صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۷۳۳۳

تقویت مهارت نوآوری /یعقوب سالکی نیا


با نام گذاری سال جدید، به نام «نوآوری و شکوفایی» بارقه های امید سرعت گیری روند پیشرفت ایران اسلامی دوچندان می شود. از این رو شناخت چارچوب فکری نوآوری، تقویت مهارت نوآوری و قالب های خلاقیت و خلاقیت پروری در افراد و سازمان ها راه آینده را روشن تر خواهد نمود. مقاله حاضر ضمن معرفی نوآوری و تعاریف آن به بررسی مراحل نوآوری و ویژگی های افراد نوآور و نحوه تقویت این مهارت می پردازد.

نوآوری و خلاقیت یک فرایند ذهنی غیرارادی و ناخودآگاه نیست. هرچند معدود روان شناسانی این امر را غیرارادی و یک امر تصادفی قلمداد می کنند، اما امروزه به مدد یافته های علمی این امر مسجل شده است که نوآوری و خلاقیت یک فرایند ذهنی فوق العاده ای است که ناشی از فعالیت نیمه آگاه مغز است. پدیده ای سالم و سازدار است که قوای فکری، ارادی و عاطفی انسان را همسو می کند. روان شناسان بر این باورند که نوآوری شامل یک مقابله واقع بینانه با یک مسئله و درگیری و جذب شدن شدید «آگاهی یا هوشیاری» و مرتبط ساختن مطالب با یکدیگر به نحوی تکامل یافته است. از این رو هر انسانی که نسبت به شناخت و تقویت این نکته از خود مبادرت نماید انسانی خلاق و واجد مهارت نوآوری و خلاقیت خواهد بود. از مدت ها پیش دکترین متعددی در این خصوص تئوری های مختلفی را ارائه نمودند که مشهورترین آن تئوری TRIZ (نظریه حل ابداعانه مسئله) یا ئئوری های مختلف درخصوص حل مسئله است.

تعاریف:

در قرآن کریم واژه های «خلق»، نشأ و «فطر» هم معنا هستند. با این تفاوت که خلق پدید آوردن از نوع ترکیبی، نشأ خواستن و ایجاد کردن و فطر بدع پدیدآوردن از چیزی که هرگز وجود نداشته است.

در سوره مبارکه الواقعه آیه35 آمده است: انا انشانا هن انشاء (که همانا ما آنها را در کمال حسن و زیبایی بیافریده ایم) و در آیه57 همین سوره می خوانیم: نحن خلقناتکم فلولا تصدقون (ما شما را بیافریدیم پس چرا آفریننده را تصدیق نمی کنید) در سوره مبارکه الرحمن آیه3 خداوند می فرماید: خلق الانسان.

در فرهنگ عمید ابداع یا آفرینش، به معنای چیزی نوآوردن یا کاری تازه کردن آمده است. معنی دقیق تر آن، عبارت است از پدیدآوردن چیزی که سابقا نبوده است.

هرچند برخی از محققان دو واژه خلاقیت و نوآوری را مترادف همدیگر نمی دانند، اما امروزه این دو اصطلاح مترادف همدیگر استفاده می شوند. آنها خلاقیت (Creativity) را به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود و نوآوری (Innovation) را برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده می نامند (دیویس1969) .اما امروز کماکان این دو واژه مترادف و لازم و ملزوم یکدیگر به شمار می آیند.

ما به بیان نمونه ای از جدیدترین تعاریف ارائه شده می پردازیم:

- رابینز نوآوری را فرایند أخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش های جدید عملیات می داند. (رابینز1991)

- کنن نیز در مورد تغییر بیان کرد که تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان، جدید است. از این رو تمام نوآوری ها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند.

- پروکتور (1999) به نقل از کلی و راجرز (1954) بیان می دارد خلاقیت پدیده ای است که، هنگامی روی می دهد که فرد افکار خود را در جهت فهم متفاوت و بهتر از یک موضوع یا موقعیت سازماندهی می نماید.

- ورتهامیر (1959) بیان می کند: خلاقیت عبارت است از توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع و به عبارتی فرایند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره یک موضوع و به دست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن است.

- ریکاردر (1997) می نویسد: خلاقیت عبارت از خارج شده از قالب های ذهنی است. او خلاقیت را کشف چیزهای جدید و معنی دار می داند.

کارل اندرسن در سال1964 تعریف جامع و زیبایی از خلاقیت ارائه نمود. او در سخنرانی خود در دانشگاه کالیفرنیا به طور کلی ابعاد مختلف خلاقیت را به شرح زیر بیان نمود:

- خلاقیت میل به دانستن است.

- خلاقیت دوبار نگاه کردن است.

- خلاقیت خط زدن اشتباهات است.

- خلاقیت صحبت کردن و گوش دادن به یک موجود زنده و غیرزنده است.

- خلاقیت وارد شدن به آب های عمیق است.

- خلاقیت خارج شدن از پشت درهای بسته است.

- خلاقیت وصل کردن دوشاخه به پرتو خورشید است.

- خلاقیت دست دادن با آینده است.

مهارت نوآوری

ژان پیازه روان شناس سوئیسی معتقد است، با شروع دوره نوجوانی تفکر بیشتر انتزاعی، مفهومی، منطقی و آینده نگر است. در این سن نوجوان وارد توانایی عملیات منطقی- صوری می گردد و با این توانایی می تواند به حقایق تازه، تجربیات و احساس های نوظهور دست یابد. در این سن است که افکار و ایده های نو به ذهن آدمی حتی به صورت ابتدایی ظهور می یابد. این افکار می تواند در هر حوزه ای اعم از ورزش، ریاضیات، ادبیات، کامپیوتر، فیزیک و... باشد. عدم توجه به این افکار باعث نابودی و در نتیجه عدم رشد فکر خلاق فرد می شود. ضمن اینکه شناخت و تقویت آن در هر سنی باعث رشد و تعالی تفکر خلاق شخص می گردد. از تلفیق مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری از افکار یا روابط نو برخوردار شده و قدرت کشف و انتخاب راه حل های جدید را پیدا می کند.

به دیگر سخن فردی واجد قدرت حل مسئله، تصمیم گیری، خلاقیت و در نتیجه نوآوری است که بتواند جور دیگری به مسئله نگاه کند. نگاهی که در عین تفاوت، منتهی به نتیجه مثبتی می گردد.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید، چترها را باید بست، زیر باران باید رفت. (سهراب سپهری)

مراحل نوآوری

1- آمادگی: در این مرحله شخص ضمن کلنجار با ضمیر خود، پی به وجود سوالاتی در ذهن خود می برد. ذهن فرد مشغول است و با طرح سوال های مختلفی به نقدوبررسی آن می پردازد.

2- ویرایش: ذهن هر شخص مملو از سوالات متعدد است که بسته به محیط اجتماعی- فرهنگی هر شخصی می تواند جهت داده شود. سوالاتی که می تواند ذهن شخص را ویران یا آباد سازد. آنچه که مهم است قوه تشخیص، درک و شعور است که از این بی شمار سوالات بتواند سوالات مثبت را جدا و به ویرایش آنها بپردازد.

3- اشراق: مشهور است که ارشمیدس در حمام به نظریه حجمی پی برد و با فریاد «اورا- اورا» (یافتم- یافتم) ذهن مشغول خود را آسوده کرد. یا داستان نیوتن و افتادن سیب اتفاقاتی است که بعد از ویرایش سوالات در ذهن آدمی می افتد. این امر با مطالعه جوانب متعدد مسئله و نتیجه گیری جامع الاطراف صورت می پذیرد. این گونه نیست که سوالی آنی و جوابی آنی به ذهن متبادر شود.

4- اثبات و اجرا: در این مرحله فرد افکار یا ایده هایی که به صورت جامع بررسی نموده و مورد تایید قرار داده است را به مرحله اجرا درمی آورد.

ویژگی های افراد نوآور

افراد نوآور و خلاق همواره با معنویت مانوس اند. افرادی اجتماعی و انسان دوست به شمار می آیند.

- برای یافتن جواب سوال های خود راه حل های متعددی را جست وجو می کنند.

- افراد جامع الاطرافی هستند. (همه جوانب یک موضوع را بررسی می کنند.)

- تمرکز خود را روی یک موضوع دارند.

- به راه حل هایی می اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.

- از مواجه با عقاید مخالف ابایی ندارند و به طرح نظر و ایده خود می پردازند.

- پیگیر و با پشتکار هستند.

- همواره در جست وجوی اطلاعات جدید و نو هستند.

- قدرت تصویرسازی ذهنی از آنچه که در ذهنشان می گذرد را دارند.

- افرادی مثبت نگر و پرانرژی هستند.

- افرادی منظم و برنامه ریز هستند.

- دلبسته مادیات نیستند.

- به کار گروهی اعتقاد دارند.

- مسئولیت پذیر هستند.

تقویت مهارت نوآوری

- تلاوت روزانه حداقل 10 آیه از کلام الله مجید و انس با ائمه اطهار؛

- مطالعه مداوم و کسب اطلاعات و تجارب جدید؛

- مشارکت در مباحث؛

- مطالعه زندگی افراد خلاق چون بوعلی سینا، ملاصدرا، جمال الدین اسدآبادی، امام خمینی، دکتر حسابی، علامه جعفری و....

- استفاده از فنون ویژه تفکر خلاق مانند «بارش فکری»؛

- تصورات ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم. این امر به بالارفتن قدرت تصویرسازی ذهن ما منجر خواهد شد.

- نوشتن داستان و کشیدن نقاشی بدون الگوبرداری؛

- یادداشت برداری از کتاب، سخنرانی ها، گفت وگوها و جلسات؛

- همواره افکار و سوالات خود را به کاغذ بیاوریم؛

- انجام بازی های فکری و مانوس شدن با هنرهای تجسمی و شعر و داستان؛

- احترام به عقاید دیگران و ایجاد فرصت برای بیان افکار به خود و دیگران؛

- باور ابتکار و تخیل و فراهم کردن زمینه های بروز فعالیت های خلاق؛

- احساس امنیت، شادی و آرامش از عوامل شکوفایی تفکر خلاق است؛

- ورزش و طبیعت گردی نیز کمک موثری در رشد مهارت خلاقانه افراد دارد. بسیاری از ابداعات با الهام از طبیعت انجام گرفته است.

تکنیک ها و سیستم های متعددی برای تقویت مهارت خلاقانه وجود دارد. این سیستم ها می تواند فردی و سازمانی باشد. ولی باید نخست به این مهم اعتقاد داشت که هر تکنیک و سیستمی در مقابل اراده و خواست انسان است که معنی پیدا معنی می کند. این گونه نیست که فردی یک شبه نوآور و یا اعتقاد به نوآوری داشته باشد باید که این مسئله در کنه او جا داشته باشد. اما افراد و سازمان ها می توانند با برگزاری سلسله جلسات به تقویت این فرهنگ در خود و سازمان شان یاری کنند.

سیستم مدیریت استعداد (TMS) یا (MBE) نگرش بر اساس انتظارات، تحرک مغزی، گردش تخیلی، تفکر موازی و... ابزارهای موثری هستند که می توان با آن افکار مثبت را در سازمان و افراد تقویت نمود.

¤ (Brain Storming) بارش فکری یا طوفان مغزی این تکنیک را نخستین بار دکتر الکس.اس.اسبورن مطرح کرد و مورد استقبال افراد و سازمان ها قرار گرفت. بارش فکری در واژه نامه بین المللی وبستر چنین تعریف شده است: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که درجا به وسیله اعضا ارائه می گردد، بیابند. در این روش هیچ انتقادی از هیچ ایده ای جایز نیست. هرچه تعداد ایده ها بیشتر باشد بهتر است. با جمع بندی ایده ها، افراد به ترکیب کردن ایده ها تشویق می شوند.

منابع:

- رابینز، استیفن، مبانی رفتار سازمانی، ترجمه دکتر قاسم کبیری، تهران: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، چاپ اول، 1369.

- رضاییان، علی، اصول مدیریت، تهران: انتشارات سمت، 1373.

- آقایی فیشانی، تیمور خلاقیت و نوآوری در انسان ها و سازمان ها، تهران: انتشارات ترمه، چاپ اول، 1377.

- الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، تهران: انتشارات نی، 1372.

- آر.کی.جین، اچ.سی. تریاندیس، مدیریت بر مدیریت ناپذیر، ترجمه مهیار سرحدی و حسن محمدرضایی بیگدلی، تهران: 1381.

- اندروگرو، تنها بی پروایان پایدارند، ترجمه دکتر عبدالرضا رضایی نژاد، تهران: نشر فرا دوم، 1380.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات