مهراوه خوارزمی
بازتابها و حواشی حکم محکومیت معاون اول دولت دهم گویی پایانی ندارد. پس از تلاش قابل توجه برخی جریانهای سیاسی برای تبری از محمدرضا رحیمی و نزدیک نشان دادن او به دیگر دولتهای گذشته این بار این نامه افشاگرانه شخص محکوم بود که خبرساز شد. نامهای که با عنوان «افشاگری رحیمی علیه احمدی نژاد» در رسانهها داغ شد و به نظر میرسد خود نه پایان یک داستان که آغاز رویدادهایی دیگر از جمله تغییر در مناسبات طیفهایی سیاسی همچون حلقه نزدیکان احمدینژاد و بخشی از اصولگرایان خواهد بود. رحیمی در نامه سرگشادهای که در رسانهها منتشر کرد بر مسائلی مهر تأیید زد که در سالهای گذشته در بسیاری از انتقادات مطرح شده علیه دولتهای نهم و دهم تکرار شده بود.
توجه به «سروش آسمانی» و اصرار بر نظرات یک نفر در مقابل بیتوجهی به نظرات دیگران و نیز یادآوری ماجراهایی همچون قهر احمدینژاد بر سر تعیین وزیر اطلاعات یا به راه انداختن نمایش یکشنبه سیاه مجلس موضوعاتی بودند که پیشتر بسیار بیش از آنچه در نامه رحیمی طرح شد، به آنها پرداخته شده بود. با این حال نامه سهشنبه شب رحیمی که در گلایه از اطلاعیه چند روز پیش دفتر محمود احمدینژاد نوشته شده بود و تأکید داشت رحیمی محکوم امروز، «چوب آبروبریهای» احمدینژاد را میخورد، خالی از نکتههای حائز اهمیت نبود.
چون دوست دشمن است
رحیمی نامهاش را با مطلع «چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم» آغاز کرد. این در حالی است که مخاطب نامه در تمام سالهای بر عهده داشتن مسئولیت ریاست جمهوری تأکید ویژهای بر حمایت از حلقه نزدیکان خود داشت. احمدینژاد گرچه برخی وزرایش را به بهانه کمترین تفاوت نظر کنار میگذاشت اما با وجود مطرح بودن انتقادات گسترده علیه حلقه نزدیکانش از آنها دفاع کرد. هنوز فراموش نشده است که وقتی چهرههای شاخص کابینه او از جمله رحیمی در مظان اتهام پروندههای فساد و تخلف بودند، او چگونه یک تنه ایستاد که «کابینه خط قرمز من است» اما پس از قطعی شدن محکومیت معاون اول دولت پیشین اطلاعیه دفتر احمدینژاد چیز دیگری را نشان داد.
اطلاعیهای که تأکید داشت «تمام ماجرای آقای رحیمی مربوط به سال 86 و قبل از آن و دوره ریاست ایشان بر دیوان محاسبات کشور» بوده و «در آن زمان چنین مسائلی مطرح نبوده است» این ابراز بیاطلاعی در حالی است که احمد توکلی 22 خرداد سال 90 در گفتوگو با مهر از جلسه سه مقام بلندپایه قضایی با احمدینژاد در سال 89 خبر داده و میگوید: آقایان «اژهای»، «رئیسی» و «خلفی» که قضات با سابقه و خوشنام کشورمان هستند پرونده رحیمی را مطالعه کردند و یک سال پیش نزد احمدینژاد رفتند و به وی گفتند ما سه قاضی به اتفاق آرا تأیید میکنیم که توجه اتهام به آقای رحیمی قطعی است و باید تعقیب شود، اما احمدینژاد 100 دقیقه برای این 3 نفر سخنرانی کرد و از توطئه علیه دولت یاد کرد و به صورت قاطع از معاون اول خود حمایت کرد.»
این در حالی است که پس از این دیدارها احمدینژاد همچنان کابینه را خط قرمز خود دانست و بر خلاف ابراز بیاطلاعی امروزاش با وجود اطلاع از جزئیات اتهامات رحیمی حاضر نشد معاون اولی خود را به شخص دیگری بسپارد. حالا آن حمایت قاطع، این روزها به اطلاعیهای تبری جویانه تبدیل شده است. همچنان که روز گذشته «دولت بهار» سایت نزدیک به محمود احمدینژاد در واکنشی عجیب به نامه رحیمی به تلویح مدعی شد که رحیمی عصبی است و تعادل لازم را ندارد این ارگان تندروها با اشاره به اینکه در سال 92 پس از اعلام خبر بازداشت رحیمی و انتقال او به زندان اوین مادر وی سکته کرد نوشت: «همسر محمدرضا رحیمی نیز که از بیماری فشار خون رنج میبرد، هماکنون در بدترین شرایط جسمی است. «دولت بهار» ضمن ابراز تأسف از شرایط پیشآمده برای معاون اول دولت دهم اعلام میدارد این شرایط را درک میکند و امیدوار است مشکلات وی رفع شود.»
عامل شکاف؟
محمدرضا رحیمی در نامه خود به احمدینژاد به دو وجه از رابطه خود با برخی نمایندگان اصولگرای مجلس اشاره میکند. او با یادآوری نامه قدردانی 211 نماینده از احمدینژاد برای انتصاب رحیمی در سمت معاون اولی دولت به چکهای متعددی میپردازد که در آستانه برگزاری مجلس هشتم میان شماری از چهرههای اصولگرای کاندیدای مجلس توزیع کرده است. به گفته رحیمی یک میلیارد و دویست میلیون تومان از طریق حساب شخصی فردی به نام (...) میان 170 نفر از کاندیداهای مجلس توزیع شده بود. اعتراف و افشاگری که سعید لیلاز، فعال سیاسی در تحلیل دلایل طرح آن به «ایران» گفت: میدانیم که ماجرای تخلفات مالی ایشان خیلی بیشتر از این یک میلیارد و 200 میلیون تومان بوده است. اما کاری که آقای رحیمی در نامه خود کرده است به صحنه کشیدن دیگران و به نوعی تهدید به افشاگری علیه آنها است.
لیلاز با بیان اینکه نامه رحیمی حاوی افشاگری بیش از آنچه همه میدانیم درباره احمدینژاد نیست افزود: رحیمی با به میان کشیدن ماجرای یکشنبه سیاه مجلس سعی دارد این گونه القا کند که انگیزه برخورد با او بیشتر سیاسی بوده است. بنابر این باید درباره محتویات و سمتگیری نامه رحیمی بیشتر تأمل کنیم اما من این نامه را نشانه جدی وجود شکاف میان رحیمی و احمدینژاد تلقی نمیکنم. عبدالرضا داوری، از جمله اطرافیان احمدینژاد هم تأکید دارد: احساس میکنم نامه آقای رحیمی باعث محکمتر شدن اعتقاد شان به احمدینژاد شد.
داوری البته دلیلی برای این احساس و عقیده ابراز نکرد. وی همچنین با بیان اینکه قرار شد کسانی که به آقای احمدینژاد نزدیک هستیم درباره این نامه سکوت کنیم و موضعی نگیریم، به ایران گفت: تحلیل محتوا و روند نامه رحیمی نشان میدهد که ایشان از ابتدا با آقای احمدینژاد همسو نبوده و در نقاط کلیدی نظرات ایشان را مد نظر قرار نمیداده و پرونده رحیمی ارتباطی به دولت نهم و دهم نداشته است، با وجود این، یک فعال سیاسی اصولگرا که نخواست نامش مطرح شود در گفتوگو با «ایران» پیشبینی کرد با انتشار این نامه، کار طیف احمدینژاد برای ادامه فعالیت سیاسی و انتخاباتی سخت خواهد شد. گلایه رحیمی که اطلاعیه دفتر احمدینژاد را «زخم کاری» توصیف میکند در آینده روابط احمدینژاد و حلقه نزدیکان و حامیان او بیتأثیر نخواهد بود. احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاحطلب نیز معتقد است که اطلاعیه دفتر احمدینژاد و نامه رحیمی علیه رئیس جمهوری پیشین یک زلزله سیاسی درون جریانی به راه خواهد انداخت.
وی با بیان اینکه سازمان تشکیلاتی کوچک حلقه آقای احمدینژاد با این نامه بیش از پیش از هم پاشیده میشود و تحلیل کسانی که میگفتند احمدینژاد دوباره به میدان خواهد آمد و در انتخابات مجلس آینده کاری میکند کارستان، تحلیل اشتباهی است، افزود: اطلاعیه چند روز پیش دفتر او در تبریجویی از تخلفات آقای رحیمی یک اشتباه سیاسی بسیار بزرگ بود. زیرا این ابراز تبری که سرشار از تناقض با حمایتهای گذشته او از کابینهاش بود یک خودکشی سیاسی است. وی در توضیح انگیزه رحیمی از نوشتن این نامه با بیان اینکه درک شرایط احساسی رحیمی کار سختی نیست و البته این نامه واکنشی غیر سیاسی است، اظهار داشت: رحیمی تجربه 8 سال «بگم بگم» احمدینژاد را دیده بود و میدانست که اگر چیزی گفتنی است باید گفت برای همین هر چه در دل داشت بیرون ریخت. اما این کار هم یک خودکشی تمام عیار بود و او عذرهای بدتر از گناه آورد. شیرزاد با تأکید بر اینکه با توجه به اتهاماتی که به جریان اصولگرا وارد شده و شأن مجلس زیر سؤال رفته است، این جریان باید روشنگری کنند، افزود: رسانهها در این روشنگری نقش ویژهای دارند اما نباید هیاهویی ایجاد شود که ترمز قضیه کشیده شود و همه ناچار به سکوت شوند.
بازتاب نامه رحیمی در بهارستان
مؤید حسینی صدر نماینده مستقل مجلس، برای ارزیابی نامه محمدرضا رحیمی، نگاهی به رخدادهای چند روز گذشته دارد و برجستهسازی محکومیت معاون اول رئیس جمهوری سابق از سوی برخی چهرهها، رسانهها و جریانهای حامی دولت قبل را در نگارش نامه معاون اول احمدینژاد مؤثر میداند. به گفته صدر به نظر میرسد این جریانها و رسانهها میخواهند تمامی عملکرد دولت قبل و همه پروندههای فساد مطرح شده و اعلام نشده را به همین یک پرونده ختم کنند و با برجسته سازیهای کاذب این گونه القا کنند که آنها مبری از هر گونه سهمی در عملکرد دولت گذشته هستند. نماینده خوی به خبرنگار ایران میگوید که نامه محمدرضا رحیمی بخصوص آنجا که اشاره می کند به تعدادی از نامزدهای مجلس هشتم برای تبلیغات پول داده، درست است چنانچه من خودم شاهد بودم که علاوه بر این در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 88 هم تعدادی از نمایندگان حامی دولت به دفتر آقای رحیمی در دیوان محاسبات دعوت شدند و مبالغی جهت تبلیغ آقای احمدینژاد در حوزههای انتخابیه دریافت کردند.
صدر اضافه میکند همانها که یک زمان هر مخالفت و انتقادی علیه دولت را در حکم مخالفت با امام زمان (عج) و نظام و انقلاب میدانستند، حالا فرار به جلو را تاکتیک سیاسی خود کردهاند و با هجمه به رحیمی، برجستهسازی پرونده او و در حقیقت خالی کردن پشتش، تلاش دارند افکار عمومی حمایتهای آنها از دولت قبل را به فراموشی بسپارند غافل از اینکه آنچه الان در قالب پروندههای فساد علنی میشود نتیجه بذرهایی است که در همان دوره کاشته شده است. صدر اما از یک نگرانی بزرگ خبر میدهد که حاصل تجمیع ثروتهای بادآوردهای است که فضای سیاسی آینده کشور را هدف قرار داده است. او میگوید: امروز یک جریان بزرگتری از رحیمی در حال شکلگیری است.
آنها که در دو سال آخر دولت دهم از ناحیه اختلاف قیمت ارز، قاچاق نفت، دریافت ارز دولتی از بانک مرکزی و فروش آن به قیمت آزاد، انحصار واردات و صادرات و سوآپ مواد نفتی، ثروتهای بادآورده پیدا کردهاند، الان شبکههای سراسری در کشور تشکیل دادهاند. به گفته وی این شبکه سراسری در قالب و عناوین مختلف حمایت از ایتام، زنان بیسرپرست و... فعال است. هدف آنها هم تأثیرگذاری در فضای سیاسی معطوف به انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری است.
سرنوشت محتوم سایر نزدیکان احمدینژاد
غلامعلی جعفرزاده نماینده اصول گرای مجلس از این زاویه به نامه محمدرضا رحیمی نگاه میکند که وی به این نتیجه رسیده است که قربانی تخلفات و قانون گریزیهای احمدینژاد شده و بر خلاف آنچه تصور میکرده نزدیکترین یاران قدیمی هم حالا او را تنها گذاشته و از او تبری میجویند. نماینده مردم رشت در گفتوگو با ایران تأکید دارد که بر همین اساس برخی دیگر از نزدیکان آقای احمدینژاد باید بدانند که چنین سرنوشتی در انتظار آنها هم خواهد بود و آنها نیز بتدریج خواهند فهمید که شایسته نیست تاوان برخی اقدامها و رفتارها و مواضع دولت و شخص آقای احمدینژاد را بدهند. این نماینده مجلس خطاب به این دسته از مدیران و نزدیکان احمدینژاد پیشنهاد میکند که قبل از فرا رسیدن چنین روزی و دچار شدن به فرجام آقای رحیمی خودشان پا پیش بگذارند و اطلاعات افشا نشده خود را در اختیار مسئولان امر بگذارند چرا که نظام جمهوری اسلامی همچون دریایی است که آلودگی را در خود نمیپذیرد و دیر یا زود دست همه متخلفان و مفسدان رو خواهد شد.
حامد قادر مرزی نماینده دیگر مجلس با بیان اینکه قصد دفاع از رحیمی را ندارد میافزاید: نامه او نشان از آن دارد که در بروز تخلفاتی که منجر به محاکمه رحیمی شده است او تنها مقصر نبوده و به واسطه یکسری حمایتها یا پشتگرمیها و اهداف و انگیزههایی به این کار ورود کرده که نمیشود گفت همهاش شخصی است. به گفته نماینده قروه که زادگاه محمدرضا رحیمی هم هست، رحیمی تنها مفسد نبوده و نیست و متهمان بزرگ دیگری هم وجود دارند که باید به آنها هم بدون در نظر گرفتن وابستگی به کدام خاندان، جناح و دسته سیاسی رسیدگی شود.