مریم سالاری
درگذشت ملک عبدالله، پادشاه 90 ساله سعودیها در شرایطی که سیاستهای نفتی ریاض طی ماههای گذشته قیمت طلای سیاه را با افتی 50 درصدی روبهرو کرده است، گمانهزنیهای تازهای را درخصوص سیاست جدید عربستان درباره ایران به راه انداخته است. سیاستی که قریب به اتفاق ناظران سیاسی، ریشه آن را در سالهای گذشته متوجه ایران و جایگاه رو به ارتقای آن در منطقه توصیف کردهاند. اگرچه محمدجواد ظریف در مراسم سوگواری پادشاه سعودیها حضوری کوتاه مدت اما معنادار در ریاض داشت و در بازگشت از سفرش یادآور این پیام چندباره به مقامهای سعودی شد که دولت جدید عربستان با واقعبینی زمینه همکاری با ایران را در همه حوزهها فراهم کند اما همگان آغاز فصل تازه در مناسبات تهران و ریاض را معطوف به سلسله تحولاتی اساسی در جهتگیری خارجی میراث داران ملک عبدالله میدانند.
این در حالی است که دولت یازدهم در ریلگذاری برای دستیابی به اهداف جدید سیاست خارجی خود، تنشزدایی و تقویت همکاریهای دسته جمعی که نیاز به نزدیک شدن بازیگران مهم و تأثیرگذار منطقه به یکدیگر را ضروری میکرد، هدف قرار داد. اما با وجود نگاه تازه ایران، باب مناسبات ایران و عربستان هنوز گشوده نشده است. اواخر بهار سال جاری بود که وزیر خارجه عربستان به بهانه میزبانی نشست سالانه وزیران خارجه کشورهای عضو سازمان همکاریهای اسلامی برای ظریف کارت دعوت فرستاد، دعوتنامهای که حسین امیرعبداللهیان، معاون وزیر خارجه آن را مودتآمیز خواند اما کمی بعد موضعگیری دور از انتظار سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان که ایران را متهم به مداخله در برخی کشورهای منطقه از جمله سوریه میکرد، دستور کار وزارت خارجه برای سفر ظریف به عربستان را تغییر داد. چند ماه بعد امیرعبداللهیان به عنوان نخستین مقام دیپلماتیک ایران در دولت حسن روحانی به جده سفر کرد و در این شهر با وزیر امور خارجه عربستان سعودالفیصل دیدار کرد. این سفر اما به گشایش تازهای در مناسبات ترک خورده ایران و عربستان منتهی نشد.
اختلافاتی که همچنان باقی است
روابط ایران و عربستان طی چند سال گذشته تحت تأثیر اختلاف درباره تحولات برخی از کشورهای منطقه از جمله عراق، سوریه، لبنان، یمن دچار نوسان شده است. سعودیها با دولت عراق پس از صدام روابط حسنهای نداشتهاند و برای مقابله با نفوذ ایران در عراق، تجهیز مالی و تسلیحاتی گروههای تروریستی از جمله داعش را در دستور کار خود قرار دادهاند. علمای وهابی بارها از ستیز با دولت شیعی عراق حمایت کردهاند. در همین حال جبهه منطقهای تحت رهبری عربستان با ادعای اینکه ایران، لبنان، عراق و سوریه یک هلال شیعی تشکیل دادهاند از تروریسم افراطگرایان از جمله داعش و القاعده علیه حکومت سوریه حمایت جدی کردهاند. دولت عربستان در لبنان هم با جریانهای سلفی و گروههای ضدمقاومت مانند ائتلاف 14 مارس با هدف مبارزه با حزبالله که مورد حمایت ایران قرار دارد، همراهی کرده است.
همچنین دستاوردهای سیاسی شیعیان حوثی در یمن در سپتامبر 2014 بر نگرانی سعودیها از نفوذ شیعیان در منطقه افزوده است. مرزهای مشترک و بیم از قدرتیابی حوثیها (در همجواری استانهای شیعهنشین عربستان) و الهام بخشی انقلاب اسلامی ایران برای انقلاب مردم یمن بویژه شیعیان عواملی است که سعودیها را به نقشآفرینی جدی در یمن واداشته است. حال آنکه روند رو به رشد مذاکرات هستهای که با توافقات سیاسی اولیه در ژنو همراه شد، نگرانی ریاض را از پیامدهای توافق هستهای بر بهبود روابط ایران و غرب بویژه متحد تاریخی عربستان یعنی امریکا به دنبال داشت. در کنار اینها تفاوتهای مذهبی نیز بر رقابت و تنش میان ایران و عربستان تأثیر جدی ای داشته است تا جایی که گفته میشود مسأله رهبری جهان اسلام از یک سو و اختلاف بر سر تفسیر اسلام، تأثیرگذارترین عامل بر روابط عربستان و ایران بوده است.
در چنین فضایی سیاست نفتی ریاض که به کاهش بهای نفت و خودداری این کشور از کاهش تولید منجر شده است به تیرگی روابط مهآلود ایران و عربستان دامن زده است. ریاض پس از سربرآوردن بحران تروریسم داعش در سوریه و عراق تلاش میکند بویژه در میانه گفتوگوهای هستهای ایران قیمت نفت را تا جایی که ممکن است در بازارهای جهانی پایین آورد و در نتیجه درآمدهای نفتی ایران کاهش یابد. در واقع، آنها به دنبال آن هستند تا از این طریق بتوانند نارضایتی خود را از بی نصیب ماندن در رقابتهای منطقهای با ایران جبران کنند.
صدارت سدیریها
پادشاه عربستان در چنین هنگامه حساسی از تاریخ روابط تهران- ریاض درگذشت. زمانی که این کشور با کاهش چشمگیر قیمت نفت، دامنهدار شدن بحران داعش و گسترش نفوذ ایران در خاورمیانه مواجه شده است. سلمان بن العزیز از خاندان سدیریها در حالی به تاج و تخت پادشاهی رسیده است که به نظر میرسد اوضاع نه چندان مساعد جسمانی وی عملاً به این معنا خواهد بود که جانشینان وی چتر نفوذ خود در دربار سعودی را گستردهتر کنند. نفوذی که نه تنها بر سیاست داخلی عربستان تأثیر خواهد گذاشت، بلکه ترسیم کننده نمای سیاست خارجی این کشور خواهد بود. در این میان مقرن بن عبدالعزیز، ولیعهد اول و محمد بن نایف، به عنوان ولیعهد دوم از اختیارات زیادی در دربار سعودی برخوردارند. مقرن کوچکترین فرزند عبدالعزیز بنیانگذار پادشاهی آل سعود هم اکنون در سلسله مراتب قدرت فرد شماره 2 این کشور محسوب میشود. دومین انتصاب دربار عربستان به محمد بن نایف ٥٥ ساله به عنوان ولیعهد دوم و وزیر کشور اختصاص یافته است.
وی نخستین فرد از نسل نوادگان عبدالعزیز است که محبوبیت خاصی نزد ملک عبدالله، پادشاه سعودیها داشت. سیاستمداری که دانش آموخته علم سیاست از امریکاست و تخصص وی در مهار گروههای افراطگرای منطقهای از جمله سازمان تروریستی القاعده و سرکوب آنها در حملات خونین کشور در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ با هماهنگی امنیتی امریکا به ارتقای جایگاه وی در سلسله مراتب قدرت در عربستان تأثیر زیادی گذاشته است. ناظران سیاسی بر این باورند که انتخاب وی به عنوان جانشین مقرن بن عبد العزیز خوشایند شرکای خارجی عربستان بویژه امریکا قرار خواهد گرفت. حال آنکه گفته میشود انتخاب محمد بن نایف به عنوان ولیعهد دوم پس از مرگ ملک عبدالله، تأثیر ویژهای در ترسیم سیاست خارجه عربستان سعودی خواهد داشت، بویژه اینکه وی از حمایت خاص امریکا برخوردار است و سابقه کاری خوبی در مدیریت پروندههای پیچیده از خود نشان داده است.
حضور میانهروها در دربار سعودی
در حالی که عربستان سعودی طی سالهای اخیر تلاش کرده است عرصه سیاست خارجی خود را فعال و جایگاه کشورش را در رقابتهای منطقهای با ایران تقویت کند، این تلاشها درخصوص موضوعات مهمی چون سوریه و عراق به سرانجامی نرسیده است. بعد از آنکه سیاستهای تندروانه شاهزاده بندر بن سلطان، رئیس سرویس اطلاعاتی این کشور که عهدهدار پرونده سوریه بود با نارضایتی امریکا و افزایش قدرت شبه نظامیان مخالف دولت دمشق همراه شد، پادشاه وقت سعودی مدیریت پرونده سوریه را از دست وی خارج کرد و به محمد بن نایف سپرد. کنار گذاشتن بندر بن سلطان از حلقه اصلی تصمیمگیری و سیاستگذاری ریاض تا حد زیادی به تندروی وی در مناسبات خارجی و تمایل دربار سعود به نزدیک شدن به رویکردهای دیپلماتیک در حل و فصل مسائل منطقه تعبیر شد.
با سلسله تحولاتی که بعد از درگذشت ملک عبدالله در دربار عربستان صورت گرفت، نقش محمد بن نایف در قامت یک سیاستمدار معتدل پررنگتر شده است نایف به عنوان چهرهای مبارز علیه تروریسم در جهان شناخته میشود که در موقعیت کنونی که امریکا و غرب نگران تأمین سلاح شورشیان است، میتواند کمک مؤثری برای مبارزه با جریانهای افراطی منطقه باشد صاحبنظران سیاسی بر این باورند در چنین شرایطی که امریکا مجبور به تغییر سیاستهای خود در منطقه (خروج از منطقه خاورمیانه) شده است، انتصاب محمد بن نایف به عنوان فرد شماره سه دربار، انتخابی بجا برای پیشبرد سیاستهای منطقهای جدید واشنگتن محسوب میشود.
چه آنکه در فضایی که جهتگیری سیاست خارجی امریکا درخصوص ایران به سمت و سوی کاستن از اختلافات و حل پرونده هستهای در جریان است، حضور چهرههای میانهرو و البته محافظهکار سعودی که گفته میشود مانند تمام سیاستمداران آل سعود به تهران خوشبین نیستند، زمینههای واقعگرایی را در روابط دوجانبه تهران- ریاض فراهم کند. چه بسا به دنبال همین نگاه بود که طی ماههای گذشته مقامهای سعودی درصدد کاستن از اختلافها با ایران در برخی حوزهها مانند عراق و یمن بودهاند. ریاض هم تغییر و تحولات بغداد را که به روی کار آمدن حیدرالعبادی منجر شد، پذیرفت و هم پیش از تحولات اخیر در یمن با قدرت گرفتن حوثیهایی که گرایشهایی به ایران دارند؛ مخالفت جدی نکرد. بنابراین در چنین فضایی که احتمال حل پرونده هستهای میان ایران و غرب میرود و خشونت جریان تروریستی داعش در منطقه به تهدیدی برای عربستان سعودی بدل شده است، آغاز روند همکاریهای دو طرف میتواند از یکسو به رفع تنش سیاسی و تقویت همکاریهای منطقهای و از سوی دیگر به اجرای سیاستهای جدید امریکا و خروج آبرومندانه این کشور از خاورمیانه کمک کند.