علی موحد
روز چهارشنبه (17 دیماه) دفتر مجله طنز «شارلیابدو» در شمال پاریس هدف یک حمله تروریستی قرار گرفت که در خلال آن 12 نفر از جمله دو پلیس کشته شدند، اما روزهای پنجشنبه و جمعه نیز پاریس روزهای ناآرامی را سپری کرد که به گفته مقامات فرانسوی، تا هفتهها فضای امنیتی را بر فرانسه و بعضاً اروپا حاکم خواهد ساخت.
روز جمعه با حمله یک سارق مسلح به یک جواهرفروشی در شهر «مونت پولیه» در جنوب فرانسه، گروگانگیری سوم فرانسه، کلید خورد. در دو حادثه گروگانگیری دیگر چهار نفر کشته شدند. مورد اول از صبح و با تعقیب و گریز در اتوبان «آ یک» در شمال پاریس آغاز شد. سعید و شریف کواشی، دو برادری که عوامل حمله به دفتر هفتهنامه «شارلی ابدو» بودند و 12 نفر را کشته بودند، در این روز یک ماشین دزدیدند و با یک گروگان، در یک ساختمان کوچک در شمال پاریس موضع گرفتند. پلیس آنها را محاصره کرد و در آخر کشت. آمریکاییها روز پنجشنبه اعلام کردند که سعید سال 2011 به یمن رفته بود و در آنجا در میان اعضای القاعده، تعلیمات نظامی دیده بود. پیش از این هم اعلام شده بود که این تروریست 34 ساله، تابستان سال گذشته به سوریه رفته بوده است. حادثه دوم را یکی از دوستان سعید رقم زد؛ «امدی کولیباری» که همسلولی سعید کواشی در زندان بود. وی پس از حمله به یک پلیس زن و از پای درآوردن وی در جنوب پاریس، این بار به یک مغازه گوشتفروشی مخصوص یهودیان در شرق پاریس حمله کرد و چندین نفر را گروگان گرفت.
حمله به مغازه تحت تصرف «امدی» اما خونبارتر بود و وی و چهار تن از گروگانانش کشته شدند.
نکته قابل توجه در تمام حوادث مذکور آن است که پلیس برای گرفتن گروگانگیرها اقدامی نکرده و همه آنها کشته شدهاند.
آتشی که دامن غرب را گرفت
کشورهای بزرگ اروپایی شامل انگلیس، فرانسه و آلمان در کنار آمریکا در طول چهار سال اخیر با ادعای سرنگونسازی نظام سوریه و در اصل، برای سلطه بر منطقه، حمایتهای گستردهای از گروههای تروریستی داشتهاند. حتی زمانی که آنها ادعای مقابله با تروریسم با محوریت ائتلاف ضد داعش را مطرح کردند باز هم به این حمایتها ادامه دادند، چنانکه گزارشها از ارسال تسلیحات توسط آمریکا برای داعش در عراق و سوریه خبر میدهد. انگلیس و فرانسه نیز بارها نشستهای حمایتی از این گروههای تروریستی برگزار کردهاند. آنچه جهانیان همواره هشدار دادهاند، آن است که گروههای تروریستی حتی به حامیان خود نیز رحم نمیکنند و در نهایت، به سمت این کشورها پیش خواهند رفت.
غربیها در حالی به این نصایح گوش فرا ندادند که تحولات روزهای اخیر فرانسه حقانیت آن هشدارها و غفلت غرب را آشکار میسازد. غربیها که از تأسیس القاعده خیری ندیدند، معتقد بودند داعش را بر اساس معیارهای صحیح و با تجربه گرفتن از رفتارهای القاعده ایجاد کردهاند، لذا از پذیرش نصایح جهانی خودداری کردند و همچنان به حمایت از تروریستها ادامه دادند.
این در حالی بود که غربیها برای تکرار نشدن انزجار جهانی از اقدامات آنها در افغانستان بر این امر تأکید میکردند که گروههای تروریستی با اسلام متفاوت هستند و نباید آنها را یکسان دانست.
سران غرب در حالی این سخنان را مطرح میکنند که در عمل مغایر با این ادعا عمل میکنند و همچنان به سیاست یکسان دانستن تروریسم و اسلام اصرار دارند. نمود عینی این امر را در مواضع سران فرانسه در قبال حمله تروریستی و البته مشکوک به نشریه فرانسوی میتوان مشاهده کرد؛ نشریهای که کاریکاتوری از ابوبکر بغدادی، سرکرده گروه تروریستی داعش را منتشر کرده بود. مقامات فرانسه در واکنش به حمله تروریستی به این نشریه، در اقدامی که در ظاهر حمایت از اسلام است، از نشریات فرانسوی خواستند که از اهانت به مقدسات دینی(منظور ابوبکر البغدادی) خودداری کنند!
این سخنان سران فرانسه این پرسش را ایجاد میکند که اگر آنها به دنبال اسلامستیزی نیستند، چرا نام ابوبکر بغدادی سرکرده تروریستها را بهعنوان مقدسات اسلامی به زبان میآورند؟ این مواضع همان اسلامستیزی با معرفی تروریستها به عنوان مقدسات اسلامی است!
سناریوهای احتمالی غرب
هر چند این اقدامات تروریستی در فرانسه میتواند به دست جریانهای تروریستی صورت گرفته باشد، اما روند تحولات، از هدایت این اقدامات از سوی برخی مقامات اروپایی و آمریکا و متحدان آنها حکایت دارد.
مواضع مقامات فرانسوی نشان میدهد که آنها به دنبال توجیه تشدید فضای سرکوب و خفقان در کشور با محوریت مقابله با مسلمانان هستند، درحالی که در ظاهر، ادعای نسبت ندادن بحرانهای پاریس به مسلمانان را سر میدهند. اولاند، رئیسجمهور فرانسه، در حالی سعی دارد از حوادث پاریس برای پنهانسازی بحران اقتصادی و توجیه نظامیگری در جهان از جمله حضور نظامی در الجزایر و یمن بهرهبرداری کند که بسیاری معتقدند حمایتهای فرانسه و جنگافروزیهای آمریکا و صهیونیستها، زمینهساز این بحران بوده است. انگلیس بعد دیگر سودبرندگان از حوادث پاریس را تشکیل میدهد که با ادعای تکرار این حادثه در انگلیس، به دنبال توجیه نظامیگری در خاورمیانه و البته مقابله با مسلمانان در کشورش است. آمریکا نیز که از هر فرصتی برای توجیه نظامیگری و لزوم حضور این کشور به عنوان ناجی بهره میگیرد، از این حوادث بهعنوان نشانه افراطگرایی در جهان و لزوم قرار گرفتن جهان در رهبری آمریکا برای مقابله با تروریسم سخن گفت.
نکته قابل توجه آنکه، هر چند پذیرش مسئولیت این حملات از سوی القاعده یمن همزمان با داعش، این نظریه را مطرح ساخته که آنها با پذیرش مسئولیت این حوادث، به دنبال جذب نیرو و قدرتنمایی هستند، اما بررسی رفتار تاریخی غرب در قبال یمن، نکات دیگری را آشکار میسازد. در ماههای گذشته، غربیها نام القاعده یمن و برخی اعضای انصارالله را در فهرست تروریستها قرار دادند. اعلام یمن به عنوان محور حوادث پاریس، بیانگر آن است که غرب با ابزار اقتصادی و نظامی به دنبال مقابله با انصارالله است.
و در نهایت نیز صهیونیستها با محوریت نتانیاهو، با ادعای اینکه تروریستهایی که فرانسه را هدف قرار دادند این رژیم را نیز هدف میگیرند، سعی کرده تا گروههای فلسطینی و مقاومت را همسنگ با تروریسم معرفی کند و خواستار همکاری اروپا با این رژیم علیه فلسطین و مقاومت شود. این ادعا در حالی مطرح شده که برخی ناظران سیاسی تأکید دارند که صهیونیستها در حوادث پاریس نقش داشتهاند و هدف آنها نیز دور ساختن افکار عمومی از شکستهای این رژیم در مجامع جهانی و نیز انتقامگیری از فرانسه به دلیل رأی به فلسطین در نشست اخیر شورای امنیت بوده است.
به هر حال، حمله تروریستی در پاریس شاید برگرفته از تحرکات گروههای افراطی باشد، اما مدیریت آنها با افرادی مانند اولاند، کامرون، اوباما و نتانیاهو بوده که با بهرهگیری از این حوادث، به دنبال منافع داخلی و خارجی خود با محوریت اسلامستیزی بودهاند.