزیز بنعبدالرحمن الفیصل آلسعود» و فرزندان فرزندانش برسد و دیگر اعضای خاندان باید با فردی که «اصلحترین» نامیده شده بیعت کنند. این ماده بندی داشت که بر اساس آن پادشاه ولیعهد را انتخاب و با فرمان پادشاهی وی را عزل میکند، اما با اجرایی شدن قانون مربوط به هیئت بیعت این بند لغو و بند دیگری جایگزین آن شد که برای بیعت با پادشاه فراخوانی صادر میشود و ولیعهد نیز بر اساس همین نظام انتخاب میشود که در آن اعضای هیئت بیعت به نفع یا ضرر شخص مورد نظر رأی خواهند داد.
هیئت بیعت در 10 دسامبر سال 2007 به ریاست «مشعلبنعبدالعزیز آلسعود» تشکیل شد و بر اساس قوانین مربوط به تأسیس آن، این هیئت از فرزندان عبدالعزیز و در برخی شرایط از نوادگانش تشکیل میشود؛ علاوه بر آن دو عضو دیگر را نیز پادشاه میتواند برای عضویت در این هیئت معرفی کند. بر اساس این قانون پادشاه باید این دو نفر را از میان فرزندان خود و فرزندان ولیعهد انتخاب کند. بر پایه ماده شش قانون هیئت بیعت، در صورت مرگ پادشاه هیئت بیعت از اعضای آن دعوت میکند که با ولیعهد بیعت کنند، بر همین اساس نباید ظاهراً مشکلی در انتقال قدرت در عربستان وجود داشته باشد، زیرا هیئت بیعت بر پایه قانون با ولیعهد منتخب بیعت کرده و انتقال قدرت صورت میگیرد.
جدال در عربستان برای انتخاب پادشاه پس از عبدالله نیست، بلکه جدال بر سر انتخاب ولیعهد آینده این کشور یا به تعبیر بهتر، بر سر پادشاهی است که از شاهزادگان جوان (نوهها) به قدرت میرسد که همه اختلافها حول این محور میچرخد. این پست از آن جهت مهم است که ولیعهد آتی عربستان که در آینده پادشاه نیز خواهد شد قدرت را از پسران عبدالعزیز، به نوادگان وی منتقل خواهد کرد و نسل بعدی پادشاهی در این کشور به جوانترها خواهد رسید که رقابت سفت و سختی نیز میان نوادگان مؤسس حکومت آلسعود مدرن از جمله «متعببنعبدالله» فرزند ملك عبدالله و «محمدبننایف» وزیر کشور فعلی (و فرزند ولیعهد سابق و درگذشته) عربستان شکل گرفته است.
نایفبنعبدالعزیز، پدر محمدبننایف هشت ماه ولیعهدی عربستان را پیش از مرگ در کارنامه خود دارد و یکی از برادران سدیری است. نامزد واجد شرایط برای منصب ولیعهدی باید بر اساس آنچه در بند هفتم قوانین هیئت بیعت آمده حداکثر تا یک ماه پس از بیعت با پادشاه به وسیله او و با مشورت اعضای بیعت انتخاب شود، هیئت بیعت باید یک نفر از این نامزدها را انتخاب و وی را به عنوان ولیعهد معرفی کند و در صورت عدم توافق با هیچکدام از این افراد خود هیئت ملزم به معرفی افراد اصلح است. اگر پادشاه نیز با فردی که از سوی هیئت بیعت معرفی میشود موافقت نکند یک نفر از سه نامزد پادشاه و کاندیدای هیئت بیعت به رأی گذاشته میشوند و فردی که آرای بیشتری کسب کند به عنوان ولیعهد معرفی میشود.
جنگ قدرت در خاندان سعودی
جنگ قدرت در حالی خاندان سعودی را فراگرفته كه دو محور در آن مشاهده میشود.
الف) اقدامات عبدالله برای فرزندان
بخشی از جنگ قدرت در آلسعود برگرفته از اقدامات عبدالله برای تثبیت قدرت فرزندانش است. با صدور فرمان پادشاهی ملک عبدالله در 27 مارس 2014 هیئت بیعت عملاً از میدان به در شد. بر اساس این فرمان پادشاهی منصب جدیدی به نام «جانشین ولیعهد» ایجاد شد و پادشاه عربستان «مقرنبنعبدالعزیز» برادر 69 ساله خود را به عنوان جانشین سلمان بنعبدالعزیز انتخاب کرد تا در صورت نبود ولیعهد بهعنوان ولیعهد با وی بیعت شود و در صورت نبود پادشاه هر دو پست پادشاهی و ولیعهدی را یکجا اشغال کند. نکته قابل توجه در فرمان پادشاهی ملک عبدالله، بندی است که بر اساس آن هیچکس اجازه ندارد این فرمان را تعدیل، تأویل یا تغییر دهد.
«احمدبنعبدالعزیز» وزیر کشور عربستان که پس از مرگ شاهزاده نایفبنعبدالعزیز به این سمت رسیده بود به ناگاه از این سمت برکنار شد، پادشاه عربستان پس از برکناری احمدبنعبدالعزیز، محمدبننایف برادرزاده وی را به این سمت گمارد تا زمینه را برای جانشین ولیعهد (ولی ولیعهد) شدن، شاهزاده مقرنبنعبدالعزیز (که شخصیتی ضعیف است) فراهم کند و احمدبنعبدالعزیز را با برکناری از وزارت کشور تضعیف و از نزدیک شدنش به رأس هرم بازدارد. هدف از دور نگه داشتن احمدبنعبدالعزیز از وزارت کشور و تقویت مقرنبنعبدالعزیز به جای وی، فراهم کردن زمینه ارتقای جایگاه «متعببنعبدالله» فرزند پادشاه کنونی عربستان بوده است که اکنون رئیس گارد پادشاهی است.
در چنین اوضاعی متعببنعبدالعزیز میتواند جانشین دوم نخستوزیر شود که با این سمت میتواند در صورت ناتوانی ولی ولیعهد (مقرنبنعبدالعزیز) جایگزین وی شود و مسئولیتهای وی را برعهده گیرد و در صورتی که مقرن ولیعهد شود، متعب میتواند خودش ولی ولیعهد و به طور بالقوه ولیعهد و پادشاه عربستان شود.
یکی از اولین حوادث سال 2014 برکناری بندربنسلطان از مسئولیتش در دستگاه اطلاعات عربستان سعودی بود و پس از وی سپهبد یوسف الادریسی به دستگاه اطلاعاتی عربستان آمد. ناظران سیاسی تلاش ملک عبدالله برای تقویت جایگاه فرزندانش، تضعیف شاهزادههای نزدیک به ولیعهد و همزمان شکستهای بندربنسلطان در منطقه بهویژه پرونده سوریه را دلیل برکناری وی از دستگاه استخباراتی عربستان عنوان کردند.
برخی نیز معتقدند تصمیم پادشاه عربستان به تعیین جانشین ولیعهد آن هم یک روز پیش از سفر باراک اوباما به عربستان مشخصاً بدین معناست که از دخالت وی در عزل و نصبها جلوگیری شود تا طرح عبدالله برای به قدرت رسیدن فرزندانش به تحقق نزیكتر شود.
ب) جنگ قدرت شاهزادگان
بین شاهزادگان سعودی بهویژه نسل اول، دوم و سوم اختلافنظرهای شدیدی درباره شیوه حکومتداری وجود دارد، از این رو مرگ پادشاه میتواند اختلافات تاریخی بین شاهزادگان را تشدید و به جنگ داخلی حداقل بین این دو قبیله برای کسب قدرت منجر شود.
هرچند همه امیران حاضر در نشست هیئت بیعت به نفع امیر مقرن رأی دادند، اما به احتمال زیاد اختلافات زمانی برملا خواهد شد که مقرن ارتقا پیدا کند و به ولیعهدی برسد. زیرا کوچکترین فرزند ذکور ابن سعود به شمار میآید. آن هم در حالی که اکنون نامزدهای قدرتمندی وجود دارند که بسیاری از آنان وزارتهای مهم راتصدی کردهاند، اما موضوع حساس دیگر اینکه کسانی که در رأس قدرت هستند، مایلند فرزندان خود را در پستهایی قرار دهند که فرصت ارتقا و پیشرفت برایشان فراهم باشد و روشن است هنگامیکه پادشاه و ولیعهد تغییر میکند یا بخت با فرزندانشان یار خواهد بود یا بدشانسی خواهند آورد. دو ولیعهد سعودی یعنی امیر سلطان و نایفبنعبدالعزیز پیش از اینکه به پادشاهی برسند، فوت کردند. در حالی که امیر سلمان 78 ساله نیز با مشکلات جسمانی روبهرو است این امر زمینهساز تشدید جنگ قدرت در عربستان خواهد شد. مشابه چنین وضعیتی در سال 1964 هم اتفاق افتاد و «ملک سعود بنعبدالعزیز» به صورت تهاجمی برکنار شد و «ملک فیصل بنعبدالعزیز» در یک تقابل خونین بین السدیریها و الشمریها جانشین وی شد و در نهایت «ملک فیصل» نیز در سال 1975 از سوی برادرزادهاش ترور شد. اظهارات «خالد فیصل» وزیر آموزشوپرورش عربستان سعودی مبنی بر اینکه انتخاب مقرنبنعبدالعزیز به عنوان جانشین ولیعهد از بروز و تشدید اختلافات در داخل خاندان آلسعود جلوگیری کرد در واقع اذعان رسمی مستقیم به وجود این اختلافات است. این اظهارات خالد فیصل در واکنش به گزارشها و اخبار رسانههای خارجی مبتنی بر وجود اختلافات در میان خاندان آلسعود بر سر انتخاب مقرنبنعبدالعزیز به عنوان جانشین ولیعهد است.
نکته قابلتأمل در این است که برخی از اعضای هیئت بیعت که شخص پادشاه سال 2006 آن را تأسیس کرد و 34 عضو دارد با این تصمیم پادشاه به شدت مخالفت کردند. از سوی دیگر برخی از مقامات خاندان آلسعود حاکم بر عربستان لب به اعتراض گشودند که مقرن کوچکترین فرزند عبدالعزیز مؤسس آلسعود است و قدرت پس از آن به نسل بعدی و نوادگان میرسد و این چیزی است که سبب افزایش و تشدید تنش بر سر قدرت خواهد شد و نه تنها دغدغه و نگرانیهای داخل را در پی دارد که چه بسا بسیاری از متحدان خارجی عربستان و در رأس آن آمریکا و اروپا را نگران کرده است. انتخاب مقرن به عنوان جانشین ولیعهد بدون اینکه با هیئت بیعت مشورتی شود زمینه تنش جدیدی را در میان امرا و شاهزادگان سعودی در آینده فراهم کرد. همه این ترتیبات و تصمیمات برای این است که متعببنعبدالعزیز فرزند پادشاه پس از مقرن پادشاه شود، زیرا مقرن یک شخصیت ضعیفی است و در زمانی که سمتهای مختلفی داشته نیز ضعیف بوده است. بنابراین وی پادشاه قوی نخواهد شد، در واقع به وی به عنوان یک شخصیت موقت نگریسته میشود. ولی به نظر میرسد که موازنه قوا در عربستان سبب تعیین وی به ولیعهدی از روی ناچاری شده است.
درگیری میان جناح حاکم در عربستان و جناح موسوم به جناح «السدیری» همزمان با بیماری «عبداللهبنعبدالعزیز» پادشاه عربستان تشدید شده است. «خبرگزاری فرانسه» در گزارشی نوشت: «بیماری پادشاه عربستان پیامدهای مهمی مانند جنگ قدرت طولانی میان جناحهای اصلی حاکم بر این کشور را به همراه داشت. ماده 11 قانون هیئت بیعت عربستان حاکی است با مورد تأیید قرار گرفتن ناتوانی پادشاه در اداره امور کشور قدرت به ولیعهد واگذار میشود.» این خبرگزاری فرانسوی افزود: «جناح السدیری با مستمسک قرار دادن این ماده بر این اساس که اساسنامه هیئت مزبور و نه دستور پادشاه مرجع توافق در خاندان حاکم است میکوشد جناح ملک عبدالله را در ابتدا به چالش و به دنبال آن، به سازش بکشاند.»
سلمان و چالشهای پیش رو
سلمان در حالی عنوان پادشاهی عربستان را یدك میكشد كه اوضاع داخلی و بیرونی عربستان دورانی سخت را برای وی ترسیم كرده است.
عربستان اکنون با چالشهای داخلی متعددی دست به گریبان است که افزایش نرخ بیکاری در بین جوانان و بازگشت تروریستها از عراق و سوریه که افزایش انتقاد از آلسعود در رسانهها و صفحات اجتماعی را به دنبال داشته، بخش مهمی از چالشهای پیش روی آن است؛ به اضافه اینکه آتش نارضایتی در منطقه الشرقیه که بیشتر جمعیت آن شیعه هستند، شعلهور شده است.
نگاهی به اوضاع عربستان و تحولات داخلی و خارجی آن بیانگر این است که اوضاع این کشور چندان مساعد نیست، زیرا در داخل، برخی، از سیاستهای اقتصادی و کسر بودجه ناشی از کاهش قیمت نفت، زبان به انتقاد گشودند. نمونه بارز این انتقادها از سوی ولید بنطلال، شاهزاده میلیاردر سعودی است. وی در نامهای به وزیر دارایی عربستان ضمن اشاره به برداشت از صندوق ذخیره ارزی بهمنظور مقابله با کسر بودجه گفت: اکنون به مرحله خطرناکی رسیدهایم.
در این میان، بحران مشروعیت، چالشی بزرگ برای آلسعود شده است. لوحهای فشردهای (سیدی) در میان مردم عربستان پخش شده که حاوی مجموعه سخنرانیهایی درباره لزوم بیعت با پادشاه و فرمانبرداری از خانواده سلطنتی است. بر روی این سیدیها که حاوی سخنرانیهای مفتیهای وهابی درباره لزوم اطاعت از پادشاه و محکوم کردن هرگونه مخالفت با وی براساس برداشت سلفیها و وهابیون از دین اسلام است با اشاره به سرنوشت شوم مردم پنج کشور منطقه، نوشته شده ما در مقابل خداوند مسئول هستیم. این اقدام هراس شدید آلسعود از طغیان مردمی در آینده نزدیك را نشان میدهد.
گفتنی است سركوب مردم، اوضاع داخلی عربستان را بسیار شكننده كرده است. از جمله این مسائل، بازداشت شیخ نمر از علمای بزرگ عربستان است. دادگاه جنایی عربستان آیتالله نمر باقر النمر را محکوم به اعدام کرد، این روحانی در بیستم تیر 1392 درحالی که از مزرعهاش بازمیگشت از ناحیه پا هدف نیروهای سعودی قرار گرفته بود. بسیاری از ناظران سیاسی آزادی شیخ نمر را یكی از كاركردهای سلمان برای كاهش اعتراضهای داخلی عنوان كردهاند.
در همین حال «خالد بنبندر» رئیس دستگاه اطلاعات عربستان در واشنگتن با «جان برنان» رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و «جان مککین» عضو کنگره و تعدادی دیگر از مقامات آمریكا دیدار کرد.
سایر مقامات عربستان از جمله فیصل، وزیر امور خارجه، در هفتههای اخیر سفرهای متعددی به كشورهای اروپایی و آمریكا داشتهاند كه خود نشانگر نبود پایگاه مردمی برای آلسعود و چشمداشت آنها به حمایتهای خارجی است.
ماجراجوییهای آلسعود در سوریه، لبنان، یمن و عراق با شکست روبهرو شد و دستاوردی جز به هدر دادن منابع مالی بیتالمال نداشت و علاوه بر این، تلفات جانی و بیثباتی را برای این کشورها به ارمغان آورد و همه اینها ناشی از اهداف تنگنظرانه عربستان و تسلیم سران سعودی در برابر خواست كشورهای غربی است، اما موضوع به اینجا ختم نمیشود، زیرا در پی این ناکامیهای میدانی آلسعود، مقامات آمریکایی به فکر افتادند مسیر بازی را تغییر دهند و این بار عربستان را وارد میدان اقتصادی با محوریت كاهش بهای نفت کردند تا رقیبان منطقهای آن یا همان ایران و روسیه را تضعیف کنند. آنچه بر بحرانهای سلمان خواهد افزود رقابت شدید میان كشورهای غربی برای به قدرت رساندن و نفوذ بیشتر در ساختار سیاسی بزرگترین تولیدكننده نفت جهان است. عدم مشروعیت مردمی عربستان زمینهساز تشدید دخالتهای غرب در این كشور خواهد شد كه اوضاع را بر سلمان سخت خواهد كرد حال آنكه رویكرد به مردم میتواند ضمن تقویت موقعیت سلمان، بر جنگ قدرت غربیها در عربستان غلبه کند.
نتیجهگیری
آنچه در چارچوب تحولات عربستان مشاهده میشود آن است كه جنگ قدرتی گسترده درون خاندان آلسعود را فراگرفته است حال آنكه دخالتهای كشورهای غربی برای تقویت موقعیت خود، بر حساسیت اوضاع خواهد افزود. هر چند كه سران آلسعود با سانسور خبری و كشورهای غربی با لابیهای پنهانی برآنند تا مانع از انتشار اوضاع نابسامان عربستان شوند، اما رفتارهای هفتههای اخیر عربستان در عرصه داخلی و خارجی از حقیقتی دیگر حكایت دارد.
انتشار لوحهای فشرده در باب بیعت با پادشاه در میان مردم، افزایش برخی آزادیها برای زنان از جمله طرح انتخاب سفرا از میان زنان، رویكرد عربستان به بهبود روابط با اعضای شورای همكاری خلیجفارس و جمعآوری آنها در چرخه نظامی و اقتصادی، كاهش مداخلات عربستان در یمن و پذیرش تغییرات در این كشور، بازگشایی سفارت عربستان در عراق پس از 25 سال، ایجاد فضای آزاد برای مصر جهت توسعه روابط با كشورهای عربی و غیرعربی برای كاهش دغدغههای عربستان از اوضاع اقتصادی و سیاسی این كشور، اعلام آزادی فعالیت یهودیان در عربستان برای جلبنظر صهیونیستها و كشورهای غربی، كنار كشیدن از معادلات صلح فلسطین و واگذاری امور به اردن، اعلام چرخش عربستان در قبال سوریه و لبنان و كنار نهادن گزینه حذف نظام سوریه و پذیرش مذاكرات جریان المستقبل و حزبالله در باب انتخاب رئیسجمهور لبنان، كاهش بهای نفت برای جلب رضایت كشورهای غربی و... نشانگر شدت جنگ قدرت در خاندان سعودی است. آنها برای معطوف شدن به داخل، سعی در آرامترسازی اوضاع در داخل عربستان و منطقه دارند. چرا که وضعیت عربستان چنان شكننده است كه توان حل چندین چالش را ندارد و اولویت خود را به چینش ساختار قدرت قرار داده است. آنچه مسلم است آنكه سلمان نمیتواند راهی را كه عبدالله طی كرده و به تشدید اعتراضهای مردمی و نارضایتی منطقهای منجر شده، ادامه دهد و لاجرم باید تغییراتی با محوریت رویكرد به مطالبات مردم و پایان دادن به رفتارهای غیر مسئولانه در منطقه و بهویژه دوری از غرب و تكیه بر مردم را در دستور كار قرار دهد چرا كه در غیر این صورت نهتنها خود، بلكه كل عربستان با چالشهای بسیاری مواجه خواهد شد كه به گفته برخی ناظران سیاسی میتواند به تجزیه عربستان نیز منجر شود.