واکاوی مفهومی و نظری
حوزه نظری این پژوهش، براساس دیدگاههای نظریهپردازانی همچون «بوردیو»، «پوتنام»، «فوکویاما» و «کلمن» ارائه شده است. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه با دوامی از روابط نهادی شده بین افراد و به عبارت سادهتر؛ عضویت در یک گروه است. (شارعپور، 1381)
بوردیو نظریه بسطیافتهای از سرمایه اجتماعی مطرح میکند. از نظر وی؛ سرمایه، همزمان هم مربوط به علم اقتصاد است و هم مجموعهای از روابط مبتنی بر قدرت که قلمروها و تعاملات اجتماعی مختلفی را به وجود میآورد و معمولاً نامرتبط با علم اقتصاد تصور میشود. این دیدگاه، حاصل واکاوی نظریه مارکس و تعدیلهایی است که آلتوسر در زمینه دیدگاه مارکس در مورد سرمایه ارائه داده بود و بوردیو آن را به صورت بحث سرمایه اجتماعی صورتبندی کرد.
در بحث بوردیو در مورد سرمایه اجتماعی، دو مسئله حائز اهمیت است. اول اینکه؛ سرمایهها (سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی) قابلیت تبدیل شدن به یکدیگر را دارند (فیروزآبادی، 1384، ص 117) و دوم اینکه؛ بحث سرمایه اجتماعی را نباید صرفاً دارای یک سطح دانست. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی دارای سه سطح است: سطح گروهی، سطح بینگروهی و سطح ارتباطی. دو عنصر مرکزی که بر بحث سطح سرمایه اجتماعی تأثیر میگذارد، قدرت و طبقه است؛ اینکه افراد در چه طبقهای و از چه میزان قدرتی برخوردار باشند، میتواند بر میزان سرمایه اجتماعی فرد تأثیرگذار باشد.
فوکویاما سرمایه اجتماعی را مجموعهای از هنجارهای موجود در سیستمهای اجتماعی میداند که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه و نیز پایین آمدن هزینههای تبادلات و ارتباطات میشود. او معتقد است که سرمایه اجتماعی برخلاف سرمایه انسانی، متعلق به گروههاست و نه افراد. لذا هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند، در صورتی معنی دارند که بیش از یک فرد در آن سهیم باشد. (فوکویاما، 1379، ص 12 – 11)
فوکویاما اعتماد را به عنوان عنصر مرکزی بحث سرمایه اجتماعی مورد دقت نظر خود قرار داده و برای مشخص کردن درونمایه آن، به روابط و هنجارها به عنوان عنصر مهم بحث سرمایه اجتماعی توجه کرده است. از این رو، وی هنجارهای اجتماعی را به صورت ذیل مورد بحث قرار میدهد:
1. هنجارهایی که به لحاظ نهادی، ساخته شده و منتج از نهادهای رسمی مانند دولت و نظامهای قانونیاند.
2. هنجارهایی که خودجوش و برخاسته از کنشهای متقابل اعضای یک جامعه هستند.
3. ساختمندیهای برونزاد که برخاسته از اجتماعی غیر از اجتماع مبدء خودشان هستند و میتوانند از ایدئولوژی، فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک نشئت بگیرند.
4. هنجارهایی که از طبیعت ریشه گرفتهاند؛ مثل خانواده، نژاد و قومیت. (همان، ص 107 – 87)
در مجموع، فوکویاما سرمایه اجتماعی را در اغلب روابط اجتماعی که متشکل از هنجارهای اجتماعیاند، مورد بحث قرار میدهد و در روابط اجتماعی آنچه بیش از همه مهم مینماید، اعتماد اجتماعی است.
پوتنام به رویکرد سیاسی در بحث سرمایه اجتماعی پرداخته است و از همین رو، در تعریف سرمایه اجتماعی چنین بیان میکند: «منظور از سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکههاست که میتوانند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند» (پوتنام، 1380، ص 285؛ شارعپور، 1381). کارایی اجتماعی، همان بحث تسهیل مدیریت جامعه است؛ به صورتی که اگر شبکههای اجتماعی (که در دیدگاه پوتنام صورتهای گوناگون دارند) بتوانند با یکدیگر به راحتی براساس هنجارهای اجتماعی ارتباط برقرار کنند و این ارتباط با اعتماد همراه باشد، در این حالت، نظام سیاسی به عنوان مرکز انتظامبخش جامعه، به راحتی میتواند به مدیریت جامعه بپردازد.
پوتنام نیز مانند بوردیو برای سرمایه اجتماعی سطوحی را قائل است که عبارتند از:
1. پیوندی یا اتصالی؛ 2. انتقالی؛ 3. ارتباطی (social Capital Workshop, 2003, P.23-24)
پوتنام سپس با ترکیب این سطوح در یکدیگر، دو نوع خاص از سرمایه اجتماعی را ارائه میدهد که میتوان از آنها با عنوان سرمایه اجتماعی درون گروهی و سرمایه اجتماعی بین گروهی نام برد. (Field, 2003, P.32)
در دیدگاه پوتنام، شاخصهای سرمایه اجتماعی عبارتند از:
1. میزان مشارکت در امور اجتماعی محلی و زندگی سازمانی؛
2. مشارکت در امور عمومی (مثل رأی دادن)؛
3. رفتار داوطلبانه؛
4. فعالیتهای اجتماعی غیررسمی (مثل دیدار دوستان)؛
5. سطح اعتماد بین افراد.
بدین ترتیب شاخصهای او دارای دو عامل اساسی است: مشارکت انجمنی و اعتماد. (شارعپور، 1385) در مجموع، همه سعی پوتنام بر این است که سرمایه اجتماعی را به نحوی تعریف کند که بتواند به نحوی ارتباطات سیاسی و تعاملات در این عصر را با توجه به مفهوم سرمایه اجتماعی توصیف نماید.
کلمن جامعهشناسی است که از رویکرد انتخاب عقلانی حمایت میکند. از نظر او، سرمایه اجتماعی هنگامی ایجاد میشود که روابط میان اشخاص به شیوهای تغییر یابد که کنش را آسان سازد. بنابراین، سرمایه اجتماعی یک شیء واحد نیست، بلکه جنبههای متفاوت ساختار اجتماعی را در برمیگیرد که کنش جمعی و فردی را ترویج میکند. (Rosentfeld, 2001, P.284)
در یک دید کلی، نظر کلمن در مورد سرمایه اجتماعی این موضوع را بیان میکند که معیار اصلی شناخت سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی افراد و نحوه همزیستی آنها در جامعه است. لذا عامل مرتبط با حوزه جامعهشناسی است و علل تشکیل آن را باید در عوامل مؤثر در ساخت فرهنگ، آداب و سنن، معیارها، هنجارها و ارزشها و حتی قوانین رسمی جامعه و شکل کنونی آن جستجو کرد.
به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی میتواند به چند شکل ظاهر شود:
الف) تعهدات و انتظارات؛ که خود به دو سطح محیط اجتماعی که بازپرداخت تعهدات را تضمین میکند و گسترش میزان واقعی تعهداتی که برعهده گرفته شده است، تقسیم میشود. (Spellerberg, 2001, P.11)
ب) ظرفیت بالقوه اطلاعات؛
ج) هنجارها و ضمانتهای اجرایی مؤثر؛
د) روابط اقتدار؛
هـ) سازمان اجتماعی انطباقپذیر؛
و) سازمان هدفمند. (کلمن، 1377)
کلمن نیز مانند دیگر نظریهپردازان این حوزه به دو گونه سرمایه اجتماعی معتقد است:
1. سرمایه اجتماعی شناختی (رابطهای): این نوع از سرمایه به تجلیات انتزاعی سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، هنجارها و ارزشهایی اشاره دارد که کنشهای متقابل میان مردم را تحت تأثیر قرار میدهند.
2. سرمایه اجتماعی ساختاری (نهادی): تجلی ساختاری به جنبههای قابل رؤیت و شاید عینیتر (ملموستر) مفهوم سرمایه اجتماعی برمیگردد. از قبیل نهادهای محلی، سازمانها و شبکههای موجود در میان مردم که قادر به پیگیری اهداف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میباشند.
کارکردهای بسیج در سرمایه اجتماعی
با توجه به اینکه عناصر اصلی سرمایه اجتماعی، آگاهی و اعتماد و مشارکت در جامعه اسلامی است، لذا بسیج در هر سه حوزه میتواند کارکردهای مثمرثمری برای نظام اجتماعی داشته باشد.
در حوزه آگاهی، بسیج به واسطه گستره ساختاری و حوزه نفوذ در همه ارکان نظام اجتماعی میتواند با استفاده از ظرفیتهای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی خود، به شفافسازی فضای اجتماعی کمک کند. در این راستا، در تحقیق حاضر شاخصهای آگاهی و اطلاع از بسیج عملیاتی شده است. در واقع؛ بسیج برای ایفای نقش در حوزه آگاهیبخشی، نیازمند اقدام مؤثر در آگاهیبخشی و اطلاعرسانی در حوزه خود است.
در حوزه عنصر اعتماد، پس از آنکه فرایند آگاهیبشی فعال شد، میتواند زمینه اعتمادآفرینی نسبت به نظام را به وسیله بسیج فراهم آورد؛ چرا که بسیج با ویژگیهایی چون: ایثارگری، از خودگذشتگی، صداقت و...، اعتماد عمومی به نظام را افزایش میدهد.
در حوزه مشارکت نیز بسیج به دلیل عملکرد مشارکتی خود در عرصههایی چون: پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، عرصه سازندگی، کمکرسانی و امداد، مشارکت در تأمین امنیت و...، استثناییترین ساختار و فرهنگ مشارکتی را دارد.
از مجموع بحثهای نظری ارائه شده در این بخش، میتوان نتیجه گرفت که سرمایه اجتماعی مؤلفهای است که افزایش آن موجب میشود هزینههایی که جامعه در بخشهای مختلف میپردازد کاهش یابد، ارتباطات تسهیل شود و در مجموع، توسعه اجتماعی را با سرعت بیشتری به پیش ببرد. در تحقیق حاضر، سرمایه اجتماعی با سه عنصر آگاهی، اعتماد و مشارکت، شاخصسازی و عملیاتی شده است.
یافتههای پژوهش
نتایج این پژوهش در سه حوزه اصلی شامل مشارکت، آگاهی و اعتماد بررسی شده است. با توجه به اینکه برای اندازهگیری هر کدام از شاخصهای مذکور، از طیف لیکرت با دامنه یک تا پنج (به این معنی که وقتی فرد مورد سؤال با گویهای موافقت تام دارد، به آن نمره پنج و وقتی با گویهای مخالفت تام دارد، نمره یک میدهد. در حالت بینابین نیز به آن نمره سه را میدهد) استفاده شده است، جدول 2، بیانکننده نمرهای است که پاسخگویان در این تحقیق به هر یک از شاخصهای سهگانه مطرح شده دادهاند.
جدول 2: نمرات شاخصهای سرمایه اجتماعی بسیج
|
عنوان شاخص |
نمره شاخص (1 – 5) |
|
آگاهی |
3/94 |
|
مشارکت |
3/08 |
|
اعتماد بین فردی |
3/35 |
|
اعتماد نهادی |
3/63 |
1. آگاهی
آگاهی، مؤثرترین و کارآمدترین ثروت و سرمایه هر ملت است؛ ثروتی که برخلاف ثروتهای دیگر، از بین نمیرود و هر چه مصرف شود، قویتر و کاملتر میشود. اطلاعات، میزان دانشی است که اعضای شبکه اجتماعی از یکدیگر دارند.
برای اینکه شهروندان بتوانند مشارکت اجتماعی و سیاسی در جامعه داشته باشند، به اطلاعات جامعی درباره نهادها و سازمانهای اجتماعی در سطح کلان و گروهها و انجمنها در سطح خرد نیاز دارند. پیششرط اولیه مشارکت، آگاهی است و آگاهی وقتی حاصل میشود که هر فرد در جامعه از تنوع رسانهها، مشارکت اطلاعاتی با افراد خارج از خانه، تولید اطلاعات واقعی، اطلاع از وضعیت کشور، اطلاع از وضع امنیت کشور از مؤلفههای آن به شمار میآیند (بهرامی، 1381، ص 3)، آگاهی حاصل کرده باشد.
پیششرط بحث آگاهی، وجود یک جامعه اطلاعاتی قوی است که افراد جامعه بتوانند در تمام مراحل تولید تا مصرف آن حضور فعال داشته باشند.
آگاهی در تحقیق حاضر، ناظر به این مفاهیم است که پاسخگویان تا چه مقدار از وظایف، فعالیتها و قوانین حاکم بر بسیج آگاهی دارند. در این تحقیق، در قالب 14 سؤال، مطالب مرتبط با آگاهی افراد از سازمان بسیج، مورد سنجش قرار گرفت. نمره حاصل این شاخص برابر است با 3.94 که معنای آن این است که در یک تحلیل کلی، پاسخگویان به صورت نسبی، نسبت به وظایف، مأموریتها و قوانین بسیج، آگاهی داشتهاند.
از این رو، باید این نکته را در نظر گرفت که مشارکت و اعتماد به بسیج، براساس این سطح از آگاهی نسبت به آن صورت میگیرد. اگر بسیج بخواهد از مشارکت بیشتری در میان عامه مردم برخوردار باشد، نیاز است که از یک سو، میزان آگاهی افراد را نسبت به برنامهها، وظایف و قوانین حاکم بر سازمان خود بالا ببرد و از سوی دیگر، زمینهای را فراهم کند که آحاد مردم بتوانند اطلاعات مورد نیاز خود را در مورد بسیج به راحتی به دست آورند و در این میان، این توانایی برای مردم ایجاد شود که بتوانند آگاهیهای درست از غلط را در مورد بسیج بازشناسی کنند. وقتی مردم نتوانند اطلاعات موجود در فضای ارتباطی را به درستی مورد ارزیابی قرار دهند، نوعی دیدگاه غبارآلود و همراه با شایعه و تحریف ایجاد میشود که از یک سو برای مشارکت مردم مخرب است و از سوی دیگر، میزان اعتماد را پایین خواهد آورد.
2. مشارکت
مشارکت اجتماعی به «آن دسته از فعالیتهای ارادی دلالت دارد که از طریق آنها اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستا شرکت کرده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند». (محسنی تبریزی، 1369، ص 108)
مشارکت میتواند به اشکال و درجات گوناگونی نظیر تعاون، همکاری، همیاری، همبستگی، انطباق، سازگاری، پذیرش، انقیاد و شیفتگی بیان شود. ایفای نقشهای اجتماعی و انجام وظایفی که با این نقشها ملازمت دارند، مبین مشارکت معمولی در حیات اجتماعی است. ایفای این نقشها، تجلی اراده انسانها برای تعلق به جمع و یکپارچگی و یگانگی به آن است. (همان، ص 105 – 103)
بحث شاخص مشارکت در این تحقیق، در خصوص فعالیتهای مشارکتی بسیجیان در زندگی روزمره خود بوده است. در این تحقیق، از پاسخگویان خواسته شد که نظر خود را در مورد برخی از رفتارهایی که جنبه مشارکتی دارند و گمان میرود بسیجیان در آن مشارکت کنند، بیان دارند. این فعالیتهای مشارکتی شامل کمک به حل مشکلات در محل زندگی و محل کار، حضور و فعالیت داوطلبانه در انجمنها و گروههای عامالمنفعه، حضور و فعالیت در عرصه تأمین امنیت کشور و شهر و شرکت در فعالیتهای سیاسی است.
پاسخگویان به شاخص مشارکت، از پنج نمره، نمره 3.08 را دادهاند که بیانکننده این مطلب است که دیدگاه پاسخگویان در مورد نحوه مشارکت بسیج در فعالیتهای اجتماعی، در حد متوسط به بالاست.
نکته اصلی قابل بحث در این زمینه، این مطلب است که چرا نمره مشارکت نسبت به دیگر نمرههای شاخص سرمایه اجتماعی بسیج پایینتر است؟ پاسخ به این سؤال را میتوان از چند زاویه مختلف بیان کرد:
اولاً، نقصان در بحث اطلاعرسانی موجب میشود که مردم از فعالیتهای مشارکتی که بسیج انجام میدهند، بیاطلاع باشند و این بیاطلاعی، موجب شده که در این تحقیق نمره کمتری به بخش مشارکت داده شود.
ثانیاً، برخی از فعالیتهای بسیج همچون حضور در عرصه تامین امنیت، برای توده مردم شناخته شده و مورد قبول است و به نوعی، بسیج را به عنوان نیرویی میشناسند که تامینکننده امنیت است و این خود به نوعی تفکر غالب در نزد مردم درآمده است و لذا موجب آن میشود که مردم بر اثر عدم شناخت یا آگاهی کمتر، وضعیت مشارکت بسیجیان را در عرصههای دیگر پایین ارزیابی کنند.
3. اعتماد
اعتماد اجتماعی، دلالت بر انتظارات و تعهدات اکتسابی و تأیید شده به لحاظ اجتماعی دارد که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به سازمانها و نهادهای مربوط به زندگی اجتماعیشان دارند. (غفاری، 1380، ص 99)
اندیشمندان در این زمینه اعتماد را به سطوح مختلف تقسیم کردهاند (پوتنام، 1380، ص 292؛ کاووسی و طلوعی، 1385، ص 15)؛ اما در این تحقیق به طور خاص، اعتماد به دو سطح تقسیم شده است: یک نوع اعتماد به افراد خاص و نوع دیگر، اعتماد به نظامهای انتزاعی یا سازمانها. اعتماد در سطح فردی را در حد تعاملات اجتماعی و روابط بین افراد تبیین و تعریف کرده (اعتماد در سطح روابط بین شخصی خرد) و اعتماد در سطح کلان را (تعمیمیافته کلان) شامل باورهایمان نسبت به نهادها و سازمانها دانستهایم.
در این تحقیق، هم اعتماد در سطح میانفردی سنجیده شده و هم در سطح نهادی و کلان مورد آزمون قرار گرفته است. براساس اطلاعات مندرج در جدول 1، از سقف پنج نمره، نمره اعتماد فردی 3/35 و نمره اعتماد نهادی 3/65 برآورد شده است. لذا براساس این نمرات، سطح اعتماد میانفردی و نهادی بسیج و بسیجیان، در سطح متوسط به بالا ارزیابی میشود.
در تحلیل و توضیح این یافتهها میتوان چنین بیان کرد که سطح اعتماد فردی به بسیج از سطح اعتماد نهادی در جامعه، کمتر است. این مسئله میتواند ناشی از این عامل باشد که برخی از رفتارها و ویژگیها مانند صداقت، صراحت، سهیم کردن دیگران در اطلاعات و عقاید و افکار و احساسات، احترام و ارزش قائل شدن برای طرف مقابل، حمایت از تواناییها و شایستگیهای طرف مقابل، تمایلات همیارانه و یاریگرانه و رفتارهای اعتمادآمیز دیگر، میتواند بر افزایش یا کاهش اعتماد میانفردی تأثیر بگذارد. از این رو، نحوه تعامل با مردم در صورتی که دارای مؤلفههای پیش گفته نباشد، میتواند عاملی مؤثر برای پایین آمدن سطح اعتماد میان فردی باشد.
سرمایه اجتماعی
در این پژوهش میزان سرمایه اجتماعی بسیج کشور در مجموع سه شاخص آگاهی، مشارکت و اعتماد، برابر 3/49 برآورد شده که وضعیت متوسط به بالا را در مورد سرمایه بسیج در کشور بیان میکند.
سرمایه اجتماعی بسیج: آگاهی (0/312)، مشارکت (0/336)، اعتماد (0/628)
در این بخش، وضعیت میزان تأثیر هر کدام از شاخصهای سرمایه اجتماعی (آگاهی، مشارکت و اعتماد) بر متغیر سرمایه اجتماعی بررسی میشود. برای مشخص کردن این مسئله، از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. براساس نمودار ذیل، میزان تأثیر هر یک از شاخصهای مطرح شده بر سرمایه اجتماعی بسیج، بدین قرار است:
میزان تأثیرگذاری اعتماد بر سرمایه بسیج، برابر با 0/628 از یک بوده که نشان میدهد بیشترین تأثیر بر سرمایه اجتماعی بسیج در این تحقیق، مربوط به اعتماد است. از لحاظ نحوه تأثیرگذاری، تأثیرگذاری مثبت است؛ به این معنی که هر چه اعتماد اجتماعی افزایش یابد، میزان سرمایه بسیج نیز افزایش مییابد.
میزان تأثیرگذاری مشارکت بر سرمایه اجتماعی بسیج 0/336 بوده و قابل تأمل اینکه، به میزان نصف اعتماد بر سرمایه اجتماعی تأثیر گذاشته است. از لحاظ جهت تأثیرگذاری نیز میتوان آن را مثبت ارزیابی ��رد؛ به این معنی که هر چه میزان ارزیابی مشارکت بسیجیان بالاتر برود، میزان سرمایه اجتماعی نیز افزایش پیدا میکند.
میزان تأثیرگذاری آگاهی بر سرمایه اجتماعی بسیج نیز 0/312 بوده که در میان سه عامل اصلی کمتر میزان را به خود اختصاص داده است؛ به صورتی که نسبت به اعتماد به نصف کاهش پیدا کرده و از میزان تأثیرگذاری مشارکت نیز کمتر است. در مورد جهت تأثیرگذاری آگاهی نیز هر چه میزان آگاهی نسبت به وظایف و مسئولیتهای بسیج افزایش یابد، میزان سرمایه اجتماعی بسیج افزایش مییابد.
به طور کلی میتوان از این نمودار نتیجه گرفت که اعتماد در میان سه شاخص تشکیلدهنده سرمایه اجتماعی بسیج از همه بیشتر بر متغیر سرمایه اجتماعی تأثیر گذاشته و حتی این تأثیرگذاری به میزان دو برابر دیگر شاخصها بوده است که نشاندهنده نقش کلیدی اعتماد بر مقوله سرمایه اجتماعی بسیج است. از این رو، نیاز است بیشتر به این مقوله به ویژه در سطح میانفردی پرداخته شود. البته دو شاخص دیگر نیز میباید با نوعی سیاستگذاری در مورد آنها، مورد اهتمام قرار گیرد.
نتیجهگیری و پیشنهاد
یکی از متغیرهای مهم سرمایه اجتماعی در جامعه، آگاهی است؛ در این تحقیق، آگاهی عبارت بود از اطلاع مردم نسبت به وظایف و مسئولیتهای جاری بسیج. براساس نتایج تحقیق، میزان آگاهی مردم از اهداف و وظایف سازمان بسیج، در حد متوسط است؛ لذا برای ارتقای آن، موارد ذیل پیشنهاد میشود:
الف) استفاده از رسانهها
امروزه استفاده از رسانهها به عنوان عامل آگاهیبخشی در جامعه، مورد توجه عموم تصمیمگیران و سیاستگذاران قرار میگیرد. اما چگونگی استفاده از آن برای ارتقای سطح آگاهی افراد، بستگی به نوع سیاستگذاری دارد تا اثربخشی لازم را در این زمینه داشته باشد.
ب) استفاده از رسانههای سنتی
رسانههای سنتی عبارتند از رسانههایی که در جامعه پیش از مدرن، به انتشار اخبار و اطلاعات و انجام فعالیت آگاهیبخشی به جامعه کمک میکردند.
هر چند در حوزه آگاهیبخشی میتوان به برنامههای مختلف اشاره کرد، اما این امر براساس اینکه جامعه هدف چه وضعیتی دارد، باید انجام شود. برای این امر نیاز است که قبل از اجرای برنامهها، یک برآورد اجتماعی صورت گیرد و پس از اجرا نیز به انجام ارزشیابیهای مداوم اقدام شود تا بر حسب وضعیت و میزان اثرگذاری برنامهها، آنها را به روز کرد.
مشارکت یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی است که خود دارای دو بعد درونی آگاهی و مشارکت است؛ آگاهی به این معنی که توده مردم از فعالیتهایی که بسیج در آنها مشارکت دارد، اطلاع داشته باشند. اما در حوزه مشارکت، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. مشخص کردن راهبردهای مهم مشارکت بسیج در جامعه؛
2. شناسایی حوزههای نوین در زمینه مشارکت فعال بسیج؛
3. انجام مشارکت در فعالیتهایی که موجب جذب جوانان به بسیج میشود؛
4. ایجاد مراکز فرهنگی و هنری با محوریت فرهنگ بسیجی؛
5. همکاری با مراکز فرهنگی در اجرای برنامههای فرهنگی؛
6. حضور مشخص در حوزه تولیدات فرهنگی برای جوانان؛
7. مشارکت جدی همراه با اطلاعرسانی در حوزه عمران و سازندگی؛
8. مشارکت در زمینه فعالیتهای آموزشی عمومی در سطح جامعه (سوادآموزی).
اعتماد از مقولات مهم سرمایه اجتماعی به شمار میرود؛ زیرا میزان تأثیر آن نسبت به عوامل دیگر در افزایش سرمایه اجتماعی بسیج بسیار زیاد است. به موارد ذیل میتوانند سطح اعتماد را به بالاتر از سطح فعلی برسانند:
1. بالا بردن سطح اطلاعرسانی در زمینه برنامههای بسیج که تأمینکننده منافع جامعه است؛
2. انجام گسترده فعالیت تبلیغاتی بر ضد تبلیغات مخرب فعالیتهای بسیج؛
3. ارتقای سطح نگرش مردم نسبت به فعالیتهای مردممحور بسیج؛
4. شناسایی فعالیتهایی که موجب پایین آمدن میزان اعتماد میشود؛
5. افزایش ارتباط با بدنه جامعه برای شناخت واقعیت بسیج؛
6. کمک گرفتن از نیروهای فعال و تأثیرگذار در زمینه تبیین منطقی کنش و فعالیتهای بسیج در فضای کنونی جامعه؛
7. استفاده از دیدگاههای مردم در زمینه فعالیتهای بسیج؛
8. فرهنگسازی در زمینه فعالیتهای بسیج (فعالیتهای بسیج در جامعه به عنوان یک مطالبه عمومی شناخته شود).
در مجموع در هر سه سطح سرمایه اجتماعی، ایجاد آگاهی و انتشار معرفت نسبت به فعالیتهای بسیج از ارکانی است که میتواند فعالیتهای این نهاد را ارتقا ببخشد و موجب افزایش سطح سرمایه اجتماعی این نهاد شود.