تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۷۳۲۴۶

هرزه‌گویی سندی بر تب هذیان‌زده‌هاست

امیرحسین صالحی - اشاره: بعضی اتفاق‌ها به‌نظر جدید می‌آیند ولی اگر خوب به گذشته نگاه کنیم مشابه آنها فراوان است. بی‌دلیل نیست که می‌گویند تکه‌های تاریخ به هم شبیه است و حوادث دوباره تکرار می‌شوند. قضیه اهانت به پیامبران هم از همین مسائل است که حتی خدا هم در قرآن به آن اشاره کرده و مستقیم از استهزاء‌کنندگان پیامبران و به‌خصوص آخرین آنها محمد‌مصطفی(ص) نام برده است. این کینه نسبت به انبیای الهی هنوز هم هست؛ یک روز سلمان رشدی نامی پیدا می‌شود و معراج را به تمسخر می‌گیرد، روزی روزنامه‌ای دانمارکی پیامبر رحمت را به القاعده نسبت می‌دهد و حالا هم با ظهور و بروز پدیده‌ای شوم به اسم داعش، مجله‌ای فرانسوی به اسم شارلی ابدو با کشیدن کاریکاتوری خشم مسلمانان را بر‌می‌انگیزد. تقریبا همه جهان از اتفاقات فرانسه آگاه شده‌اند و با تبلیغاتی که دستگاه‌های رسانه‌ای غرب کرده‌اند انگشت اتهام قتل کارمندان دفتر مجله به سمت مسلمانان نشانه رفته است. اما واقعا اسلام با چنین رفتارهایی موافق است؟ کشیدن کاریکاتور مصداق «سب‌النبی» بود؟ و پرسش‌های دیگری وجود دارد که برای پاسخ به آنها با آیت‌الله سیدمحمد قائم‌مقامی گفت‌وگو کرده‌ایم. او معتقد است در گذشته دشمنان اسلام تنها علما را هدف قرار می‌دادند اما به‌خاطر گسترده شدن اسلام، هدفشان «جان اسلام»، یعنی رسول خاتم شده است.

* طی سال‌های اخیر شاهد موجی از توهین به پیامبر اسلام(ص) بوده‌ایم؛ ابتدا کاریکاتور روزنامه دانمارکی و بعد فیلم‌های توهین‌آمیز و در آخرین اقدام هم کاریکاتور مجله شارلی ابدو بود که با واکنش‌های مختلف از سوی مسلمانان همراه شد. تحلیل شما از این نوع رفتار غرب علیه ادیان الهی چیست؟

** بعد از اتفاقات پاریس خدمت یکی از علما رسیدم. ایشان می‌گفتند که حضرت محمد(ص) سند حقانیت همه انبیای الهی هستند و دشمنان ادیان الهی به همین‌خاطر نسبت به ایشان توهین می‌کنند تا حقانیت همه ادیان را زیر سؤال ببرند. در زمان ما انسان در آستانه تجربه جدیدی قرار گرفته و آن هم بازگشت به دین خالص است و زنده شدن منش و رفتار انبیای الهی آنگونه که بوده‌اند.این اتفاق به واسطه انقلاب اسلامی ایران رخ داده است.

جهانیان دعوت می‌شوند که انبیا را با چهره واقعی ببینند، نه آنگونه که بعضی دولت‌ها و مستکبران معرفی کرده‌اند؛ شما ببینید مضمون نامه رهبر‌معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای‌شمالی هم همین است که آنها به دور از تحریفاتی که سران کشورهایشان از ادیان الهی دارند چهره انبیا، به‌خصوص پیامبر اسلام(ص) را به درستی و بدون فیلتر ببینند. نکته مهم درباره نامه رهبرمعظم انقلاب این است که ایشان با اینکه رهبری دینی و سیاسی هستند اما به تغییر دین دعوت نمی‌کنند بلکه از جوانان غربی که نسل آینده و به تبع آن دولت‌های آینده را تشکیل می‌دهند می‌خواهند که درک و شناخت صحیحی از ادیان داشته باشند و کورکورانه از دولت‌ها و دین‌های دولتی پیروی نکنند.

بالاخره بشر حال حاضر باید یک‌بار هم که شده زندگی زیرسایه دین را به درستی تجربه کند که لازمه این امر هم رشد عقلانیت در بشر است؛ یعنی تا وقتی عقل آنطور که هست و خداوند آن را در وجود انسان قرار داده است شکوفا نشود و به فعل نرسد نمی‌شود توقع داشت مردم حقانیت ادیان را بپذیرند. کار غرب هم همین است که با جوسازی‌های رسانه‌ای و گسترده کردن بذر تشکیک در جوانان و حتی با غافل کردن آنها موهبت عقل را از آنها بگیرد.

* بحث درباره ماهیت اتفاقاتی که در غرب می‌افتد زیاد و گسترده است؛ به‌نظر شما با اینکه غربی‌ها تجربه توهین به پیامبر و هزینه‌های آن را داشتند چرا دوباره دست به این کار زدند؟

** وقتی سردمداران کفر جهانی شاهد بروز رشد اسلام در کشورهای مسیحی و یهودی‌نشین هستند خشم و عصبانیت خود را با توهین به ساحت پیامبر اکرم(ص) نشان می‌دهند که این خود جدای از مسئله توهین که کاری زشت و ناشایست است، بالاتر رفتن نفوذ اسلام را به نمایش می‌گذارد. تا چند سال پیش متفکران غربی می‌گفتند که همه ادیان محترم هستند و قرائت‌هایی که از دین می‌شود غلط است اما با این کاریکاتورهایی که طی چند سال اخیر کشیده شده معلوم می‌شود اسلام آنقدر نفوذ گسترده‌ای داشته است که مجبور می‌شوند به‌وجود شخص نازنین پیامبر که خود اسلام است توهین کنند.

پیامبران قرائتی از دین نیستند بلکه خود دین هستند؛ آن هم پیامبر اسلام(ص) که مخالف هرگونه عمل جاهلانه هستند، درحالی‌که در کاریکاتورها دیدیم که از ایشان چهره‌ای خشن نشان داده و عمل‌های جاهلانه را به ایشان نسبت داده‌اند؛ در روایت از قول حضرت محمد(ص) داریم که فرموده‌اند: «ما همت بشیء مما کان اهل الجاهلیه یعملون به غیرمرتین کل ذلک یحول‌الله بینی و بین ما ارید من ذلک؛ هیچ‌گاه نخواستم کارهای رایج در زمان جاهلیت را انجام دهم مگر 2 بار که در هر بار خداوند میان من و آنچه می‌خواستم حائلی قرار داد».

* پس شما این نوع رفتار را نشانه گسترش اسلام می‌دانید؛ خب از طرف دیگر ما شاهدیم که عده‌ای به اسم اسلام و وابسته به گروهک تروریستی داعش به دفتر این مجله حمله کردند و 12نفر را هم کشتند. این رفتارها چه چهره‌ای از اسلام به نمایش می‌گذارد؟

** مردم اگر خودشان با موضوعی رو‌به‌رو شوند حق و باطل را خوب می‌فهمند اما در غرب این رسانه‌ها هستند که افکار عمومی را می‌سازند و نمای بیرونی آن را به دنیا نشان می‌دهند. به‌نظر من مردم تا حدود زیادی این قضیه را می‌دانند که افکار عمومی در دست رسانه‌هاست و رسانه‌ها هم سرنوشت‌ساز هستند. همه اذعان دارند 90درصد رسانه‌ها در دست صهیونیست‌هاست و صهیونیست‌ها بزرگ‌ترین دشمنان اسلام سیاسی هستند. آنها مشکل اصلی خود را در منطقه، اسلام می‌دانند، آنها با مسیحیت مشکلی ندارند.

کشتار فرانسه هم مورد مشکوکی است که بعضی از تحلیلگران غربی نیز به آن اذعان داشتند و معتقد بودند که ردپای سرویس‌های جاسوسی در این میان مشهود است. شواهد و قرائن هم این مسئله را اثبات می‌کند چرا که آنها می‌گویند این تروریست‌ها تحت تعقیب بودند اما 3 روز قبل از حادثه تعقیب از آنها برداشته می‌شود. همچنین این افراد ممنوع‌ الورود بودند اما با هواپیما وارد فرانسه شدند. اصلا هیچ بعید نیست که این افراد از نیروهایی باشند که خود فرانسوی‌ها برای جنگ به سوریه فرستاده بودند و حالا بعد از بازگشت اینطور به جان خودشان افتاده‌اند.

بد نیست به این نکته درباره کشوری مثل فرانسه اشاره کنم که در این کشور به‌طور کلی فرهنگ لائیک‌ها و اختلافاتی که بین مسیحیان به‌وجود آوردند باعث شد که گرایش به سایر ادیان به‌خصوص اسلام بیشتر شود، برای همین بعید نیست دولتمردان فرانسوی که همیشه سرسپردگی خود را به صهیونیست‌ها و کفر جهانی نشان داده‌اند به خاطر نگرانی از وضعیت مسلمانان و رشد آنها چنین اقدامی را انجام دهند تا چهره اسلام را مخدوش نشان دهند.

* پس اسلام حقیقی هرگز نه چنین کاری را انجام می‌دهد و نه از این شیوه حمایت می‌کند...

** دقیقا همینطور است؛ این کارها برای تخریب چهره اسلام انجام می‌شود. چنانچه ما در گذشته هم بارها شاهد مواردی اینچنینی بوده‌‌ایم؛ اسلام افراطی و تکفیری بیشتر ساخته و پرداخته صهیونیست جهانی یعنی آمریکا و اسرائیل است که نمود آن در دوران معاصر با القاعده شروع شد. ماجرای 11سپتامبر قضیه‌ای بود که خود غربی‌ها هم با مستندات ثابت کردند از داخل خاک آمریکا هدایت می‌شده و بعد هم بهانه‌ای شد برای حمله به مسلمانان.

شما الان داعش را ببینید که چطور خط‌مشی همان القاعده را دنبال می‌کند؛ «همه‌ افراد این گروه‌ها ظاهرا سخت متعصب به ظواهر دین هستند»، «قرائت آنان از اسلام به‌شدت کلیشه‌ای، ‌بسته و متحجرانه و مصداق اسلام آمریکایی است»، «شیوه حکومتی آنها براساس خطوط بنی‌امیه است» و هزاران شباهت دیگر که بین این گروه‌هاست. خود غرب هم اینها را به‌عنوان مسلمان واقعی نمی‌شناسد و حتی سرکرده‌های این گروهک هم می‌دانند که اسلام حقیقی این نیست.

غرب و سردمداران آن، اسلامی را که در ایران هست واقعی می‌دانند و متوجه هستند که مسلمانان واقعی براساس عقل، کار خود را پیش می‌برند و نه با قتل و غارت؛ البته همان اسلام هم می‌گوید که در جهان، کشوری مانند اسرائیل نباید باشد.

* توهین به پیامبر به اسم «آزادی بیان» صورت گرفت. رهبران کشورهای غربی از مسلمانان خواستند که تحمل خود را بالا ببرند. به‌نظر شما واقعا چنین اقدامی آزادی بیان است؟

** خواسته «تحمل» از سوی کسانی صورت می‌گیرد که نامقدسات را برای خود مقدس کرده‌اند و هیچ‌کس حق ندارد درباره آنها حرف بزند. این هم از قانون‌های الهی است که اگر غیراز مقدسات به چیزی دلبستگی داشته باشیم ناچار باید نامقدسات را مقدس بدانیم. مثلا در اروپا کسی جرأت ندارد درباره هولوکاست صحبت کند و اگر کسی حرفی بزند او را نادان خطاب می‌کنند؛ یا اگر کسی به پرچم آمریکا توهین کند او را مجازات می‌کنند و هزاران مورد مشابه که هیچ کدام از سردمداران غربی تحمل فکر کردن به آن را هم ندارند.

اما درخصوص آزادی بیان واقعا نشان داده‌اند که آب از سرچشمه آلوده است. شما در منشور حقوق بشر می‌بینید که هرگونه دعوت به کینه ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت شود به موجب قانون ممنوع است؛ خود آنها این مسئله را رعایت نمی‌کنند؛ مثلا درباره حجاب هم همین مسئله در قانون حقوق بشر هست که هرکس آزاد است هر نوع لباسی را بپوشد و حتی از نمادهای دینی و مذهبی نیز در آن استفاده کند.

دین اسلام همواره طرفدار آزادی بیان است و در سیره رسول خدا و ائمه اطهار شاهدیم که همواره نظرات مختلف را می‌شنیدند و با منطق منطبق بر وحی پاسخ آنها را می‌دادند اما دین با توهین مخالف است چنانچه خداوند در سوره انعام حتی می‌گوید: «و لاتسبّوا الذین یدعون من دون‌الله؛ به کسانی که [مردم] را به‌سوی غیرخدا فرا می‌خوانند [=کافران] دشنام ندهید».

* کسانی که به دفتر مجله شارلی‌ابدو حمله کردند بنای خود را بر «سب‌النبی» گذاشتند و خود آنها هم حکم را اجرا کردند؛ آیا از نظر فقهی می‌توان «سب‌النبی» را به هرکسی نسبت داد و بعد هم او را کشت؟

** اگر بخواهیم به‌طور دقیق و از نظر فقهی مسئله را بررسی کنیم زمان زیادی می‌برد که از حوصله بحث هم خارج است. اما اجمالا باید در این زمینه گفت که «سب‌النبی» یعنی اهانت به پیامبر اکرم(ص) و همچنین بنا به احکام فقها، اهل‌بیت پیامبر(ص) هم جزو این حکم هستند. حکم سب‌کننده پیامبر اعدام است و فقیهان اتفاق نظر دارند که سب‌کننده پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) او مهدور الدم است و بلافاصله و بدون برگزاری هیچ دادگاهی باید او را کشت.

با این حال شیخ مفید و علامه حلّی در کتب مختلف با این دیدگاه مخالف هستند و قتل سب‌کننده را نیازمند اجازه امام می‌دانند. دلیل این گروه روایت شرعی است ازجمله روایت عبدالله نجاشی که گفته است از امام صادق(ع) پرسیدم که من سیزده تن از خوارج را که از حضرت علی(ع) برائت می‌جستند به قتل رسانیدم. امام فرمود: «اگر آنها را به اذن امام بکشی، مسئولیتی نداری؛ اما اگر بر امام سبقت گرفتی، باید 13گوسفند قربانی کنی و گوشت آنها را صدقه دهی، چون بر امام سبقت گرفته‌ای». به هر حال کاریکاتورهایی که کشیده شده است مصداق اهانت به پیامبر اعظم اسلام(ص) است اما تعیین مصداق آن و اینکه حکم آنها قتل است یا نه واقعا فقط با مقام ولایت است.

اینطور نیست که هر کسی «سب‌النبی» را به دیگری نسبت بدهد و بعد هم بدون هیچ اتفاقی او را بکشد چنانچه در قانون جمهوری اسلامی هم در این‌باره پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفته است اما در بعد جهانی واقعا باید مقام ولایت مصداق آن را تعیین و نسبت به آن حکم کند.

* ما زمان امام(ره) شاهد ماجرای مشابهی به اسم سلمان رشدی بودیم که امام او را مهدور الدم اعلام کرد. این اواخر هم یکی از خوانندگان موسیقی مبتذل غربی به امام هادی(ع) اهانت کرد که آیت‌الله صافی‌گلپایگانی حکم ارتداد او را صادر کردند؛ اینها چطور توجیه می‌شوند؟

** ما باید شرایط را درنظر بگیریم؛ حضرت امام(ره) به‌عنوان مرجع تقلیدی آگاه به مسائل فقهی و همچنین سیاسی روزگار برای سلمان‌رشدی حکم صادر کردند. سلمان رشدی آن زمان تنها پیغمبر اسلام را تمسخر نکرد بلکه با حمایت‌هایی که از او شد جریان فکری عجیبی را در جهان راه‌انداخت.

ابتدا آداب و رسوم کشورهایی مثل هند و پاکستان را مسخره کرد و بعد هم با دریافت مبلغ هنگفتی پول بابت حق‌الزحمه کتاب «آیات شیطانی» و حمایت‌های انگلستان سعی در ایجاد جریانی پیچیده علیه اسلام داشت؛ امام راحل آن زمان خطر چنین جریانی را حس کردند و حکم ارتداد او را دادند که دیدیم هم شیعه و هم سنی از این اقدام حمایت کردند و هزینه این قبیل توهین‌ها را بالا بردند. این اتفاق برای خود سلمان رشدی و طرفداران او هم هزینه داشت.

* خب چرا باید چنین هزینه‌ای را برای خود بخرند؟

** چون خداوند واقعا دشمنان اسلام را از احمق‌ها قرار داده است. ببینید کلا اهانت به یک دین یا مقدسات هزینه‌های زیادی را در پی خواهد داشت و باعث می‌شود که عده بیشتری به آن گرایش پیدا کنند. تاریخ این را به ما ثابت کرده است؛ همه می‌دانند که معاویه نخستین کسی بود که سب حضرت علی(ع) را بر منابر راه انداخت و موجب ناراحتی اهل‌بیت بود. در تاریخ داریم که پسر عبدالله‌بن‌زبیر یکی از کسانی بود که خیلی حضرت را سب می‌کرد.

روزی عبدالله‌بن‌زبیر او را کنار کشید و گفت که «بابا آنقدر فحش و ناسزا به علی(ع) نده و نگاه کن که ما هرقدر هم ناسزا می‌گوییم باز محبوبیت او بیشتر می‌شود و هر قدر معاویه بالای منبر از مناقب خاندانش می‌گوید مردم بیشتر از پلیدی‌ها و دروغ‌های او سردر می‌آورند». الان هم همین مسئله صادق است که هرقدر کفر جهانی تلاش می‌کند چهره بدی از اسلام نشان دهد باز دل‌های بیشتری بیدار می‌شود و همانطور که ابتدای صحبت‌های خودم گفتم اینکه میزان توهین‌ها بیشتر شده معلوم است اسلام نفوذ بیشتری داشته وگرنه نباید این همه هجمه علیه محور اصلی اسلام صورت می‌گرفت.

* در تاریخ نمونه‌هایی شبیه این توهین را داشته‌ایم؟

** بله اگر شما کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت را بخوانید می‌بینید که در اسپانیا که اسلام در آنجا هم نفوذ کرد شاهد مواردی اینچنینی بوده‌ایم. در آن کشور عده‌ای که پیامبر را استهزا می‌کردند دستگیر و توسط حاکمان کشته می‌شدند، بعد شخص دیگری دنبال کار او را می‌گرفت و پیامبر را مسخره می‌کرد و همینطور این کار ادامه می‌یافت.

* ما در تاریخ صدر اسلام داریم زمانی که بالای منابر به امیرالمومنین علی(ع) اهانت می‌کردند امام حسن و امام‌حسین(ع) هم حضور داشتند؛ آنها بعضا سکوت می‌کردند و جلوی این سب را نمی‌گرفتند. با این رویه باید کدام را قبول کنیم؛ اینکه باید سب‌کننده را کشت یا مقابل او سکوت کرد؟

** باید در این زمینه ظرف زمان و شرایط را درنظر گرفت؛ آن زمان واقعا یاری برای کمک به ائمه‌اطهار(ع) نبود و اگر امام حسن مجتبی(ع) هم می‌خواست جلوی این کار را بگیرد او را می‌کشتند و قضیه برعکس می‌شد اما با این حال در روایات هست که خیلی مواقع ائمه با شدت مقابل حاکمان ایستادگی می‌کردند و جواب آنها را هم می‌دادند. در شرایط فعلی هم سب و اهانت به پیامبر در شرایط ویژه‌ای اتفاق افتاده و همه باید دنبال این باشند که فقها و علمای مسلمان چه واکنشی را نشان می‌دهند. اگر واکنش‌ها عجولانه باشد قطعا نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود و حتی ممکن است مسلمانان را در جهان منزوی کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات