تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۷۳۳۴۳
حقوقدان‌ها در میزگرد بررسی وقایع "شارلی ابدو" مطرح کردند

چرخه تکراری توهین و ترور

فرناز قلعه‌دار - مقدمه: با درج کاریکاتور توهین‌آمیز به پیامبر اسلام(ص) در هفته‌نامه «شارلی ابدو» فرانسه عوامل گروه تروریستی داعش، چند نفر از دست اندر کاران این نشریه را به رگبار گلوله بستند. به دنبال این حادثه شاهد تظاهرات گسترده جهانی علیه خشونت و تروریسم و صدها اظهار نظر و نقد و بررسی از سوی دولت‌ها، کارشناس‌ها و علمای دینی و مذهبی بودیم. اما این پایان ماجرا نبود و نشریه فرانسوی در اولین شماره خود پس از ماجرای تروریستی بار دیگر تصویر ناپسندی از پیامبر اکرم(ص) روی جلد خود درج کرد و متأسفانه برخی از مقام‌های سیاسی غرب از اقدام نشریه فرانسوی «شارلی ابدو» دفاع کرده و آن را در زمره آزادی بیان دانستند. از سوی دیگر نیز عده زیادی آن را محکوم کرده و این کار را عامل شکل‌گیری بستر‌های جدید خشونت و ناامنی قلمداد کرده و یاد‌آور شدند که آزادی بیان نمی‌تواند موازین حقوق بین‌المللی را نقض کند و حقوق پیروان ادیان و مقدسات را نا‌دیده بگیرد. بدین منظور و برای بررسی حقوقی و کارشناسانه اتفاق‌های اخیر در فرانسه، دفتر کمیسیون حقوق بشر اسلامی در ایران میزگردی با حضور دکتر بهرام مستقیمی -عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران-، دکتر باقر انصاری – عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی – دکتر علی خرم – استاد حقوق و روابط بین‌الملل-، حجت‌الاسلام بهمن اکبری – مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارشد مطالعات اسلام و حقوق بشر – و دکتر ولی الله حسینی – قاضی دادگستری برگزار کرد که مهم‌ترین نظرات ارائه شده در این میزگرد را می‌خوانید:

‌* دکتر محمدحسن ضیایی فر، دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی: متأسفانه در روز‌های اخیر به جای آنکه تحلیل درستی از وقایع فرانسه صورت گیرد تا به بهبود امور جامعه بشری کمک شود ما شاهد هیچ تحلیل مناسبی بخصوص از نگاه حقوقی به این ماجرا نبوده‌ایم. در مقابل شاهد هرج و مرج و بی‌برنامگی در موضع گیری‌های سیاسی- اجتماعی برخی افراد بوده‌ایم و در جایی که باید همدلی و وحدت را تقویت کنیم تا برای پیشبرد راهبردهای انسانی جمهوری اسلامی از آن بهره‌مند شویم آن را به موضوعی تبدیل می‌کنیم که بین ما اختلاف و تفرقه بیندازد و دستمایه‌ای شده که همدیگر را نفی کنیم.

ضمن اینکه طی چند روز گذشته در کشور شاهد رویدادهایی بودیم که از دیدگاه حقوق بشری قابل تأمل است و برخی برخوردهایی که با حقوق شهروندان انجام شد ویا با رسانه‌ها صورت گرفت از منظر حقوقی قابل تحلیل است. به عنوان نخستین سؤال می‌خواهم بپرسم به نظر شما برای مقابله با تروریسم و خشکاندن ریشه آن چه باید کرد و مسئولیت دولت‌های غربی در این میان تا چه اندازه است؟

**‌ دکتر مستقیمی: واژه تروریست از واژه‌های بسیار مهم است که البته ابهام دارد یعنی گاه تروریست کشتار معنی می‌شود گاه آزادیبخش. شاید این ابهام را رفع نمی‌کنند تا بتوانند هر کاری خواستند انجام دهند یعنی جایی که صلاح بود یک حرکت را تروریستی بخوانند و جایی دیگر آن را آزادیبخش بنامند.

این پدیده‌ای که تروریسم نامیده می‌شود و در ظاهر هدفش حکومت است و در واقع مردم عادی از آن لطمه می‌بینند بی‌تردید هسته‌هایی در هر جامعه‌ای دارد.

این ریشه‌ها و هسته‌ها می‌تواند تاریخی باشد یا بسیاری از این حرکت‌ها ممکن است به خاطر سیاستگذاری‌ها و خط مشی‌هایی باشد که در گذشته دولت‌ها بخصوص دولت‌هایی که آن کشورها را اداره می‌کردند و نگاه از بالا به پایین به مردم داشته‌اند، در مورد مردم اعمال کرده‌اند و آنها را تحت فشارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار داده‌اند که زمینه‌های مساعدی را برای به وجود آوردن چنین حرکت‌هایی ایجاد کرده‌اند. پس تا هسته‌ای در یک مجموعه نباشد این رفتار اتفاق نمی‌افتد. حالا نیروهای دیگری می‌آیند از این زمینه‌ها استفاده می‌کنند تا خط مشی‌های دیگری را پیش ببرند. در مورد اخیر وقتی یک اقدام تروریستی یا کشتار اتفاق می‌افتد رئیسان یکی- دو کشور دیگربه سرعت واکنش نشان می‌دهند تا فضای ترس را ایجاد کنند. آنها به جای یک مقابله منطقی، فضای ترس به وجود می‌آورند تا همه بگویند «ما شارلی هستیم».

با توجه به سوابق ذهنی که ما از این اتقاق‌ها داریم شاید با تردید بتوان گفت این‌ها برای پوشاندن یا انحراف از موضوع دیگری فضای خاصی را ایجاد کرده‌اند.

**‌ ‌ دکتر خرم: این موضوع بحث پیچیده‌ای است که باید از سه جبهه به آن پرداخت. ا- عملکرد تروریست‌ها‌یی که خود را منتسب به اسلام می‌دانند. 2- دولت‌های غربی. 3- جناح‌های داخلی تندرو.

این‌ها در جاهایی فصل مشترک دارند و در جاهایی مقابل هم قرار می‌گیرند. اما اینکه ریشه‌های این قضیه از کجاست؟ باید گفت: نخست اینکه غرب به هیچ وجه انتظار نداشت ساختارهای امنیتی، اجتماعی و سیاسی‌اش تا این حد مورد بازیچه قرار گیرد. فرانسوی‌ها نسبت به کنترل جامعه‌شان در سال‌های دراز از زمانی که جبهه آزادیبخش الجزایر در این کشور بمب‌گذاری می‌کرد تاکنون هیچ وقت تصور نمی‌کردند این طور مورد هجمه واقع شوند. به همین خاطر واکنشی که نشان دادند متناسب با عمل نبود و بسیار بیشتر از آن اتفاق بود.

نخست باید بگوییم تعریف تروریست در ادبیات سازمان ملل متحد روشن نیست. البته حدود15 سال پیش در ژنو و مجمع عمومی سازمان ملل تلاش شد از تروریسم تعریف جامعی ارائه شود. اما سازمان ملل با وجود تلاش‌های گسترده نتوانست در این کار موفق شود.

با این حال معتقدم اگر قرار است این گونه اقدام‌های افراطی و تروریستی در کل جهان به پایان برسد نیاز داریم که برای توهین به ادیان یک کنوانسیون تدوین کنیم تا در آن تصورها و اعتقادات ما که مبتنی بر کار کارشناسی و حقوقی است تبلور یابد. اگر چنین کنوانسیونی باشد و مقدسات مشخص و محترم شمرده شود و همه کشورها به این کنوانسیون بپیوندند آن موقع دیگر تشخیص این موضوع که آیا کشیدن کاریکاتوری با این مضمون خلاف حقوق بین‌الملل است یا خیر کار راحتی است و تکلیفش مشخص است.  در این قضیه یک موضوع جدی وجود دارد که همانا فرق بین انتقاد و توهین است. ما اعتقاد قاطع داریم که باید بین این‌ها تفاوت قائل شد. غربی‌ها می‌گویند دین مثل هر مقوله و مکتب دیگری نباید از انتقاد مبرا باشد. اما توهین و به تمسخر گرفتن ادیان و پیامبران از انتقاد جداست. ادیان می‌توانند انتقادپذیر باشند و ما هم نبایدنگران باشیم چون دین اسلام می‌تواند به همه انتقادها پاسخ مستند بدهد.

«پاپ فرانسیس» رهبر کاتولیک‌های جهان گفت: اگر به مقدسات کسی توهین کنید واکنش نشان می‌دهد و توهین به پیامبران هم کار صحیحی نیست. همه مردم جهان از این حرف زیبا استقبال کردند. اما در ایران هیچ کس حرف پاپ را ترجمه و تعریف نکرد. سانسورش کردیم در حالی که حرف مثبتی بود و ما می‌توانستیم همین حرف را اهرمی کنیم مقابل «دیوید کامرون» نخست‌وزیر انگلیس. 

موضوع دیگر این که غرب در انتخاب و مقابله با تروریست‌ها دچار نقصان جدی است. فرانسه زمانی بین همین گروه داعش اسلحه پخش کرد آنها را آموزش می‌داد و حمایت مالی می‌کرد تا در سوریه بجنگند، چطور تا دیروز این‌ها را گروه‌های آزادیبخش می‌خواندند و امروز شده‌اند بلای جان فرانسه و مردم جهان؟

ازسوی دیگر فرانسه حدود40 سال است که درگیر یک تقابل اجتماعی، سیاسی است. مهاجرین در فرانسه کمترین حقوق را دارند و به عنوان شهروند درجه دو محسوب می‌شوند. 10 درصد جمعیت فرانسه را مهاجران تشکیل می‌دهند که وضعیت فلاکت باری دارند. این عامل همواره دلیلی بوده که مهاجرین علیه دولت فرانسه در نبرد بوده‌اند و امروز هم بهانه دیگری پیدا کرده‌اند که با دولت بجنگند. در کل می‌توان عوامل یاد شده را دلیلی برای این حادثه اخیر دانست.

**‌ دکتر اکبری: این پدیده را از سه جنبه حقوقی، امنیتی سیاسی و جنبه اجتماعی می‌توان تحلیل کرد. به نظرم بین چهار واژه که به شکل دوگانه با هم در ارتباطند یک تعارض معنایی شکل گرفته است. آزادی اهانت در برابر دیانت ترور، یعنی امروز به نام دین، جنایت و ترور می‌شود. از سوی دیگر به نام آزادی، اهانت می‌شود. و به گفته قرآن کارناشایست انجام می‌دهند فکر می‌کنند کار نیک کرده‌اند. مدافعان «شارلی ابدو» فکر می‌کنند با شعار من شارلی هستم از یک آزادی مقدس دفاع می‌کنند و کسانی که این روزها به نفع تروریست‌های فرانسه در غزه و پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی موضع‌گیری و تظاهرات می‌کنند به شکلی از کشتار و ترور دفاع می‌کنند. می‌گویند ما از این دو جوان تروریست دفاع می‌کنیم.

چرا در فرانسه شارلی رخ می‌دهد و ترور؟ ترور یک اعتراض سخت است. آنچه هم در فرانسه رخ داد یک فریاد خفته در گلو بود و اعلام انزجار. لایه زیرین این نماد اعتراض اقتضائات اجتماعی است که با نماد تحقیر و تبعیض و انحصار خود را نشان داده است. مسلمانان در اروپا به شکاف اجتماعی رسیده‌اند و این متعلق به نسل جدید است نه گذشته. چون پدران اینها برای توسعه زندگی و رفاه به این کشورها آمده بودند و البته بسیار هم به توسعه اروپا خدمت کردند. اما یک شکاف اجتماعی پیش آمده که ترور را به عنوان نماد، تولید کرده است. این شکاف به علت فاصله واقعیت موجود آنها با حقیقتی که آنها از اروپا سراغ می‌گیرند، ایجاد شده است. فرانسه مهد تبعیض است.

نسل جدید مهاجران فرانسه امروز دچار بحران هویت شده‌اند. ما الان در دوره جدید شاهد یک سلفی‌گری اروپایی هستیم. سلفی‌گری خاستگاهش در جهان اسلام بوده اما امروز در اروپا نوع و مدل جدیدی از سلفی‌گری را می‌بینیم. اینها بشدت شیفته اسلام هستند، گرایش به مفاهیم اسلامی دارند و در حوزه فضای سایبری همین‌ها هستند که به نفع داعش شمشیر می‌زنند. و البته نسل جوان آنها دچار بحران هویت شده است. نه مثل گذشتگانش انقیاد مطلق دارد و نه می‌تواند مثل یک فرانسوی زندگی کند. چرا که به لحاظ نژاد و زبان و فرهنگ محرومیت دارد. چرا داعشی‌هایی که از غرب رفته‌اند آنقدر شناعت می‌کنند؟ چون نشانه عقده متراکم شدید آنهاست.

البته اینجا یک طرح اسلام هراسی هم داریم اما اگر به عنوان یک فرایند اجتماعی نگاه کنیم به همان موضوع اقتضائات اجتماعی می‌رسیم که زیر ساخت آن عدالت خواهی است. اما چرا اهانت رخ می‌دهد؟ اهانت یک نوع انتقاد‌ را نسبت به موضوع‌های الهیاتی دنبال می‌کند که زیر ساخت آن از حرکت‌ها و گفتمان‌های سکولاریستی بهره گرفته است. امروز سکولاریست در برابر مفهوم دین ایستاده است. در دوره فرا سکولاریستی، دین قابل هضم نیست. نظام‌های تولید‌کننده این نفرت در غرب سامان یافته است و یک حس برتری خواهی وجود دارد. چرا بعد از این حادثه بلافاصله همه راهپیمایی و طوری عمل می‌کنند که عقب نمانند. این نشان می‌دهد که تیر به استخوان غرب خورده است. آزادی برای غرب بسیار مهم است. پاپ فرانسیس بخوبی و درستی نگاه کرد که گفت آزادی جایی شکل می‌گیرد که اهانت نباشد. آزادی مقدس است مادامی که شما توهین به غیر نمی‌کنید. نفرت و تولید خشونت و ترور در پی این تحول است.

**‌ دکتر حسینی: از دیدگاه حقوق عمومی باید گفت غرب الان با یک بشر نقاد رو به رو شده و آزادی‌ها در غرب به حداکثر رسیده است. 

امروزه بشر تمام آزادی‌هایش را مطالبه می‌کند. هم در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم در کنوانسیون امریکایی و اروپایی و آفریقایی، هیچ محدودیتی هم برای آزادی بیان وجود ندارد، در غرب فضای آزادی بیان در حداکثر ممکن است. حتی انکار خدا را هم جزو محدودیت‌های بحث نیاورده‌اند. اما به تروریست، هولوکاست و تحریک به عنوان محدودیت‌های آزادی بیان اشاره کرده‌اند البته آن هم به خاطر تحریک نکردن و برانگیخته نشدن افکار عمومی است.

از طرف دیگر ما مسلمانانی هستیم که احکام‌مان باز است و خیلی از مواقع اجرای این احکام به دست خود ماست. من می‌خواهم بگویم دنیای مسلمانان فرانسه که سخت به مقدسات خود پایبند هستند به گونه‌ای است که تاب مقابله این آزادی حداکثری و تفکرات افراطی را ندارند. اگر بسط آزادی بخواهد شکل بگیرد فقط یک قید می‌توان بر آن گذاشت. در اعلامیه حقوق بشر اسلامی که تنها اعلامیه‌ای است که با اسناد بشری تفاوت دارد آنجا به موضوع توهین به مقدسات اشاره شده است اگر هم یک واکنش حقوقی می‌خواهیم ایجاد کنیم تنها راهش این است که متنی شبیه اعلامیه اسلامی حقوق بشر به تصویب برسد.

* دکتر ضیایی فر: سؤال دوم مربوط به نسبت آزادی بیان با سایر آزادی‌هاست. به نظر شما از منظر موازین بین‌المللی حقوق بشر و اندیشه اسلامی چگونه می‌توان بین آزادی بیان و سایر حقوق و آزادی‌ها از جمله حقوق پیروان ادیان و مقدسات آنها هماهنگی برقرار کرد؟

**‌ دکتر انصاری: پاسخ به این سؤال بسیار سخت است چرا که محل تلاقی حقوق و آزادی‌ها است. در این بین بحث طنز هم جای صحبت فراوان دارد این نشریه یک مجله طنز بوده و عکسی که در آن منتشر شده هم کاریکاتور و طنز بوده است بنابراین ممکن است از نگاه یک شخص خارجی این عکس امری عادی تلقی شود و هیچ اهانتی در آن دیده نشود. از سوی دیگربحث هتک حرمت و اهانت در غرب به این معنا در مورد اشیا و موارد عمومی وجود ندارد. در واقع ادبیات ما برای آنها قابل فهم نیست و البته بالعکس.

در غرب آزادی بیان سیاسی بسیار مورد توجه است. اما آزادی‌های بیان مذهبی با حساسیت و احتیاط مطرح می‌شود. حدودی که آزادی بیان دارد و نظام‌های منطقه‌ای جهانی آن را شناسایی کرده‌اند سه محدودیت اساسی است. نخست حقوق دیگران، دوم حیثیت دیگران و سوم مصالح عمومی. در اسناد بین‌المللی و جهانی عبارتی که در ماده مربوط به آزادی بیان به کار رفته گفته «برای حمایت از حقوق و حیثیت دیگران و...» یعنی بین اینها تفکیک قائل شده است. یا در بندهای دیگر مثل ماده 9 اعلامیه جهانی گفته تمام حقوقی که ذکر شده قابلیت محدود شدن دارد.

اما منظور از حقوق دیگران چیست؟ به عنوان مثال اگر شخصی در ایران ادعا کند اعتقادهای مذهبی حق من است و در بررسی‌های قانون ایران هم این حق شناسایی شده باشد، این حقی که در سطح ملی شناسایی شده می‌تواند یک حقی را که در سطح بین‌المللی شناسایی شده محدود کند؟ پاسخ منفی است. منظور از حقوق دیگران حقوق کنوانسیونی است. حالا سؤال اینجاست آیا مقدسات به عنوان حق در نظام بین‌المللی حقوق بشر شناخته شده است؟ آیا اشخاص حقی بر مقدسات و اعتقاد‌های مذهبی خود دارند؟ پاسخ مثبت به این سؤال بسیار سخت است. چرا که در این باره کار نشده و ادبیاتی هم نداریم. در مجموع دیوان اروپایی حقوق بشر گفته چنین حقی وجود ندارد.

در صورت ‌بندی ارزش‌ها در سطح نظام بین‌المللی حقوق بشر، برای ارزش‌هایی که قابل اختصاص به فرد بوده از عبارت حقوقی فردی استفاده شده اما ارزش‌هایی که عمومی بوده در قالب حدود و منافع عموم به آن توجه شده و این ارزش‌ها در اسناد مختلفی که درباره آزادی بیان وجود دارد شامل چهار مورد است که نخستین آن نظم عمومی است. درحال حاضر هم در امریکا و هم در اروپا از این موارد برای محدود کردن آزادی بیان و حمایت از ارزش‌های عمومی از جمله محدود کردن اهانت به مقدسات استفاده کرده‌اند.

مورد دوم جریحه دار کردن احساسات عمومی است. خود دیوان اروپایی حقوق بشر کلید واژه‌ای تحت این عنوان دارد و به بعضی کشورها مانند هلند، ایرلند و... اجازه داده که دولت‌ها برای جلوگیری از جریحه دار شدن احساسات عمومی مانع انتشار شوند.

دیگری بحث بیان‌های تنفرآمیز است که منشأ کنوانسیونی دارد. بند 2ماده 20میثاق به همین موضوع اشاره می‌کند. و آخرین مورد بحث تبعیض در اشکال مختلف است که برای محدود کردن اهانت به مقدسات به کار می‌رود. اما نکته‌ کلیدی این است که چه کسی بر رعایت اجرای این حدود نظارت می‌کند. ؟ در مورد دسته اول یعنی حقوق دیگران، نظام بین‌المللی حقوق بشر خود فرد را قربانی قلمداد کرده و گفته خودت برو شکایت کن. مثل رعایت نشدن قانون کپی رایت. اما در مورد مصالح عمومی گفته خود جامعه، که از طریق دولت می‌تواند پیگیری کند.

در قضیه‌ای که در فرانسه رخ داده دولت می‌توانست طبق حقوق موضوعه فرانسه و هم طبق رویه قضایی که دیوان اروپایی دارد و به استناد اینکه انتشار مطلب می‌تواند به نظم عمومی فرانسه آسیب بزند، جلوی انتشار آن را بگیرد. اما دولت فرانسه چنین تشخیصی نداشت. از قضا مراجع حقوق بشری این قضیه را کنترل می‌کنند تا دولت سوء استفاده نکند. در مورد نظم عمومی، رویه‌ای که دیوان اروپایی حقوق بشر دارد این است که گفته‌ هرجا مطلبی گفته شود و منجر به اهانت شود و عده‌ای تظاهرات کنند، وظیفه دولت ممنوع کردن بیان یا بستن روزنامه نیست بلکه باید هم از بیان‌کننده و هم اجتماع‌کنندگان حمایت کند و نخستین وظیفه دولت تأمین نظم است. این به نظر من جزو نقض‌های متون حقوقی در غرب است.

در مورد بیان‌های طنز هم باید گفت در سطح نظام بین‌الملل حقوق بشر اهانت و انتقاد از یک جنس هستند نه در مقابل هم. بنابراین تفکیک قائل شدن بین نقد و اهانت بسیار سخت است.

در سطح بین‌المللی دو ضابطه شکل گرفته و دیوان عالی امریکا و در اروپا دیوان عالی فرانسه نیز این دو ضابطه را تأیید کرده و گفته طنز دو شرط داردکه اگر رعایت نشود می‌تواند هتک حرمت تلقی شود. شرط نخست اینکه مخاطب این مطلب آن را به حساب واقعیت بگذارد نه به حساب طنز. شرط دوم درباره طنزهای تخیلی است که از حیوان‌ها و اشیا و غیره استفاده می‌شود و به آن معیار ربط می‌گویند. یعنی مخاطب با دیدن آن بتواند بلافاصله کاریکاتور یا مطلب را به شخص خاصی ربط دهد. اگر چنین باشد می‌تواند هتک حرمت باشد.

* دکتر ضیایی فر: بالاخره ما مسلمانیم و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که احساس می‌کنیم به ما توهین شده است از سوی دیگر با دنیایی روبه‌رو هستیم که به سمت مقدس‌زدایی و گسترش اباحه‌گری می‌رود اما ما چه سهمی داریم که بتوانیم این روند را به سمت دیگری هدایت کنیم؟

**‌ دکتر خرم: جهان در حال تغییر و تحول اساسی نسبت به آزادی بیان و دموکراسی است. این موضوع از سال 1991 شروع شد. اما در این تحول اروپایی‌ها نقش پیشقراول بودن خود را بازی می‌کنند.

رهبران اروپایی در بحث دموکراسی و آزادی و لیبرالیسم می‌خواهند کماکان پیشقراول باشند. در قضیه شارلی ابدو، مردم با تحریک نخبگان به میدان آمدند و آقای اولاند در فرانسه سعی داشت با این کار از موقعیت بهره‌برداری کند و نخبگان نیز با بلندکردن پرچم فرانسه می‌خواستند همچنان در جهان پرچمدار باشند. این موضوع از دید امریکایی‌ها و اروپایی‌ها روشن است اما از دید ما روشن نیست.

داعشی‌ها امروز پست‌ترین تروریست‌های روی زمین هستند زیرا وقتی دو نفر ژاپنی را گرفتند و گفتند برای آزادی آنها دویست میلیون دلاربدهید این در حقوق بین‌المللی یعنی مزدوری.

اما متأسفانه عمل تروریست‌های داعش با دفاع ازحیثیت و مقدسات مسلمان‌ها در بدترین زمان با یکدیگر تلاقی پیدا کرد. دفاع ما از تقدس پیامبر گرامی اسلام در قالب اعمال تروریستی داعش گم شد و این نفعی بود که غرب از این ماجرا برد.

داعش چون در سوریه و عراق با ناکامی روبه‌رو شد فرار رو به جلو کرد یعنی از مقطع توهین به مقدسات اسلامی برای جذب قلوب استفاده کرد و رفت در فرانسه چنین اقدامی انجام داد.  دولت‌ها‌ی غربی که خودشان داعشی‌ها را به وجود آوردند در این میان مظلوم قلمداد شدند. اما ما باید سعی کنیم بین آنچه داعشی‌ها انجام می‌دهند با آن چیزی که توهین به مقدسات اسلامی است تفکیک قایل شویم اگر این تفکیک نباشد نمی‌توانیم راهکاری هم ارائه دهیم.

مجموعه آثار یک نفر را در جامعه برای آنکه وی شخصیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشد حیثیت می‌گویند. حالا اگر این حیثیت لکه دار شود حقوق بشر او، از نگاه اروپایی لکه دار شده است. پس حیثیت و حقوق را در کنار هم می‌آورند و برای یک مسلمان بخشی از شخصیت بیرونی او از نظر فرهنگی اعتقادات مذهبی‌اش است. اگر ما اعلامیه حقوق بشر را از خودمان می‌دانستیم و روی آن کار می‌کردیم خیلی از این موارد را می‌شد از آن استخراج کرد.

در ماده پنج می‌گوید: احدی را نمی‌توان تحت رفتاری قرار داد که ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.

کاری که در مجله شارلی ابدو انجام شد برای مسلمانان موهن است. ماده 12 می‌گوید: شرافت و رسم و اسم احدی نباید مورد حمله قرار بگیرد و هر کسی حق دارد در قبال این حمله‌ها از حمایت قانون برخوردار باشد.

متأسفانه کشورهای در حال توسعه و مسلمان نه کار حقوقی انجام می‌دهند نه کار تئوریک و همه اینها از غرب می‌آید و مسلم است که آنها به نفع خودشان کار می‌کنند. ما کمبودی در متون حقوقی نداریم اما روی آنها کار نکرده‌ایم. باید روی اعلامیه جهانی حقوق بشر کار کنیم و به نفع خودمان مطالب را استخراج نماییم. بیشترین کمک به مسلمانان فرانسه هم این است که برخی موارد از جمله موضع توهین به مقدسات را وارد قانون کشورشان کنند.

**‌ دکتر اکبری: ما می‌توانیم این حادثه را به عنوان یک مورد ببینیم با دو رویکرد. یک رویکرد طرح‌سازی و دیگری پروسه سازی. هر دو امکان‌پذیر است اگر ما این را یک طرح ببینیم دیگر باید از حوزه حقوقی و اجتماعی خارج کنیم و از نگاه سیاسی امنیتی به آن نگاه کنیم. یا بگوییم داعش این را طراحی کرده یا اینکه می‌خواهند بحث جنگ تمدن‌ها را شکل بدهند. اما من معتقدم باید از نگاه حقوقی- اجتماعی به این پدیده نگاه کنیم. آنچه مسلم است اینکه علمای دینی دست به چنین کاری نمی‌زنند و هیچ فتوایی پشت این کارها نیست. چند جوان که دچار عقده‌های اجتماعی و طبقاتی هستند دست به این کار می‌زنند. سه بستر اصلی قرآن، عدالت و رحمت و عقلانیت است اما عده‌ای به گونه‌ای آن را می‌خوانند که از عقلانیت، جهالت، از رحمت، خشونت و به جای عدالت، ظلم از آن می‌خوانند. نفرین خداوند بر عالمی است که به مردم یاد ندهد چگونه قرآن را بخوانند.

اینها چگونه قرآن را می‌خوانند که از آن بوی قتل، غارت، خشونت و جنایت بیرون می‌آید. وظیفه علمای دینی چه سنی و چه شیعه است که به یک بازخوانی درست و دقیق از قرآن با رویکرد همبستگی جهانی بپردازند.

ما باید به جدایی عمل و نظر خاتمه دهیم. قرآن مبنای گفت‌و‌گو با دیگر ایده‌ها را دعوت خوانده است وقتی می‌گوید «ادعوا» یعنی دعوت کنید نه اینکه مردم را بکشید یا بکشانید. قرآن فرموده دعوت و فراخواندن برای پذیرش و گزینش آزادانه که بر سه الگوی حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن استوار است. به نظر من اهانت به نام آزادی که امر مقدس انسان معاصر است و از سوی دیگر جنایت به نام دین که عقلانی است ظلم و ستم بزرگی است که بر دین و آزادی رفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات