تألیف: عبدالله شمسی
پس از تجربه انتخابات هشتمین دوره مجلس، مهارت کروبى در لابىهاى سیاسى سبب شد او بتواند اولین وظیفه یک رهبر تشکیلاتى یعنى حفظ نیروهاى خود در صحنه را به انجام برساند. این وضعیت، حزب اعتماد ملی را در موقعیت مناسبتری نسبت به سایر طیفهای اصلاحطلب در مجلس هشتم و همچنین افزایش اعتمادبهنفس دبیرکل آن برای شرکت در انتخابات دهم ریاستجمهوری در مقایسه با خاتمی قرار میداد.
انتخابات دهم ریاستجمهوری در سال 1388 برای حزب اعتماد ملی و بهخصوص دبیرکل آن، از اهمیت بالایی برخوردار بود. در واقع فعالیتهای چهارساله حزب اعتماد ملی باید در انتخابات پیش رو مطلوبترین نتیجه را نصیب کروبی و حزبش کند، لذا راهبرد حزب مانند انتخاباتهای گذشته تکیه بر کار حزبی به جای ائتلافهای جبههای بود.(۱)
اما دیگر اصلاحطلبان راهبرد متفاوتی را دنبال میکردند؛ آنها انتخابات دهم ریاستجمهوری را آخرین فرصت برای بازگشت به قدرت و جلوگیری از سقوط گفتمانی خود میدانستند و لذا عزم خود را برای حضوری گسترده و با تمام قدرت در انتخابات جزم کرده بودند. اصلاحطلبان راهبرد خود را بر ائتلاف جبههای و یا حتی فراجبههای که میتوانست عدهای از جناح رقیب را در خود جای دهد قرار داده بودند؛ استقبال برخی از گروهها و شخصیتهای اصلاحطلب از طرح «دولت وحدت ملی» ناطقنوری و حضور برخی شخصیتهای اصولگرا پیرامون میرحسین موسوی در انتخابات، گواه این مطلب بود و این راهبرد در مقابل راهبرد حزب اعتماد ملی که بر کاندیدای حزبی و بهصورت مشخص، آقای کروبی تأکید داشت قرار میگرفت.
بر اساس راهبرد ائتلافمحور، چهار شرط برای برگزیدن کاندیدای مطلوب لازم بود:
1. مقبولیت عمومی و توانایی جذب آرا.
2. با گفتمان عدالت که در حال حاضر مورد توجه جامعه است، بیگانه نباشد.
3. بتواند در میان نیروهای مذهبی و اصولگرایانی که منتقد احمدینژاد هستند، نیز بخشی از آرا را جذب کند.(۲)
4. ترجیحاً وابسته به جبهه دوم خرداد باشد.
موضوع دیگری که در درون جبهه اصلاحات آشکارا خودنمایی میکرد، ادامه اختلاف حزب اعتماد ملی با دو حزب عمده و کلیدی این طیف، یعنی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که بر نامزدی خاتمی تأکید داشتند. در این بین، سخنان و مواضع تند و تیزی بین طرفین ردّ و بدل میشد.
برای نمونه، بهزاد نبوی(عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) با خطاب قرار دادن احزابی مانند اعتماد ملی، کسانی را که دنبال معرفی شخصی به غیر از خاتمی برای انتخابات ریاستجمهوری برای رقابت با احمدینژاد هستند، فاقد حداقلی از شعور دانست.(۳)
مرتضی حاجی، از نزدیکان خاتمی و مدیرعامل بنیاد باران نیز در اظهارنظری گفته بود در صورت نامزدی سیدمحمد خاتمی در انتخابات دهم ریاستجمهوری، مهدی کروبی نباید نامزد شود.
این نوع سخنان با واکنش حزب اعتماد ملی روبهرو شد؛ گرامیمقدم، سخنگوی حزب در اینباره گفت:
«با احترام به آقای حاجی، قاعدتاً بسیاری از شخصیتها نظرشان این است که جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین که با آوردن مصطفی معین به انتخابات ریاستجمهوری نهم باعث شکست اصلاحات و مانع از رأیآوری کروبی شدند، این بار برای جبران اشتباهات خود باید از کروبی حمایت کنند.»(۴)
شدت اختلافات در حدی بود که احزاب فوق برای سد کردن راه کروبی، شیوه نفوذ در حزب اعتماد ملی و تأثیر بر اعضای آن را پیش گرفتند. این حرکت موجب انتقاد شدید کروبی از آنها در یکی از جلسات شورای مرکزی حزب متبوعش شد: «شنیدهام احزاب متمایل به کاندیداهای دیگر تماسهایی با برخی دفاتر شهرستانی حزب اعتماد ملی برقرار کرده و آنها را ترغیب به رأی ندادن به کاندیدای اعتماد ملی کردهاند. این نوعی نفاق است و باید دید چه کسانی در حزب نفوذ کردهاند.»(۵)
در مجموع این وضعیت، امیدها را برای اجماع صد درصدی بر روی نامزدی واحد در جبهه اصلاحات کمرنگ میکرد. در واقع در صورت نبود موانع فوق هم، با توجه به چهار شرط لازم ذکر شده برای نامزدها، امید کمی بود که کروبی در صورت همراهی با ائتلاف، گزینه نهایی آنها باشد. با این وصف، بسیاری از احزاب و شخصیتهای اصلاحطلب، کروبی را موی دماغ این طیف تلقی میکردند.
در چنین وضعیتی، در شهریورماه سال 1387 پس از سه جلسه متوالی، شورای مرکزی به اتفاق آرا، مهدی کروبی را به عنوان نامزد حزب اعتماد ملی در انتخابات دهم ریاستجمهوری انتخاب کرد.(۶)
این انتخاب، واکنشهای متفاوتی را در پی داشت. برخی مانند کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران و برخی شخصیتهای دیگر اصلاحات، از نامزدی کروبی حمایت کردند و یا حداقل موضع منفی نگرفتند، اما جو غالب در این جبهه، انتقاد از معرفی زودهنگام کروبی به عنوان کاندیدا بود. در این بین، مشارکتیها انتقادات بیشتری داشتند. شکوریراد، عضو ارشد حزب مشارکت، در واکنش به این موضوع کروبی گفت: «من درباره این تصمیم حزب اعتماد ملی حرفی ندارم. همانطور که اعتماد ملی و به طبع آن، خود شخص کروبی اعلام کردهاند ما با دیگران هیچ کاری نداریم یا به عبارت بهتر سنگ اول تقابل را انداختهاند.»(۷)
اما حزب اعتماد ملی، اعلام نامزدی آقای کروبی را زودهنگام ندانست، بلکه معتقد بود که «اعتماد ملی آخرین تشکل در میان اصلاحطلبان است که کاندیدای خود را معرفی کرد، چراکه پیش از این، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت، حزب کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز که احزاب عمده و اصلی اصلاحطلبان هستند کاندیدای خود را معرفی کردند و آخرین حزبی که منتظر ماند و با ارزیابی کامل، نظرش را اعلام کرد اعتماد ملی بود. براین اساس این انتقاد به هیچوجه وارد نیست.»(۸)
و همچنین اصرار داشتند «حتی اگر کارگروه ویژه اصلاحطلبان به کاندیدایی غیر از کروبی برسد حزب اعتماد ملی مُصرّ است تا همچنان ایشان به عنوان کاندیدای حزب در انتخابات شرکت کند.»(۹)
در این مقطع، بنگاه خبرپراکنی دولت انگلیس ـ بیبیسی ـ نیز در گزارشی که در آن نگرانی از شکاف بین اصلاحطلبان به چشم میخورد، به انتقاد از حزب اعتماد ملی در معرفی نامزد پرداخت: «معرفى آقاى کروبى از سوى حزب اعتماد ملى به عنوان نامزد ریاستجمهورى، به دامنه اختلاف بین این حزب با جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب مىافزاید. جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در پى ایجاد اجماع بین اصلاحطلبان پیرامون محمد خاتمى هستند، اما معرفى آقاى کروبى از سوى حزب اعتماد ملى و پذیرش احتمالى او، نه فقط ایجاد اجماع در مورد آقاى خاتمى را ناممکن مىکند، بلکه به تردیدهاى آقاى خاتمى براى حضور در صحنه انتخابات نیز مىافزاید. در واقع آقاى کروبى با حضور احتمالى خود در انتخابات، پروژه جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب را براى به صحنه کشاندن دوباره آقاى خاتمى تقریباً خنثى کرده است و آنها از این پس باید در پى پروژه دیگرى باشند.»(۱۰)
باوجود تمامی انتقادات، حزب و دبیرکل آن بر معرفی کاندیدای حزبی اصرار داشتند(۱۱) و در تاریخ (21/7/1387) مهدی کروبی حضور خود را بهعنوان اولین نامزد انتخابات دهم ریاستجمهوری اعلام کرد.
وی در مصاحبه با رسانههای داخلی و خارجی با محور قرار دادن انتقاد از سیاستهای دولت نهم که به گمان وی تورم و تنشهای بینالمللی را در پی داشته است، با شعار «تغییر» که در محافل سیاسی عاریه گرفته از شعار انتخاباتی «اوباما»، رئیسجمهور آمریکا تلقی میشد، وارد گود رقابت انتخاباتی شد. کروبی گفت: «اکنون شعارم تغییر وضع موجود با خردجمعی در قوه اجرایی است.»(۱۲)
با اعلام ورود کروبی، بسیاری از گروههای اصلاحطلب از این تصمیم استقبال کردند، اما مشخص بود که ژست استقبال از سوی برخی گروهها نه از روی رضایت، بلکه از سر ناچاری و کتمان انشقاق حاصل از این تصمیم در جبهه اصلاحات بود. در بین استقبالکنندگان میتوان از محمدرضا خاتمی، عضو جبهه مشارکت؛ محمد سلامتی، دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران؛ موسوی لاری، عضو مجمع روحانیون؛ حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی؛ مجید انصاری، دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز؛ محمدعلی ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی دولت خاتمی؛ محمدرضا راهچمنی، رئیس شورای عالی حزب همبستگی و... نام برد.(۱۳)
* پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.